Release info

Isekai Nonbiri Nouka - 09 [AioFilm com]
Isekai Nonbiri Nouka S01E09 AioFilm com
Farming Life in Another World S01E09 AioFilm com
A Commentary by AioFilm
🔷 K.zahra آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-03-04
Downloads: 5
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

K.zahra

آیوفیلم تقدیم می‌کند

بزارین قصه‌ی اسلایم رو براتون بگم

یه روز اسلایمی که تیا با خودش آورده بود

تا آب رو تصفیه کنه چند تا شد

و حالا مدل‌ها و رنگ‌های مختلفی از اسلایم اینجا هستن

اونا بی‌ضررن

به خاطر همین برام مهم نبود که زیاد شدن ...اما

کل بشکه رو خورد؟

یه دونه اسلایم همه‌اش رو خورده؟

حتی بابای منم به زور می‌تونه نصف یه بشکه رو بخوره

!اون الکل برای همه بود

نمی‌تونی بدون اجازه اون رو بخوری

!برای این کار باید تنبیه بشه

درسته

اره

همگی، لطفا صبر کنین

بیایین آرامش خودمون رو حفظ کنیم

این کارش باعث شد همه‌ی کسایی که اینجا زندگی می‌کنن و عاشق الکل هستن، شوکه بشن

اینجوری بود که اولین دادگاه روستای ما تشکیل شد

صبر کن ببینم

بیایین بسوزونیمش

اگر آتیش لازم، بسپریدش به من

گناهکار

اگر آتیش لازم، بسپریدش به من

..اما

اگر آتیش لازم، بسپریدش به من

چه خبره؟ قرار یه چیزی رو منفجر کنیم؟

نه، بیایین تو آفتاب خشکش کنیم

نه، بیایین تو آفتاب خشکش کنیم

خب، من دلم براش می‌سوزه پس بی‌خیال این پیشنهادهای وحشیانه بشیم

خب، من دلم براش می‌سوزه پس بی‌خیال این پیشنهادهای وحشیانه بشیم

نظرتون در مورد حبس کوتاه مدت چیه؟

!اما اون الکل برامون خیلی عزیز بود

این اتفاق‌ها میفته چون تو خیلی مهربونی

ببخشید؟ داریم در مورد یه اسلایم حرف می‌زنیم

فکر نمی‌کنم حتی با تنبیه کردنش چیزی درست بشه

خب، درست میگی

هرچی باشه اسلایم

اینجوری بود که اسلایم تبرئه شد

یکم زیاده روی کردم

اینجوری بود که اسلایم تبرئه شد

از اون به بعد توی جشن‌هامون ظهور پیدا می‌کرد

خب من فکر نمی‌کنم مشکلی باشه اگر فقط یه اسلایم اینجوری داشته باشیم

اما اگر زیاد باشن مشکل پیش میاد

:مترجم

K.zahra

آیوفیلم تقدیم می‌کند

وقتی چشم‌هات رو باز می‌کنی و اون نور رو می‌بینی داستانت شروع میشه

به دنیایی جدیدی وارد میشی، فکر می‌کنی چه گلی هستیم؟

حتی اگر هوا ابری بشه و ما گلی بشیم

ادامه میدیم

آینده‌ای در انتظارمون که ازش خبر نداریم مطمئنم

دیدین و دیدین و ارتباط برقرار کردن با بقیه

اگر بخندی، کسایی که پیشت هستن هم می‌خندن

بیا باهم دونه بکاریم و مراقبش باشیم

یه روزی تبدیل به یه گل بزرگ میشه

شکست‌هامون رو تبدیل به نیروی می‌کنه

که باهاش می‌تونیم زندگی شاد و رنگینی داشته باشیم

دست‌هامون رو به هم میدیم و

این گل زیبا رو با دنیا تقسیم می‌کنیم

وقتی چشم‌هات رو باز می‌کنی و اون نور رو می‌بینی داستانت شروع میشه

به دنیایی جدیدی وارد میشی، فکر می‌کنی چه گلی هستیم؟

حتی اگر هوا ابری بشه و ما گلی بشیم

ادامه میدیم

آینده‌ای در انتظارمون که ازش خبر نداریم مطمئنم

دیدین و دیدین و ارتباط برقرار کردن با بقیه

اگر بخندی، کسایی که پیشت هستن هم می‌خندن

بیا باهم دونه بکاریم و مراقبش باشیم

یه روزی تبدیل به یه گل بزرگ میشه

شکست‌هامون رو تبدیل به نیروی می‌کنه

که باهاش می‌تونیم زندگی شاد و رنگینی داشته باشیم

دست‌هامون رو به هم میدیم و

این گل زیبا رو با دنیا تقسیم می‌کنیم

فصل پاییز اومده

اینجا تابستون خیلی گرم نیست

اما بازم خوبه که هوا یکم خنک‌تر میشه و بیشتر می‌تونیم کار کنیم

و اینم نتیجه‌اش

گشنه‌ام شد

پاییز یعنی خوردن

همه‌ی گوشت‌ها رو نخور

سبزیجات هم برداشتم

خوش مزه است

ما از این قارچ‌ها توی روستای هاولینگ نداشتیم

من عاشق سوپم

اگر غذای دریایی داشتیم خیلی خوب میشد

دقیقا منظورت از غذای دریایی چیه؟

..بزار ببینم

مثلا کاد و خرچنگ و پلیدماهی

می‌تونیم با کونبو گوشتابه هم درست کنیم

بعدشم می‌تونیم با میسو چانکو درست کنیم

!سریع در موردشون تحقیق کن

در موردشون اطلاعات پیدا کردم

