Release info

[AnimWorld] Genjitsu Shugi Yuusha no Oukoku Saikenki s01 e19 [ECHELON & RA]
A Commentary by ECHELON_aw

Tags

TS
Published on: 2022-04-29
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 175 lines.

تقویم قاره ای اوایل نوامبر 1546

!برنامه چطوری پیش میره؟

.بله، طرح مرحله به مرحله داره پیش میره

!حتی میشه گفت ... به خوبی داره پیش میره

.یکم مرموز به نظر میرسه !احیاناً چیزی هست که باید نگرانش باشم؟

!اصلاً هیچ مانعی توی پیشرفت برنامه دیده نمیشه

مثل این میمونه که انگاری یکی .جاده رو برامون هموار میکنه

،تو اینجور موارد

احتمال اینکه اوضاع یهویی برعکس .بشه خیلی زیاده

یجورای دوست دارم از موقعیت های ،غیر قابل پبش بینی اجتناب کنم

!ولی تو موقعیت فعلی نمیشه عقب نشینی کرد، مگه نه؟

.نه

.برنامه رو نمیشه تغییر داد

،هر تغییری رو به دقت زیر نظر بگیرید .و برنامه رو با هوشیاری کامل پیش ببرید

.به روی چشم

!اعلیحضرت

!برا چی اینقدر عجله داری؟

.نخست وزیر از بابت ایجاد وقفه معذرت میخوام

!خب، موضوع چیه، لودوین؟

!یکی از آشناهام یه کار وحشتناکی انجام داده

!کار وحشتناک؟

با اینحال ادامه بده

پیوند ما عمیقا به طرف چپ سینه‌ام چسبیده شده

ما از یه شادی زودگذر ،بعد از پشت سر گذاشتن یه مه لذت میبریم

تا وقتی که دیدمون دوباره مبهم بشه

با خیانت تلخ، از سرنوشت خود بدمون میاد

ولی چرا همچنان سحر میاید؟

چشمان‌مون رو می بندیم و تلاش میکنیم به یاد بیاریم

لحظه ی توقف آشنایی‌مون

از صفر بی کران تا بی نهایت

رویا دیدن ضربان قلب باوره

ما به تنهایی و دوتایی باهم حرکت میکنیم

جا نمونی، قدم های کوچک و خستگی ناپذیر ما

قلمرو های ناشناخته رو برای هرکدوم از ما کشف میکنند

بدون که هیچ وقت نمیذاریم رویاهامون ناکام بمیرن

رده های اشکی که از گونه های ما فرو میریزد ستارگان دنباله دار هستند

ما میخوایم اونا رو بگیریم

تا تنور داغه نون رو بچسبون

!پس طرف دوست دوران بچگی لودوین ـه؟

آره، اسمش رو هم گذاشتن دانشمند .دیوانه ارتش ممنوعه

ارتش ممنوعه ... انگار !قبلاً یه چیزایی در موردش شنیده بودم

!گاراژ؟

.آه، چیزی نیست

!لودوین، این دیگه چیه؟

.ورودی سیاه چاله، اعلیحضرت

سیاه چال؟! منظورت از سیاه چال !همون سیاه چاله؟

!ولی چرا اینقدر مصنوعی به نظر میرسه؟

.انواع مختلفی ازشون هست تو زیرزمین دژها

غارهای وجود داره که سنگ فرش شده

حتی فضاهای اسرارآمیزی هست .که کاملاً با فلز محصور شدن

،اینجا یه سیاه چال متروکه ست

که توسط خاندان سلطنتی واگذار شده و تبدیل شده به مرکز تحقیقاتی

!و الان خانواده مرموز ماکسول اینجا زندگی میکنن

.جینیا؟! منم، لودوین آرکس

!جینیا؟! حالت خوبه؟

لو، از اونجایی که یهویی حرف زدن حواسم .پرت شد زدم یه چیزایی رو بهم ریختم

وای، خوشحالم که هیچ ماده شیمایی .خطرناکی تو بند و بساطم نبود

.این آهنه

!چیکار میکنی؟

،چی؟! کف زمین داره می‌درخشه !بنظرتون عجیب نمیاد؟

.بدون شک کار جادوئه

از اونجایی که تمام کارها رو با ،جادو انجام میدن

دیدن این چیزا براشون زیاد !شگفت آور نیست

،اینجا پایین‌ترین طبقه‌ست .که آزمایشگاه جینیا توش قرار داره

!اینجا دیگه چجور جایی ـه؟

... اعلیحضرت

.اینم از آزمایشگاه جینیا

.بله بله، دارم میام، لو

.سلام، لو خوشحالم که اومدی

!اون دو نفر دیگه کین؟

،هی! اینقدر بی ادب نباش !ایشون پادشاه سوما و پرنسس لیشیا هستن

.من به شدت از این بابت متاسفم !اعلیحضرت، شاهزاده خانم

.آه، حق با توئه

حالا که دقیق‌تر نگاه می‌کنم، صورتت رو همیشه .توی برنامه‌های سنگ اطلاعاع رسانی میدیدم

