The first 200 lines.
ما رو زيرنظر دارن
...دولت يه تکنولوژي مخفي داره
يه دستگاه که در هر ساعتي از شبانه روز جاسوسيِ شما رو ميکنه
من اون دستگاه رو طراحي کردم تا ،عملياتهاي تروريستي رو شناسايي کنه
...ولي اون همهچيز رو ميبينه
جرائم وحشتناکي که مردم عادي درگير اون هستن
دولت اين افراد را نامربوط ميدونه
ولي ما نه
،توسط مقامات تحت تعقيبيم پنهاني کار ميکنيم
شما هيچوقت ما رو پيدا نميکنين
،ولي چه قرباني باشيد چه شريک جُرم
،اگه دستگاه شمارهتون رو بده ما شما رو پيدا ميکنيم
ما فقط واسه اون شمارهايم
نه. ما واسه دستگاه اهميت داريم
،به محض اينکه يه گلوله تو مغزت خالي بشه
دستگاه تو رو ميذاره کنار و يکي ديگه رو جايگزينت ميکنه
من ميخوام اونا آزادت کنن
فقط ميخوام انجامش بدي
باشه، انتوني
،اگه يه ذره بهتر سامري رو ميشناختي
اونوقت ميفهميدي که ميتونه يه ارتش خصوصي استخدام کنه
که کاراشو براش انجام بدن
اونوقت مشکوک ميشدي که شايد يه نفر رو
استخدام کنه، که تو سازمان خودتون جاسوسي کنه
سلام عزيزم. سرِ کاري؟
هنوز نه. امروز صبح افتضاح بود
اوه، جکسون دوباره يادش رفته بود امروز ناهارش رو ببره
ولي ميدوني چيه، ميتونه ،امروز از غذاهاي کافه تريا بخوره
بخاطر اينکه امروز، قبل از اينکه پريود دومم شروع بشه
کلي برگه بايد تصحيح کنم
اوه، خداي من
ترمز نميگيره! ترمز کار نميکنه
چي؟ منظورت چيه؟
!دنيس
هدف از ديد خارج شد؛ درحال تلاش مجدد براي پيدا کردن موقعيت "نام : "شِلي اسپنسر
جنازه رو بذار اونجا
،همهچي مرتبه خانم درست طبق برنامه
برو
چقدر داغوني
منم از ديدنت خوشحالم، لايونل
شايد دفعهي بعدي که ميخواي بري دنبال يه جانيِ رواني
تو يه سرزمين يخزده، بهتر باشه اول به همکارت زنگ بزني
باشه. حق با توئه
تو يه بازرس عالي و دوست فوقالعادهاي هستي
از چيزي عصبانياي؟
...هنوز ميتونم رو پام وايسم
ولي فکر ميکنم دوستمون که اينجاست ديگه نميتونه
از سربازهاي پيمان برادريه
،آدم الياس يهو معلوم نيست از کجا سبز شده
به يکي از افراد دومينيک شليک کرده و بعدشم ناپديد شده
انگار دوباره داره تمام اون اتفاقا ميافته
لايونل، بگو ببينم
چجوري يه هفتتير کش تونسته از نگهباني رد بشه؟
سؤال خوبيه، بازرس
فينچ، من اينجا دارم جنازهي چهارتا از سربازهاي پيمان برادري رو ميبينم
چرا دستگاه اين بار شمارهي هيچکدومشون رو بهمون نداد؟
کاش ميدونستم
البته خيلي نميشه تعجب کرد که
يه مرد کلاهبردار فراري مثل الياس تونسته باشه
يه راهي واسه ارتباط برقرار کردن پيدا کنه که حتي دستگاه هم نتونه رديابيش کنه
لااقل ميشه گفت اين يه نظريه وجود داره
نظريهي ديگهاي داري؟
سامري، دستگاه رو پيدا کرده
اگه اين درست بود، الان همهمون مُرده بوديم
چي شده، خانم گراوز؟
معلوم شد که آدماي جمهوريخواه واقعاً توي گشتنِ
کل بدن آدم ضعف دارن
جنگ خلافکارا چطور پيش ميره، هري؟
خطرناکه
متأسفانه خيلي طول نميکشه
که دومينيک بخواد انتقام بگيره
شايد زودتر از اوني که فکرشو بکنيم
اين شماره رو داري ميشنوي، فينچ؟
در واقع دو تا شمارهست، آقاي ريس
دومينيک و الياس
،بنظر مياد اين دو تا رئيس خلافکار
همت کردن همديگه رو بکشن
خدا ميدونه چندتا قرباني بيگناه
اين وسط از بين ميرن
بايد يه راهي پيدا کنيم جلوي اين جنگ رو بگيريم، آقاي ريس
يه حسي بهم ميگه اين ميتونه کمک کنه
هوم، يه جورايي شبيه محفظهي ضد گازه
ببينم چيزي پيدا ميکنم يا نه
تو اين مدت، من تونستم
انتقال ماشينهاي امنيتي پيمان برادري رو
به يه مکان ديگه رديابي کنم
ممنون. با لايونل ميرم
يه مشکلي داريم
پسرا ميخوان دادگستري به جزاي کاراش برسه
و به موقعاش اين اتفاق ميافته
...زمان داره از دست ميره
سربازاي ما ميخوان مسئولين واقعي ...اين اتفاقا رو بزنن
بنظر مياد تو بهشت، يه مشکلي پيش اومده
بايد يه کاري بکنيم
من و تو خيلي وقته با هم دوستيم
اون پسر لاغره که صورتش پر از جاي آبله بود و اهل تيرينيداد بود رو يادته؟
