The first 200 lines.
دوســــتـــــي
برو
کسي اينجاست؟
..آقا
همه جا رو دنبال لاليتا گشتم
نميدونم تو يه چشم بهم زدن کجا غيب شد
من رو بزنيد آقا، اينا همه تقصير منه
آقا اون لاليتاست
لاليتا دخترم
!لاليــتــا
"!جادو"
"!جادو، جادو"
"!جادو، جادو، جادو، جادو"
"...جادو، جادو، جادو، جادو"
"چهار طرفم جادو رو ميبينم"
"نگاه تو، واي از اداهات"
"من رو مجبور به باور جادو ميکنه"
"اوه عزيزم، جان جانانم"
"تو چي هستي؟" "نميدونم"-
"براي من خيلي عزيزي" "باور نميکنم"-
"!جادو"
"!جادو، جادو"
"!جادو"
"!جادو، جادو"
"...جادو، جادو، جادو، جادو"
"چهار طرفم جادو رو ميبينم"
"نگاه تو، واي از اداهات"
"من رو مجبور به باور جادو ميکنه"
"اوه عزيزم، جان جانانم"
"تو چي هستي؟" "نميدونم"-
"براي من خيلي عزيزي" "باور نميکنم"-
"تو چي هستي؟"
"!جادو"
"!جادو، جادو"
"!جادو"
"!جادو، جادو"
"تو هرجا باشي قلب منم اونجاست"
"بدون تو هيچي ديگه هم وجود نداره" *همه چي بيارزشه*
"تو هرجا باشي قلب منم اونجاست"
"بدون تو هيچي ديگه هم وجود نداره"
"...کي اين سايهي تنهايي"
"از قلب من بيرون ميره؟"
"...اين سکوت تو"
"جون من رو ميگيره"
"اوه عزيزم، جان جانانم"
"تو چي هستي؟" "نميدونم"-
"براي من خيلي عزيزي" "باور نميکنم"-
"تو چي هستي؟"
"خوابم نميبره و بيقرارم"
"همه خوابيدن و من خوابم نميبره"
"خوابم نميبره و بيقرارم"
"همه خوابيدن و من خوابم نميبره"
"روز رو يجوري پشت سر ميذارم"
"ولي شبهام نميگذره"
"قلب من مال تو شده"
"اون رو زير پاهات نذار"
"اوه عزيزم، جان جانانم"
"تو چي هستي؟" "نميدونم"-
"براي من خيلي عزيزي" "باور نميکنم"-
"!جادو"
"!جادو، جادو"
"!جادو"
"!جادو، جادو"
"...جادو، جادو، جادو، جادو"
"چهار طرفم جادو رو ميبينم"
"نگاه تو، واي از اداهات"
"من رو مجبور به باور جادو ميکنه"
"اوه عزيزم، جان جانانم"
"تو چي هستي؟" "نميدونم"-
"براي من خيلي عزيزي" "باور نميکنم"-
"تو چي هستي؟"
چي شده؟
شنيدم که آقاي راي سکته قلب کرده
قصدش رو دارم آقاي دکتر
اي بابا، شما فوق العاده ايد
شما که من رو کُشتين بشين دکتر، کي کُشتت-
وقتي که جوونهاي امروز نه حرف بزرگترهاشون رو ميفهمن
نه احساساتشون رو درک ميکنن ...مجبوريم همچين نمايشهايي رو
بازي کنيم
براي اينکه نوهم راج راضي به ازدواج بشه
ميخوام الکي سکته قلب کنم دکتر لطفا همراهيم کن
سرم بدجوري درد ميکنه يه قهوه سياه برام درست کن
چي شده؟
مامان بزرگ اينا چشون شده؟
...چرا اينجوري ...پسرم، بابابزرگت-
بابابزرگ؟ چه اتفاقي براش افتاده؟
دايي، چي شده دايي؟
پسرم من به جزء دکتر بودن دوست پدربزرگت هم هستم
آره ..به خاطر همين بهت ميگم-
که اگه دوست داري زندگيش رو نجات بدي براش يه عروس بيار
عروس؟ اين خيلي مهمه-
...دکتر ...ولي-
!بابابزرگ
آقاي راي عروس-
..دايي پسرم، صداي درد پدربزرگت رو شنيدي؟-
بله بابابزرگ
بيا اينجا حالا چي ميشه دايي؟-
پسرم اون دلش ميخواد تو رو با عروسش ببينه
ولي دايي چطور ميتونم با اين سرعت عروس بيارم، چطور ميشه؟
دير نکن
...اگه خدايي نکرده اتفاقي براش بياُفته نه، نه دايي-
...ولي از کجا؟ چرا به قيافه من خيره شدي؟ برو، برو-
برم؟ کجا برم؟
آهان بانکي
موهيني، موهيني خداي من، موهيني اگه نياد چي ميشه؟-