چه کار کنم؟ من تا حالا یه بارم اقیانوس ندیدم

گفتی خرچنگ؟

میشه اونا رو خورد؟

خیلی سفتن

..کونبو

به نظر خیلی وحشتناک میاد

گوشتابه؟

همونی که قبلا بهم نشون دادی چطور درست کنم و شبیه سوپه؟

درسته

چانکو هم یه مدل ماهیه؟

اگر باید بریم اقیانوس

یه شهر بندری توی پادشاهی شیطان هست

اگر از اینجا به سمت جنوب بری بهش میرسی

با محصولات دریایی تجارت می‌کنن

پس شاید بتونیم اونجا ماهی پیدا کنیم

باشه پس من پرواز می‌کنم اونجا تا بررسیش کنم

منم باهات میام

می‌تونیم از تاجری که می‌شناسم کمک بخوایم

بیایین سریع کار شروع کنیم

من میرم سراغ میسو

واقعا سوپ خیلی دوست دارن

واقعا

بعدا می‌بینمت

روت حساب می‌کنیم

وقتی حرف از غذا باشه اینجا همه با انگیزه‌ی بیشتری کار می‌کنن

به عنوان یه کشاورز هیچی بیشتر از اینکه میبینم عاشق غذاهام هستن نمی‌تونه من خوش‌حال کنه

برگشتن کسایی که دنبال مواد رفته بودن

سه روز طول کشید

اسم من مایکل

من تاجر شهر شاشاتو در پادشاهی شیطانی هستم

من دهیارم، هیراکو

ممنونم که این همه راه رو تا روستای ما اومدین

مشکلی نیست

به عنوان یه تاجر این بخشی از کارم

اینم محصولات دریایی که از شهر شاشاتو آوردم

ما خیلی بهشون افتخار می‌کنیم

در مورد جلبکی که درخواست کرده بودین کونبو،

ماهیگیرهای ما معمولا اونا رو میریزن دور

حتی اگر توی تورشون گیر افتاده باشه

..ها؟ پس

لازم‌ نیست نگران باشین

خیلی سریع بهشون گفتم که از اونها بگیرن

خیلی طول نمی‌کشه تا خشک و آماده بشن

که اینطور

من برای اینجا اومدنم سه تا دلیل دارم

اول اینکه شخصا با شما آشنا بشم

و ازتون تشکر کنم که می‌خواین با ما معامله کنین

دومیش اینکه پیشنهاد بدم با هم روابط تجاری بیشتری داشته باشیم

و دلیل سومم اینکه اگر میشه

من تامین کننده‌ی رسمی این روستا باشم

تامین کننده‌ رسمی؟

می‌خواد تجارت بین ما و بقیه رو مدیریت کنه

خیلی رک و راست درخواست‌تون رو مطرح کردین

همیشه مراقب این هستم که حرفم رو مستقیم بزنم تا اشتباه برداشت نشه

محصولاتی که دارین خیلی جالبن

اگر بهم این فرصت رو بدین

می‌تونم موقع معامله ارزش‌شون رو چند برابر بکنم

خیلی‌ها هستن که می‌خوان با این روستا تجارت کنن

همونطور که گفتم اگر میشه

اول ازتون می‌خوام یه نگاه به لیست محصولاتی که

شرکت من مسئول تجارت اونها رو به عهده داره بندازین

بعد از اون می‌تونیم پیشنهاد من رو بررسی کنیم

امروز تونستیم در مورد خیلی از موارد مهم صحبت کنیم

..دوست دارم دفعه‌ی بعد در مورد تجارت الکل این روستا

الکل رو نمی‌تونی ببری

ببخشید

برای امروز دیگه کافیه

به نظر تاجر ماهری بود نه؟

اره

اگر اون مذاکرات‌ رو انجام بده بهمون کمک بزرگی میشه

و با اینکه اون قرار دلال باشه

ما می‌تونیم بیشتر از الان از کالاها سود ببریم

به نظر نمی‌اومد که قصد داشته باشه ما رو فریب بده

آره امیداورم رابطه‌مون از این به بعد خوب پیش بره

..انگار آخر کاری ترسیده بود اما

اما خب

وقتی با اژدها حرف میزنی باید همین توقع رو داشته باشی

روستای درخت اعظم؟

ترسناک بود

یه ملاقاتی؟

بدون قرار قبلی؟

اره

می‌خوان با تو حرف بزنن

من سرم خیلی شلوغ

مایکل گورون هستم

رئیس بزرگترین شرکت بازرگانی این شهر

اگر چیز مهمی نیست میشه شما حلش کنین؟

چرا می‌خوان شخصا من رو ببینن؟

وقتی رسیدن اسم تو رو گفتن

حتی از روستا‌شون کالا هم آوردن

مطمئن نبودم که چه کار باید بکنم

با خودشون کالا آوردن؟ مگه از قانون خبر ندارن؟

اگر شما نمی‌تونین کاری کنین پس اونا رو بفرستین

نه، خودم میبینمشون

ها؟ باشه

غریزه‌ی تجاریم بهم میگه که نباید اونا رو نادیده بگیرم

..حس عجیبی که توی وجودم

خیلی خوش‌حالم که من یادت مونده

البته

اگر درست یادم باشه

آخرین بار توی مهمونی تولدت همدیگه رو دیدیم

باورم نمیشه دختر خانواده‌ی کروم اینجاست

اگر اون رو نمی‌دیدم بعدا سرم رو از تنم جدا می‌کردن

و کی رو با خودت آوردی؟

..اون

من لستیزمون اژدها هستم

لطفا بهم بگین لستی

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left