Zorro

Zorro

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Zorro 1957 S02E19 Legend of Zorro The 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-XiBiU
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 19 Zorro.1957 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 194 lines.

بعد از ازدواج با مارگاریتا، ۱۰ هزار هکتار زمین خواهم داشت.

هزار رأس گاو.

نیازی به این همه طمع نیست. یه مرد بیشتر از این نمی‌خواد.

البته، این دلیل ازدواجت با مارگاریتا نیست، درسته؟

چون اون خیلی ثروتمنده؟ ما برای هم ساخته شدیم.

تو و مارگاریتا؟

یا، اوه، تو و گاوها و ۱۰ هزار هکتار زمین؟

همه‌مون با هم. همه‌اش بخشی از یه تصویره.

و چه تصویر زیبایی هم هست، دیه‌گو.

بگو ببینم، آیا این تصویر باز هم اینقدر زیبا بود

اگه اون قاب طلایی رو دورش نداشت؟

آخ، اما نکته اینجاست که اون این چیزها رو داره.

و من واقعاً می‌خوام باهاش ازدواج کنم.

و اگه نمی‌خوای کمک کنی فرار کنیم، ما بدون تو هم کارمون رو پیش می‌بریم.

ما فرار می‌کنیم و همین الان ازدواج می‌کنیم.

تا وقتی زورو از این قضیه باخبر بشه، ما دیگه ازدواج کردیم.

اونوقت دیگه چی کار می‌تونه بکنه، ها؟

تعجب می‌کنی اگه بدونی زورو چقدر زود از همه چی باخبر می‌شه.

چیزهایی مثل این.

استودیو والت دیزنی تقدیم می‌کند: زورو.

با بازی گای ویلیامز و سزار رومرو.

عمو استیون، از همین حالا از تخت بلند شدی؟

تازه ظهر شده.

مارگاریتا اومده بود دیدنش.

چاره‌ای نداشت. آخ.

دیه‌گو.

زورو کارهای زیادی در مقابل مشکلات عظیم انجام داده.

چرا نمی‌تونه یه کار ساده مثل فرستادن استیون به اسپانیا رو انجام بده؟

اون مرد خیلی مصممیه.

می‌ترسم باید یاد بگیریم باهاش کنار بیایم.

برای همیشه.

آه، دیه‌گو.

ازت پرسیدم، اما پدرت گفت به دهکده رفتی.

به خاطر یه دلیل احمقانه.

خب، این یکی از خطرات مفید بودن برای جامعه‌ست.

مجبور بودم برای فروش چند تا پوست هماهنگ کنم.

اوه. چه کار کثیفیه.

آخ، ولی یه جور موسیقی خاصی توی صدای تق‌تق سکه‌های طلا هست.

استیون یه فکری داره که می‌خواد باهات در میون بذاره، دیه‌گو. بهش بگو.

من به ال زورو فکر می‌کردم.

و تلاش‌هاش برای جلوگیری از ازدواج من با مارگاریتا.

فقط یه جواب می‌تونه داشته باشه.

حتماً خودش عاشق مارگاریتاست.

فکر کردم این ممکنه یه سرنخ برای هویتش باشه.

متأسفانه عمو، این می‌تونه در مورد تقریباً هر مرد جوونی صدق کنه

که تا به حال مارگاریتا رو دیده.

ممنون. بله.

اما داشتم به اینجا می‌رسیدم.

من متوجه شدم، دیه‌گو، که، اوه...

زورو هیچ‌وقت وقتی تو با اونی، ظاهر نمی‌شه.

منظورت چیه؟

خب، این زورو، هر کی که هست، ظاهراً به تو حسادت نمی‌کنه.

می‌دونی، مطمئن نیستم این تعریف باشه، عمو.

به هر حال، زورو احمقه اگه به من حسادت کنه.

نقشه‌ات رو بهش بگو.

باشه.

حالا، فرض کن تو و مارگاریتا می‌رین اسب‌سواری، ها؟

و فرض کن همین‌طور تصادفی به سمت جنوب می‌رین.

به طرف کلیسای سن خوان کاپیسترانو.

