Blood Coast

Blood Coast (Pax Massilia)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Pax Massilia S02E05 1080p WEB-H264-NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Published on: 2025-12-17
Downloads: 73
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫چه خبره اینجا؟

‫چی شده؟ واسه چی اومدیم اینجا؟

‫ما رو آوردی وسط ناکجاآباد.

‫اون برگ برنده ‌ای که میگفتی کو؟

‫- لیس دیروز بهم پیام داد. ‫- چی؟

‫بده من بخونمش.

‫نفوذی شدم. محموله طلاست. سعیدی. ‫فردا تو خوک‌ دونی. عملیات.

‫منظورت چیه که نفوذی شده؟

‫- فابیانی خبر داره؟ ‫- لعنتی.

‫بهت احتیاج دارم.

‫- چی شده؟ ‫- دستم به توبیاس نمیرسه.

‫مگه من چیکار میتونم بکنم ‫که آدمات نمیتونن؟

‫برو آمار بگیر ببین اوضاع ردیفه یا نه.

‫مطمئنی توبیاس دورت نمیزنه؟

‫منظورت چیه؟

‫هیچی.

‫پس برو طلاها رو بیار.

‫تو هتل وکیله میبینمت. حله؟

‫اوناهاش.

‫آرنو.

‫این همون طرف تو انباره هست.

‫خب؟

‫زنگ میزنن.

‫شایدم نزنن.

‫اونوقت دیگه معامله‌ مون پر میپره.

‫حواست باشه.

‫مسیر کشتی باربری رو کج کن.

‫مقصد جدید. ‫نه، نه مارسی. برو ناپل.

‫چیکار داری میکنی؟

‫الو؟

‫بگو که طلاها دستته.

‫- همه چی ردیفه علی. ‫- عالیه.

‫دوباره به کشتی زنگ بزن. ‫طلاها پیش منه.

‫پلیس! اسلحه ‌هاتونو بندازین!

‫توبیاس، اون چی بود دیگه؟

‫توبیاس، صدامو میشنوی؟

‫آشیل.

‫طلاها رو بردار و بزن به چاک. ‫من هواتو دارم.

‫آشغالای کثافت!

‫- یکیشون داره در میره. ‫- میگیرمش!

‫لعنتی!

‫ایست!

‫اسلحه ‌تو بنداز.

‫اسلحه ‌تو بنداز. باریکلا.

‫- این کارت خیلی احمقانه بود. ‫- خفه شو.

‫پلیس، تکون نخور!

‫بهت گفتم که این حماقته، ‫مرتیکه‌ حرومزاده.

‫بدو بیا بیرون.

‫خوبی؟

‫ای لعنت به این شانس. آخریشم اومد.

‫اینم واسه این که به من شلیک کردی، عوضی.

‫واسه سعیدی کار میکنی؟ ‫طلاها واسه اونا بود؟

‫چیکار داری میکنی؟

‫اسلحه ‌تو بنداز!

‫اسلحه ‌هاتونو بندازین.

‫- اسلحه ‌تو بنداز. ‫- باشه، اسلحه ‌ها رو میذاریم زمین. بیخیال.

‫وایسا.

‫تکون بخور دیگه! سوار ماشین شو.

‫لیس.

‫- چیکار داری میکنی؟ ‫- دارم خودمو خلاص میکنم.

‫اگه منو اینجا ببینن، فاتحه‌م خونده‌ست.

‫اگه بدون اون و طلاها برم، ‫میکشنم.

‫به فابیانی چی بگیم؟

‫حقیقت رو.

‫ساحل خونین

‫ ‫قسمت ۵

‫باشه، خبرم کن.

‫فابیانی بود. ‫تو خوک ‌دونی قدیمی تیراندازی شده.

‫صرب‌ها در مقابل خاندان سعیدی. شش تا کشته.

‫ربطی به ال ایکس داره؟

‫هنوز نمیدونیم.

