The first 39 lines.
ژودکس
رماني سينمايي همراه با پيشدرآمد و دوازده اپيزود
کارگردان لوييز فيوليد
اپيزود هشتم
راهروهاي زيرزميني چاتاي- راگ
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
استفاده از اين زيرنويس تنها با ذکر آدرس و اسامي مترجمين مجاز است
اون روز صبح طبق معمول هرروز در چاتاي-راگ
..کرجين پير، نگهباني ميداد
خانم دي تريميوس ميخواست دو پسرش
اونو به جايي ببرند که فاوراکس زنداني شده بود
ويرانياي با قدمت صد ساله بر دره سن، مسلط بود
مادر، اين مرد هم يکي از قربانيان فاوراکس بوده
الان اون زندانيشه
اما اون کجاست؟
فاوراکس، خوب به من نگاه کن !من خانم دي تريميوسم
!اون عقلشو از دست داده
مادر؟ خودمون به اندازه کافي انتقام نگرفتيم؟
نميتونيم اون بيچاره رو توي اين مقبره !رها کنيم
قربان؟ منو ببخشيد که بيخبر چاتاي-راگو ترک ميکنم
پدرم اين نامه رو بهتون ميرسونه
من قصد دارم به لژيون خارجي بپيوندم
تا خودمو بازسازي کنم کرجين
با اين حال، در پاريس مورالس نميتونست در برابر
وسوسه ديدن دوباره ديانا مونتي مقاومت کنه
مارکوس دي لا روچفونتين يک دوست
ديانا، دوست دارم تنها باهات صحبت کنم
...اومدم براي آخرين بار، خداحافظي کنم
...قبل از اينکه براي هميشه برم
ميخوام براي خدمت سربازي ثبت نام کنم
اگه ميدوني فاوراکس کجاست ... و اونو آزاد کنيم
...ثروتمند ميشيم
...پولدار ميشيم ....ميتونيم جاي دوري بريم... جايي خيلي دور
زندگي شاد و آرومي داشته باشيم
!معشوق ابدي من
!منو ببوس
تصميمات شوم رابرت کرجين
به لطف آغوش باز ديانا، مانند برف در خورشيد ناپديد شدند
No comments yet. Be the first to leave one.