مارگاریتا و من؟ -بله.

و بعد، فرض کن که، اوه...

من تنها به یه جهت دیگه اسب‌سواری کنم.

و بعد دور بزنم و تو رو توی کاپیسترانو ملاقات کنم.

نمی‌بینی؟

قبل از اینکه زورو بفهمه چه خبره، من و مارگاریتا می‌تونیم ازدواج کنیم.

و تو هم می‌تونی ساقدوش داماد باشی.

اگه عمو استیون اینقدر از زورو می‌ترسه

که نمی‌تونه عروس آینده‌اش رو تا محراب همراهی کنه

دیگه زیاد جای سؤال نیست که ساقدوش داماد کیه.

مسئله ترس از زورو نیست،

دیه‌گو.

دیه‌گو، می‌دونم که تو و پدرت خیلی...

خیلی مشتاق این ازدواج نبودین.

اما فکر می‌کنی اگه ازش بخوایم، میاد؟

چرا امتحان نمی‌کنی و ببینی؟ توی حیاطه.

ببخشید یه لحظه. -بله، بله.

مارگاریتا. -بله.

عمو استیون مرد فوق‌العاده‌ایه.

اما اون به چیزها اون‌طور که ما نگاه می‌کنیم، نگاه نمی‌کنه.

می‌ترسم یه کم شیطونه.

برام مهم نیست. فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت تو زندگیم انقدر بهم خوش گذشته باشه

مثل وقتی که با اون بودم.

هیچ‌وقت کسی رو ندیدم که اینقدر... اینقدر سرزنده باشه.

اینقدر عاشق موسیقی و خنده و هر چیز زیبایی.

دیه‌گو، متأسفم. منظورم اون‌جوری که به نظر می‌رسید نبود.

منظورم این نبود که اون عاشق منه.

می‌دونم.

و اون عاشقه منه.

خب، موافق نیستی؟

بله، موافقم.

تا جایی که من می‌دونم، عمو استیون همه رو دوست داره.

چیزی که من می‌گم اینه که ثابت کن عاشق دختری.

ثابت کن که لیاقتشو داری

اون‌وقت همه بهت دعای خیر می‌کنن

خودم، پدرش، حتی زورو

وقتی از خواهرم خواستگاری کردی،

یادم نمیاد که مجبور شده باشی خودتو به پدرم ثابت کنی

یا به من، یا به یه یاغی که سرش جایزه گذاشتن

اون فرق می‌کرد

من یه "دِ لا وگا" بودم

بله

می‌دونی چی کار می‌کنم؟

به یاد خواهرت،

خدا روحشو شاد کنه

بهت یه فرصت می‌دم تا خودتو ثابت کنی

بهت یه مقدار زمین می‌دم، شاید چند صد جریب

چند رأس گاو هم برای پر کردنش

بهت فرصت می‌دم تا نشون بدی می‌تونی یه "کالیفرنیانو" باشی

مردی با اصالت و ثبات

یه "هَسِندادو"

