The first 200 lines.
.يک دختر 9 ساله نجات پيدا کرد
.برنامه ي دکتر مارجوري
خطها باز هستند 504-555-0199 تماس بگيريد
.خيلي خب, تماس بعدي
.دکتر, فقط ميخواستم بدوني چقدر پشتيباني ات مهمه
.اوه, اينکه وقت گيره
.ميدونم, واقعا ممنون ميشم
.تو يک الهام خيلي قوي براي ما بودي ري
.و همچنين راه خيلي درازي رو اومدي
- براي شفا پيدا کردن - بهش بگو دوستنش داري
.آره ولي حالا من ديگه عوض شدم
و حالا هم دارم آزاد ميشم ...يه نفر خاص هست که
- ميخوام برگرده به زندگيم - اوه, مطمئنم ميخواي
.مطمئنم ميخواي ولي يه کم به زمان احتياج داره
.برو بگيرشون ري
هي ري, مواظب خودت باش, باشه؟
.تو هم همينطور برادر
.اينها ماله شماست
- باهاشون چکار کنم؟ - بده به بچه هات
نترس, يکيش رو بردار بخون شايد يه چيزي ياد بگيري
- دايناسورها؟ - کمک ميکنه زمان بگذره
.اين هم ماله شماست
.سي و نه راه براي شناختن خود توسط دکتر مارجوري
.من همه ي اين راهها رو توي اين 7 سال رفتم, جيمي
.بذار يه چيزي بهت بگم .همه جاده ها برت ميگردونه همينجا
- وقتي شکست ميخوري که خودت باور کني - فقط مزخرفات برادر
.فقط گفتنش راحته
.ميبينيم
- موفق باشي ري ري - ممنون
ميدوني چيه؟ .اين همه ي دنياي منه
.براي حالا, اين فقط ري است
.فقط منطقه ي ري
بذار يه سوالي ازت بکنم چه چيزي يه نفر از زندان اول ياد ميگيره؟
.يه چيز احمقانه
.نه اين بار, دوست من
.برات يه چراغ روشن ميذاريم
.ري ري
.منو نگاه کن ري
.منو نگاه کن ري ري
.نميتوني هميشه منو ناديده بگيري .اومدم کمکت کنم
.من اين اطراف کسي رو نميبينم که در روزي که آزاد شدي کمکت کنه
.دوستهاي هميشگي
.محکم در کنار هم, بي خيال ري هرجا ميخواي بري من ميبرمت
.زود باش ري ري .من بهت بدهکارم
.اين ري است, پلين ري
چه اتفاقي براي اون ري افتاده؟
- من رانندگي ميکنم - چي؟
.من رانندگي ميکنم
.هفت سال توي زندان بودم .کاري که ميخوام بکنم رانندگيه
ميخواي رانندگي کني؟
.اگه خوشحالت ميکنه
- چکار داري ميکني؟ - تو راست ميگي, لورو
.تو بهم بدهکاري
.ماشينمو پس بده
.اينطوري دوستيمون از بين ميره
.لعنتي, باورم نميشه براي اون اينکار رو کردم
.فردا مي بينمتون
.من آينده ي خودم رو ميسازم
.من آينده ي خودم رو ميسازم .من آينده ي خودم رو ميسازم
.سلام اسلم
.ري ري
.فقط بگو ري, ري ساده It's just Ray. Plain Ray.
