The first 200 lines.
پیتی، حالت خوبه؟
پیتی؟
.آره، خوبم. سر خوردم فقط .بد نیست برای حمومت زیرپایی بگیری
.آره. باشه .لباس حمومه کادو بود از طرف شوهر خواهرم
.تا حالا نپوشیدمش .ببخشید که عجیبه
.بالشت هم دارم چیز دیگهای لازم نداری؟
.چرا، اینقدر بدِ این لباس حموم معرکه رو نگو
.خب، باشه مال خودت
.باشه
میگم، مطمئنی کسی از این پنجرههای بالای در نمیبینهمون؟
.آره
.طبقهی بالا هم همه چی قفله
کسی توی واحد کناری زندگی میکنه؟
نه، فقط خانوم سلویگه .که طرف دیگهست
،آدمهای زیادی نیومدن توی محله بشینن .برای همین جای خوب و آرومیه
.قلعهی تنهاییه
،همچنان به نظرم گهگاهی یه مهمونی آشنایی باشه .هیچ ضرری نداره
.نگاه کردم و صریحاً توی کتاب راهنما ممنوع نیست
!آره، شک ندارم
پسر، سه ماههی قبل به کوبل اصرار کردم ،مهمونی آشنایی بین همهی طبقهها بگیره
،گفت هر وقت حقت باشه مهمونی گیرت میاد .خدا میدونه یعنی چی
کوبل؟ - ...بعید میدونم پیشرفت چهار درصدیِ دیلن -
...برای پارک سانست کمکی بکنه
پیتی؟
حالت خوبه؟
.ببخشید. آره
.این مریضی... آدم رو سردرگم میکنه
.موقته
پارک سانست چیه؟
.نمیدونم
انگار آدم دو تا زندگی مختلف داشته .که یهویی بهم گره خوردن
ولی نسبتی که دو تا گذشته .با هم دارن خیلی داغونه
برای همین اولین روز کاریم در لومن .مثل تولد پنج سالگیمه برام
،و وقتی دو تا گذشته دارم .زمان حال هم گنگ میشه برام
.ولی گفتن بهتر میشه
کیا؟
.کسایی که میدونن جداسازی، آفت بشره
.و میخوان یه کاریش بکنن
انجمن ذهن کامل؟
بچههایی که وسط شهر برای امضا گرفتن مسخرهبازی در میارن؟ .نه، انجمن ذهن کامل مسخره رو نمیگم
.یه گروه دیگه
...خب. پس
از من چی میخوای؟
نمیخوای بدونی اون پایین چی کار میکنی؟
،خیلیخب، ببین .نمیخوام «ناجداشده» بشم
،والا منم نمیخوام «ناجداشده» بشی .چون همچین کلمهای نداریم
.بازگشت به حالت اولیه - .خیلیخب. باشه، هر چی -
.خب، برای من مثل آفت نبوده
.کمکم کرده
...خیلیخب، اگه بهای این کمک کردن بهت این باشه که
...روزی هشت ساعت بقیه رو میکُشی
و خودت هم خبر نداری چی؟
خب، اینطوره؟
.ببین، یه بخشی رو پیدا کردم .بخشی که ازش بهمون نمیگن
.بخشی که آدم نمیتونه ازش خارج بشه
مگه همهمون اینطوری نیستیم؟
.نه، منظورم اینه که جداً نمیشه ازش خارج شد .یعنی همین الان هم اون پایینن
...چطوری؟ یعنی زنجیر بستن بهشون، یا
چی؟
.اینجا حرفی ازش نمیزنم
،نمیدونم مانیتورها میکروفن دارن .یا ایروینگ یهویی میاد تو یا نه
.پیتی، توی لومن نیستیم
پس جون کدوم گوریه؟
.ببخشید مارک
جون کیه؟
جون دخترمه. بهترین بچهی روی زمینه .و گیتارنواز معرکهایه
چقدر خوشحالی که ازم خواستی اینجا بمونم؟
.وای، مارک
حالت خوبه؟
ولی خب چه جوابی داری به این مسئله بدی ناتالی ...که زنی سر کار، کمتر از یه ماه
،بعد از این که شرکتش جداسازی شد باردار شد؟
...خب، اول از همه پیشنهاد میدم اگه میخواد
،صحبت صادقانهای در مورد تجربهش بشه
.هویتش رو مشخص کنه... - ...خب وقتی شخصیت سر کارش بوده -
...چطوری بیاد صحبت کنه که... - خب، اول از همه، شخصیت سر کار؟ -
...اینطور که فهمیدم، عبارت استفاده شدهست برای
...گمونم این دقیقاً سبک بیان خودپسندانهایه که آدم
از گروهی انتظار داره .که میخواد بقیه رو از انتخابهای خودشون نجات بده
...انتخاب؟ خود درونیش انتخابی هم
خود درونی؟ این اصطلاحها رو از کجا پیدا میکنی؟
...باشه. بگو کسی که مغزش رو به دو قسمت تقسیم کرده
،این نه ارتباطی با کاری که در لومن میکنیم داره
.نه ارتباطی به هیچ فرایند جداسازیای
...متوجهم که نمیخوای جواب سوالهام رو بدی
.دارم جواب میدم - ...چون اینطوری مشخص میشه که -
.در مقولهای کاملاً غیر اخلاقی دست داری... - ...مقولهی غیر اخلاقی -
.بگو حقیقت نداره
خب، میخوام، ولی نمیتونم. متوجهی؟
،از میان آبگیر کبیر میگذرد...
