The first 200 lines.
جان، میشه دعا بخونی؟
خداوند بزرگ، ممنون که این غذا رو بهمون دادی...
و میذاری بهت خدمت کنیم...
و لطفا کاری کن حواسمون...
به نیاز و احساسات بقیه هم باشه، آمین
امشب خدا فقط همینا رو داده؟
هیچی برای پدرت نمیگی؟
و لطفا کمک کن بابا اسب دزدهای بزدل رو پیدا کنه...
و از نزدیکترین درخت دارشون بزنه
فکر میکنی خندهداره؟
برای آسیب زدن به کسی نباید دعا کنی، پسرم
دعا میکنی که پدرت...
و مردانی که باهاش هستن، به سلامت برسن خونه و پیش ما
باید چنین دعایی بکنی
و فقط همین دعا رو، فهمیدی؟
بله، خانم
حالا دوباره بگو
خداوند بزرگ، لطفا مراقب پدرمون باشه...
که رفته با نام تو عدالت رو اجرا کنه. آمین
امین
دارن میرن سمت درختها!
بتونن پناه بگیرن، ما رو تیکه پاره میکنن!
سریعتر برو، لعنتی!
خدایا!
بذار نزدیک بشن!
واینستین!
خدایا!
بس کن!
نزن، لعنت خدا بهت!
جیغ میکشی
تیر خوردی؟
یه حرومزاده سوراخم کرد
با اون میخوای چه کار کنی؟
جارش بزنم
باشه
برام مهم نیست زنده بمونی یا بمیری، اما اگه زنده موندی...
در مورد من بهشون بگو
به کی؟
هر کسی که مثل تو باشه
باشه
سلام
خدای مهربون
چی شد؟ چی شده؟
اتفاقی که باید میافتاد
نه!
مال من نیست
بیا داخل. بیا داخل
نمیخوام کف خونهتو پر از خون کنم...
همین بیرون لباسهامو درمیارم
اهمیتی به کف خونهم نمیدم!
- اسپنسر! آب بجوشون - لباسهامو درمیارم
برو به مامانت کمک کن
به مامانت کمک کن
لعنتی
نباید بذاری اینجا بمیرم
اونا زنده نمیمونن
جیمز دیلارد؟ بیا تو
لعنتی
بیا داخل
خدایا. نه!
نه!
:تـــرجـــمـــه « Highbury و AbG ســــروش »
Sync: AliNet
این فضا برات کافیه، عزیزم؟
نظرت چیه؟
من کلاً پنج تا پیرهن دارم با یه جفت چکمه، بث
تو بهترین مرد دنیایی
باید برم سر کار
آره. منم
پسرم...
- میتونی شکستش بدی - چطوری؟
چطوری شکستش بدم؟
تمام سیاستمدارهای ایالت بهش مدیونن
تنها چیزی که داشتم اسم معروف بود
اما اسم اونه
حالا اونو هم گرفت
پسرم...
میخواد از همه چی علیه من استفاده کنه
از تو علیه من استفاده میکنه
نمیکنه
آره حتما نمیکنه
میدونم تمام اجساد کجا دفن شدن...
آره، چون من دفنشون کردم
شاید اینطور باشه، اما تو اونا رو نکشتی
یه جلسه باهاش بذار...
تا خودتون دو تا تصمیم بگیرین حد و حدود تا کجاست
بالاخره همه میفهمن تو کی هستی
بذار همه بفهمن
به همه میگیم من کی هستم
خودمون کنترلش میکنیم
هر کاری کردم در دفاع از تنها بچهم بوده
همه باید اینو بدونن
دادستان کلی. میتونی جلوی سوابق رو بگیری
فقط یه قاضی میتونه جلوی سوابق رو بگیره
کدوم قاضی بهت بدهکاره؟
هیچکدوم
پس یکی پیدا کن یا درستش کن. هر کدوم که سریعتره
احمقم که حتی به این فکر افتادم؟
احمق اونه، جیمی
کی میخوای بهش رای بده؟
طرفداران محیطزیست؟
مهاجرهای نیویورک یا لسآنجلس؟
برای اونا، اون نماینده تمام چیزایی در این دنیاست...
