The first 200 lines.
مون فليت
با احترام به استاد سعيد قطبي زاده عزيز
دويست سال پيش بوته زار بزرگ دورست شاير وجشي شد و به زير دريا فرو رفت
اينجا، در مخفي گاههاي ساحلي و دهکده هاي دور افتاده دسته هاي قاچاقچي به تجارت پر از خشونتشان مشغول بودند.
و همانجا، در يک بعدازظهر اکتبر سال 1757 پسري کوچک به دنبال مردي ميگشت که باور داشت قرار است دوست او باشد.
مون فليت
اهل کجايي پسر؟
- نميتوني بشنوي؟ ازت يه سئوال کرديم.
به اون دست نزن
اون نامه خودمه نامه مادرمه
- با اجازه شما ارباب جوان
پسر عزيزتر از جانم جان
تا زماني که توان دارم مي نويسم
راهت رو تا مون فليت ادامه بده
و اونجا دنبال يه آقاي محترم به نام جرمي فاکس بگرد
کسي که تا اونجا که من شنيدم از مستعمرات برگشته
تا در خانه اي زندگي کند که خانه من بود
من نميدونم که در گذر اين سالها چه بر او گذشته
اما اين رو ميدونم که او محض خاطر من دوست خوبي براي تو خواهد بود
خداوند پشت و پناه شما دو نفر باشه.
- ديدن يه همچين چهره هاي دوستانه اي هميشه رضايت بخشه
بيا جلوي آتيش عزيزم
کارم اينجا خيلي باعث معطلي نميشه
گري نينگ
استاد گري نينک، ديشب با لرد اش وود شام خوردم
شام عالي بود ولي چندان روح بخش نبود
اين بيشتر آدم رو سورپرايز ميکنه
که اخيرا خودم براي جنابشان
و توسط فرستاده ويژه چهار تا بشکه برندي فرستادم.
محموله تحويل شده.
به کي؟
و چقدر بابتش دريافت کردي استاد گري نينگ
شايد حرفي براي گفتن نداشته باشم
و شايد ديگران هم حرفي
اميدوار قيمت ات خوب بوده باشه
براي اينکه اين آخرين محموله ارسالي توئه تا مدتهاي طولاني
گم شو بيرون
آقاي فاکس به غير از بحث تحويل اين هم تازه رسيده
جان ماهون
پسر اوليويا
مهمون خونه چي به مهمون من برس
ناراحت ميشي اگر ازت بخوام يه جوري هويت ات رو ثابت کني؟
اصلا، قربان.
کاملا هم طبيعيه
اين چيه؟
انگشتر پدر بزرگمه.
علامت ماهون
اوليويا...
شايد بايد بهت بگم که من تحت تاثير نام
خانوادگي تو قرار نميگيرم
و حتي نام هر کس ديگه تو اين قسمت.
مون فليت ديگه گوشش از حرفهاي ماهون ها پر شده
عدالت ماهون، ستمگري ماهون غرور ماهون
بيا..
نذار بعد از اين ديدار کوتاه کار با خصومت پيش بره
نوش کن جان ماهون
برو اونجا بشين
چه اتفاقي براي مادرت تو اين دنيا بزرگ افتاد؟
چه جوري گذران زندگي ميکرد وقتي همه اموال خانوادگي اشون به فنا رفت؟
- بعد از مرگ پدرم اون تو مدرسه درس ميداد
منم بخاري و بقيه چيزها رو تميز ميکردم
و دنبال فرمان ميرفتم.
از اين کار خوشت مي اومد؟
تمرينش چيز خوبي بود.
- چرا تو رو فرستاد پيش من ؟ کس ديگه اي نبود؟
هيچکس غير از شما قربان.-
به نظرش اومده که من بايد با تو چيکار کنم؟
از تو يک ستون براي جامعه بسازم
يکي مثل خودم؟
ممنونم قربان.
منظورت از اين کار چي بود؟
- داشتن کسي به عنوان دوست چيز خوبيه.
يه دوست!
با اين ننه من غريبم بازي درآوردنت داري خودت رو از چشم ميندازي
مادرت به چيزي چنان احمقانه تکيه کرده
که هر دوي ما همه عمر ازش پشيمون بوديم
و ماهون هم اين رو متوجه شد.
اونا به اولين پسر عمو دم دستشون که رسيدند شوهرش دادن رفت
من رو هم با سريعترين وسيله نقليه ممکن فرستادند به جهنم.
اما من و شيطان خيلي زود با هم رفيق شديم
همونطوري که هر کسي تو مون فليت بهت خواهد گفت.
ببرينش طبقه بالا تو يه تخت بخوابونيدش
وقتي کنارت نبودم اونا ازت به خوبي پذيرايي کردند؟
" هرچه گرداب درميگذرد شريري وجود نخواهد داشت انجيل آيه 10:25
عجله کن قبل از اينکه شب بشه.
داري من رو ميبري پيش آقاي فاکس؟
اين کالسکه آقاي فاکس اه؟
خودتي خودت نيستي؟
فکرش رو هم نکنيد قربان.
حالا بفرمايي داخل متوجه ميشيد
ميخوام برم پيش آقاي فاکس.
