The first 79 lines.
توی ساختن فیلم،یه چالشی هست
اینکه یکاری کنی بیننده ها باور کن یه دنیا یا یه شخصیت واقعیه،
حتی اگه خیلی از واقعیت دور باشه
میدونید چی میگم دیگه
مثلا کارل فردریکسون از انیمیشن "بالا" رو در نظر بگیرید
اگه این یارو روبروی شما وایستاده بود شکل و شمایلش میخورد تو صورتتون
سر مربعیش یک سوم بدنشه،
و یه دماغ گرد بزرگ داره که حتی سوارخ نداره
کارل حتی شبیه یه آدم واقعی نیست
ولی وقتی "بالا" رو نگاه میکنیم به بدن عجیبش توجه نمیکنیم
اون حس واقعی بودن دارن،حتی بدون سوراخ دماغ
اونجا چه خبره؟
فکر کنم بخاطر اینه که شکل کارل به شخصیتش میخوره
در واقع کل فیلم از این تصویر الهام گرفته شده بود
که یه مرد مربعی،غرغرو یه سری بادکنک خوشحال دستش گرفته
چطور یه نقاشی میتونه کل داستان رو در بر بگیره؟
برای اینکه این رو جواب بدم،بزارید بهتون یه چیزی راجع به فرهنگ پیکسار بگم
هنرمندای پیکسار همش دارن همدیگه رو نقاشی میکنن
توی قرارهای کاری،سر ناهار،توی مهمونی
این نقاشی ها ممکنه چشمای بیرون زده ی یکی رو پررنگ کنه،
یا دماغشون که از حالت معمول بزرگتره
حتی میشه بهشون گفت کاریکاتور.
چون یکی از متمایز ترین ویژگی های چهره ی یکی رو برای خنده بزرگنمایی میکنن
ولی فقط نمیخوان خنده دار باشن.
در اصل،اگه کاریکاتور ها خوب باشن،
هدفشون اینه که شخصیت یه آدم رو نمایان کنن
و تازه میتونن خیلی ام خنده دار باشن
یادتونه که گفتم کارل مربعیه؟
خب،اینو به معنای واقعی کلمه گفتم،
چون کارل فیلم رو اینجوری شروع میکنه که توی خونه ی خودش گیر کرده
و اگه با دقت نگاه کنید،
حتی متوجه میشید که عکسهای کارل توی این صحنه مربعی ان،
در حالیکه همه ی عکسای زنش،الی،توی قاب های دایره ای هستن
صندلی هام بزرگنمایی شدن
صندلی کارل کوتاه و جعبه ای شکله،و برای الی با شکوهه و انحنا داره
حتی خونه ای که کارل توش زندگی میکنه شخصیت بی حال و بی تحرکش رو نشون میده
هنرمندای پیکسار توی زندگی یه فیلم خیلی نقاشی میکشن،
و کاریکاتور بهشون این اجازه رو میده که سریع کار کنن
وال ای رو ببینید
اساسا میتونید با دوتا دایره،
چنتا مربع،و چنتا خط بعنوان دست،نقاشیش کنید
ببینید چقدر سریع بود.اره واقعا سریع بود
نقاشیای اینجوری فقط کشیدنشون راحت نیست،
اونا تست"چشم نیمه باز" رو هم قبول میشن
وقتیکه یه کاریکاتور رو حتی وقتی تار هست میشناسید میفهمید که این جواب میده
فقط با تشکر از شکلهای ساده اس
بعدا میبینمت،وال ای
وال ای!
توی روزهای قبل از انیمیشن کامپیوتری،
اون زمان که فیلمهای انیمه شده با دست نقاشی میشدن،
شخصیت ها و محیط هایی که با جزئیات تر بودن به این معنا بود که ساختنشون سخت تره
و این حتی اون زمانی که تازه انیمیشن کامپیوتری اومده بودم حقیقت داشت
این برای اجرا شدنش مشکل داره.سرعت کامپیوتر هنوزم محدوده
ولی یه تلفن هوشمند ساده ی الان خیلی قوی تر
از کامپیوتریه که برای ساختن داستان اسباب بازی های اصلی استفاده شد
وقتی میره اینجا..
و اون زمان درست کردن بافت های پیچیده مثل مو یا پارچه
به طوریکه روی صفحه باور پذیر باشن تقریبا غیر ممکن بود
این یکی از دلایلی بود که اسباب بازی ها انتخاب شدن تا قهرمان فیلم باشن
کامپیوتر میتونست یکاری کنه که پلاستیک توی تصویر،خب شبیه پلاستیک باشه
ممکنه دقت نکرده باشید،
ولی هیچ عروسک پشمالوی توی داستان اسباب بازی های 1 نیست
علاوه بر اون اسباب بازی ها خودشون طراحی کاریکاتور شکل دارن
یعنی،وودی به وضوح شبیه یه گاوچرون واقعی نیست
این به فیلمسازهای پیکسار این اجازه رو داد تا شخصیت های باورپذیر بسازن
بر خلاف محدودیت های تکنیکی که اون زمان داشتن
و واسه همینه که اسلینک بیشتر از اسکاد شبیه یه سگ واقعیه
این روزها،هنرمندای پیکسار میتونن یکاری کنن که فیلمای انیمه شده
جوری بنظر برسن که انگار با دوربین های واقعی توی محیط واقعی بودن
پس چرا هنوز با اینکه مجبور نیستن به کاریکاتور نیاز دارن؟
خب،بخاطر اینکه یجورایی هدف اصلی انیمیشنه
فیلمهای انیمه شده نمیخوان واقعیت رو درست کنن
دارن سعی میکنن تشدیدش کنن
و یه چیز باورپذیر درست کنن که بیننده ها از نظر احساسی باهاش ارتباط برقرار کنن
حتی حرکت کردن هم میتونه کاریکاتور سازی بشه
توی انیمشین جوجه کبوتر،طراحی شخصیت ها و دنیا انقدر توش اغراق نشده
بلکه خود انیمیشن کاریکاتوره
نمایش بیش از حد جوجه کبوتر
بهمون کمک میکنه بفهمیم به عنوان یه شخصیت کیه،
No comments yet. Be the first to leave one.