The first 200 lines.
آنچه گذشت...
اگه یه وقتی شیاطین دنیا رو گرفتن...
شمشیر روح، به عنوان آخرین راه چاره
هر دنیای زیرینی رو نابود میکنه.
فرشته آتریل
ولنتاین میخواست ازش برای فعال کردن شمشیر روح استفاده کنه.
کلاری ممکنه که یه ارتباط خونی با اون فرشته داشته باشه.
کلاری میتونه شمشیر روح رو فعال کنه.
اگه کشتن کلاری قیمتشه، پس من میپردازمش.
دیگه کی میدونه چه قدرتی داره؟
ملیورن.
اعدام کلاری در انظار عموم.
نمیخوای تجدید نظر کنی؟
این شورا داره طرفداری میکنه.
تو داری ایزابل رو میبینی، مگه نه؟
یچیزی عجیب غریبه، الک.
ما گزارش هایی از سرتاسر منهتن درباره خشونت دنیای زیرین ها داریم.
الدتری همه شکارچیان سایه رو اعزام کرده ما باید حمله ها رو متوقف کنیم
خب، اعزامشون نکن. فکر کنم کار ولنتاینه.
اگر تو بهم کمک کنی، من بهت قول میدم که کمکت کنم مادر بزرگت رو پیدا کنی.
کلاری، فرار کن!
عزیز دلم، وقته رفتنه.
به زودی میبینمت کلاریسا.
سیمون، نه!
فکر کردم این بخش ها مهر و موم شدن.
- چندتا سرباز اینجا هستن؟ - فقط 24تا.
بقیه دارن با دنیای زیرین ها مقابله میکنن.
من هوای ورودی رو با لانگفورد دارم.
ما اتاق سلاح رو پوشش میدیم.
کار ولنتاین؟
تنها یک راه برای فهمیدن هست.
شلیک نکنید.
یک دختر کوچک تنها اینجا چیکار میکنه؟
اون یه وارلاکه.
مدزی.
آیا تو...
شلیک نکنید. اون یه بچه است.
مدزی!
مدزی!
کی وارلاکه کوچک مورد علاقمه؟
کلاری، ما نمیتونیم وحشت زده شیم.
او یک بیمار روانی است. او قادر به هرکاری است.
سیمون بی گناه است، در تمام این قضایا.
تنها دلیلی که ولنتاین اونو اسیر کرد بخاطر اینه که من بهش اهمیت میدم.
هی. همه زندانیان یا مرده اند یا رفتن.
هیچ نشانه ای از کلوفاس نیست.
هی، اون حالش خوبه.
جواب بده، کلاری.
نه.
سلام، کلاریسا.
کاش ما در شرایط متمدن تری صحبت میکردیم،
اما متاسفانه انتخاب هام زیاد نیستن.
- بزار سیمون بره. - حتما.
فقط به شرطی که هرچه زودتر برگردی موسسه.
من بهت برای فعال کردن شمشیر روح نیاز دارم.
این هرگز اتفاق نمیافته.
آه، اما فکر کنم خواهد افتاد.
چون اگه تا یه ساعت دیگه پیدات نشه...
دوست پسر خون آشامت اینجا میمیره
مرگی که من برای هیچکس نمیخوام.
کلاری.
ما منتظر چی هستیم؟ بیا بریم.
این چیزیه که ولنتاین میخواد.
میدونی که اگه تو به شمشیر دست بزنی،
او میتونه کل دنیای زیرین رو نابود کنه،
از جمله سیمون رو.
نه، ولنتاین به یه منبع انرژی نیاز داره.
او به رعد و برق نیاز داره.
اونو داره.
هر موسسه ای توسط قدرت هسته فرشته ها طراحی شده.
الک جواب نمیده. حرکت کن.
ولنتاین آرزو میکنه که هیچوقت دست روی سیمون
نذاشته بود. من از این مطمئن میشم.
هی، هی، هی! تو حتی نزدیک موسسه هم نمیشی.
میبریمت پیش مگنس. اون میتونه ازت مراقبت کنه.
نه، لازم نیست که از من محافظت شه. من باید سیمون رو نجات بدم.
دنیای زیرین میدونه که تو کلید
فعال کردن شمشیر هستی. آنها میخوان بکشنت.
من میتونم سیمون رو نجات بدم.
اینجوری نمیشه.
اگه من کسی نباشم که خودشو نشون میده،
ولنتاین اونو میکشه.
صبر کن!
دات؟
یه راه دیگه برای نابود کردن شمشیر هست.
ایناهات.
تو احساس بهتری خواهی داشت.
متشکرم.
دات، هرچی میدونی به ما بگو.
شنیدم که ولنتاین افرادش رو توجیه کرده.
اگه جیس به شمشیر دست بزنه، باعث نابودیش میشه.
