The first 153 lines.
تــرجــمـــه و زيـــرنـــويـــس
ايمان ميرنيا: Im@N 24 اميرحسين: amirex
شردر" ممکنه هرجایی باشه" مواظب باشین ، بچه ها
جهت اطلاعت ، یخ زدن میتونه یکی بشه با
...قندیل بستن غیر از هنگام اتفاق افتادن که بهش میگن
احتمالاً دکمه خاموش هم داره
! آخ - ! پیداش کردم -
منم 4 تا لاک پشت رقت انگیز پیدا کردم که فقط تا چندثانیه دیگه زنده ان
من که دوست ندارم از اونا باشم
ما هموناییم
! مایکی
! راف ، ترتیبشو بده
! نه
جایی واسه فرار کردن وجود نداره ، و جایی برای قایم شدن هم نیست
! جایی که نتونم پیداتون کنم
فکر کردین واسه روبه رو شدن با من آماده این؟
بجُنبین - کجا دارین میرین؟ -
میریم بیرون یه گشتی بزنیم
دیگه خبری از گشت زدن نیست - استاد؟ -
، دفعه قبلی که با شردر جنگیدین
به سختی قِصِر در رفتین
اما استاد ، دفعه بعدی ، آماده ایم
...بله
چون تا زمان آماده شدن این پایین میمونین
خبری از گشت زدن ، بازی و استراحت نیست ...فقط تمرین
! از همین الان شروع میشه
بازم ، استاد؟
بله ، بازم
! با تمام وجود ضربه نمی زنین ، دوباره انجام بدین
اگه مجبور بشیم کل شب رو تمرین میکنیم
ما که کل شبِ در حال تمرینیم
پیتزا ، ممم
! بیدارش کنین - با کمال میل -
! اه ! شردر اینجاست
آروم باش فقط داشتی کابوس میدیدی
مگه هممون نمی بینیم ؟ - استاد ، چند لحظه میتونیم استراحت کنیم؟ -
استراحت ؟
تا موقعی که شما نمردین شرِدر استراحت نمی کنه
استاد ، ما هفته هاست که یکسره داریم تمرین می کنیم
و یه خواب راحت نداریم
اونا باید استراحت کنن - اوه ، مثه اینکه تو نمیخوای استراحت کنی؟ -
درسته ، راف ، نمیخوام
آهان ، صحیح ، پس خودم بهت استراحت میدم
اگه من شردر بودم ، هیچکدوم از شماها
الان در حال نفس کشیدن نبودین متوجهین؟
شاید یه استراحت مختصر لازم باشه
بعداً دوباره ادامه میدیم
! آه ! "پانیکان ها" با اشعه "ایجاد تَرس" بهم شلیک کردن
! آه ! آه هممون میمیریم
! و فکر کنم دستگاه تولید غذا رو روشن گذاشتم
! کشتی ممکنه آتش بگیره
! سرعقل بیا ، کاپیتان
! شما فرمانده ما هستین ، پس مثله یه فرمانده رفتار کن
"متاسفم ، "گرانچ
اثرات اون اشعه "ایجاد تَرس" بود
فهمیدم ، از بمب حرارتی استفاده میکنم
ها ؟ هی ، چیکار میکنی؟
اوه ، متاسفم ایده ی "اسپایک" بود
اون گفت کارتون "قهرمانان فضایی" خیلی مسخرست
حتماً به خاطر اینکه کل روز رو باهات گشته
اینجوری میگه
خسته نباشی ، لئو ، اعصابشو داغون کردی
! حالا که اینجوری شد کف اتاق رو با صورتت تمیز میکنم
خیله خب ، راف ، آروم باش
من کمک میکنم با هم کنار بیاین
! "یک بار دیگر ضربه های دکتر "پرانک انشتین
رفیق ، قیافه خودتو باید ببینی
! خیلی عصبانی به نظر میرسی
"خیله خب ، "اسپایک تو از این نمایش حتماً خوشت میاد
: اسمش اینه "آیا مایکی با این روش تعظیم میکنه یا نه ؟ "
! بیا اینجا ببینم
هنوزم داری رو ماشین مسابقه ایت کار میکنی؟
اینکه ماشین مسابقه ای نیست
این یه وسیله ایه که همه جا میشه ازش استفاده کرد ، واسه گشت زنی با ماشین هایی که بهش وصلن و قابلیت جدا شدن دارن
رفیق ، اسپلینتر به اندازه کافی رُسِمونو نکشیده؟
خلاصه باید یه راهی پیدا کنی تا آروم شی دیگه
ما هممون به طریق های مختلف تحت فشاریم