.دیدن شما مایه افتخارـه، اعلیحضرت .اسم من جینیا ماکسوله

،پادشاه موقت پادشاهی الفریدن !سوما کازویا هستم

... ایشون نامزد بنده

.لیشیا الفریدن هستم

به خوبی ازش مطلع ام. با کمال احترام برای .جناب عالی آرزوی سلامتی دارم

.لازم نیست اینقدر رسمی باهامون برخورد کنی

هر چی نباشه ما بدون اطلاع قبلی .مزاحمت شدیم

.پس با خیال راحت باهمون حرف بزن

!اوه، واقعاً؟! پس با کمال میل همین کارو میکنم

!جـ...جینیا؟

.اشکالی نداره

... و...ولی قربان

خوشحال میشم بعداً به اون چیز !وحشتناک نگاه کنم

!در حال حاضر، خود جینیا بیشتر چشم رو گرفته

از اینکه سرپا اینجا وایسیم خیلی متنفرم .پس بیایید تو، براتون قهوه درست می‌کنم

.بذارید یکبار دیگه خودم رو معرفی کنم ،من جینیا ماکسول

.محقق، دانشمند و مخترع هستم

همچنین، حدس میزنم یکی از .جادوگرهای ارتش ممنوعه هستم

،توی بخش توسعه سلاح کار می‌کردم

ولی اتفاقات افتاد که .باعث شد اخراجم کنن

!چیکار کردی؟

.اون یه چیز باورنکردنی ساخته بود

شما می‌دونید که بخاطر جنگ !زمین‌های کشاورزی از بین میره، مگه نه؟

به همین از دونه‌ی گیاهانی که سریع رشد میکنن، نوک پیکان درست کردم

و بعد از هر جنگی اون منطقه .بلافاصله سرسبز میشه

درختکاری تو میدون جنگ؟! این یکم !دور از عقلانیت ـه، مگه نه؟

... از اینکه بخوام خودستایی کنم متنفرم

.ولی به نظرم ایده خوبی بود

،ولی برای تسریع رشد گیاهان

.نباید اونا رو با جادوی نور محسور میکردم

!یادم اومد

!دانشمند دیوانه ارتش ممنوعه !پس اون کار زیر سر تو بود، درسته؟

!هووم؟

زیاد مطمئن نیستم که بخوام در موردش !بپرسم، ولی چه اتفاقی افتاد؟

،ببین، قبل از اینکه تو رو احضار کنن

یکی از زمین‌های تمرین و آزمایشگاه متصل بهش

.توسط انبوهی از درختان بلعیده شد

هرگز فکر نمی‌کردم یهویی .همچنین اتفاقی بیفته

... درسته

.جینیا، دوباره شروع نکن

.یجورایی از جو سازمان توسعه سلاح‌ها خوشم نمیومد

از اینکه همه یجور فکر کنن خیلی !عجیب به نظر میرسه، مگه نه؟

باید آزادی عقاید بیشتری وجود !داشته باشه، مگه نه؟

من معتقدم بهترین اختراعات .از ایده‌های آزاد نشات میگیره

لودوین، مطمئناً سر و کله زدن !باهاش خیلی سخته، مگه نه؟

!اعلیحضرت

در ضمن اعلیحضرت ... میدونی !ماکسول‌ها چجور خانواده‌هایی هستن؟

آه، خانواده ایشون

!روی اشیاء بدست اومده از سیاه چال‌ها تحقیق می‌کنه

آره، خاندان من چندین نسل که روی .اشیاء دارن تحقیق می کنن

،و بعد این همه سال تحقیقات

متوجه چیزی شدیم که هنوز .برامون یکم مبهمه

!یه چیزی؟

