The first 200 lines.
وارنر براس پیکچرز تقدیم میکند
محصول گریم پیکچرز و وارنر براس کره با همکاری هاربین فیلمز
فیلمی از کیم جی-وون
چرا درنگ میکنید، قربان؟
میدونم نامه به دستت رسیده.
میدونی تو این شهر چند تا کلاهبردار دکون باز کردن؟
میدونی تو این شهر چند تا کلاهبردار دکون باز کردن؟
میدونی تو این شهر چند تا کلاهبردار دکون باز کردن؟
به خودشون "مقاومت" میگن، بعد میان گدایی پول؟
به خودشون "مقاومت" میگن، بعد میان گدایی پول؟
GONG YOO
چرا باید بهت اعتماد کنم؟
چرا باید بهت اعتماد کنم؟
هان جی-مین
چطور میتونی مقایسه کنی... ما رو با همچین دزدهایی؟ هان لی-مین
چطور میتونی ما رو با همچین دزدهایی مقایسه کنی؟
این چیزی که میخواستی رو بگیر.
شینگو تسورومی، اوم ته-گو، شین سونگ-روک. این چیزی که میخواستی رو بگیر.
شینگو تسورومی. اوم ته-گو شین سونگ-روک
شینگو تسورومی، اوم ته-گو، شین سونگ-روک و برای حمایت از استقلال کره.
و از استقلال کره حمایت کنید
لی بیونگ-هان پارک هی-سون
این قلابیه. تولید کیم جی-وون، چوی جه-وون.
تولید کیم جی-وون، چوی جه-وون
این مسخرهبازی چیه؟ تولید کیم جی-وون، چوی جه-وون.
این مسخرهبازی چیه؟
قربان
این پیرمرد داره کور میشه!
بهم گفتن کار تمومه، چرا دست دست میکنی؟
توسعه و تولید مشترک: لی جین-سوک. بهم گفتن کار تمومه، چرا دست دست میکنی؟
تولید مشترک: چوی جونگ-هوا
خب
مدیر فیلمبرداری: کیم جی-یونگ. نورپردازی: چو کیو-یونگ.
چرا انقدر زود رسیدی؟ مدیر فیلمبرداری: کیم جی-یونگ. نورپردازی: چو کیو-یونگ.
طراحی تولید: چو هوا-سونگ. کارگردان هنرهای رزمی: جونگ دو-هونگ، جونگ یون-هون.
طراحی لباس: چو سانگ-کیونگ. گریم و مو: کیم سِک-یونگ.
گریم جلوههای ویژه: کواک ته-یونگ، هوانگ هیو-کیون. جلوههای ویژه: یون ده-وون.
تدوین: یانگ جین-مو. موسیقی: مووگ.
صدابرداری: کیم شین-یونگ. ناظر صدا: چوی ته-یونگ.
ناظر جلوههای بصری: سون سئونگ-هیون. اصلاح رنگ دیجیتال: پارک جین-یونگ.
نویسندگان: لی ایل-مین، پارک جونگ-ده. اقتباس از: کیم جی-وون
گوش کن، کیم جانگ-اوک!
کاملاً محاصره شدی و راه فراری نداری!
سلاحتو بنداز زمین و بیا بیرون!
کارگردان: کیم جی-وون
اوضاع چطوره؟
آدم سرسختیه.
هنوز داره مقاومت میکنه.
انتظار چی داشتی؟ اون یکی از اعضای اصلی مقاومته.
یه بار دیگه ازش میخوام تسلیم بشه.
اینو بده.
کیم جانگ-اوک!
صدامو میشنوی؟
لی جونگ-چولم!
شلیک نکنید! شلیک نکنید!
شلیک نکنید!
من میرم اطراف رو چک کنم.
تا برگردم، تکون نخورید.
داری به من دستور میدی؟
چرا باید فکر کنی این دستورای منه؟
رئیس هیگاشی دستور داد کیم رو زنده دستگیر کنیم.
بگیریدش!
یالا، بگیریمش!
این طرف!
شلیک نکنید!
گفتم شلیک نکنید!
اونجاست!
عقب برید!
عقب برید!
عقب!
عقب!
عقب!
همه عقب برید!
عقب!
عقب!
لی جونگ-چول!
جانگ-اوک!
منم، جونگ-چول.
بیا حرف بزنیم.
من درو باز میکنم، شلیک نکنی.
رهبران ما به ملت خیانت میکنند و شما به هموطنانتان
پس راحت زندگی میکنی؟
خائنهای کثیف!
فکر میکنی ما هیچوقت استقلال رو پس میگیریم؟
ما یه کشتی در حال غرق شدن هستیم
واقعاً همینطوره
و موشها اولین کسایی هستن که از کشتی در حال غرق شدن فرار میکنن
با من بیا بیرون
اون وقت میتونی زندگی کنی
حداقل جون خودتو نجات بده
آدم نباید بین موشها زندگی کنه
اسلحهتو بنداز زمین!
زنده باد کره!
جانگ-اوک
اداره پلیس ستاد مرکزی ژاپن در کره
کیم جانگ-اوک
متوفی
بفرمایید بشینید
واقعیه
حتماً پول نقد فوری لازم داشتن
باید کیم رو زنده میگرفتیم!
این عملیات شکست خورد!
