Battle Through The Heavens 5th Season

Battle Through The Heavens 5th Season

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Doupo Cangqiong S5 - 52 [AioFilm org]
A Commentary by AioFilm
🔷 Rezamxc آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-08-04
Downloads: 5
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 162 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫برگرفته از رمان خواندنی چین دیان «نبرد آسمان ها» زیر نظر گروه ادبیات چین

‫ نویسنده: تیانکان تودو

کپی رایت

کودکان لطفا با اجازه اولیای خود تماشا کنند

‫محتوای موجود در این انیمه توسط تولید مجازی کامپیوتری ساخته شده است، ‫ لطفا در زندگی واقعی تقلید نکنید

‫شیائو یان برای انتقام گرفتن از فرقه ابرهای مه آلود،

‫گروهی از تمرین‌کنندگان قوی را رهبری کرد

تا بار دیگر در مسیر بازگشت به امپراتوری جیا ما قدم بگذارند

‫در همین حال، در میان فرقه ابرهای مه آلود، یون یون،

‫ که در بازداشت خانگی قرار گرفته بود، ‫تلاش کرد تا یون شان را متقاعد کند که خانواده میتر و خانواده شیائو رو ول کنه

‫اما یون شان، مدت ها بود که نقشه ریخته بود، ‫چطور میتونست قانع ـش کنه؟

‫شیائو یان پس از دو ماه سفر،

سرانجام به مرز امپراتوری جیا ما در گذرگاه ژن گی رسید

امپراتوری جیا ما

‫من، شیائو یان،

برگشتم

رسیدیم؟

‫شگفت انگیزه!

‫بالاخره می تونیم از قایق پیاده بشیم

‫همگی،

‫سرعتون زیاد کنید!

‫یان کوچولو،

‫بعد از دو ماه پرواز،

‫این اولین باریه که تو رو اینقدر هیجان زده می بینم

‫اون موقع، وقتی که توسط فرقه ابر مه آلود تعقیب شدم،

‫اینجا جایی بود که ازشون فرار کردم.

‫در امپراتوری جیا ما فعلی، تعجب می کنم

‫که هنوز چند نفر منو یادشونه.

‫گذرگاه ژن گی، سه سال گذشت.

‫هرجند شهر تغییر نکرده،

ولی مردمش

‫باید کاملاً تغییر کرده باشن.

یه چیزی حس میکنم

هاله های مبارزه توی شهره

‫بکشش!

‫برو!

‫هیچ کدومتون به یه ورمم نیستید!

‫منگ لی،

تو واقعا جرات داری شورش کنی؟

‫اگه این موضوع به پایتخت برسه،

کل خانواده ـت سرشون به باد میره

هه

سعی نکن منو بترسونی

‫من جرأت می کنم

چون کسی ازم حمایت میکنه

‫بهت پیشنهاد میدم ‫ قدرت نظامی راحت تسلیم من کنی

‫وگرنه، امروز،

این عمارت ارباب شهر قبرستون میشه

ها

‫با این قدرت مبارز روح

‫تو هنوز هم می خوای منو بکشی؟

‫ اینقدر مغروری؟ ‫تو تازه وارد رده مبارز روح شدی

‫ارشد یو فن

لطفا حساب اینو برس

‫یون فن؟

ارشد فرقه ابر مه آلود؟

‫فرمانده مو تی،

‫خانواده مو تو هم ‫ یکی از سه خانواده بزرگ امپراتوری جیا ما هستن.

‫اگه به فرقه ابر مه آلود بیای،

‫تضمین می کنم که در آینده موفق میشی.

‫وگرنه

‫ امروز روز مرگت خواهد بود.

هه

‫فرقه ابر مه آلود در حال خیانته.

آبرو و اعتبار تون از دست میره

‫من، مو تی، ژنرال امپراتوری هستم.

‫اگه تسلیم تو بشم،

‫حتی اگه بیگانگان فراموش کنم

خودم رو به چشم حقارت نگاه میکنم

‫ما توی امپراتوری زندگی می کنیم.

‫ما باید به امپراتوری وفادار باشیم.