که یاد گرفتن ازش متنفر باشن
یه سفیدپوست شصت ساله زمیندار
از هر چی که هست علیهش استفاده کن
پدرت بیشتر از همه نسبت به چی طمع داره؟
قدرت
و کدوم مقام بیشترین قدرت رو در این ایالت داره؟
رئیس انجمن دامداری؟
فرماندار
پس، اگه قدرت میخواد، چرا قبلا نرفته دنبالش؟
چون میدونه نمیتونه برنده بشه، جیمی
برای فرمانداری پا پیش جلو نذاشته میخواد با تو در بیافته
و به محض اینکه بکشی کنار...
یه نامزد پیدا میکنه تا بذاره جای خودش
بلوف میزنه، جیمی
امتحانش کن
آره
باشه
آره، یه کنفرانس مطبوعاتی میذاریم
من که میگم به اتهام ورود بیاجازه و تخریب اموال...
خصوصی دستگیرشون کنیم
لطف کردی اومدی پیش ما
شرمنده. معترضان جاده رو بستن
یکم طول کشید دورشون بزنم
یه جاده عمومی رو بستن
کلانتری هیچ اقدامی صورت نمیده؟
دوازده تا معاون میخوان...
با 350 نفر معترض چه کار کنن؟
دفتر دادستانی کل و...
دفتر فرمانداری رو برام بگیر
این اعتراض نیست. اشغال به حساب میاد
با دادستان بخش حرف بزنم. میخوام امروز متهم بشن
خب، اگه جات بودم، احتیاط میکردم
همین کم مونده این آدمها...
به دوستاشون در نیویورک با فیسبوک ارتباط برقرار کنن...
و بعد کلی معترض میریزن بیرون ساختمونمون...
در وال استریت و تمام کشور خبرش رو میشنون
پیشنهاد میدی هیچ کاری نکنیم؟
نه، پیشنهاد میدم مراقب باشیم
اولین کاری که میکردم دور کردن رسانهها از اونجا بود
نمیتونیم به رسانهها بگیم برن
معلومه که میتونی. ملک خصوصیه، مگه نه؟
وقتی رسانهها رو انداختیم بیرون...
دیگه لازم نیست احتیاط کنیم
و بعدش؟
وقتی رسانهها رفتن، میتونین اونا رو متهم کنین، درسته؟
و بعدش کلانتری...
اونا رو از موهاشون میگیره و میندازشونب بیرون
بیرون کردن رسانهها باعث جلب توجه بیشتری میشه
بیرون کردن رسانهها داستان میشه
بذار هر چقدر میخوان به خاطرش غر بزنن
مردم مونتانا از اخبار بد خوششون نمیاد
به اینجا فرار کردن تا از این مزخرفات فرار کنن
میخوان بدونن هوا چطوریه...
میخوان بدونن نمایش سوارکاری کی شروع میشه...
و میخوان بدونن بابکتها با کی بازی میکنن
اگه دنبال اخبار بد باشن، سیانان رو تماشا میکنن
و سیانان اینجا نیست
خب، بعید میدونم نیمه نیویورکی من بتونه به این حرف اعتماد کنه
خب، الان توی نیویورک نیستی، رفیق
غرایز تو اینجا هیچ ارزشی ندارن
الیس، به رسانهها خبر بده از ملک ما برن بیرون
خودم انجامش میدم
حرف یه محلی رو راحتتر قبول میکنن
اسبها!
تامپیکو
- به نظر خوب میاد - آره
- اسب کهر؟ - آره
استرینگبین، به نظرت از پسش برمیاد؟
بله، قربان
ممنونم
بزن بریم، بریم
چشم، قربان
باشه
دورش طناب انداختی؟
خب گرفتیش
- اسبها - کرلی بیل اون پشته
- تموم شد؟ کمکت میکنم - گرفتمش
آفرین بهت
همونی که چنس کلاهشو روش از دست داد؟
- اینم از کرلی بیل؟ - بله، قربان
پسر، بهتره صبح کلاهتو محکم گذاشته باشی روی سرت، جیمی
بفرما. بیا بگیر
باشه. ممنونم
سلام، گاوچرون
حموم لازم شدی
آره، امروز حقشه، نه؟
منظورم اسب نبود
آره، شاید منم حقم باشه
خب، اون شامی که بهم بدهکاری چی شد
درسته، بهت بدهکارم
من که خیلی گرسنمه
خب، همونطور که گفتی، باید دوش بگیرم
باشه. خب، بعد از دوشت
فکر خوبیه، اما...
تا کاروانم دو ساعت راهه
دوش همونطرفه
آره، هست
No comments yet. Be the first to leave one.