،و همونطور که دیروز پیشبینی کردیم .تا بعد از ظهر ادامه پیدا میکند
خبر خوب این است که این ابرها ...در جایی بالای منطقهی گانز ناپدید میشوند
و برای دوستانمون در حوالی کیاِر .شاهد روزی آفتابی با آسمونی صاف خواهیم بود
.با این وجود، سرما در هیچ منطقهای کمتر نمیشود
...و جادهها در طول هفته و آخر هفته
.همچنان یخی باقی میمانند
،پس عازم هر جایی که هستید .با احتیاط پیش برید
.پیتی
.پاشو پیتی پیتی؟
.سلام
.صبحه. توی زیرزمین منی
.آها
.خب، میرم همونطور که گفتی کار کنم .اگه خواستی همینجا بمون
...فقط میخواستم بگم که
نمیخوام به حالت اولیه برگردم، خب؟
.باشه
چند سال پیش خانومم رو توی تصادف ماشین .از دست دادم
این قضیه... کمکم میکنه، میدونی؟
.متاسفم مارک - .نه، نه، نه. نه -
...یه وقتایی بود
.که با چشمهای قرمز میومدی سر کار
یه شوخیای میکردیم .که به آسانسور حساسیت داری
.شعر هم بود براش
.ولی همیشه در عجب بودم
.درد و عذاب همراهته
.تو هم در اعماق دلت حسش میکنی .فقط نمیدونی چیه
.باشه
.هر چی خواستی از یخچال بردار
.حدودای ساعت 6 برمیگردم
!سلام
.سلام - !مارک، خیلی برای سر و صدا ببخشید -
.یخ جلوی پلکان خونهم رو آب میکنم
.خیالی نیست. بازم برای شیرینیها ممنون
!بازم میارم
.لطف میکنین
آقای اسکوت، حالت چطوره؟ - .سلام جود -
.یه کاری کردم .عددهای ترسناک رو حذف کردم
کِی؟
.دیروز. نبودی - جدی؟ -
آره. دیلن به جای تو تمرینش داد .و خیلی هم موفق بود
.انگار وزنت کم شده مارک یعنی مسمومیت غذایی بوده؟
.خوش اومدی رئیس عکسهای جدید رسیدن؟
.چه خوب. بالاخره میشه از شر عکسهای قدیمی خلاص شد
،برای من نذاری بهتره .چون درخواست استعفا دادم
درخواست رو فرستادی؟ - .آره -
خوبه. اینطوری دیگه نمیفرستنت .اتاق استراحت
.سلام پالایشگرها
.سلام آقای میلچک
.مارک، دیروز با خود بیرونیت حرف زدم
خیلی داغون شده بود .که نیومده سر کار
،ولی الان که اینجایی
،میشه به عنوان سرپرست بخش اعلامیههای اولین صبح کاریت رو بخونی؟
.حتماً
.من توی حضار نباشم راحتتره
قدیما برای مارک جالب بود .که در اعلامیههای پیتی خللی ایجاد کنه
.با صدای خنده و کیف کردن
.خب، همگی سکوت کنین .من مارکم. اعلامیهدهندهی جدیدتون
.فقط چند تا مورد
چرا عجیب وایستادی؟ .عادی بایست
.خـ... خیلی هم خوب وایستادم
معذبی؟ میخوای اونور رو نگاه کنیم؟
.خیلیخب، توی سطل بازیافت یه مقدار زباله بوده
.لطفاً دوستان. همچین کاری نکنین
،یادآوری کنم .یادداشتهای چسبان رو به صورتتون نچسبونین
.روزنههای پوست خود بیرونیتون رو میبندن
.به خاطر من میگه .یه شخصیت محبوبی دارم به اسم سَرچَسبان
درضمن، لطفاً دیگه پُزِ مهمونیهای وافلیای که قبلاً به دست آوردین ندین، باشه؟
.حس میکنم بهم حمله شده
...و در نهایت
خب، تا حالا ندیدم درخواست استعفایی .به این زودی جواب داده بشه
امروز رو باید تموم کنم یا میشه از همین الان برم دیگه؟
...در نهایت، با درخواست استعفای هلی
.موافقت نشد...
.نه، فکر نکنم درست باشه
.منِ بیرونی همچین کاری نمیکنه
...میدونی، پیتی قبلاً میگفت
.خیلی باحاله
پاورچین پاورچین یواشکی برم تا جای در؟
.سر کاره عزیزم. مهم نیست - از کجا میدونی؟ -
.چون ماشینش اینجا نیست - .شاید جیم زده -
میشه بری بذاریش؟ .چون دستشوییم گرفته
.آره
جلوی در یا کنار دیوار؟
.هر جا بذاری خوبه
به نظرت غافلگیر میشه؟ - .آره -
.عزیزم، میذارمش کنار دیوار
.عالی
.محشر شد - .خوبه -
.حرف نداره - .آره -
.حسابی هیجانزده میشه
.آره - .امیدوارم زودتر بیاد خونه -
.زودتر نمیاد
میگم، اون چیه؟ سودوکو؟
.چیز خاصی نیست
چی میکشیدی؟
.برگشتن تو به سر کار رو میکشیدم .به سبک کوبیسم
.خیلیخب، دو تا نکته اول که، از کجا میدونی سبک کوبیسم چطوریه؟
و دوم، این چیه پوشیدی؟
.وای
.نه
بله؟
بعد از اعلامیه چی بهش گفت؟
.نه، چندان بد نیست
.فقط یهکم با عصبانیت گفت
مستقیماً ازش تعریف کردی؟
.اوهوم. اوهوم
.دارم میام
میگم، هلی؟
.برو رد کارت
حالت خوبه؟ - .خوبم -
.خب، 45 دقیقه شده ها
No comments yet. Be the first to leave one.