Ahsoka

Ahsoka

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Ahsoka S01E08 Part Eight 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Ahsoka S01E08 Part Eight 1080p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Ahsoka S01E08 HDR 2160p WEB H265-LAZYCUNTS
Ahsoka S01E08 WEBRip x264-XEN0N
Ahsoka S01E08 WEB x264-TORRENTGALAXY
Ahsoka S01E08 XviD-AFG
Ahsoka S01E08 WEB-DL XviD-RMX
Ahsoka S01E08 Part Eight 720p WEB-DL HEVC x265-RMTeam
Ahsoka S01E08 720p WEB x265-MiNX[TGx]
Ahsoka S01E08 720p/1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Ali99
🔲⫸ Cardinal پـایـان فـصـل اول ⸾ علی اکبر دوست دار و آریـن ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ⫷

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
TS
HD
webrip
x264
BRip
XviD
x265
HEVC
Published on: 2023-10-04
Downloads: 61
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 152 lines.

‫خطر بازگشت تراون چقدر جدیـه؟

‫باید برای بدترین اتفاق آماده باشیم

‫« آنچه در آسوکا گذشت »

‫اصلاً مضحکه

‫جدای، جدای دروغین،

‫نقشه‌ی ستاره‌ای، نهنگ ‫ستاره‌ای، کهکشان‌های دور

‫واقعاً باید اینها رو باور کنیم؟

‫خوش آمدی، فرزند داتومیر

‫تو مایه‌ی مباهات اجدادمون هستی

‫بصیرت شما فانوس راه من ‫بین ستارگان بود

‫خب، دشمن رو پیدا کردیم

‫آره، حالا آسوکا کجاست؟ تو راهه؟

‫ماجراش پیچیده‌ست

‫ولی می‌دونی، برگشتن به خونه یجورایی مهمـه

‫هدف اصلی ما فرار از این کهکشانـه

‫مهم نیست رن و بریجر بمیرن ‫یا اینجا گیر بیفتن

‫باید برم اون پایین

‫خب، همه برگشتن پیش هم

‫امیدوارم انقدری زنده بمونم ‫تا آخرش رو ببینم

‫اینطور که معلومـه، ‫آسوکا تانو صحیح و سالمـه

‫مادران اعظم، ‫به کمک جادوی سیاه‌تون نیاز دارم

‫در خدمتیم، سرورم

:دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

‫ارتشبد، محموله به‌طور کامل منتقل شد

‫خوبه. در واقع عالیـه

‫چشم سایون رو از مدار مرتفع خارج کنید

‫تا فرآیند اتصال رو شروع کنیم

‫بخش رادار معتقده که ‫موقعیت دقیق شاتل جدای رو پیدا کرده

‫دوتا جنگنده‌ی دوموتوره رو اعزام کن

‫بهشون بگو در صورت رؤیت، درگیر بشن

‫الان جدای‌ها چندان جلودارمون نیستن

‫خیلی از افسران امپراتوری هم

‫همین فکر رو در مورد قیام می‌کردن

‫حتی خودم هم قربانیِ ‫قهرمان‌بازی یه جدای شدم

‫ولی دیگه نه

‫مادران اعظم،

‫اتحاد ما سودمند واقع شده

‫ما از شما سپاسگزاریم، ارتشبد

‫و از تو، مورگان الزبت،

‫که از آن سوی ستارگان ‫الهامات ما رو شنیدی

‫بیا جلو

‫تو پاداش این کارت رو می‌گیری

‫هدیه‌ی سایه‌ها

‫آماده‌ای؟

‫بله، مادر اعظم

‫خودت رو به پیروی از خواهران، جادو،

‫و راه و رسم قدیمی متعهد می‌کنی؟

‫بله

‫به‌خاطر زندگی جدیدت

‫قیدِ زندگی سابقت رو می‌زنی؟

‫بله

‫تا پای مرگ وفادار می‌مونی؟

‫تا پای مرگ

‫وفادار می‌مونم

‫شمشیر تلزین

‫برش دار

‫خواهر

‫قسمت هشتم: ‫« جدای، ساحره و جنگ‌سالار »

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » :. Ali99 & Cardinal .:

