The first 173 lines.
!این جادوی آبیسه؟
!نامیرایی مقابل این جادو اثری نداره
!این دفعه دیگه... واقعاً... بدبخت شدم
،حقیقتش رو بگم !واقعاً خوشحالم که این کار جواب داد
"با مهارت "تخمگذاری ...که از مادر گرفتم
فهمیدم اگه بتونم با موفقیت ...از خودم کلون بسازم
میتونم یکی از ذهنهای موازیم .رو توی یکیشون قرار بدم
.به نظر میاد موفقیتآمیز بود
..."بدنم با مهارت "نامیرایی
،و روحم با کمک این تخمها !هر کدوم به نوبۀ خودشون نامیرا شدن
!پس حالا دیگه کشتن من غیرممکنه
مگه اینکه با جادوی آبیس .به صورت ناگهانی کشته بشم
!پس باید حسابی حواسم رو جمع کنم
...راستی
،وقتی زدم زیر لنگ نیروهای ارتش ...پیام تکامل جدید رو شنیدم
...بـ... بالاخره
هرچند، غیر از خاطرات بد ...چیزی به ذهنم نمیاد
خیلی خب، فکرای بد رو بنداز دور !و تکامل کن، تکامل
من یه عنکبوتم، خب که چی؟
!آتش
!کیویـــــا
.قدرت چندانی ندارن
یه جورایی منو یاد تانک .تو دنیای قدیمی خودمون میندازن
خب حالا چیکار کنیم؟
به نظر میاد جادو .و خون تو روشون اثری نداره
،آخرش فقط یه مشت آهن هستن .پس هیچ مشکلی نیست
.پس اینا رو میسپارم به شما
.منم دفاع رو میسپارم به تو
.به روی چشم
!صبر کنید
!آمادۀ شلیک دوم، آتش
!همۀ نیروها، حمله کنید
!بس کن
.یالا، رفیقت داره میاد
.ای بابا، انگار چارهای نیست
.بهت اجازه نمیدم، شون
!تو... آخه چرا؟
!شون
!شون
داری با رفیق صمیمیت چیکار میکنی؟
انتظار داری چه جوابی بهت بدم؟
.تقصیر خودش بود که حمله کرد
!حمله کنید
واقعاً که، هرچی میکشیم .بازم مثل مور و ملخ پیداشون میشه
...خیلی خب
!شون
میشه شما دو تا فعلاً عقب وایسید؟
!کاتیا! فی
!کیویــــا
...خیلی سبکه
،واقعاً فکر کردی با همچین شمشیر سبکی میتونی منو بزنی؟
شون، معذرت میخوام ولی میشه فعلاً بخوابی؟
!نه
!شولین ساما
!آنا
آنا؟
...نمیخواستم که بکشمش
لازم نبود با محافظت از اون .خودت رو به کشتن بدی
!هنوز وقت دارم
"با استفاده از مهارت "رحمت .تجربۀ شما افزایش پیدا کرد
.مهارت تابو به لول 10 رسید
...خدا رو شکر
.شما شرایط لازم را به دست آوردید
.مهارت تابو برای شما فعال میشود
...در حال نصب اطلاعات
نصب؟
.نصب با موفقیت انجام شد
!شون! طاقت بیار
شماها با شون چیکار کردید؟
باهاش چیکار کردی؟
.نه... من کاری نکردم
!بمیــــر
!لعنتی... ای شبح مزخرف
ارباب، میشه مزاحم نشی؟
!امکان نداره... آخه چطور؟
.خیلی وقت میشه شما رو ندیدم، سنسه
واکابا سان؟
"جادوی الهی لول 8" "جادو بخشی لول 10" "کاهش اثر ضربه لول 8" "انرژی بخشی لول 7" "حمله فاسد کننده لول 7"
!این خیلی وحشتناکه، هوی
فقط از روی آمار میشه گفت .من شکست ناپذیر شدم
ولی بااینحال، هنوزم به پای .ارباب شیاطین نمیرسم
ولی خب، نکتۀ اصلی این تکامل .مشخصات آماریش نیست بلکه این بدنه
...و اینکه
فقط با چرخوندن سرم .میتونم یه محدودۀ وسیع رو ببنم
ها؟ چهرهام شبیه .وقتیه که تو اون دنیا بودم
.اوه... همشون به دنیا اومدن
اگه همینجوری ول کنم برم مثل اینه که رهاشون کردم به حال خودشون، مگه نه؟
حداقل بذار مثل یه مادر نمونه .بهشون کمی غذا بدم
،خیلی خب بچهها .تلاش خودتون رو بکنید
!بدرود
خیلی خب، حالا چیکار کنم؟
،راستی کلاً فراموشش کرده بودم چه بلایی سر شهر بچه خونخورک اومد؟
،از میدون جنگ خیلی فاصله داشت .پس فکر نکنم مشکلی براش پیش بیاد
!روشنبینی
!اِه! داره میسوزه