‫خیلی احتمالش زیاده که قربانی ‫جنگ بین خودشون شده باشه.

‫پرونده ‌ها نشون میده که ‫داشته دوطرفه بازی میکرده.

‫نه، قضیه‌ ورله پیچیده ‌تر از این حرفاست. ‫یه حرفه ‌ای این کار رو کرده.

‫دارن هر کسی رو که میشناختش ‫از سر راه برمیدارن.

‫برادرای جاویدی؟

‫یا علی سعیدی.

‫این نشون میده که داریم بهش نزدیک میشیم.

‫بریم.

‫منتظر گزارش ‌هاتون ‫در سریعترین زمان ممکن هستم.

‫کشتی باربری.

‫برگردین به همون مسیر قبلی.

‫طلاها پاک پاکن، ‫امیدوارم که قدر بدونی.

‫خواستن توانستن است، مگه نه؟

‫ممنونم علی.

‫رسما برام جایگزین نداری.

‫فهمیدم که کمک کردی ‫تا از چند تا دردسر قسر در بریم.

‫موقع تحویل میبینمت.

‫همکارات از کجا بو برده بودن؟

‫نمیدونم. ‫ولی خوب شد که اونا بودن.

‫همین الان جونتو نجات دادم. ‫نمیتونی یه تشکر خشک و خالی بکنی؟

‫نه، من انجامش میدم.

‫اول، تو خونه تونی.

‫حالا هم این.

‫ممنونم.

‫اگه با اون سلیطه دست میدادی، ‫روزگارتو سیاه میکردم.

‫علی؟

‫اگه بتونیم تو یه هفته نصفشو آب کنیم،

‫وقت دارم که واسه پروژه الیویه پولشویی کنم.

‫البته برات یه ثروت آب میخوره. ‫ولی اگه اینو میخوای،

‫شدنیه.

‫میخوای سه تُن رو تو یه هفته بفروشی؟

‫یادت میاد جاویدی ‌ها چه پیشنهادی دادن؟

‫اگه بخوایم ۵۰ درصد بهشون بدیم، نمیصرفه.

‫کی گفت ۵۰ درصد؟

‫توبیاس، الان کجا پلاس شدن؟

‫لا پانوس. تو تپه ‌ها.

‫یه تیم بردار و کلکشونو بکن.

‫گوشی‌ هاشون و شماره‌ اون ‫ ۱۰ هزار تا مشتری رو بردار.

‫بدو.

‫ما هم وارد بیزینس «اوبر-جنس» شدیم.

‫زوئی!

‫زوئی، با سگ چیکار کردی آخه لعنتی؟ ‫بدو بیا ناهار.

‫بدو دیگه.

‫الو؟

‫شما؟

‫سرژ لابورد هستم.

‫حتما کلی توالت شستی ‫که زود ولت کردن بیای بیرون.

‫یه پیغام واسه بنعمار دارم.

‫داری درباره چی زر میزنی؟

‫دخترشو پیدا کردم.

‫گوش کن چی میگم.

‫اگه یه تار مو از سرش کم بشه،

‫اون گوشی رو جوری میکنم تو حلقت ‫که همه دندونات خرد بشه. فهمیدی؟

‫اون تیراندازی تو خوک‌ دونی چی بود؟

‫نمیدونم. قرار نبود اینطوری بشه.

‫دوستای تو زودتر اونجا بودن. ‫اونم لابد اتفاقی بود؟

‫داری منو دور میزنی؟

‫دارم سعی میکنم لو نرم.

‫اونوقت ما داریم جنازه‌ ها رو میشمریم.

‫خب، از سعیدی چی داری؟

‫یه صرب رو جلوی چشمای من شکنجه کرد و کشت.

‫میدونی جنازه کجاست؟

‫- نمیدونم. ‫- جنازه نباشه، جرمی هم نیست.

‫- باید اینو بدونی. مثلا پلیس سابق بودی. ‫- هنوزم پلیسم.

‫مطمئنی؟

‫برو گمشو بابا.

