UHF

UHF

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

UHF 1989 1080p BluRay x264-CtrlHD
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian UHF 1989 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-12-04
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آقا

نباید از این جلوتر بریم

!نگاه کن

این یه نماد مقدس و باستانی هوویتوسه

هر کی وارد بشه، مرگش حتمیه

باید برگردیم

!همین الان

!آخ

!اَه

!اَه

باب: جورج

الو؟

جورج، حواست کجاست؟

!جورج! آخ

بازم داری خیال‌بافی می‌کنی؟

نه، نه، فقط داشتم به این باربکیو نگاه می‌کردم که چقدر تمیز و براقه

بیا دیگه، جورج. اینجا سرمون شلوغه

می‌دونی مشکل چیه؟

هیچکس اینجا قدر یه آدم با تخیل خوب رو نمی‌دونه

خب، حداقل مردم اون چوب‌فروشی که نه

یا زمین مینی‌گلف یا ماهی‌فروشی فلوید

یا هر جای دیگه که تو این ماه کار کردی، درسته؟

آره. خب، یه روزی، یه روزی پشیمون میشن

دارن صبحونه می‌خورن یا یه همچین چیزی

و یهو میگن:

!"هی! گند زدیم

اصلا نباید جورج نیومن رو اخراج می‌کردیم

چون اون تخیل داره."