اون دوستت بود؟
نه، قربان.
خب، اشکالی نداره.
تو این دوره زمونه به کی میشه گفت دوست؟
هر کی زودتر دستت رو بگیره، رفیقه.
ستاد فرماندهی ما انتظارات زیادی ازت داره!
این شخص تو رو به نیروهای مقاومت میرسونه.
رو تو حساب میکنیم!
ولش کن.
گاراژ ریکشا سامپانتونگ (پایگاه مقاومت)
جو کجاست؟
بعد از اینکه جانگ-اوک رو از دست دادن، تهش فقط جو رو گیر آوردن.
ولی فقط یه روز بعد از اینکه دستگیر شد، لی جونگ-چول آزادش کرد.
لی جونگ-چول؟
رئیس جدید پلیس کره.
مدتی کوتاه با دولت موقت شانگهای همکاری میکرد.
بعدش اطلاعات رو به پلیس ژاپن لو داد.
به خاطر همینم شد رئیس پلیس.
از بیخ و بن فاسده.
وقتی مترجم بود، ارتباطات خوبی پیدا کرد.
ولی همهش فقط برای فروختن اطلاعات بود.
حتماً جو رو به عنوان طعمه آزاد کرده.
وایسا، ما لو رفتیم؟
نه، ما راه طولانیای رو اومدیم.
هیچکس هم دنبالمون نیومد.
خب، با جو چیکار کنیم؟
اگه با این همه فشار ما اعتراف نمیکنه، دیگه فایدهای نداره.
فقط بفرستینش بره. ارزشش رو نداره.
باشه، همین کار رو میکنیم.
از اون جهنم سالم بیرون اومدی؟
نمیدونم چطور شد. بهم گفتن برو، منم رفتم.
لی جونگ-چول دستور داد آزاد بشی!
نه، رفقا!
کارای جانگ-اوک از طرف خودمون لو رفته!
من نبودم! به خدا من نبودم!
هموطنت رو برای چند سکه فروختی، لعنتی!
چرا فقط به من مشکوکین؟
من لی جونگ-چول رو نمیشناسم!
واقعاً حتی نمیدونم کیه!
فقط سه نفرمون در مورد دیدار اون شب میدونستیم.
پلیس چطور فهمید؟
قبل از اینکه تا سه بشمارم، حرف بزن.
وگرنه جمجمهات رو خرد میکنم.
یک.
کی ما رو لو داد؟
این انصاف نیست!
من جونم رو به خطر انداختم تا یه بمب به اداره مرکزی پلیس ببرم!
چطور میتونید به من شک کنید؟
دو! ای-این دیوونگیه!
چرا فقط من؟
شما همه میتونید ثابت کنید جاسوس نیستید؟
ر-ر-ر-رفیق!
سه!
جو.
نمیدونی چرا ولت کردن بری؟
اگه میخوای زنده بمونی، هم از ما دور باش هم از اونا.
همین الان سئول رو ترک کن.
رفیق.
این واقعاً برام سخته.
با مسدود شدن منابع مالیشون،
نیروهای مقاومت شروع کردن به فروختن اشیای گرانبها.
میدونید کی پشتشه؟
بله، میدونم.
پسر یه نقاش قلابی، همکلاسی قدیمی جو هوئه-ریونگ.
اسمش کیم وو-جینه.
یه عکاسی و عتیقه فروشی رو با برادرش اداره میکنه.
مردم میگن اونا پول جمع میکنن و به شانگهای میفرستن.
ولی چرا مقاومت یهو این همه پول لازم داره؟
چه نقشهای تو سرشونه؟
ممکنه یه شایعه دروغ باشه،
ولی میگن دارن مواد منفجره میخرن.
طبق منبع من تو شانگهای...
دارن تلاش میکنن با متخصصان مواد منفجره از مجارستان تماس بگیرن.
خبر جدیدی برام داری؟
بله، فکر میکنم نقشه مقاومت برای جمعآوری پول رو کشف کردم.
رهبریش رو اعضای اصلیشون، جو هوئه-ریونگ و کیم وو-جین به عهده دارن.
که اخیراً به سئول رسیدن.
خوبه.
ببین کسی هست که بتونیم باهاش رفیق بشیم؟
معرفیشون کن به حامیان پولدار یا بهشون کارت عبور بده.
چون بیشتر از همه به همینا نیاز دارن.
بله، قربان!
از این به بعد با هاشیموتو کار میکنی.
در خدمتم.
نهایت تلاشم رو میکنم.
ما دو نفر؟ من...
هیچ کاری نیست که برای کمک به سروان لی انجام ندم.
تحت فرمان شما هستم.
هاشیموتو دنبال جونگ چه-سان، رهبر مقاومت، میگرده.
اطلاعاتت رو باهاش به اشتراک بذار.
شما دو تا سعی کنید یه طعمه پیدا کنید که بتونه چه-سان رو بکشونه.
وقتش رسیده که ارزش واقعی خودت رو ثابت کنی.
سروان لی تو این کار عالیه.
هاشیموتو، ازش یاد بگیر.
بله، قربان!
از یون گه-سونِ چینی خبری داری؟
اون یکی از اعضای مقاومته که منشی چه-سانه.
اون اخیراً به سئول رسیده.
No comments yet. Be the first to leave one.