- بعدش چي بايد خودت ارباب خودت بشي
برو تو ارباب جوان
- بذار بيام بيرون کمک
- پسر پسر
تو کي هستي؟
دارم دنبال آقاي فاکس ميگردم ميدوني خونه اش کجاست؟
اون تو خونه اربابي زندگي ميکنه.
بهت نشونش ميدم همسايه ايم
بريم. - ممنون.
کلاهت رو فراموش کردي.
اون کيه؟
يه قاچاقچي.
چي قاچاق ميکرده؟
برندي و ابريشم و تنباکو.
ن چرا آدمهاش نميان و او رو شبانه نميارنش پايين؟
آقاي مسکيو اجازه اش رو نخواهد داد؟
اين آقاي مسکيو کي هست؟
رييس بخشه.
ميگه مون فليت لونه قاچاقچياست.
و با اين ميخواسته زهر چشمي بگيره
اون بايد يه حيوون باشه.
عموي منه.
- متاسفم - منم همينطور.
اما اين کاريش نميشه کرد دنبالم بيا
اون خانه اربابي ماهون اه اونجاست.
جان چه مدت اينجا ميموني؟
براي هميشه
وايسا.
گريس؟
- بله عمو.
اون کيه با توئه؟
- جان ماهون. يکي از دوستان آقاي فاکس.
آقاي فاکس؟
حتما!!
آقاي فاکس جالبترين دوستان رو داره.
خيلي خوش آمدي آقاي مسکيو خوش آمد ميگه.
مدت طولانيه که آرزو دارم
که بيشتر با همسايه ام آقاي فاکس آشنا بشم
و دوستانش.
بريم
براوو
دوباره.
ما رو دوباره مهمون کن.
دوباره، دوباره، يه رقص ديگه.
دوباره، يه رقص ديگه دوباره
ميخوام آقاي فاکس رو ببينم ، لطفا
- من رو ميپذيره. - آقاي فاکس؟
- بله ميشه اجازه بدي برم داخل لطفا؟
تو ديگه چه جور آدمي هستي؟
اين من هستم که به تو عمر ابدي رو پيشنهاد ميدم
و ميبينم که تو جذب ..... يه چيزاي ديگه شدي.
- اشود، بايد بدوني که يه زمانهايي مختص رسيدگي به کاره
و يه زمان هم براي چيزاي ديگه.
جرمي
تو يه ملاقاتي داري.
من هستم قربان.
به اين شانس لعنت
لطف ميکنيد تکرارکنيد، قربان؟
نميدونستم که خانمها هم حضور دارند
ميشه بذارم برم ، قربان؟
- نه قبل از اينکه توضيح بدي چي شده.
قربان
من رو دزديده بودن قربان.
- نه بابا؟ - بله ، قربان
چه بلايي سر کالسکه چي من آوردي؟
سرش رو زير آب کردي و ولش کردي تا بميره؟
قربان.
اين من بودم که بهش دستور دادم از مون فليت ببره ات
و برت گردونه به شمال براي مدرسه ات.
جايي که همه آنچه که از دوران خردسالي ات مونده بگذروني
در حالي که گرسنگي کشيدي قلدري کردي و کتک خوردي
تا تبديل بشي به آقاي متشخص انگليسي.
بشنويد، بشنويد.
اين تصميم شماست آقا؟
همينطوره.
اصلا براتون مهم نيست که مطرحش ميکرديد؟
تو نظري در مورد اين موضوع داري؟
- بله قربان ترجيح ميدادم اينجا بمونم.
حق با پسره است.
نميتوني سرزنشش کني اگر اون ميخواد يه شريک همجنس داشته باشه.
يه چيزي بنوش پسر.
نه ممنونم قربان.
- يا شايد هم ترجيح ميدي با اون خانمي که اونجاست برقصي؟
- نه ممنونم قربان من نميتونم برقصم.
- خوب پس چه کاري ازت برمياد؟ ميتوني آواز بخوني؟
- اين درسته برامون يه آهنگ کمدي سکسي بخوون
اگر خوشمون بياد به اقاي فاکس خواهيم گفت که بذاره اينجا بموني.
- نظرت در اين مورد چي جان؟ آهنگي تو چنته ات داري؟
- يدونه بلدم قربان. - خوب پس بخوونش.
دوتا پرنده نشسته بودند روي سنگ
يکيشون پريد رفت و ديگري موند
اون يکي هم پريد و رفت و هيچ نماند
و در انتها سنگ بيچاره موند تنها
- عالي بود عالي بود
خوب قربان، ميشه بمونم؟
- اون موقع چه کسي مسئوليت تحصيل تو رو برعهده ميگيره؟
شما قربان.
خودخواه نباش فاکس.
اگر ذات اين پسربچه بر اساس رذالت شکل گرفته باشه
هيچکس تو انگليس نميتونه ازش آدم بهتري بسازه.
- قربان با اين نظريه اتون بشدت مخالفم.
چي؟
- چي گفتي؟ - منظورم رو گرفتيد قربان.
جونور وحشي کوچولو.
- جان بايد از لرد اشوود عذرخواهي کني.
- نه قربان، به شما توهين کرد همه اشون به شما توهين ميکنند.
- تو يه بچه کوچولو کله شق با رفتار مريضي.
تولي.
ببر اين کوچولو وروجک رو تو جاش بخوابون
No comments yet. Be the first to leave one.