The first 185 lines.
روانی اند و دیوانه
رازگونه اند و باورنکردنی
جملگی عجیب و غریبند
آدامز فامیلی
خونه شون موزه است
وقتی به دیدنشان می آیند
مردم یکسر جیغ و داد می شوند
آدامز فامیلی
تمیز
لطیف
فینگیلی
پس شال جادوگری بپوشید
و سوار دسته جارو شوید
می رویم سری بزنیم
به آدامز فامیلی
زیرنویس از: گابریل Subtitles by: GabrielX
نود و شیش
نود و هفت
نود و هشت
نود و نه
صد
بفرما، درست شد - سپاس، مادر -
این برس کاکتوسیه موهامو صاف و قلقلکی میکنه
خوب، خوشحالم عزیزم
میرم بالا اون برس جوجه تیغی ات رو دور بندازم
و ممنون از تو، عزیزم - خواهش می کنم، کارامیا -
درواقع، چرا نریم تا دویست؟ - نه، مرسی -
نمیتونی کامل رو بهتر کنی با تشکر از تو، فستر
خواهش و ممنون، چیز
ولی بهتره اون چنگک رو کمی کوتاه کنی
حس کردم تیکه ناخن اضافی داره
عجب
داستان این چی بود؟
آدم کله شقی میشد اگه کله داشت
چیز خودش نبوده اخیراً بد خلق، عبوث
دیگه حتی یه کاستانت هم برامون نمیزنه
تیش، اجرای اون فلامنکو های آتیشی با تو همیشه خونم رو به جوش میاره
بیا، کریدا، یکی رو بریم
اوه، نه، عزیزم بدون کاستانت چیز.. مثل همیشه نیست
میتونم دندون بزنم واسه شما
نه، دایی فستر ریتمش مثل همیشه نیست
دندانهای آسیابت چندان موزیکال نیستند
عزیزم، چرا چیز برامون نمیزنه؟ - چمیدونم، خلقیاتشه -
ماما
آیا چیز اخیراً رفتارش عجیب شده؟
من از کجا بدونم از دید من، اون همیشه عجیبه
چارشنبه؟
فستر؟
از من میخواید این رابرت دنیرو بازی خراب کنه
عزیزم، چرا همه از دست چیز دلخورن؟
خوب، اخیراً کمی یکدنده بوده
تصورش رو بکن نتونی با بچه ها دوئل کنی
تو بازی میکردی اگه هرچند وقت یکبار نتونی داد بزنی «بنگ» و برنده بشی؟
ناهار - ممنون، لرچ -
و چقدر خوبه که تو همیشه خود شیرین و دوست داشتنی اتی
چیز، لرچ ناهار اعلام کرد میتونی زنگ رو بزنی
!چیز
اوه، واقعاً بی حوصله است خودم زنگ رو می زنم
...چیز
باشه آقای انگشتی خودت خواستی
میدونی تیش؟
بعضی وقتا دوست داشتم اسمت بود او-او
او-او؟
آخه غیر ممکنه با دود حلقه درست کنی و بگی مرتیشا
خوب عزیزم، نیت مهمه
لرچ واقعاً سنگ تمام گذاشت با اون ناهار
سیرابی شیرآبی
با تهدیگ
با اینحال مثل همیشه نبود بدون چیز روی میز
واسه تعارف کردن خیلی بدرد میخوره
و باد زدن به سوپ داغ
اوه، عزیزم یادته اون دفعه که نمک رو ریخت؟
و انقدر عصبانی شد دنبال کسی میگشت از دلش در بیاره
حالا
عجیبه این وسطیه همیشه اینطوری در میاد
یه پای اضافی به کار میاد - درسته -
اوه، میبینم که گلهام دوباره نیاز به هرس دارن
هر کاری می کنم این گلبرگ های بودار دوباره رشد می کنن
قیچی منو بده لطفا، چیز
ممنون، چیز میدونستم پیدات میشه
!چیز
..عزیزم، فکر کردم - مضحکه -
چیز فقط دوست داره دست بده
میدونی عزیزم دارم خیلی نگرانش میشم
بنظرم باید کشف کنیم مشکلش چیه
اصل ایده است
چیز؟
بیا چیز میخوام یه صحبت مرد با دست» داشته باشیم»
چیز؟
چیز؟
انگار خالیه - باید ته قضیه رو دربیارم -
اگه ته داشته باشه
چیز
چیز؟
چیز
چیز رو ندیدی، نه؟
فکر می کردم نه
سرنخی پیدا کردی؟
نه عزیزم، ولی اینو توی جعبه موردعلاقه چیز پیدا کردم