.ماشين خوبيه
.ممنون, يک دوست بهم قرض داده
- نبايد ميومدي اينجا ري - بهت گفتم ميام, بايد بيام
.باشه, پس يه لطفي بکن
.برگرد و همين حالا برو
.لعنتي, نميخواستم اين اتفاق بيفته
.اوه خداي من
سالي؟
هموني هستي که من فکر ميکنم؟
.اوه, تو نفسم رو بند آوردي
.خيلي خنده داره, تو خيلي بزرگ شدي, اما بگيرش
.متاسفمع ولي نميدونم چه انتظاري داري
.هر سفري يا يک قدم شروع ميشه
.هي, اينجا
.سالي, متاسفم که غافلگيرت کردم .به مادرت گفته بودم دارم ميام
.فکر کنم اون باورش نشده يا يه چيزي .اما ... صبر کن
.بي خيال
اين چي؟ شروع دوباره؟ دست دادن رو يادت مياد؟
.تو واقعا فکر ميکني يه خرس اسباب بازي لعنتي
و دست دادن همه چيز رو درست ميکنه؟
.من ديگه عوض شدم, يه مرد بهتر شدم
.آره شايد تو بتوني يه شروع تازه داشته باشي توي آلاسکا
.ولي من همون کاري رو که قبلا ميکردم انجام ميدم تظاهر ميکنم که اصلا وجود نداري
کي دعوا رو شروع کرد؟
اون پشت سرم اداي منو در اورد .و هميشه پشت سرم داد ميزنه
.همه ي جنگها بر اساس يک فريب بوجود مياند احمق
.آره و کسي برنده ميشه که بدونه کي بجنگه و کي نجنگه
- تو کتاب هنر جنگ از سان زو رو خوندي؟ - آره کي نخونده؟
.گوش کنيد, شما به يک راه بهتر نياز داريد تا خشمتون رو از بين ببريد
.من ماکورمي رو پيدا کردم که خيلي آرامش بخش بود (ماکورمي: هنري که با آن طنابها رو به هم وصل ميکنند با گره زدن تا يک الگوي زينتي درست کنند)
.نمايش تموم شد, همه برگرديد سر کلاس
.شما دو تا با من بيايد
- ممنون آقا - خواهش ميکنم
خانم ميلر؟
... بله, خيلي ممنون آقاي
.ري بردستون, پدر سالي
اوه, حالتون چطوره؟
.من خانم ميلر هستم
.سالي, خيلي خوبه که بالاخره پدرت رو ديديم
آره منم همينطور
.من فقط زن دوست داشتيني تون رو ملاقات کردم
فکر کنم مشغله ي کاري داشتيد؟
... خنده داره, من هفت سال در فدرال
.دولت
.آره, اون کارهاي زيادي براي دولت فدرال انجام داده
توه دارم ميبينم, آقاي بردستون
- در مورد سفرهاي مدرسه ي ما چيزي ميدونيد؟ - سفرهاي مدرسه؟
سالي, باورم نميشه به پدرت نگفتي, چرا؟
... ميدوني اون اين اواخر خيلي کار کرده و فقط
ما يه کم مشکل داريم که فکر کنم .شما بتوانيد به ما يه کم کمک کنيد
.سفر مدرسه اي براي هفته ي ديگه برنامه ريزي شده
- و ما يک اسکورت کم داريم - نه نه نه
.موزه ي هنري نواورلنز اونجا دايناسورها رو نمايش ميدهند
.دايناسورها؟ من عاشق دايناسورها هستم
.خب, عاليه, فکر کنم ديگه درست شد
.آره فکر کنم
- ببخشيد - خواهش ميکنم
....هي, اگه اين به ما کمک کنه
بايد باهاش کنار بيايم .حقيقت رو بگيم و بذاريم تموم بشه
.نه, اين به ما کمک نميکنه
انتظار داشتي به اون چي بگم بگم با پدر من آشنا بشيد, اون يک جنايتکاره؟
- ... ازت ممنونم که منو نفروختي اما - من اين کار رو براي تو نکردم, براي خودم کردم
- من حتي تو رو نمي شناسم - براي همين اينجام, تو نظرت رو عوض کنم
اوه, واقعا؟
آخرين چيزي که گفتي چي بود؟ "بذاريم تموم بشه؟"
.شايد بهتره همين الان امتحانش کني
.چون اگه تو به اين سفر بري, من نميرم