تو بهش گفتي ضربه زدن کافي نيست
نه، بايد دشمنت رو کاملاً با خاک يکسان کني
من فراموش نکردم
اين جنگ فقط از يه راه تموم ميشه
پيمان برادري داره واسه جنگيدن آماده ميشه
امنيت رو بالا بردن، افزايش ماشينهاي گشتزني - آقاي ريس؟ -
داشتم به اين فکر ميکردم که شما و بازرس فاسکو
بايد تو راه يه سري به بانک بزنين
پول ميخواي، فينچ؟
اون محفظهاي که تو صحنهي جرم بود
از بقاياي روش منسوخ شدهي ارتباطي با لولههاي گاز فشار بالاست
که يه زماني زير شهر ازش استفاده ميکردن
يکي از جاهايي که ازش استفاده ميشده
يه بانکه که به تازگي صاحب جديد پيدا کرده
کارل الياس؟ - قطعاً -
ظاهراً آقاي الياس اونو دوباره راه انداخته
که بتونه روشهاي ارتباطيش رو ايمن کنه
و بتونه سلاحهاي کُشتار رو
به ساختمونهاي دولتي با امنيت بالا منتقل کنه
،اگه الياس تو بانک باشه پيداش ميکنيم
تلفن شاو ـه
فينچ؟ - من بايد برم، آقاي ريس - -
بايد خودتون به الياس برسين
الو؟
روت، صدامو داري؟
منم. به کمکت نياز دارم
شاو؟
وايسا. ثمين
در جستجوي هدف؛ "اسم رمزي: "کنترل
مـ... من کجام؟
چرا داري اينکار رو ميکني؟
بايد دربارهي سامري باهم حرف بزنيم
من... من نميدونم چي داري ميگي
تايلر رو که ميشناسي، شِلي، مگه نه؟
چي؟ نـ... نه
من اون مرد رو نميشناسم
اون يکي از بهترين مأموراي من بود
اين آخرين فرصتته که باهاش خداحافظي کني
نه
...خواهش ميکنم اينکارو نکن
نه
!اوه، نه! نه
چطوري ميتوني يه صورت اين شکلي رو فراموش کني؟
من نميفهمم چي ميگي
چرا داري اينکار رو ميکني؟
ازت ميخوام که برام مفيد باشي
تايلر واسم مفيد بود
ولي فقط اولش
اون اعتراف کرد که
يکي از چندين جاسوسِ سامري بوده
که توي سازمان امنيت بينالملل وارد شده
اون اعتراف کرد که تو، رابط اونها بودي
من فقط يه معلم و يه مادرم
من فقط... فقط ميخوام برم خونه پيش خونوادهام
ميفهمم
منم يه مادرم
بخاطر همينه دارم بهت آخرين فرصت رو ميدم
که جونِ خودت رو نجات بدي
حقيقت رو بگو، شلي
...وگرنه تو هم
مغزت ميپاشه رو ديوار
روت، ميشنوي؟
منم. به کمکت نياز دارم
اون زندهست، هارولد
،ما قبول کرده بوديم که اون مُرده ولي زندهست
ما اينو مطمئن نيستيم، خانم گراوز
ولي مطمئنيم
من همين الان تلفني باهاش حرف زدم
اونم از يه جايي تو همين شهر
ميشه پنج دقيقه دربارهش باهمديگه حرف بزنيم؟
،آخرين باري که هم اينطوري حرف زديم
من واقعاً به حرفت گوش کردم
و همينطور به حرف دستگاه
،بيخيال تحقيقاتم شدم
،و تو تمام اين مدت
اون بهمون نياز داشت، هارولد
مثل الان که بهمون نياز داره
مگه تخصص تو همين نيست؟
اينکه وقتي تلفن زنگ ميزنه به آدما کمک کني؟
اون تماس ممکنه يه تله باشه
ميدونم
،ولي ثمين هنوز زندهست
و منم ميرم دنبالش
،اگه بخواي اصرار کني اين راه غيرممکن رو ادامه بدي
من نميتونم بهت کمکي بکنم، خانم گراوز
روت. ما اينجا چيکار ميکنيم؟
وقتي بهم گفتي ديگه دنبال شاو نگردم، منم نگشتم
ولي الان ازت ميخوام بهم کمک کني
من نميتونم تنهايي اينکار رو بکنم
اوه، عزيزم
...هارولد بهت بازي بلکجک و شطرنج رو ياد داده
ولي ميخوام بدونم
بازي "مرغ" رو يادت داده يا نه نوعي بازي آمريکايي که در آن دو ماشين با سرعت به سمت هم ميآيند و اگر) به هم برخورد کنند، هردو ميميرند ولي اگر يکي ويراژ دهد، به آن (بازيکن، "مرغ" گفته ميشود
من با چشماي بسته رو لبهي اينجا راه ميرم
،تا وقتي که، يک: کمک کني ثمين رو پيدا کنم
دو: از اين بالا بيافتم و بميرم
خانم گراوز
،تو سرعت باد را اندازهگيري کردي
که ببيني اوضاع چقدر خطرناکه
درحال ارزيابي خطر؛ ....%احتمال زنده ماندن: 33 وضعيت بحراني / سرعت باد: 40 کيلومتر در ساعت
:بايد از خودت بپرسي کدوم يکي بدتره
،اينکه هر جفتمون باهم کار کنيم
يا اينکه من قدم بعدي رو تنهايي بردارم
درحال ارزيابي خطر؛ ....%احتمال زنده ماندن: 6.1 وضعيت بحراني / سرعت باد: 43.3 کيلومتر در ساعت
No comments yet. Be the first to leave one.