خب، فکر کنم سیب‌زمینی‌ها تقریبا آماده‌ان

اوه، وای، بهتره نذاری ادنای گنده ببینه اینو

قاطی می‌کنه. ادنای گنده، ادنای گنده

مگه ضبط صوت خراب شدی؟

چرا اینقدر از اون گُنده بی‌خاصیت می‌ترسی؟

!هردو: وای

!آخ

باب: چطور تونستی این بلا رو سرم بیاری؟

می‌دونستم این اتفاق میفته

حق با توئه، باب. متاسفم

چی بگم؟

من یه موجود بی‌ارزش و لجن‌پاره‌ی بیچاره‌ام

بیا

می‌خوام این اهرم رو بگیری و

!فقط سرمو همینجوری بشکافی

!بیا، واقعا. لطفا. همین الان بکوبش

آه، جورج، می‌دونی که نمی‌تونم این کارو بکنم

هنوز پنج دلار بهم بدهکاری

!مرد: واهو

!آخ

هی، کونی

سلام، جورج

امروز کلاس مبتدی‌هاست، آره؟

!آره. خیلی خنگن

!اوه

!خنگ

!اوم، به به

ببین چی آوردم، باب

!یه ساندویچ توئینکی-وینر

مورد علاقه‌ات

بیا دیگه، باب. شاد باش، باشه؟

تو زندگی منو نابود کردی

می‌دونی، بابو

فکر کنم داری یه اخلاق بد پیدا می‌کنی

ببین، باب

باید به تصویر بزرگ نگاه کنی

باید زندگی رو از لباش بگیری

!و تا جایی که می‌تونی بکشی

تو آگهی‌ها چیزی پیدا کردی؟

آره. ولی هیچی به پرستیژ کار تو برگر ورلد نمی‌رسه

خب، فکر می‌کنی تری چی می‌خواد بگه

وقتی بشنوه بازم اخراج شدی؟

تری؟ اوه، نه. ساعت چنده؟

.هفت و نیم؟ اوه وای، باید برم. بعدا می‌بینمت، باب

!کونی: خنگ

خب، این بار بهانه‌ات چیه؟

خب، من و باب داشتیم

یه بحث جدی در مورد گزینه‌های شغلی مختلفمون

پسر، من واقعا از کاری که با موهات کردی خوشم میاد

واقعا که، جورج، بازم اخراج شدی؟

!آره! آره! همه‌ش راسته

!من فقط نمی‌دونم مشکلم چیه

خب، شام چی داریم؟

!پوره سیب‌زمینی؟ مورد علاقه‌مه

تری، نباید زحمت می‌کشیدی

!جورج

کی می‌خوای یه ذره جدی‌تر بگیری؟

یعنی، تو همینجوری سرگردون بودی

از این کار به اون کار، از وقتی که می‌شناسمت

اگه بتونی اون تخیل پر جنب و جوشتو

کاری کنی به نفع خودت کار کنه، نه علیهت

...شاید بتونی

داری چیکار می‌کنی؟

این یه معنی داره

این مهمه

اوه، جورج، این واقعا وحشتناکه

ولی نگران نباش

تو یه پسر جوان و خوبی هستی

مطمئنم فورا یه کار دیگه پیدا می‌کنی

تو یه صورت خیلی خوبی داری

به این صورت نگاه کن

به این صورت نگاه می‌کنی؟

این قیافه‌ست که آدم براش جون بده؟

.پس عمو هاروی کجاست؟ من تمام شب ندیدمش

.آه، الان میاد بیرون

.فکر کنم یه جلسه کاری لحظه آخری داره

.دو جفت، آس بالا

آره، چیه؟

.هی، لویی

.فقط می‌خواستم بهتون تبریک بگم، آقای بیلچیک

.امروز بعدازظهر تو پیست خیلی خوب عمل کردین

اوه، جدی؟ بازم بردم، آره؟

.درسته. آره. ممنون، لویی. خداحافظ

حالا ما اینجا چیکار می‌کنیم؟

.بابا، نوبت توئه، هاروی

.اوه، سلام، عزیزم

جلسه‌تون تموم شد؟

.آه، آره، آره

.و امشب کار و بار عالی بود

هاروی، باز هم شرط‌بندی کردی؟

هی! از چی شاکی هستی؟

.این برای وقتیه که میری رودیئو درایو برای خرید

این چیه؟

.آه، اون سند کانال ۶۲ ه

.با یه جفت هفت بردمش. داشتم بلوف می‌زدم

کانال ۶۲؟

.اصلا نشنیدم اسمشو. تعجب هم نمی‌کنم

.تعداد بیشتری از مردم آکواریوم پت‌شاپ لئو رو تماشا می‌کنن

.یه ایستگاه کوچیک UHF تو لب مرز شهر

.سال‌هاست که در آستانه ورشکستگی بوده

حیفه که باید ردش کنم بره. آه، واقعاً؟

.من یه جورایی از این فکر که یه ایستگاه تلویزیونی خودمون داشته باشیم خوشم میاد

.بی‌خیالش

.دیگه حتی نمی‌تونن کسی رو پیدا کنن که اونجا رو مدیریت کنه

.هاروی، من یکی رو می‌شناسم که برای این شغل عالیه

آه، جدی؟ کیه؟

جورج! جورج عزیزم، میشه یه لحظه بیای اینجا؟

.اوه، نه

.نه، اون نه. بیخیال. عمراً

تری: باورم نمیشه عمو هاروی‌ت

.داره بهت اجازه میده ایستگاه تلویزیونیش رو اداره کنی

.جورج: هی، اون به من اعتماد داره

.به‌علاوه، اون داره میره کالیفرنیا

.نمی‌خواد خودش رو باهاش درگیر کنه

.خب، رسیدیم

این همونه؟

!وای، این حتی از اون چیزی که تصور می‌کردم هم بهتره

.بیاین. بریم یه نگاهی بهش بندازیم

.من نمی‌دونم، جورج

.من خیلی از این مطمئن نیستم

.می‌بینی؟ در ورودی بازه

.جای دوستانه‌ایه

!آقا! هی آقا

پول خرد؟ پول خرد همراهت هست؟

.اوه، ام... حتماً

!یک دلار

.ممنون، آقا

.صدای تلویزیون: سلام. من آقای اِد هستم

می‌تونم کمکتون کنم؟

شما کی هستید؟

.من فایلو هستم

.مهندس ارشد

،خب

یکم دیر نیست که هنوز دارید کار می‌کنید؟

یعنی، معمولا چه ساعتی میرین خونه؟

.اینجا خونه منه. من همینجا زندگی می‌کنم

.اینا رو بگیر

.نه، نه، اینجوری

جورج: چیکار داری می‌کنی؟

آه، فقط می‌خوام ببینم دستگاه اینتراوسایتر من

.می‌تونه یه شوک ناگهانی ۶۰ هزار ولتی رو تحمل کنه

!چی؟ آخ

.آره

.کار می‌کنه

من از این مطمئن نیستم، جورج. منظورم اینه که، من هیچی نمی‌دونم

.در مورد اینکه تو یه ایستگاه تلویزیونی چه خبره

.نگران نباش، باب. مثل کار کردن تو یه ماهی‌فروشیه

.فقط لازم نیست تمام روز ماهی‌ها رو تمیز کنی و شکمشون رو دربیاری

آره، خب که چی؟ می‌تونم کمکتون کنم؟

.سلام. من جورج نیومن هستم

.من مدیر جدید ایستگاه هستم

می‌دونید، وقتی اولین بار این شغل رو قبول کردم

.بهم گفتن که این سِمت فقط موقتیه

و اینکه در نهایت وقتی زمانش مناسب بود

.من به بخش اخبار منتقل می‌شم که واقعاً نقطه قوتمه

می‌دونید چند وقته اینجا کار می‌کنم؟

!دو سال

.یه جورایی سخته آدم ترفیع بگیره

!وقتی هر هفته یه رئیس جدید داری

.این کار واقعاً افتضاحه

.و اینم دوستم باب

.سلام. از آشناییتون خوشبختم

.سلام دوستان. من ارنیِ دیوونه‌ام

.از نمایشگاه ماشین دست دوم ارنیِ دیوونه

!اینجا یه هایپرمارکت غول‌پیکر از ماشینه

...اینقدر ماشین دارم که مردم میان پیشم و میگن

"هی، ارنیِ دیوونه، این همه ماشین رو از کجا آوردی؟"

!نگاه کن اینجا! ماشین قرمز دارم، ماشین سبز دارم

!اینقدر ماشین دارم که یه شتر رو خفه کنه

.رفقا، بذارید یه چیزی بهتون بگم

...اگه هیچکس تا یه ساعت دیگه نیاد و از من ماشین نخره

!من این بچه فوک رو با چماق می‌کوبم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left