The first 200 lines.
باهاش رفیق فابریکم
خیلی خوب با هم کنار میایم
البته، غیرجنسی
قبلاً در سوروایور...
آره
یه ائتلاف چهار نفره اصلی هست
و وقتی اون چهار نفر رو محکم کنی
دو نفر دیگه
کم کم شروع میکنن که
به یه شکلی کنار گذاشته بشن
اون چهار نفر که من و مت و کریستینا و استیون هستیم...
کامل بهش اعتماد ندارم
ولی استیون رو واقعاً دوست دارم
در واقع، خیلی زیاد
"تبریک میگم. شما پیدا کردید
یک بت ایمنی مخفی." آره
پیدا کردن بت ایمنی توسط الکس برای من افتضاحه
وای خدای من!
چون جیک واقعاً داره
یه رفاقت صمیمی با الکس
و نمیتونم دروغ بگم. بعضی وقتا حسودیم میشه
من و تو، داداش
نمیخوام الکس
به جای من یار جیک باشه
اَنی
اسم اَنی رو مینویسم
سوفی
هنوز تو بازی حذف نشدی
داری به اون سمت میری
فقط شکست پشت شکسته
خیلی سخت بوده جف
که انگار هر روز داریم میبازیم
دومین نفری که از سوروایور ۴۹ رأی گرفت و حذف شد
اَنی
قبیله رأی داد
فکر میکنی خورشید پشت اون ابراست؟
داره بالا میاد. روز ششم
عجیبه که مردم میتونن شش روز تو بازی دوام بیارن
و انگار هیچ ترسی از رفتن به خونه یا حذف شدن ندارن
ما فقط، خیلی ضربه خوردیم
بازندهها، رفیق
بازندههای دوستداشتنی
ما اینجا بازندههای دوستداشتنی هستیم
نتونستیم یه شانس بیاریم
و همیشه تو سوروایور یه سری فصلها هستن که قبایلش بدشانسان
هیچوقت نمیخوای جزو اون قبیله باشی
و ما الان دقیقاً همونجاییم
فقط باید ببریم
الان، انگار که در پایینترین حد ممکن هستیم
که میتونی تو این بازی باشی. آره
و فکرشو بکن، انگار
فقط تعداد کمی از ما مونده. آره
هیچی نداریم
آتش نداریم. سردمونه، خیسیم، گرسنهایم
الان قسمت سخت ماجراست
رسیدیم به چهار نفر اصلیمون
پس من و الکس
جرمیا و سوفی رو داریم
همهمون تحلیل رفتیم
آتش نداریم. غذا نداریم
وسایل ماهیگیری نداریم
اوه، خدای من!
روحیه پایینه
عملاً تو عصر حجر هستیم. اوه، میدونم. میدونم
با این حال، یه تیم جدید داریم
و دیگه هیچ بار اضافی نداریم که جلوی ما رو بگیره
امروز یه روز جدیده
و وقتشه که حرکت کنیم
این اولین باره که تنها با همیم
که بعد از مدتها با تو داشتم
میدونم. چقدر خوبه
تو دنیای خودم
ما چهار نفر همهمون خیلی خوشحالیم، ولی... آره
قبیله کِله به ائتلاف چهار نفره اصلیشون کاهش پیدا کرده
دو یار اصلی من جرمیا و جیک هستن
اگه چالش بعدی رو ببازیم
یکی از ما باید حذف بشه
و این ما رو مجبور میکنه
که همدیگه رو زیر نظر بگیریم
و یکی از خودیها رو حذف کنیم
وضعیت ما، الان، پیچیدهست
چون الکس یه بت ایمنی داره
داشتن بت ایمنی فقط اضافه میکنه
فشار اضافی خیلی زیادی. آره
آره
چالش ورود به جزیره رو باختیم
دو چالش ایمنی رو باختیم
وسایل قبیله رو باختیم
چالش سفر رو باختیم
میدونی، هیچی به دست نیاوردیم
انگار، قراره تو این بازی یه شانس بهمون رو کنه؟
نمیدونم. افتضاحه
چون دفعه قبل وقت کم آوردیم. اوه، آره. ممنون
ما به قدرت ویژه خودمون نیاز داریم
وقتی مامانم موهامو درست میکنه، هی میکشه، میکشه، میکشه
الان من اینطوریم؟
هینا حسابی رو نوار برد بوده
ما هنوز نرفتیم
شورای قبیله. هیچکدوممون هنوز مشعلهامون رو نداریم
هیچکدوممون رأی ندادیم
خیلی خب. ممنون.
هنوز باید مطمئن شم که خوب به نظر میرسی.
وقتی که...
راحتید، وقتی شکمتون پره،
برامون آسونه که گاردامون رو بندازیم پایین
و اون ارتباطات شخصی رو ایجاد کنیم.
