The first 200 lines.
قبلاً در آل رایز
احساس میکنم من و آندره داریم وارد مرحله بعدی میشیم.
و من از این بابت خوشحالم. واقعاً.
ما یه زمانی، خیلی وقت پیش با هم بودیم.
جدی میگی؟ ما از اون استفاده میکنیم.
فکر بهتری داری؟
لطفاً بیا اینجا و روشنمون کن، کالان.
میدونی، من خوبم.
مارک کالان. معاون ارشد دادستان منطقه.
قشنگ به گوش میرسه.
ما پیگیری وثیقه نقدی رو به حالت تعلیق درمیاریم
برای جنحههای خفیف، جرائم غیرخشونتآمیز و غیرجدی.
گزارش درباره قتل پر سروصدای لسآنجلس
خانم خیر ۶۳ ساله و مشهور
ربا مکآلیستر.
همسر جراح موفق قلب و قفسه سینه،
جورج مکآلیستر از تارزانا، کالیفرنیا.
این پرونده حسابی سر و صدا به پا کرده
و مخصوصاً با خبری که لسآنجلس--
باید بری. یکی لوت داده.
ولی من نمیتونم این کارو بکنم.
پلیس ایالت تگزاس همین الان دکتر فاروق رو دستگیر کرده.
نفر بعدی تویی.
ایناهاش، چند تا لباس و آنتیبیوتیکهات.
از پشت برو. الان.
عزیزم، اونا سفیده تخممرغن.
حالتبههمزنه.
عزیزم.
هنوز از اینکه ویک رو زورگیری کردن ناراحتی؟
نه، پیرمرده خوبه، اون همین الان هم
سر میزهای قمار وگاس دوباره سرحال شده.
این براووه که داره به همه چیز من ایراد میگیره،
به تمام استراتژیهام.
میفهمم که اون تحت فشار زیادیه،
ولی سه صفحه نکته فقط در مورد مقدمه کارم بهم داده.
به نظر میاد یه کم استراحت نیاز داری.
یا شاید حتی یه کم...
وقت شیطونی.
چی میگی من و تو دیگه جلوی بچه دار شدن رو نگیریم؟
این حرفا از کجا اومد؟
خب، داشتم فکر میکردم که...
میدونی، دیگه بیست ساله نیستیم.
و هر دومون میدونیم که یه روزی میخوایم یه خانواده تشکیل بدیم، پس...
میدونی، اگه بشه، میشه.
من فکر میکردم بعد از اینکه از بیلی پرستاری کردیم
تو به نظر میومد که، امم...
مثل یه پرستار بچه افتضاح؟
خب، یعنی، ما که نمیدونستیم داریم چیکار میکنیم، مگه نه؟
ولی حس نمیکنی که
بیشتر پدر و مادرهای جدید همین حس رو دارن؟
آره.
آره، فکر کنم.
باشه.
بیا، امم...
بیا این کارو بکنیم.
عالیه.
چون من در واقع از قبل یه قرار داشتم
پیش متخصص زنان و زایمان، ولی یه نمونه از تو لازم دارم.
فقط برای شمارش.
تو از قبل ظرفش رو گرفتی؟
من الان نمیتونم این کارو بکنم.
خب، فقط انجامش بده.
براوو داره زنگ میزنه.
بله، آقا.
آقا، لطفاً نکنید.
صبح بخیر، جناب قاضی. صبح بخیر.
اوه، خبر فوری.
یه نظرسنجی نشون میده جنبش «عزل براوو» داره برنده میشه.
انگار میخوان همه مشکلات شهر رو گردن اون بندازن.
ممکنه اتفاق بیفته؟ نمیدونم.
دلم براش میسوزه. آره.
بعضی از اصلاحاتش که
داشتن کار درست رو انجام میدادن.
این قتل ربا مکآلیستر؟
قطعاً یه ضربه سیاسیه.
قاتلش باید تو زندان میبود
به جرم سرقت ولی در عوض آزاد شد
در نتیجه اینکه براوو دیگه دنبال وثیقه نقدی نبود.
من تمام صبح داشتم دربارهاش میخوندم.
یه انسان خیر و مشهور.
من از بچگی میشناختمش.
بینظیر بود.
رکسی این موضوع رو خیلی سخت تحمل کرد.
اونا همدیگه رو از کارهای اجتماعیشون میشناختن.
فقط یه فاجعه محضه.
قلبم برای شوهرش به درد میاد.
زندگی گرانبهاست.
امروز صبح، فکر کردم صداش رو تو خونه شنیدم.
اون همیشه...
مهربانترین لبخند رو داشت.
چهل سال با هم.
وای، همسرتون واقعاً زیباست.
اوم، خب دادگاه الان شروع میشه.
چیزی نیاز دارید؟
من باید ببینم اون مرد مجازات میشه.
چرا من نمیتونم تو دادگاه باشم؟
متأسفانه، شهود اجازه ندارن دادگاه رو تماشا کنن
تا بعد از اینکه شهادت بدن.
قاضی مارشال خیلی سختگیره و محدود کرده
چه کسانی میتونن با توجه به تبلیغات تو دادگاه باشن.
ببینید، چرا برنمیگردیم به دفتر من؟
ما یک سالن کنفرانس قشنگ داریم
و میتونم اونجا براتون آمادهش کنم و
براتون چای بیارم، باشه؟
نیت بنتی. کِیاِکسسییو.