یه "هَسِندادو"، هان؟

پوست‌های درهم‌وبرهم رو بفروشم

در ازای کیسه‌های سکه طلا که چه موسیقی قشنگی دارن

این چیه؟ متوجه منظورت نیستم

این روز رو تو دفتر خاطراتت ثبت کن، برادرِ همسرم

سنگ غلتان دیگه غلت نخورد و وایستاد

و ایشالا خزه روش ضخیم و سبز بشه

و زود

اوایل بهار اونجا رو باید ببینی

پر از گل‌های وحشی

کی می‌تونه سرزنششون کنه اگه یکم وحشی باشن

وقتی تو یه همچین جایی بزرگ می‌شن

حتی یه ساختمون هم تو ملک هست. دنبالم بیا

کسی میل داره یه نوشیدنی خوب از شن خنک بخوره؟

اون یه چاه قدیمیه، اِستِبان

سال‌هاست که ازش استفاده نشده

می‌فهمم چرا آدم ممکنه عادت استفاده ازش رو از دست بده

فکر می‌کنی خانواده من از اول بهتر از این داشتن؟

فکر می‌کنی زمین‌دارهایی که اینجا اومدن "هَسِندادو"هاشون از قبل ساخته شده بود؟

گله‌هاشون جاافتاده بود؟

تو از نسل محکم و سرسختی هستی، آلخاندرو. اینو بارها گفتم

بهت می‌گم، پدربزرگ من مرد خوشحالی می‌شد

اگه همه اینا رو برای شروع داشت

پدربزرگ من تو یه کلبه گلی بدون سقف یا پنجره به دنیا اومد

این برای اون یه قصر بود

اوه، لطفا، همه

قصد بی‌ادبی ندارم

اما، اِ، اشکالی نداره اگه برای یه مدت برید و منو تنها بذارید؟

این ممکنه یه نقطه عطف تو زندگیم باشه

می‌خوام فرصت فکر کردن داشته باشم

می‌فهمم چه حسی داری، اِستِبان

این یه روز بزرگ تو زندگی یه مرده

وقتی با خودش می‌گه: "این مال منه،

تو تمام دنیا، با تمام مردمش،

این به من تعلق داره."

این مال منه

به سلامتیش می‌نوشم

اینم یارانه دولتی که پدربزرگم دریافت کرد

دو تا مادیون، دو تا گاو با یه گوساله، دو تا میش، دو تا بز ماده

به علاوه یه جفت گاو نر یا ورزا

تقریبا زیادی به نظر می‌رسه!

از اون شروع، ما یکی از بهترین گله‌ها رو ایجاد کردیم

تو کل کالیفرنیا. ولی شما سه نسل طول کشید

من که انتظار ندارم اینقدر عمر کنم!

خب، چی می‌خوای، اِستِبان؟

من دارم زمین، گاوها، تجهیزات رو بهت می‌دم

هیچ‌وقت لازم نیست اینو پس بدی

هیچ شرط و شروطی هم نداره

فکر می‌کنی منصف نیستم؟

اوه، نه، آلخاندرو. تو بیشتر از سخاوتمندی

خب، پس چی می‌خوای؟

تو یه مرد اهل مسابقه و شرط بندی هستی، نه، آلخاندرو؟

این چه ربطی به بحث ما داره؟ فقط جواب بده

مخالف نیستین که یه ریسک ورزشی بکنین؟

خب، فکر نکنم، تو بعضی موقعیت‌ها

من یه مرد جوون نیستم، آلخاندرو

سال‌ها و سال‌ها وقت ندارم

که یه ملک بزرگ از این بسازم

این شروع خیلی سخاوتمندانه

به من یه شانس ورزشی بده

من سر همه این چیزایی که بهم پیشنهاد می‌دی باهات شرط می‌بندم

دو برابر یا هیچی

چی؟ این مثل اینه که دارم با خودم قمار می‌کنم

ولی خودت گفتی هیچ شرط و شروطی نداره

چه فرقی می‌کنه؟

یه پیشنهاد ساده‌ست: دو برابر یا هیچی

باشه

شیر یا خط؟ تو بگو. شیر

خب، حدس می‌زنم این روز شانس توئه. تو بردی

این چه جور سکه‌ایه؟

حتی تو هم، آلخاندرو؟

یه "فِلورِنتَوو" اسپانیایی رو نمی‌شناسی؟

ولی چطور شیر یا خط رو تشخیص می‌دی؟ من فرقی نمی‌بینم. مـ...

خب، اینجا چی داریم؟ اوه، هیچی نیست

فقط یه شرط‌بندی کوچیک خصوصی داریم

این سکه است، دیه‌گو

من تا حالا تو کالیفرنیا همچین سکه‌ای ندیدم

چی صداش کردی؟ "فِلورِنتَوو"؟ آره

آیا تو اسپانیا همچین سکه‌ای دیدی وقتی اونجا بودی؟

چرا، بله. این یه مدال یادبود فلورانسیه

ارزش پولی نداره. اِ، ببخشید

باید برم بالا تو اتاقم

آیا عمو استوان سعی کرد این رو خرج کنه؟ نه.

اگه سکه نیست، پس شیر یا خط نداره.

Zorro subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left