و من واقعاً فکر میکنم همه اینجا همدیگه رو دوست دارن.
میشه یه چیزی خیلی سریع بگم؟
آره. من فکر میکنم...
باید "امتیاز اخطار"مون رو پیدا کنیم.
توی جزیرهمون. من پایهاش هستم.
پس، من میدونم که معمولاً یه چیز یواشکیه.
موافقم. ولی خب، فکر میکنم که...
یکی از ما باید...
امتیاز اخطار رو داشته باشه، یعنی من اینطور فکر میکنم.
تا آخر امروز. آره.
روحیهمون الان عالیه.
ولی اینقدر به هم چسبیدیم،
که یکم رو اعصابه.
فکر کنم منظور اینه که، خب،
قراره این بت رو با هم شریک بشیم.
پس موافقیم که همه با هم بریم دنبال بت بگردیم.
ولی من میخوام بدونم...
نظر استیون در مورد همه چیز چیه، چون...
مهم اینه که آدمایی رو تو تیمت داشته باشی.
خیلی خب.
حرف حساب. باشه.
خیلی دوست دارم.
چطور میخواید منطقه رو بگردیم؟
من و تو با هم بریم؟
یا تقسیم بشیم و کار رو از پیش ببریم؟ من فکر میکنم...
فکر کنم بهتره سه تا سه تا باشیم.
همین کارو بکنیم. همین کارو بکنیم. نمیخوام...
مردم به من و تو مشکوک بشن.
درسته.
من پنج...
ده قدم جلوتر تو بازی فکر میکنم.
پس استیون رو با خودم آوردم تا کمکم کنه بت رو پیدا کنم.
فقط برای اینکه مطمئن شیم دست آدم درستی میفته.
شماها چطور میخواید تقسیم بشید؟
مثلاً، چطور میخواید جزیره رو تقسیم کنید؟ شاید، مثلاً،
جفت جفت؟ تقسیمش کنیم یا فقط با هم بریم یا جفت جفت؟
آره. دو-دو-دو یا سه و سه. میتونه جفتی باشه.
آره.
دخترا راست، پسرا چپ.
بریم که داشته باشیم.
بریم این سمت. باشه.
جستجوی گروهی فقط یه ظاهر گولزنه.
و فکر میکنم بازیکنهای باهوش اینو میفهمن.
و به خاطر همینه که من، شخصاً،
خیلی با عجله دنبالش میگردم.
چون میخوام اون بت تو جیب من باشه.
ولی اگه نتونستم پیداش کنم،
میخوام تو جیب نزدیکترین متحدم باشه، که امسیه.
دارم به درختا نگاه میکنم.
و پایین، به ریشهها نگاه میکنم.
درختایی رو چک میکنم که به نظرم مشکوکن.
نمیدونم چرا مشکوک به نظر میان.
هیچی، یعنی صفر...
هیچ منطقی تو این کار نیست.
فقط دیوونگیه.
دارم زیر و رو میکنم، دارم زیر و رو میکنم.
برمیگردم و درست جلوی چشمام...
یه درخته که توش یه سوراخه.
توی سوراخ یه مایعی هست و بعد امتیاز اخطار...
درست اونجا، جلوی چشمام نشسته.
این فوقالعادهست.
یعنی، دارم خط میزنم...
لیست آرزوهام تو سوروایور.
نمیدونم چرا بدون شلوار رفتم دنبال بت بگردم، ولی مجبور شدم...
بدون شلوار رفتم دنبال بت بگردم، ولی مجبور شدم...
بذارمش تو شورت.
که از این کار اصلاً خوشحال نبودم.
چون نمیدونم اون چه مایعی بود.
باحال!
تنها کسی که تصمیم گرفتم...
اینو باهاش در میون بذارم، استیونه.
نشون دادن به کسی که یه امتیازی داری...
که ممکنه حق رای نداشته باشی...
اینجوری بهشون میگی:
"من باهات تو این قضیهام. بهت اعتماد دارم.
امیدوارم تو هم مثل من توش باشی."
فهمیدم، فهمیدم.
این یعنی جف برام کلی کار گذاشته کنار.
تا وقتی قبیلهمون نبازه، من حق رای ندارم.
و بعدش باید...
کاری که لازمه رو انجام بدم.
قدمهای بعدی رو هرچی هست پیدا کنم.
تا بت و حق رایم رو پس بگیرم.
کمپ راک.
رقصش چیه؟ نمیدونم. نمیدونم. همین الان ساختمش.
احساس میکنم هر چیزی که...
تا الان به خاطرش اومدم اینجا، دارم به دستش میارم.
و میخوام این حرکت رو ادامه بدم.
آره، بزن بریم.
بزن بریم، دختر.
اوه. وای. اون آب یه چیز دیگهست.
درست تو صورت!
اوه خدای من، بچهها،
این یکی حسابی آبداره. نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.