The first 198 lines.
پس فکر کنم تو مسیر درستیم ما فقط...
فکر کنم داریم به سمت شمال میریم
- فهمیدم. - چقدر؟
با احتیاط میریم ب جای میک برسیم
Oskar چطوره ? هنوزم داره دنبالمون میان؟
اره یکم عقبن
! یا مسیح لعنتی
خدای من
! لاستیک لعنتی
اینجا خون هست
میتونه برا هرچیزی باشه
فکر نمیکنم برا اصلاح ریشش باشه
نباید زیاد باشه حالا باید اینکارو بکنیم؟
نه
فکر میکنم تقریبا رسیدیم.
هی
فکر کنم این خونه - ست اره
صبر کن. اسکار کجاست؟
احتملا عقب افتادن
فکر نکنم اون انباری میتونست مدت زیادی
نگهش داره چند ساعت طول کشید تا پیاده به اینجا برسه
آره، و ممکنه به همهش نیاز داشته باشیم
یه گلوله مونده آره؟
آره، حرومش نمیکنم
بزن بریم بدو
هی تو میخوای همینطور ول کنی؟
نه دیگه اون از کار افتاده
با این روش زندگی جتما تنهاس درسته؟
کسیرو دورو ورش نداره
شک دارم
دنی دنی من اینجام عیسی
- چی؟ - من مطمئن نیستم!
یالا
اول از همه باید بنزین پیدا کنیم
امیدوار بودم این بیرون مخزنی چیزی باشه
ربکا
اینجا چیه؟
نمیدونم این فقط بنزین داره
نمیدونم
اوه خدای من
یه چیزی بگو.
. خالیه
به درد نخور
بیا ب گشتن ادامه بدیم
ربکا
ببین
ببین
دنی حتما اینجاست
نگاه کن
دنی؟
دنی
ربکا ! ! بگیرش
بگیر
باشه
خدا را شکر ! ما اونو بدست آوردیم.
احمق لعنتی!
بگیر. بگیر. قفل رو باز کن
ولی باید برگردیم برای قوطی جری
تو میفهمی دنی چراغ قوه رو نبر
صبر کن! برایان، برایان، خفه شو
خدای من. نرو اون تو
شوخی می کنی؟
. دنی " - ه "
ربکا! بله صبر کن
فقط صبر کن ی چراغ دیگه بیارم
لعنت
لعنتی
چراغ قوه چراغ قوه
دنی؟
دنی؟
دنی
دنی
اوه ماشین لعنتی رو ول کردن
اونا چیکار میخوان بکنن؟ موتور لعنتیرو کوک کردن؟
عوضیا
فرار نکنیا وگرنه برمیگردم و میکشمت
یالا. برو بیرون ! برو بیرون ! یالا
اوه نه نه
اوه، به خاطر خدا
نه
ب خاطر خدا زخمیم
بیا
نه نه یا لا بیا
برو تو
دنی؟
سلام؟
سلام؟
دنی؟
دنی
نه
نه یالا، برو تو
برو … اونجا
کسی رو میبینی؟
فکر میکنی کدوم طرف رفتن ?
_
اوه
اوه لعنتی تف
لعنت
اوه لعنتی تف
اوه عیسی
چیه
کجاست؟
اون فکر میکرد تو اون پایینی
نه، ربهکا ست.
اوه خدا
باید بری دنبالش
تف ب من
پس من چی؟ توچی؟
لعنت
بران این تویی؟
بران
لعنت
اوه لعنت
اه
اوه لعنت
اوه
اوه
تو وینکسی؟
مواظب باش ک کجا میری دختر
لعنت
اوه ! اوه، لعنتی
اوه....
سلام.سلام.سلام.
روز به خیر ، رفیق.
خب رفیق از اون غذا لذت بردی
اوه لعنت اوه لعنت اوه لعنت اوه لعنت لعنت لعنت
اوه اوه
اوه … من دارم میام من دارم میام !
یالا
لعنت
تو واقعا داری میری که من و ربکا رو اینجا تنها بذاری؟
ای حروم زاده لعنتی
بقا ، زنده موندن نینا بهش میگن تکامل.
اوه، احمق لعنتی
لعنتی ! لعنتی ! یه کاری کن کار کنه
لعنت
هی
بمون. بمون
برو
! حالا، برو، بگیرش دور شو
عیسی
خواهش میکنم براان. باید منو ببری
حالا خفه بران
! منو با خودت ببر، خواهش میکنم - گفتم خفه شو
! خواهش میکنم ! خواهش میکنم ! خفه شو
دنی
دنی
ربکا
اوه خدای من
اوه خدای من
با کی هستی؟
پلیس؟
نه
نه این...
چی؟
فقط من و برایان هستیم
داره میاد
نه نه نه نه
نه نمی تونم خوب حرکت کنم
هی سوخت پیدا کردیم
بران مارو میبره بیرون از اینجا
درست میشه چیزی نیست
درست میشه
اون چیز بره؟
اره سمته چپه
. تو باید اونو با این بکشی
نقشه همینه.
اوه ممنون ممنون ممنون
ممنون
میشل کجاست؟
متاسفم
هی...
هی، میخوای این مادر.... رو بگیری؟
تو چی فکر میکنی؟
اوه.....
راهه دیگه هست از این اشغال دونی بزنیم بیرون؟
من تا حالا چیزی ندیدم اون همش از اونجا میادومیره
بران لطفا
متاسفم خواهش میکنم
سلام براان کجا داری میری؟
یه دلیل بگو که چرا نباید بکشمت
میدونی، من و تو بیشتر از اون که فکرشو میکنی وجه
اشتراک داریم
خب، تو تو گروه B هستی
بی اهمیت بودن از اختلال شخصیت ضد اجتماعی
اختلال شخصیت ضداجتماعی.
بی اهمیت بودن برای احساسات دیگران
خشونت شدید، فقدان کلی گناه.
شرط گذشته طولانی داشتی
سواستفاده فیزیکی و احساسی،
احتمالا به دست پدرت.
شرور
و ب عنوانه ی کودک
تو روئات خوابت همیشه میدیدی چطور جلوش واستی
بعدش یه اردوزیستگر بیچارهی فلکزده، اتفاقی وارد
اینجا شد، خب، از خودبیخود شدی، درسته؟
پسر، چه حس خوبی داشت، اونهمه قدرت در اختیار داشته باشی
که زندگی رو از اون گرفتن …
No comments yet. Be the first to leave one.