‫امروز، حتی اگه اینجا بمیرم،

نمی‌تونیم به فرقه ابر مه‌آلود اجازه بدیم که به راحتی از گذرگاه ژن گوی رد بشن

‫مبارزه کنید!

‫چون اصرار داری که لجبازی کنی،

این وفاداری احمقانه تو له میکنم

‫بعد از گذشت سه سال،

‫ غیرمنتظره اس ‫که فرقه ابر مه آلود اینقدر مغرور شدن.

‫این انگیزه وحشی واقعا بزرگه.

‫در امپراتوری جیا ما

‫هنوزم افرادی هستن که ‫اینطوری به فرقه ابرهای مه الود بد دهنی کنن.

‫مبارز پادشاه... مبارز امپراطور...مبارز روح (اجداد)

چه صف ترسناکی

این افراد از کجا اومدن؟

تعجب میکنم کیه که اومده؟

‫من ارشد فرقه ابر مه آلود، یون فن هستم.

‫رهبر فرقه من یون شان ـه.

‫نمیدونم اسمشو شنیدید یا نه؟

یون شان؟

‫نه تنها اسمشو نشنیدم

تازه خیلی هم باهاش آشنام

چرا این بچه اینقدر آشناست؟

‫اون زن هم....

‫تو—

‫تو شیائو یان هستی؟

‫تو هنوز زنده ای؟

‫شیائو یان؟

اون نمرده؟

دزد سابق یون شان نمرده؟

‫البته منم باید زنده باشم.

‫شیائو یان…؟

‫برادر بزرگ، مو تی، نباید نگران باشید.

موقع که اجازه دادید برگردم

همیشه خیلی خوب یادم مونده

‫حداقل دو سال،

‫حداکثر پنج سال دیگه،

‫ من، شیائو یان، برمی گردم.

‫فرمانده مو تی،

‫ این لطف رو

‫در آینده

‫به خانواده مو پس خواهم داد.

‫شیائو یان،

‫ تو-

واقعا برگشتی؟

‫شاگردان فرقه ابر مه آلود، گوش کنید.

‫رهبر فرقه دستور داده

‫شیائو یان رو دیدید،

‫باید اون رو بکشید!

‫چشم!

‫خیلیا اوج مبارز روح اند

تازه، اون دسته از نخبگان پشت سرش هنوز کاری نکردن

‫این رفیق،

‫توی سه سال، ‫ واقعاً همچنین نیروی قدرتمندی رو به دست اورده؟

این چیه ؟

‫حروم زاده!

‫جرات داری بدون مجوز نیرو جمع کنی؟ ‫(خدایی فاز موتی چیه؟)

‫به خاطر موضوع امروز،

آمادگی کافی انجام دادم

‫بچه،

‫امروز که اومدی، به فکر رفتن نباش!

‫با من بیاین.

‫ارشد یون فان، مطمئن باش.

‫امروز،

نمیتونن موج رو بشکنن

چه خبره؟

این بچه هنوز نیروی کمکی دیگه داره؟

‫واسه حل و فصل مشکلات با فرقه ابر مه‌آلود،

‫چطور میشه افراد بیشتری رو نیاورد؟

‫یان کوچولو،

کار بیرون تموم شد

‫ارشد یون فن،

‫ ما-

چیکار کنیم؟

‫منگ لی،

من اونا مطعل میکنم

تو سریع به پایتخت برگرد

‫خبر برگشتن ‫شیائو یان رو به رهبر فرقه اطلاع بده.

چشم

چی؟

‫از زندگیت دست بکش!

هه

معلوم شد می خواستی خودت فرار کنی

‫اجازه نده اون حرومزاده فرار کنه!

بزار من حسابشو برسم

‫چه سرعت ترسناکی

می خوای فقط با این سرعت فرار کنی؟

‫فقط یه مبارز پادشاه با سه ستاره ـه.

‫اگه بهت اجازه می دادم فرار کنی،

‫ چطور می تونستم کینه ام ‫ رو با یون شان برطرف کنم؟

‫شیائو یان،

‫ اگه جرات کنی منو بکشی،

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left