نیروهای محافظ شهر !خیلی تعدادشون کمه
یعنی همۀ نیروهاشون رو فرستاده بودن به میدون جنگ؟
اِه! الفها وارد !خونۀ بچه خونخورک شدن
تخلیۀ اهالی شهر در چه حاله؟
.متأسفانه خوب پیش نمیره
...که اینطور
.لازم نیست نگران باشی، سوفیا
به نظر میاد یه دسته از سربازهای اوتس .به صورت جداگانه به شهر حمله کردن
!اگه کاری نکنم اوضاع خیلی بد میشه
ولی یه نوزاد مثل من .کاری ازش برنمیاد
!ارباب، لطفاً اینجا رو ترک کنید
تا وقتی اهالی شهر هنوز اینجان .من به عنوان حاکم نمیتونم فرار کنم
...پس منم همین جا
.دخترم، سوفیا رو به تو میسپارم
حفاظت از دخترم رو به تو میسپارم .که بیشتر از هرکسی بهش اطمینان دارم
.منم همین درخواست رو ازت دارم
.هر جور... شما بخواید
سوفیا، در واقع دوست داشتم .تا موقع بزرگ شدنت، کنارت باشم
.لطفاً این پدر بیمسئولیت رو ببخش
.مراقب خودت باش و قوی بزرگ شو
!مرازوفیس، روت حساب میکنم
حتی اگه به قیمت جونمم شده .ازش محافظت میکنم
!برو، مرازوفیس
.هیچکی برای کمک نمیاد
.همینطور پیش بره میمیریم
این آخر کارمونه؟
...من باید از اوجو ساما
...تنها راه برای تغییر شرایط
.شما شرایط لازم را به دست آوردید .شما مهارت را به دست آوردید
.شما شرایط لازم را به دست آوردید
<شما مهارت <کنترل خویشاوند لول 1 .را به دست آوردید
تا کی میخواید وقت تلف کنید؟
!چی... چی شد؟
یه خونآشام، ها؟
فعلاً تازه تبدیل شده ...و مشخصات آماری پایینی داره
ولی با گذشت زمان .میتونه تهدید بزرگی بشه
...اون که
توسط این نوزاد تناسخیافته تبدیل شده، ها؟
چه دستوری میدید؟
بکشیدش، بعد به اوکا بگید .درگیر جنگ شد و جونش رو از دست داد
اگه بذاریم یه خونآشام زنده بمونه .در آینده برامون دردسرساز میشه
.بسیار خب
!اجازه نمیدم... به اوجو ساما... آسیبی برسونید
چرا برای اون دختر بچه تا این حد مایه میذاری؟
اون یه خونآشامه که میتونه .دنیا رو دچار فاجعه کنه
!این چیزها برام مهم نیست
من قول دادم به هرقیمتی که شده !ازش محافظت کنم
.چه احمقانه
!تلپورت
...و بعدش
!یه مشت
!وا... واکابا؟
...الان خوب موقعیه
وقتشه که جدیدترین !چشم شیطانیم رو امتحان کنم
...با ایجاد پیچش در ابعاد فضایی
هیچ راه خلاصی !از این چشم شیطانی وجود نداره
البته چون تو یه نقطه فعال میشه .با یه جاخالی، راحت میتونن ازش فرار کنن
...ای بابا، اینم که درحال مرگه
تو دشمن نیستی؟
چه موجود عجیبی .مزاحم کارم شده
با این مشخصات بالام زدمش !ولی تأثیری روش نداشت؟
ها؟! حتی مهارت "حکمت" که با کمکش تونستم !مشخصات ارباب شیاطین رو ببینم، روش اثری نداره؟
یه هیولای عنکبوتی؟ یکی از خویشاوندهای آریل هستی، ها؟
ولی تا به حال .همچین موجودی رو ندیده بودم
تو کی هستی؟
فکر کنم بهتر باشه اون دوتا رو .بردارم و از اینجا فرار کنم
!بهت اجازه نمیدم !حفاظ ضد جادو، فعال شو
!ها؟! ناپدید شد؟
و تمام مهارتهایی هم !که فعال کرده بودم، لغو شدن
یعنی میتونه مهارت و جادو رو !به زور لغو کنه؟
!اینکه دیگه خیلی نامردیه
.اسم من پوتیماس هاریفناسه
.تو رو به عنوان یه تهدید جدی میپذیرم
!این بده! این بده! این بده
بدنم اونقدر سنگین شده .که نمیتونم به خوبی حرکتش بدم
این حفاظ یه چیز عادی !فقط برای غیرفعال کردن جادو نیست
میتونه، جادو، مهارت !و تمام مشخصات رو کاملاً لغو کنه
!از بیخ گوشم گذشت
No comments yet. Be the first to leave one.