من؟
چرا ما باید حرف اونو باور کنیم؟
احتمالا اینم یه نقشه دیگست.
لوک، کلاری، شما منو میشناسین.
تو قبلا هم بهم دروغ گفتی.
بخاطر تزریق ها بود.
اما الان که اون دختر وارلاک رو داره،
اون منو کنار گذاشته. من دوباره خودمم.
داستان قشنگیه، اما من باور نمیکنم.
صبر کن، در تصویری که آتریل نشون داد،
شیطانی که شمشیر رو نابود کرد دستش چنگال داشت.
دقیقا. این هیچ ربطی به تو ندارد.
شاید من بتونم یه کم ازش رو ببینم.
این تصویر رو بهم نشون بده.
- ستاره ی در آسمان. - آره، یادم هست.
فرشتگان موجودات بالاتری هستن. آنها از طریق استعاره ارتباط برقرار میکنن.
مورگنسترن به معنی "ستاره صبح" است
مثل، "چگونه اونا از بهشت افتادن،
یا، شیطان، فرزند صبح. "
تصویر بنظر میاد داره از شیطانی...
مورگنسترن صحبت میکنه.
من.
به همین خاطر ولنتاین میخواست که من پیش خودش باشم.
من میتونم نقشش رو خراب کنم.
من میتونم شمشیر روح رو نابود کنم.
و نابود کردن خودت در این فرایند.
نه.
این یک ماموریت خودکشی است. به هیچ وجه.
آه، دختری میگه که حاضره جونشو برای دنیای
زیرین بده، چی، دیروز؟
حق با اونه، جیس. این خیلی خطرناکه.
من قرار نیست به شمشیر دست بزنم.
فقط قبل از فعال شدنش بهش میرسم،
و سلاح کشنده رو به کلیو برمیگردونم،
جایی که بهش تعلق داره.
به من اعتماد کن.
الک نمیدونه که کی باید منو تنها بزاره.
هیچوقت نفهمید.
نیازی نیست نگرانه برادرت باشی، ایزابل.
شادی تو، راحتی تو،
این تمام چیزای که من اهمیت میدم.
بنظر میاد خون شکارچی سایه داره حرف میزنه.
درسته.
من تاحالا نسبت به هیچکس دیگه ای در تمام این مدت... یه همچین حسی نداشتم.
منو ببوس.
اینطوری نیست.
من... مثل اون نیستم.
من فقط به رابطه جنسی علاقه ای ندارم.
خون آشام شدن باعث شده اینطوری بشی؟
نه.
من همیشه اینطوری بودم.
احتمالا الکه.
میتونی لطفا فقط خاموشش کنی؟
ببخشید، همین الان ساعت رو دیدم.
من یه جلسه با رئیس گروه برونکس دارم.
نگران نباش، من برمیگردم.
یه گاز میخوای؟
نه ممنون.
من... باید حالم سرجاش باشه.
به زودی می بینمت.
حالت خوبه؟
ما تحت حمله قرار داریم. تلفات زیاد.
ولنتاین از مدزی استفاده کرده برای نابود کردن بخش ها.
- اون همه رو خفه کرده - ایزی کجاست؟
او اینجا نبود.
اوه، با تشکر از فرشته.
الک، اون اونجاست که از قدرت هسته ای بجای رعدوبرق استفاده کنه.
اون سیمون رو گرفته و تهدید کرده که میکشتش
اگه کلاری نیاد و شمشیر رو فعال کنه.
تو باید کلاری رو از شمشیر دور نگه داری.
نگران نباش. او پیش مگنسه.
لوک و من داریم میایم.
فقط برو پیش هسته، خاموشش کن.
اینجوری، مهم نیست کی به شمشیر دست بزنه، فعال نمیشه.
الک؟ الک؟
بد نیست... برای یک دیپلمات.
خب، به نظر می رسه کلاریسا انگیزه بیشتری نیاز داره.
نه.
چیزی که اون نیاز داره یه پدر واقعیه.
ببین، من بهترین دوست کلاری هستم برای همیشه.
و یک چیز که اون همیشه آرزوش رو داشت
این بود که پدر واقعیش رو بشناسه.
و اون این فرصتو داشت.
و اون یه دیوونه آدمکش رو پیدا کرد.
اون هیچ کاری با تو نداره.
اون ازت متنفره.
این قضیه اذیتت نمیکنه؟
دلت نمیخواد عوض بشی؟
برای اون؟
من اینطوری نیستم که بزارم احساسم...
ناتوانم کنه.
اوه خدای من!
سیمون، حالت خوبه؟
سیمون خوبه.
ما همین الان یه گفتگوی خوب داشتیم.
میدونی، اون بهم گفت که بزرگترین آرزوت
این بود که پدرت اصلیت رو بشناسی،
No comments yet. Be the first to leave one.