مشکلي نيست بانکي، ميتوني يکم با اعتبارت نگهشون داري
...صبر کنيد موهيني، موهيني-
*کلوپ نمايشي* چرا داد ميزنيد؟-
من اينجام ديگه موهيني، موهيني-
آروم باشيد، آروم باشيد، آروم، آروم موهيني، موهيني-
موهيني هنوز نيومده ولي مياد
...هـــــــــي
..ولي مطمئن باشيد تا وقتي که اون برسه
بانکي اينجاست، من همهتون رو سرگرم ميکنم
...پسر برادرهاي عزيزم و
خواهر که نيست ...برادرهاي عزيزم
براي هنرنمايي مانورانجان آماده بشين هي، هي، هي-
يک، دو، سه، چهار" "پنج، شش، هفت، هشت، نه
ده، يازده" "دوازده و سيزده
"من روزها رو ميشمارم"
"براي ديدار با تو عشقم، روزها رو ميشمارم"
"...بيا پيشم" هي، آروم، چکار ميکنيد؟-
هي خجالت نميکشيد؟ سگهاي کثيف، نزنيد
!واي، آي، آي
بذار چراغ رو خاموش کنم نجات پيدا ميکنم
هي، هي، هي
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: سانابينگ و الهه
"کاروان عروسي رو با خودش آورده"
"اومده که حجاب من رو برداره"
"اومده که من رو محبوب خودش کنه"
"ماه وستارهها رو همراه خودش آورده"
"اومده که من رو ديوونه کنه"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"صداي پايندهام مثل يه آهنگه، چن جن"
"فرقبندم مثل مثل يهستاره ميدرخشه"
"النگوهام جلينگ جيلينگ صدا ميدن"
"بيقرارم و سخت ميتونم نفس بکشم"
"من ديوونه شدم و خجالت رو کنار گذاشتم"
"...انقدر ميرقصم که"
"النگوهام بشکنه"
"چشم و قلب ما به هم وصله"
"دلدارم جلوي چشمهاي منه"
"النگوهام جلينگ جيلينگ صدا ميدن"
"بيقرارم و سخت ميتونم نفس بکشم"
"کاروان عروسي رو با خودش آورده"
"اومده که حجاب من رو برداره"
"اومده که من رو محبوب خودش کنه"
"ماه وستارهها رو همراه خودش آورده"
"اومده که من رو ديوونه کنه"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"لباسم داره ميلغزه"
"سرمهي چشمهام پراکنده شده"
"...هر لحظه اين رو حس ميکنم"
"که من ديوونه ميشم"
"..گاهي ازش ناراحت ميشم"
"گاهي اوقات بدجنس ميشه"
"بعضي اوقات از من عصباني ميشه"
"بعضي اوقات عاشق ميشيم"
قلبم داره تند و نامنظم ميزنه" "نميدونم چکار بايد بکنم؟
اين اتفاقي که مياُفته" "چرا بايد ازش بترسم؟
"لباسم داره ميلغزه"
"سرمهي چشمهام پراکنده شده"
"کاروان عروسي رو با خودش آورده"
"اومده که حجاب من رو برداره"
"اومده که من رو محبوب خودش کنه"
"ماه وستارهها رو همراه خودش آورده"
"اومده که من رو ديوونه کنه"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
"خدايا، عشق من خونه اومده"
عاليه موهيني، موهيني
"خدايا، عشق من خونه اومده"
...به فنا رفتم
هي، هي کجا ميري؟ بيا بيرون
لطفا بيا بيرون
تو عزت و جون من رو نجات دادي لطفا بيا بيرون
واقعاً؟ واقعا، واقعا، واقعا-
خب بگو بانکي چکار ميتونه برات بکنه؟
ميتونيد يه کار بهم بدين؟ شغل؟
اوه، فقط از بانکي کار ميخواي؟
اون رو که موقع ديدن رقصت تصميمش رو گرفتم
واقعا داداش؟ داداش؟-
تو به من گفتي داداش؟ چرا؟ حرف اشتباهي زدم؟-
نه، نه همچين چيزي نيست خواهر
توي اين دوره و زمونه همه من رو مسخره ميکنن
هيچکي من رو لايق داشتن رابطهاي نميدونه
فقط يه دوست دارم، راج اون من رو خيلي دوست داره
No comments yet. Be the first to leave one.