The first 21 lines.
© PERSHAWOLSUB By Taenia
اگه چشم هام رو ببندم
اگه گوش هام رو بگیرم
میتونم که فراموش کنم؟
حالا دیگه چیزی نمیبینم
و نمیتونم دوباره بشنومت
هرچه قدر بیشتر ازت متنفر میشم و کینه به دل میگیرم
بیشتر رقت انگیز میشم
میگن با اولین بارش برق زمستونی میتونم فراموش کنم
اما فقط فصل منه که از حرکت ایستاده
دوستم داشته باش
درکم کن
توی یه خواب زمستونی
درست مثل شکوفه ی برف سفید
تو با لبخندی درخشان به سمتم میدوی
حتی سکوت طولانی اون روز هامون باعث میشد قلبم بتپه
اما از یه جایی به بعد
روزهای من طولانی و شب هام خسته کننده شدن
با اینکه تو همیشه کنارم بودی
من بیشتر به خودم اهمیت میدادم
گاهی مخفیانه به این فکر میکردم که
No comments yet. Be the first to leave one.