‫پس پلیسی؟ پس پاشو بیا بالا.

‫چیکار داری میکنی؟ ‫هی، چیکار داری میکنی؟

‫داری اطلاعات رو مخفی میکنی.

‫دارم میبرمت تو سلولت.

‫اگه من پام گیر کنه، پای تو هم گیره. حالیته؟

‫هیچ غلطی واسه فانی یا دخترم نکردی.

‫میخوای اینطوری بازی کنی؟ باشه.

‫صبر کن.

‫میدونم ال ایکس کجا پنهان شدن.

‫یه ویلا تو لا پانوسه.

‫باشه، ولی این زیاد ارزش نداره. ‫من سعیدی رو میخوام.

‫اگه چیزی نداشته باشی به درد نمیخوری.

‫گوش کن.

‫یه وکیل هست.

‫با مراکش کار میکنه.

‫علی همین الان سفارش داده.

‫شش تُن. از راه دریا میرسه به مارسی.

‫- شب بخیر. همه چی مرتبه؟ ‫- همه چی ردیفه.

‫- شب خوش. ‫+ شما هم همینطور.

‫ممنون.

‫- علی موقع تحویل اونجاست؟ ‫- نه.

‫تاریخ و زمان تحویل رو برات گیر میارم.

‫تو ضبطش میکنی،

‫عکست میره تو روزنامه ‌ها ‫و منو هم برمیگردونی سر کارم.

‫این واسه زمین زدن علی کافی نیست.

‫واسه این که این نقشه بگیره، ‫باید شهادت بدی.

‫باید رابطه‌ بین اون، ‫وکیل و کوکائین رو ثابت کنی.

‫فقط اون‌ موقعه که برمیگردی به خدمت.

‫حله؟

‫تا اون موقع مُردم.

‫بهت یه هویت جدید میدیم. ‫یه جای جدید. خیلی دور.

‫تو هند غربی. ‫میبینی، جای خیلی قشنگیه.

‫خیلی خب. میرسونمت پیش موتورت.

‫هنوز منتظر گزارش خوک‌ دونی هستم.

‫شرمنده رئیس. میراندا داره ما رو میفرسته ‫لا پانوس واسه ال ایکس.

‫* الان اولویت ما اینه. ‫* باید باهاشون راه بیایم.

‫اگه لیس نفوذی باشه، ‫امکان نداره اون زنیکه خبر نداشته باشه.

‫چرا هیچوقت به ما هیچی نمیگن؟

‫شاید واسه یه بخش دیگه کار میکنه.

‫- جدی؟ کدوم بخش؟ ‫- چه میدونم.

‫میراندا چی؟

‫اون از کجا درباره ال ایکس ۱۳ میدونه؟

‫از همه آدم‌ فروش‌ هام پرسیدم، ‫هیچی دستگیرم نشد.

‫میراندا تو مارسی کیو میشناسه؟

‫- لیس. ‫- آره.

‫پس میراندا و لیس با هم در ارتباطن.

‫لیس و میراندا سایه همو با تیر میزنن. عجیبه.

‫ما هم از میراندا متنفریم، ‫ولی داریم براش کار میکنیم، نه؟

‫میراندا از وقتی اومده اینجا دنبال چیه؟

‫گرفتن علی.

‫دقیقا. پس...

‫پس اگه لیس داره مخفیانه واسه

‫میراندا کار میکنه، همه چی ردیفه.

‫- درسته. ‫- فعلا که لیس هنوز رئیسمونه.

‫میراندا حتما شستشوی مغزیش داده ‫یا گذاشتدش تحت فشار.

‫آره.

‫رئیس فقط لیسه.

‫پلیس! بیاین بیرون! بیاین بیرون!

‫- از اونجا بیاین بیرون! ‫- دست ‌ها پشت سر!

‫دست‌ ها پشت سر!

‫...تو لا پانوس.

More Farsi Persian subtitles for Blood Coast

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left