.یه قانون طبیعی مستقل از جادو

!قانون طبیعی مستقل؟

پادشاه، شما زیاد از جواهر اطلاع رسانی استفاده !می‌کنید، مگه نه؟

!تا حالا متوجه شدی که از چه جنسی هستن؟

آره، تا اونجایی که می‌دونم اونا ،آثار باستانی هستن که توی سیاه چال‌ها کشف شدن

،و جادوی ارواح باد سیلف

و ارواح آب اوندینه توشون !محبوس شده، مگه نه؟

.و به این ترتیب تصاویر و صداها رو منتقل میکنن

.توی تعاریف‌تون دوتا اشکال جزئی موجوده

!اشکال؟

اولین اشتباه برمیگرده به محبوس بودن

.جادوی ارواح باد سیلف و ارواح آبی اوندینه

!ولی ارواح وجود خارجی دارن، مگه نه؟

تا حالا شخصاً هرگز ندیدمشون، ولی .ارواح مال دنیای اساطیر هستن

بنابراین، اینجوری نمیشه وجودشون .رو اثبات کرد

به دلیل وجود جادو توی دنیامون .تشخیص حقیقت خیلی سخته

هر چیزی که مرموز به نظر برسه

.جزو دسته جادویی یا ارواح طبقه بندی میشه

.ولی چیزای زیادی هست که نمیشه با چشم دیدشون

... هرچند، حقیقت اینکه

در حین تحقیق روی سنگ‌های قیمتی ،که توی سیاه چال پیدا شده بود

به طور تصادفی متوجه شدیم که ،با اعمال جادوی باد و آب روی اون‌ها

تصاویر محیط اطرافشون رو می‌گیرن

.و به گیرنده‌های که کنارشون کشف شده بود انتقال میدن

ماجرای جادوی سیلف و اوندینه

چیزی جز خرافات نیست که همه فکر می‌کنن به لطف اونا

.هست که این اتفاقات رخ میده

!پس داری میگی ارواح وجود خارجی ندارن؟

.با قاطعیت نمی تونم اینو اثبات کنم .منظورم اینکه احتمال داره وجود داشته باشن

... و اشتباه دومت

برمیگرده به بخش "دریافت صدا و تصویر ... توسط جواهرات" ـه

!نه، این بخش دیگه اشکالی نداره، مگه نه؟

همونطور که گفتم، عملکرد انتقال صدا و تصویر توسط جواهرات

.به طور تصادفی حین تحقیقات کشف شد

به عبارت دیگه، ما فقط از جواهرات اطلاع رسانی .برای پخش تصاویر استفاده میکنیم

چی؟! پس، منظورت اینکه جواهرات !اصلاً به این منظور ساخته نشدن؟

!پس این جواهرات دقیقاً چی هستن؟

اونا چیزای هستن که بهش !هسته سیاه چال" گفته میشه"

!هسته سیاه چال؟

!هسته سیاه چال

گفته میشه اونا مهمترین بخش .یه سیاه چال محسوب میشن

،تا وقتی که اونجاس .هیولاهای وحشی همینطوری میان

،اگه نابودش یا غیرفعالش کنی اونوقت دیگه هیولایی نمیاد

.و سیاهچال، متروکه میشه

،ماجراجوها میرن و توی سیاهچالا میگردن

،اما هدف اصلی اونا .غیرفعال کردن هسته ی سیاهچاله

اگه یه هسته ی سیاهچال با خودشون بیارن

.میتونن ثروت و افتخار زیادی از کشور به دست بیارن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left