The first 200 lines.
آنچه گذشت
برای ادامه زندگی . چقدر وقت دارم ؟
...می دونید در دنیای کامپیوتر
چه چیز به شدت نیازه ؟
اونی رو پیدا کن که بر علیه روشنی بجنگه
می خوام باشما صحبت کنم
در مورد یک مقعیت شغلی
...من می خوام که
شرکتم در قرن آینده بر جهان حکومت کنه...
پدر من با یک اسلحه زیر بالشتش می خوابید
هیچ قرصی برای بیماری اون نبود
هیچ دارویی . ذهن اون رو آروم نمی کرد
خون از دست داده بود و عرق می کرد
و قسمتی از روحش رو تو کشور غریب از دست داد
اون هیچ وقت در مورد جنگی که شرکت کرده بود چیزی نگفت
با هیچ کس حرف نمی زد
همیشه آروم و گوش به زنگ بود
کسی اونجاست ؟
من هیچ وقت فکرنمی کردم
که پا جای پای پدرم بذارم
دکتر بوید شرمن
روانشناس کودک و مشاور خانواده
خب . ربطش به اسکای نت چیه . دوست یا دشمن ؟
نمی دونم
اسکای نت دوستی نداره
خب . پس دشمنه
پس هرچه که برعکس دشمن باشه . خب ؟
میشه دوست
...ببین ما چیزی نمی دونیم
فقط اسمش تو لیست بوده...
تمام کسای که تا حالا تو لیست بودن
هدف های اسکای نت بودن و باید محافظت شوند
همه نیاز به حفاظت ندارند
....بعضی ها باید
هنوز چیزی نمی دونیم
سرتون رو 1.4اینچ بچرخونید
عالیه
یه 1.2اینچ دیگه
عالی شد
و یه لبخند کوچک
یه کم صمیمی تر اگه ممکنه
صمیمی تر
مهم نیست
1.4اینچ به چپ
خوبه
میشه بچه رو واسه چند لحظه بیارید ؟
می خوای با مامان عکس بگیری ؟
نه
باحال میشه
نه نمیشه
ساوانا . بیا اینجا پیشین
ساوانا
بیا کنارم بشین
نه
ساوانا خانوم!
بیا کنارم بشین
خانوم . شاید نباید اصرار کنیم
مرسی . مرسی
شما یه بچه دارید؟
بله
با اون چیکار می کنید ؟
اون؟
اوشون . اسمش "لیو" است
اون بعد از طلاق به دنیا اومد
یه وقتی می خواستم بکشمش
ولی رفتیم پیش یه نفر
یکی که معجزه گره
می تونم شمارش رو بدم بهتون
کی شروع می کنه ؟
فکر نکنم درمانی برای ما باشه . ناراحت نشید
نه نشدم
شاید یه مقدار بشه در مورد خودتون بگید
خب من یک مشاور خانواده هستم
حدود 20سال
...من کارم رو شروع کردم
در شمال کالیفرنیا...
شمال ؟ دره سیلیکون ؟
مرکز درمانی لیور مور
ارتشی ؟
از وقتی که اینجا اومدم . دیگه با نظامی کار نکردم
تقریبا انحصاری
هرچند که عراق یه مقدار وضعیت رو به هم ریخته
شما فامیلی در ارتش دارید ؟
پدرتون ؟
اون فوت کرده
متاسفم
چیزی هست که شما بخواهید در موردش صحبت کنید ؟
مربوط به سالها قبل میشه
یه زمانی در اختیار خودمون بودیم
این باید سخت باشه
که قبلا اینجوری بودید
بودید؟
اینجوری بودم ؟
خیلی خوبه
چیز دیگه ای هم هست که باید بدونم ؟
چیزی نیست که ما بدونیم ؟
اگه بخواهیم پیشرفت کنیم
می خوام با تک تکتون جدا ملاقات کنم
خصوصی.
چیزی رو نمی خواید بگید؟
فردا می شه انجامش بدیم
اگه واسه این اومدید
فردا خوبه
میشه در رو باز نگه دارید ؟
قربان . باید از یه در دیگه برید
اون آسانسور پره
یه درخت نشون بده
خوشحال
با نمک
چراغها رو خاموش کن . لطفا
این یک عملکرد غیر قابل پیش بینیه
در یک نرم افزاز ساده
به ماa.i
یک سری تصورات نا خواسته و تصادفی میده
نمیدونیم منظورش چیه
یا چرا اینجوری میشه
که اینجوری پاسخ میده
چیزی که میدونیم اینه که . وقتی تست پیشرفته می کنیم
a.i روی
محاسبه زمان صعودی میشه
وقتی که به صورت بهینه . خروجی ها نزولی میشن
زمان بیشتری صرف میشه؟
آره همینطوره
زمان زیادی صرف کردیم
خیلی بچه ها اومدن پیش من
همشون یه پریشانی داشتن
بعضی وقتا می دونن چیه
بعضی وقتا هم نمی دونن
این کمک میکنه اگه در موردش حرف بزنیم
بند کفشت بازه
می دونی چه جوری ببندیش ؟
می خوای نشونت بدم ؟
خب...
بذار ببینیم اینجا چی داریم
خب ؟
عروسک
کتاب رنگ آمیزی
ببین . دیگه چی داریم
یه دسته کارت بازی
با صورتک
خوشحال
ناراحت
وحشت زده
با هر چی که دوست داری بازی کن
من یه چند لحظه با مامانت کار دارم
یه کم طول می کشه
من بیرون منتظر می مونم
اگه این کارا رو سریع تر میکنه
زمانی بیش از امروز نیازه
من بیرون منتظرم
کجا بودی ؟
رفته بودم دو
شش ساعته که رفتی
فکر کنم کند میدوم
یه سری به خونه شرمن زدم دوباره
چیزی نبود
در چه حال بود ؟
کنجکاو . باهوش .رنج کشیده
خب اون تو کارش حرف نداره
بهتر از ما ست
ما دفترش رو گشتیم
ولی هنوز به فایل های بیماران نیاز داریم
می خواید بر گردید ؟
انتخاب اولم این نیست
من خوبم . خب؟ . خوبم
داشتم تمیزش می کردم
فکر می کردم خالیه
این فقط یه سوختگیه
از یه خراش
تو میخوای دختره باشی؟
مامانش کجاست ؟
نمی دونم
فکر میکنی مامانش کجاست ؟
داره کار می کنه
خب...
اون طرز نگاه مادرش رو دوست نداره
نداره؟ مگه چه جوری نگاه می کنه؟
اون می خواد یه رازی رو بهت بگه
خب...
من می خوام مامان قبلیم برگرده
دختر زیبایی دارید
مرسی
دقیقا مثل مامانشه
آره
همینطوره
یه چند لحظه با مامانت حرف دارم . خب ؟
اینجا بمون
واضح ترین خاطره از دوران بچگیتون چیه ؟
واضح ترین خاطره ؟
آره . چه چیز رو راحت به یاد میارید ؟
که واضح باشه ؟
چرا می پرسید ؟
خب . مرگ پدر ساوانا
واضح ترین خاطره ای است که اون داره
گوش کردن به اخبار و مجلس ترحیم
اون خیلی بچه است . از اون جریان زیاد نگذشته
خب . ما که نمی تونیم اون رو زود بزرگش کنیم . می تونیم ؟
ببینید . من ...
من مطمئنم که شما هم خیلی ناراحت هستید
...ولی باید به ساوانا قوت قلب بدید که
No comments yet. Be the first to leave one.