The first 200 lines.
پاپ پویو!
. زودباش، میبرمت خونه
من "ریلو" نیستم، باشه؟
ریلو همیشه خودکفا بوده
با ما لاس میزدی؟ با پلیس رومانیایی؟
. حتی کاپیتان "ریلو" هم نیست
نمیدونیم چه کسی ما رو فروخته
و حالا ما داریم میریم توی لونه شیر قدم بزنیم؟
ازشون اخاذی کنید به زناشون تجاوز کنید
. من هر چیزی که میدونم رو بهت میگم
یه اپارتمان نزدیکی اینجا دارم
اینجا خونه ماست
. قبلا خونه ما بوده
تیکتاک، تیکتاک
! لعنت به زندگیم
... دروغگو، دروغگو
. تو باید میگفتی که تو عملیاتی
. حالا باید بهم تخفیف بدی
..زیرنویس... ....محمدرضا.... ..... DEXmohammad ...
اونا غذاشون رو می دونن، مرد "راهگاه رو تمومش کن"
کالباس های چرخ شده گوشت چرخ کرده
و سیرهای گوشتی همشو کنار بزار
شروع به خوردن غذاهای دریایی کن . از این سالم تر نمیشه
، تو اونو توی دریای مدیترانه پیدا کردی اونو بیار
تو یه قابلمه نگهش دار
ببین من این صدف های زرق و برق دار دارم میخوام برات درست کنم
اول، تو اونا رو توی قابلمه میندازی
میذاری قشنگ جوش بیاد تا خوب بمیره
و بعد یک تابه بزرگ میاری مقداری نمک در کف اون میریزی ...
داداش، صبحونه ات به یکم کار احتیاج داره
این درست نیست
. صبحانه توی تخصص ما نیست
پس، چی؟
- مراسم عروسی ، تعمید ، مراسم پذیرایی - تشییع جنازه نیست؟
. باید بهش احتیاج داشته باشه
فراتلو یه تجارت هست که رونق میگیره
به همین دلیله که ما این قدم رو برداشتیم رئیس
... صحبت از مراسم تدفین شد
یه خورده یخ زده اینجا نیست؟
لعنت به تو،ریلو مادر جنده
برو سر اصل مطلب
دشمن کمین کرده؟
نیکو.پسر
. دست نگه دارین
دیشب رفقای من از اسپانیا اومدن که به من بگن اونا چه ساعتی شروع کردن
فراتلو کمی دیر شده
. برعکس حالا وقت بازی ه
ساب ین
نمیدونم در این مورد مطمئن نیستم
"پائول"، حالت خوبه؟
اگه در مورد این چیزا مطمئن بودی
در مورد بیمه این کارارو نمیکردی ها؟
تو با احتمالات کار می کنی نه اطمینان
یه بار اینو توی یه فیلم شنیدم و دزدیدمش
به هر حال، الان داره حرکت میکنه همه رو سوار کردن
حالا دیگه پشتیوانه ای نیست
این دلیل اصل دومینو هست
همیشه رو به جلو
. اینم از این
. بازی شروع شد
به سلامتی، بچهها ! بالاخره، مرد
کمتر منتظر گرفتگی هستم!
وقتی ساب ین به اطراف غلت میخوره درست مثل خورشید گرفتگیه
همین؟
خوب شد که مامان از این خوشش اومده … ! وقتی صورتم رو با کیرم فرو کردم
. به سلامتی، مرد عمو بیفی کجاست؟
عمو بیفی
عمو بیفی
. خدایا، انگار داری به رنگ خشک نگاه میکنی
چه خبره؟ گواهینامه داره؟ . حتما، داداش
اولین باریه که سوار ماشین میشه؟ . ردیقه داداش
اون فلج نمیتونه بیاد بیرون؟
نه پسر
. اینو داشته باش، پاش خوابیده
. نگاش کن -. برو - . مثل یه فضانورد جیبی - ه
! سیگار کشیدن از کلاه ایمنی - ش عمو بیفی آمادهای؟
. این "پائول" - ه، پسر بیمه ای من
و اینم عمو بیفی بدلکار حرفهای
یه متخصص تصادف با ماشین و بازدهی، کون من
به "نودل" گفتم اسب من جنگیه
بوکس، کشتی، شمشیر، فویل ....