پدر و مادر چیز احتمالاً عکس عروسیشونه
چه زوج دوست داشتنی - بله -
عزیزم، به فکرت خطور نکرده شاید چیز رفته باشه
و چنین گنجی رو رها کنه؟ - بله -
..منظورم، اون که جمع و جور نمیکنه و
عزیزم، فکر می کنی اون مرتکب جرمی شده؟
همین فکرو می کنم، کریدا - میخوای چیکار کنی؟ -
تنها کاری که میشه کرد وقتی رازی هست.. حلش کنیم
یک بازجویی براه خواهم انداخت فوراً
آها.. اثر انگشت
مال خودمه
شب سوم ماه مارس کجا بودی؟
!گومز - شرمنده، حیوونکم، جوگیر شدم -
ولی ما باید «شه شه لا فام»
شه شه لا فام؟
تیش، میدونی چیکار میکنی وقتی با من فرانسوی حرف میزنی
عزیزم، یادت باشه روی یک پرونده کار می کنی
درسته، پرونده
حالا چی هست شه شه لا فام؟
یک مثل قدیمی که سرهم کردم «دختره رو پیدا کنید»
اوه، خیلی هوشمندانه است پس واقعاً شک داری به من
نه، عزیزم دختر دیگرِ این خانه
آن دختر فریبنده و بانمک
چارشنبه آدامز
من بدون وکیلم حرف نمی زنم
از اون زرنگ هاست ولی تاثیر روانی شلنگ
همه رو به حرف میاره
تو چی؟ - تقاضای اصل پنجم قانون اساسی -
اصل پنجم قانون اساسی چیه؟ - عزیزم، تو حقوق درس خوندی -
اون روز غایب بودم
سلام به همگی چه خبر شده؟
فستر، من وسط یک بازجویی خیلی مهم هستم
پس اینجاست شیلنگه
نمیدونی زیرزمین رو آب گرفته؟
یه چیز مشخص شد - چی؟ -
به لوله کش نیاز داریم
من درستش می کنم - من کمک می کنم -
ولی هنوز بازجویی ام رو تموم نکردم
بازجویی؟ از کی؟
از تو
خوب، من و چیز یه برخورد کوچیک داشتیم
شما به این میگین درجه سه؟
این اذیتت می کنه؟ - اوه، آره -
بقول شما، بیارش روی درجه چهار
دایی فستر، میشه؟ اصلاً همکاری نمی کنی
چی رو میخواید بدونید؟
میخوایم بدونیم سر چیز چی اومد
خوب، چرا از اول نگفتید؟
چیز ناپدید شده
اینو میدونیم
میخوایم بدونیم چیز کار خلافی نکرده باشه
خوب، اونجوری که انگشتاش رفتار میکردن اخیراً
من که اسمشو میذارم بازی جوانمردانه
دایی فستر، چطور می تونی اینقدر بی عاطفه باشی؟
تمرین کردم
کمک می کنه
راستی، چرا ماما رو پرس و جو نمی کنید؟
چیز و اون با هم دعوای وحشتناکی داشتن تو آشپزخونه
واقعا؟
ماما
چیز کیک توکای منو خراب کرد این کاری بود که کرد
گذاشت فرار کنن - کی فرار کنه؟ -
توکا ها کل 24 تاشون رو
بزور میخواست بجای لرچ چایی بریزه
لرچ - البته، لرچ -
همیشه کار خدمتکاره
لرچ، ممنون میشم اون خنده رو از چهره ات پاک کنی
انگار خوشحالی که چیز رفته
چیز رفته؟
خوب، انگار برگشتیم به نقطه آغاز
ببخشید، رفیق قدیمی
عزیزم، چرا زنگ نزنیم پلیس؟ - به پلیس؟ -
خوب، به گمانم که جزئیات رو اطلاع بدیم
البته، بو به له
تیش، اون کلمه
عزیزم، یادت باشه روی یک پرونده ای
درسته، یک پرونده
اپراتور؟ لطفا وصلم کنید به اداره پلیس
معلومه که هست
اگر چیز خانواده شما هم گم شده بود اون رو اضطراری قلمداد نمیکردید؟
سلام، اداره پلیس؟ خانم آدامز هستم
مایلم یک چیز گم شده رو گزارش بدم
چی؟ صبر کنید
عزیزم، باید با بخش سرقت یا افراد گمشده صحبت کنم؟
خوب، این واقعاً سر مرزه بگو قسمت متفرقه ندارن؟
ولی اگه این یه شخص نیست پس چه جور چیزیه که گم شده، خانم آدامز؟
No comments yet. Be the first to leave one.