‫نه، این‌طوری نمیشه. ببین

‫نمیشه؟ چی میگی؟

‫- ساطع‌کننده خیلی باریکـه ‫- گوش کن چی میگم

‫من از قبل تولد تو، ساخت شمشیر نوری رو

‫به نوآموزها یاد می‌دادم

‫عالیـه، منتها الان وقت یادگیری ندارم

‫آسوکا می‌خواد همین‌که آماده شدیم ‫بریم دنبال تراون

‫این کار رو نمیشه ‫سرسری و باعجله انجام داد

‫بس کن. اینجا همه‌چی مرتب و منظمـه

اصلاً هم نیست

‫من یه ساختار برای خودم دارم

‫من هم همین‌طور

‫جناب، تو فقط یه شگرد داری

‫ساختار یا چیزی در حد یه فرآیند نداری

‫اصلاً کی یادت داده ‫شمشیر نوری درست کنی؟

‫کینن جریس

‫جداً؟

‫آره. اون استادم بود

‫همه‌چی رو از اون یاد گرفتم

اون هم ساخت شمشیر نوری رو از من یاد گرفته

‫چی؟

‫معلومـه. الان همه‌چی ‫با عقل جور درمیاد

‫آخه تو از کجا می‌شناسیش؟ ‫سابین؟

‫بهت که گفتم. من تقریباً مربیِ ‫تمام نوآموزهای معبد جدای بودم،

‫از جمله استادت

‫کیلیب پسر باهوش و کنجاوی بود. ‫شاید یه مقدار هم خجالتی بود.

‫البته که تقصیری نداشت. ‫زمونه‌ی بدی بود.

‫تو چند سالتـه؟

‫اون‌قدری هست که بدونم ‫رابطه‌ی بین استاد و شاگردش

‫در عینِ پُرباری، چالش‌آفرینـه

‫خودشـه

‫دوتا ازش داشتم

‫کینن یکیش رو بُرد، من هم اون یکی رو ‫برای روز مبادا نگهش داشتم

‫بهتره به تو برسه

‫ممنون، هویانگ

‫آفرین

‫انگار شاگرد خوبی بودی

‫سابین، آسوکا بهت یاد نداده شمشیر…

‫چه اتفاقی بین‌شون افتاد؟

‫از چی‌ها بی‌خبرم؟

‫بعد از اتفاقات مندلور

‫آسوکا نگران این بود که ‫سابین با انگیزه‌های اشتباهی

‫برای جدای‌شدن تعلیم می‌بینه

‫کدوم اتفاق؟

‫اواخر جنگ،

‫امپراتوری سطح اون سیاره رو پاکسازی کرد

‫و صدها هزار نفر رو کُشت

‫حتی خانواده‌ی سابین؟

‫متأسفانه اونها هم جان باختن

‫اون‌موقع، احساس آسوکا این بود که ‫سابین درصورت دستیابی به پتانسیل کاملش

‫آدم خطرناکی میشه

حتماً خیلی خوشحالی

بیشتر خیالم راحت شده

ریسکت نتیجه داد

پس خبر داری؟

آره

فکر نمی‌کردم دوباره ببینمش

،اگه تصمیم دیگه‌ای می‌گرفتی شاید دیگه نمی‌دیدیمش

متأسفم

می‌دونم

عصبانی نیستی؟

طی این سال‌ها خودم هم تصمیمات سخت زیادی گرفتم

معمولاً هیچکس دلایلم رو درک نمی‌کرد

جز استادم

آناکین؟

اون همیشه پشتم بود

حتی وقتی هیچکس دیگه‌ای نبود

،واسه همین هر اتفاقی هم که بیفته

من بهت کمک می‌کنم

…حالا ببینم

تمریناتت رو انجام میدی؟

سعی می‌کنم

میدم. میدم

تسلطم روی شمشیرم بهتر شده

یه رازی رو بهت میگم

جدای بودن توی استفاده از شمشیر خلاصه نمیشه

کمک که می‌کنه. مخصوصاً توی این وضع

.ذهنت رو تعلیم بده .جسمت رو تعلیم بده

به نیرو اعتماد داشته باش

…هی! بریم. الان تمومش

!عزرا، دنبالم بیا

تثبیت‌گرها رو از دست دادیم

!نذار بیفته

!از اینجا برو دیگه! برو، برو

اینطوری موتورها فقط یه انفجار کوچیک انجام میدن

همین کافیـه

با علامت من

!سابین

!الان

دخل‌شون رو آوردم

،ببخشید، می‌دونم گفتن نداره ولی اینطوری سرعت‌مون کم میشه

مگه اینکه این اجازه رو ندیم

،ارتشبد

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left