دکتر مکالیستر، آیا دادستان براوو رو مقصر میدونید
برای مرگ همسرتون، با توجه به سیاستش در مورد وثیقه که
به آزادی قاتل همسرتون کمک کرد؟
بله، نظراتی دارم. نه... در حال حاضر نظری ندارم.
من دارم با دکتر مکالیستر صحبت میکنم.
بله، و من دارم بهت میگم بکش کنار.
ریبا من عاشقت میشد.
انگار همه از قبل منو مجرم شناختن.
من فقط به ۱۲ عضو هیئت منصفه اهمیت میدم.
فکر میکنی اونا فرقی دارن؟
اگه کارم رو درست انجام بدم، پس امیدوارم آره.
همگی بپا خیزید، جناب قاضی توماس مارشال ریاست جلسه را برعهده دارند.
میتوانید بنشینید.
اوه، آیا مدعیالعموم آمادهست که هیئت منصفه رو بیاره داخل؟
جناب قاضی، میشه فقط چند دقیقه بیشتر به ما وقت بدید؟
وکیل همکارم هر لحظه ممکنه برسه.
ببخشید دیر کردم، جناب قاضی.
یادم رفته بود چقدر طول میکشه
صفهای آسانسور صبحهای دوشنبه.
ببخشید، مارک.
خانم لوپز. سلام.
سلام.
آم...
جناب قاضی،
با توجه به اینکه دادستان براوو
یک چهره عمومی شناخته شدهست
وکیل مدافع به حضور ایشون در دادگاه اعتراض داره
چون ممکنه به شدت روی هیئت منصفه تاثیر بذاره.
آقا، خودم رسیدگی میکنم. آقای براوو، تا من تصمیم بگیرم
که شما رو از دادگاهم بیرون کنم یا نه،
به چه مناسبتی اینجا تشریف آوردید؟
جناب قاضی، من اینجا هستم تا این متهم رو محاکمه کنم
به جرم قتل ریبا مکالیستر.
آیا ایشون اصلا اجازه داره پروندهای رو محاکمه کنه؟
بله، به عنوان دادستان منتخب لس آنجلس.
خب، کی گفته دوشنبهها خستهکنندهن؟
هیئت منصفه رو بیارید داخل.
خیلی خوشحالم که تو شهر هستی.
داریم قرارداد ادوبون
ادغام کویین و همکاران با شرکت آندره رو نهایی میکنیم.
درسته، و رابین هنوز داره تو دیسی کار میکنه.
و من و تو ماههاست که همدیگه رو ندیدیم.
واقعاً سرم شلوغ بوده. - منم همینطور.
اما داشتم فکر میکردم، شام؟ امشب؟
آه، آره، عالیه.
یه جای معمولی؟ باوِل؟ ساعت هفت؟
عالیه. خونه من همدیگه رو میبینیم، میتونیم با هم بریم.
خوبه. امشب میبینمت.
فوقالعادهست. ریچل تازه اشاره کرد
که یکی از محبوبترین رستورانهای لس آنجلس رو یه جای معمولی دونست.
عاشقشم. هوم.
اما... اما چی؟
اوه، تو هنوز در مورد آندره بهش نگفتی... اوه، نه.
و حالا میتونی بری.
اوه نه. بس کن.
خیلی خوششانس بودم که اون پرستار کمکم کرد.
اما هنوز باورم نمیشه دکتر فاروق تو زندانه.
اون دکتر خانوادگی ماست. معاونت در جرم.
سقط جنین یک جرم جناییه.
عجب دنیایی شده تو قرن ۲۱.
برگردیم سر حکم جلب.
تو یک متواری هستی که در تگزاس تحت تعقیبی
به خاطر سرقت هویت پزشکی.
سه ماه پیش. چرا استفاده کردی
از یک هویت جعلی برای سقط جنین؟
ترسیده بودم.
تگزاس قانونی داره
که به مردم اجازه میده از زنها شکایت کنن.
برای دوست من اریکا اتفاق افتاد
بعد از سقط جنینش.
مامان و بابام همینجوریش به زور زندگیشون رو میگذرونن.
برای همین، یه دوست منو رسوند به کالیفرنیا.
از اون موقع اینجا پیش فامیلام موندم.
تا اینکه پلیس متوقفت کرد. من کار اشتباهی نکردم.
من تازه دانشکده پرستاری رو شروع کردم. نه، میفهمیم.
از دست دادن این حقوق اولیه بشر داره نابود میکنه
زندگی زنان رو در سراسر کشورمون.
من از زندان وحشت دارم.
مایا، پرونده تو برای ما مهمه.
و ما کمکت میکنیم.
دادستان لس آنجلس قرار نیست این حکم جلب رو اجرا کنه
با توجه به اینکه خودشون انبوهی از پروندههای عقبافتاده دارن.
و از اونجایی که این یک مسئله نسبتاً واضح و روشنه
نس، چرا تو پیش قدم نمیشی؟
عالیه، ممنون ایمی، اما ببین، خودم از پسش برمیام.
ما از پسش برمیایم.
پس داری به من میگی خانم آویلا در زندان شهرستان بوده
به مدت پنج روز به خاطر استفاده از هویت جعلی؟
بله، جناب قاضی، و طبق قانون ضد سقط جنین تگزاس
زنی که این مراحل رو طی میکنه
نمیتونه متهم به جرم بشه.
پس این اتهام فقط یک بهانهست.
خانم آویلا تازه ترم اولش رو شروع کرده بود
در یک برنامه برتر پرستاری.
ولی الان خطر زندان تهدیدش میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.