شوهرتون خيلي بهتون صدمه زده .و کسي هم انکارش نميکنه
.ولي شما بايد فراموشش کنيد و به زندگي ادامه بدهيد
درس سوم رو يادتون مياد؟
- باهاش کنار بيا, با خودت صادق باش, بذار تموم بشه - باهاش کنار بيا, با خودت صادق باش, بذار تموم بشه
حالا, زمانش رسيده اينطوري فکر نميکني؟
.من اون حادثه ي ماشين رو فراموش کردم و اومدم دوباره تلاش کنم
- چي ميخواي؟ - فقط يک دقيقه ميخوام
- من يک دقيقه ندارم - تو نبايد اينجا بموني
.اين حق بهترين راننده نيست و فرار کردن از کار خودش
.ميدونم چطور شد؟ وقتي رفتي بيرون .به کمک نياز داشتي؟ من اينجام که کمک کنم
.اينو بگير, به عنوان هديه
.بايد از اينجا دور بشي
.بهت حق ميدم که ناراحت باشي دوست من
.من فقط ميخوام کمکت کنم
.تو ميدونستي آزير خاموش يک تله بود و از در پشتي فرار کردي
.ري, پليسها ديگه تو رو گرفته بودند
.تو منو توي اون ماشين رها کردي .ولي من هنوز بهت خيانت نکردم
.براي همين من اينجام برادر تا مشکلات بين خودمون رو درست کنم
.صادقانه بگم, من توي اين کار افتادم
.منظورم اينه وقتي بهت گفتم که به تو بدهکارم
.ميدونستم که بهت بدهکارم
.گروه رو دوباره دور هم جمع کردم .اون يه بانکه
.خيلي پربار, اين يک جنايت خيلي راحته
تو رو سر پا نگه ميداره .از اين دستشويي راحتت ميکنه
.و تنها کاري که بايد بکني کاريه که در اون بهتريني
.رانندگي
.هفت سال, هفت سال
!زنم رو از دست دادم, بچه ام رو از دست دادم
نظرت رو عوض ميکني ري ري .تو يکي از ما هستي
.از وقتي که بچه بوديم
.بذار تموم بشه
من ميخوام اوضاع رو درست کنم
گرفتيش؟
- دکتر اتمن, تلويزيون جديدتون رو آورديم - خوبه
اتاق خانواده, اون پشت سمت راست ممنون
- خيلي خب - ممنون
عزيزم, بعدا ميبينمت
متاسفم
نه من متاسفم
- ... من - اچ دي رو ميخواي وصل کني؟ بيا داخل
نه من همسر لين بودم
وو, باشه
ماروين اتمن, دکتر
ماروين
... من و لين
- ماروين, ميشه يه لحظه ما رو تنها بذاري؟ - باشه
فکر کردي ميتوني تظاهر کني همه چيز مثل قبله؟
بي خيال لين, من عوض شدم واقعا ميگم, باشه؟
- به کمک شما نياز دارم - يادم رفت که ميخواستم برم
با پرسنل بيمارستان ساعت 9 ملاقات دارم
- گفتم که من دکترم؟ - آره
خيلي خب
باشه
- تو ميخواي بمونم؟ - نه نه نه, من خوبم ماروين
- متشکرم - باشه
ماروين؟
ماروين يه مرد عاليه و سالي هم عاشق اونه
و منم پدر سالي ام, باشه؟
متاسفم ري, ولي ما بدون تو اينجا يه زندگي خوب ساختيم
من حالا يه پرستارم
براي مدرسه تلاش زيادي کردم مثل يک مادر تنها بدون تو
.ما درستش کرديم و همينطوري هم ميمونه
.اين منصفانه نيست
.حداقل لياقت يه شانس ديگه براي شناختن دختر خودم رو دارم
دخترت ديگه اون دختر کوچولو قبل نيست .يادت باشه
.بيشتر از اوني که فکر کني به اون صدمه زدي
.ميفهمم چه حسي داري, واقعا ميگم
فقط بهم بگو بايد چکار کنم؟
من يه شانس ديگه پيدا کردم فقط بهم بگو چکار کنم؟
ازم ميخواي چي بگم ري؟ .هيچ چيز جادويي اينجا نيست
.سعي کن مثل يه پدر رفتار کني
No comments yet. Be the first to leave one.