کدوم اسب؟ اسب، مثل برق؟ . اسب، مثل حیوون ها
اگه میخواست یه ماشین کرایه کنه . باید با این غول میرفت
. بهت که گفتم، مرد . غول تونسته استخون هاش رو بشکنه
و وقتی حالش خوب بشه، گرونه . صبر کن، اینطوری نیست
تو این کار باید یه ضربه محکم بزنی اره داداش
ما به یه کپی برداری کامل نیاز داریم، درسته؟ حرف بزن مرد
ما اگه 4کیلو رو بخوایم باید یه کار کامل نیاز دارم
آره، مرد، کامل بگو تو می تونی کلا چرت و پرته، ها؟
من می تونم هر کاری بکنم من در هر صورت از تیتانیوم هستم
باید میدیدیش چطور اهن رو جذب میکنه صبر کن بابا، تو همین الان گفتی
تو درباره اسب و کشتی میدونستی
اسبی با این خصوصیات دیدی؟ . شاید باید کنسل کنیم
چی؟ تو چی گفتی؟ حرف بزن، صدات رو نمیشنوم
شاید باید کنسل کنیم امکان نداره، خوزه! تو چی کار میکنی؟
اون کشتی داره حرکت میکنه من جایگاه رو آماده کردم
به قیمت جون من تموم شد چی؟ مگر اینکه پول رو پرداخت کنی
تو چی؟ جواب بده! تو چی؟ . نه
. پائول "، پسر"
به من نگاه کن
...تو
خفه
فهمیدی؟
آفرین پسر خوب
پاپس
به این شیرینکاری فکر میکنی؟
ریاضیاشو با میلی ثانیه انجام دادی؟
کدوم ریاضی؟ ما برای یه بمب اتم اشپزی نمیکنیم ها؟
سوار ماشین میشم، روش کار میکنم فرو میکنم اون تو
باقی مونده به شانس خدا به ما کمک کنه
پاپس، من فروخته شدم . من که میگم تو این کیف رو داری
پس ادامه بده، ها؟ بریم
بریم تا نور نرفته اره پاپس
پس کار سختیه قضیه نور چیه؟
. هیچی، چرت و پرته اون حالش خوب میشه
یه چشمش آبمروارید داره ... اگه یکم تیرهتر بشه
... این چیزی نیست که اون نمی تونه ببینه، فقط خدایا خفه شو. حرف نزن
فقط اشعه فرابنفش باشه نمیخوام بدونم.. خفه. بزن بریم
گوش کن ها؟
اگه اتفاقی برای این یارو بیفته حرکت ما چیه؟
چند تا آسپرین سرم ریخته. پاپس
آمادهای؟ بترکون
دمت گرم ! آره -
. کارت خوب بود
اون نمرده، مگه نه؟
زود باش بابا، واسه چی معطلی؟
سلام خانم
اونسسکو
با مدیر صحبت کردی؟ ما الان با اون بودیم
سیگار تو اتاق ها ممنوعه
قربان تو اتاق سیگار نکش کدوم قسمتش نمیتونم سیگار بکشم؟
کل اتاق
زود باش دیگه بابا بنداز بیرون
. اون آدم خوبیه، واقعا فقط یکم الزایمر داره
کی با الزایمر تمیز کاری میکنه؟
ده سال هست که اینجا کار میکنم فکر نمیکنی که بتونم بهت بگم
یه احمق از یه عوضی؟
. جفتش
به خودت زحمت نده
پویو؟
من یکی از اون باهوشا بودم
اگه دخترا صف بکشن، میدونی چی میگم؟ واو
من تو اون ساحل دو مای لعنتی بودم
تو اینو نمیدونی، اما برای رفتن به ۲ مای
باید یه شورشی باشی
موزیکی که من بهش گوش میدادم ، مناسب اونجا نبود
چی بود؟ زپلین؟
پیستولز، دورز، این چیزا؟ نه اینا گروهای مزخرفین
ما سایمون و گارفونکل گوش میدادیم و بیچ بویز
چیزای دست بالا تر منظورت مزخرف تره؟
منظورم بهتره. بیخیال، سلیقهی تو نیس
من اونجا بودم هی، هنوز با منی؟
اره ...من
من با سهتا زن اونجا بودم
. سه. توی ساحل. خیلی خب
. ولی من واقعا یکی از اونا رو دوست داشتم
بیا فرض کنیم که اون خیلی شبیه مامان توئه و تو اون رو استخوانی کردی؟
یک آقا بوس نمیکنه و نمیگه
فهمیدی؟ . پس اینکارو نکردی
درسته.. باشه... خب، من اونجا بودم با این سهتا دختر
وقتی، یه دفعه سه نفر ظاهر شدند.
از این رومانیای زشت حدودا ۴۰-۵۰ ساله
یهو یکیشون گفت ما هم میخوایم با این زنا یه حالی بکنیم
فاحشه بودن؟ خدای من معلومه که نبودن
آهان راس میگی چون آهنگای گروه بیچ بویز رو گوش میدادن
ولی برداشت اونا همین بود متوجهی؟
اونا سه تا دختر خوشگلو تو ساحل میدیدن
با یه پسر که من بودم بین اونا - پس، طبیعی -
اونا فهمیدن که ممکنه موردی باشه
خب، چقدر پول در آوردی؟
چاکی، مرد، من هرگز چطور میتونی همچین فکری بکنی؟
چاکی، مرد، من اونجوریا نیستم چطور میتونی همچین فکری بکنی؟
خب، چیکار کردی؟ من از اونا محافظت کردم، درستش همینه که
طبیعی ه نه؟ تو با اون آدما دعوا کردی؟
اونا رو توی قفل "کیمورا" گذاشتی؟ من چی کار کردم؟
من از قدرتمندترین اسلحه - م استفاده کردم رزمی؟
بوکن! واوی!
بله؟
اوه یه لحظه وایسا
بچه، تنها چیزی که نیاز داری اینجاست
من راه خروج رو با اون حرف زدم
الان بر میگردم
بله، من اینجام ! واو، تو یه مردی
کون واقعی هستی
ببخشید ، من نبودم ...
.. من عادت ندارم نگران نباش
. من نمیتونم برای ناهار بمونم، متاسفم
خیلی خب ... همین الان این تماس رو گرفتن و
-این واقعا از دست من خارجه چاکی "، غذا آمادست"
. نگران نباش، میفهمم
من واقعا منتظر این بودم. چاکی "هم همینطور، فکر میکنم، اما، اوه، خب"
من چی؟ من یه مقدار پول برای حفظ نگهداری می ذارم
- و فکر می کنم قبض برق ، گاز هم باشه . تو مجبور نیستی همین الان بری
. خواهش میکنم امکان نداره من اصرار میکنم
این شغل یه مرد هست که باید تامین کنه، درسته؟
علاوه بر چیزهای دیگه
یه سری چیزا …
چه خبره؟ ... من باید
فکر کردم دیروز از عابر بانک پول گرفتم اما انگار خبری نیست
چاکی
No comments yet. Be the first to leave one.