آره ، منم اینجوری باهاش کنار میام - ! و منم اینجوری کنار میام -
! نفر بعدی تویی ، لئو
! دکتر "پرانک انیشتن" مزاحمتون میشه
هی
احیاناً کسی یه پیتزا لذیذ سفارش نداده؟
نه ، به سلامت - مطمئنین؟ -
منظورم اینه که ، اون یارویی که پولشو پرداخت کرده بود ، پای تلفن این آدرسو بهم داد
یه شایدم یه چهار راه بالاتر بوده؟
حسابی گیج شدم
آها ، اون پیتزاه رو میگی آره ، ماله ماست
! اینجارو باشین ، پیتزا مجانی
ایول
"هوکو نو کامای "
راف ، هوکو نو کامای - هوکو عمراً -
اینکه اسپلینتر مارو اینجا زندونی کرده به اندازه کافی بد هست
تو هم ؟
ما مجبوریم به تمرین کردن ادامه بدیم ، چونکه همین الان
در برابر اون شانسی نداریم
آره ، و اون ، اون بالاست ، یه جایی منتظرمونه
! خودمو خیس کردم
**** دوست ندارم اینو بگم ، اما چون
ممکنه تنها دلیلی باشه که هنوزم زنده ایم
دقیقاً ، پس تا زمانی که آماده بشیم همین پایین میمونیم
متاسفانه ، اینجوری نمیشه
ما امشب قراره شردر رو ببینیم
اون یه نقشه ای داره تا لاک پشت هارو از بین ببره
چجوری؟ اون حتی نمیدونه که اونا کجا هستن
اون میگه اونا یه جایی تو مجرای فاضلاب ان
و واسه از بین بردنشون هم ، تموم چیزی که نیاز داشت بدونه ، همینه
خونمون دیگه امن نیست جلوی شردر باید گرفته شه
چجوری میتونیم جلوی نقشه ای رو بگیریم که اصلا نمیدونیم چی هست
مجبوریم بریم اون بالا تا بفهمیم چه نقشه ای دارن میکشن
راف درست میگه راه دیگه ای وجود نداره
همینجاست
دانی ، خودتو چسبوندی به من - معذرت -
شرمنده
چیزایی که اسپلینتر درباره ی آماده نبودنمون
بهمون گفت، باعث شده حول شم
تو که همیشه حولی
!من که میگم هممون هستیم همینه که منو میترسونه
ترسیدن که اشکال نداره ، مایکی راف هم میترسه
من نترسیدم
باید بترسی
! بردفورد - ! برد خفن -
ببین چی پیدا کردم
چهارتا لاکپشت در شُرُفِ مرگ
دیگه مطمئنم که ترسیدن اشکال نداره
هر دو تامون ترسیدیم - الان وقت ترسیدن نیست -
حالا یه ذره
داره بلندتر میشه - میزنم تیکه تیکه ش میکنم -
!حالا تو این مورد باهم بجنگیم
بي فايده است - سرتون به جنگتون باشه -
!!من ميخوام سرم به تنم باشه
زودباشين، واسه چي عقب نشستيم؟
!این شد یه دليل منطقي - !مايکي، دود -
چيکار ميکني؟ - !استرس منو گرفت -
ببخشيد که از دستم سر خورد
مگه به زمين زدنش چقدر سخته؟
ديدي خيلي هم آسون نيست - ...تو رو خدا ميشه بس کنيد بچـ -
نتونستيم شکستش بدیم - سگ مُشت زن" خيلي قوي بود" -
!سگ مُشت زن"؟" - آره دیگه -
سرش شبيه سگ بود ...و مشت ميزد و
خب فهميديم ديگه
نميدونم الان چجوري ميخوايم سر اون قرار بريم
شايد بايد يه مکان جديد واسه مخفي شدن پيدا کنيم
شنيدم فاضلاب فلوريدا تو اين وقت سال وضعيت خوبي داره
نه، من اجازه نميدم تسليم بشين
من دزدکي ميام سر اون قرار
!بهيچ عنوان
نمي توني بري - فراموشش کن -
اصلا امکان نداره
من ميتونم اين کارو بکنم
شما مهارت هاي نينجايي رو به من ياد دادين
فقط چند هفته تمرين داشتي - ديگه چه چاره اي برامون مونده؟ -
شردر ميخواد به خونه مون حمله کنه و ما بايد بفهميم چجوري ميخواد اين کارو بکنه
و من تنها کسي ـم که ميتونه اين کارو بکنه
No comments yet. Be the first to leave one.