The first 189 lines.
!دروغه
!این امکان نداره
.ارتباط من با کلیمن قطع شده
.دیگه نمیتونم روح مردی که پسر خودم میدونستم رو حس کنم
.نمیخوام قبولش کنم اما این مرگ واقعیه
.این تقصیر منه .اربابان شیاطین رو دستکم گرفته بودم
.باید با احتیاط بیشتری عمل میکردم
...اگه قرار باشه کسی مقصر باشه
.پیشنهادش از من بود
هرگز فر نمیکردم اینجوری بشه، میدونی؟
!ولی بازم جای شکرش باقیه که تو سالمی لاپلاس
ولنتاین ارباب شیاطینیه که یه زمانی با رئیس توی یه سطح بود، نه؟
!این که بردنده شدی فوقالعاده است
.خب، ماه نو بود، زمانی که قدرت خونآشامها تحلیل میره
.شانس آوردم
...تازهشم
.من مثل کلیمن خنگ نیستم
!لاپلاس! این حرفت لازم نبود
.حقیقته
اون مورد چون پررو شد و با اینکه ضعیف بود .تمام هشدارها رو نادیده گرفت
!لاپلاس
چی شد؟ تنت میخاره، فوتمن؟
!باشه! برات میخارونمش
.هردوتون بس کنین
.همهمون عزاداریم
.درسته، لاپلاس
.آدم بده بودن بهت نمیاد
،درعوض، از اونجایی کن استخدامتون کردم
.بذار اون عنوان مال من باشه
که اینطور؟
.ببخشید، لاپلاس
.باشه حالا هرچی
.ولی اگه لو بریم خیلی ضایع میشیم
،نمیدونم اونجا چه اتفاقی افتاد
،ولی با توجه به گفتهی ارباب شیاطین ولنتاین
.به نظر میاد هیچ شکی در مرگ کلیمن نیست
...اگه میتونستم ازش حرف بکشم
.نه
.همین که سالمی کافیه
.با این اوصاف اوضاع کمی قمر در عقرب شده
.درسته
...تمام چیزهایی که به کلیمن سپرده بودیم رو ازدست دادیم
.پایگاهها، ارتش، پولها و گنجینهها... همهش رو
.ضرر بزرگیه
ها؟ منظورت چیه؟
حتی اگه اربابان شیاطین کلیمن رو کشته باشن
قلعه که در امانه، نه؟
درسته، ارتش نابود شد
ولی همیشه میتونیم تجدید قوا کنیم، درست نمیگم؟
.برای همین ازتون خواستم امروز بیاین اینجا
.پایگاهی که به کلیمن سپرده بودم هم یه شبه نابود شد
!چی گفتی؟
.به طرز غیرقابل باوری، اون اسلایم فقط تعداد کمی از افرادش رو فرستاده بود
!شوخی میکنی
!امکان نداره
داری میگی تمام ماجینهایی که توی جنگ دیدیم تمام نیروهاشون نبودن؟
.دقیقاً
.اسلایم از جنگ برای حواسپرتی استفاده کرد
.نقشهی اصلیش حمله به قلعهی ما بود
.برای همین فکر میکنم بهتره نقشههای آیندهمون رو از اول بررسی کنیم
،شاید لازم باشه فعلاً کمی صبور باشیم
.اگه که میخوایم به هدف فتح جهان برسیم
.موافقم
.مثل اینکه کمی زیادی به خودمون مغرور شدیم
.درسته
.آره
،دوست ندارم این رو بگم
.اما حس میکنم اگه عجول بشیم گند میزنیم به همهچیز
،دوست ندارم این رو قبول کنم
.اما شاید صبر چارهی کار باشه
.با اینحال نمیشه که یه گوشه بشینم و این شکست رو قبول کنم
به نظرم باید برای اینکه اون اسلایم همهچیز رو از کلیمن گرفت
.یه کار کوچیکی بکنیم که جبران بشه
...ها؟ ولی الان گفتی باید صبور باشیم
.کاری نمیکنم اما میتونم چیزی بگم
نقشهت چیه؟
اوه برادر. بازم از اون نقشههای کثیف توی سرته؟
.میخوام یه آش براش بپزم با یه وجب روغن روش
کردم پیدا تناسخ اسلایم به عنوان زمانی که
Anime Khor ترجمانِ
@AWforum کانال گروه @AWsub کانال زیرنویس
لوبلیوس امپراتوری مقدس
قسمت 50: نیات قدیس
.امپراتوری مقدس لوبلیوس
این کشور با سپردن مسائلش به خداش
.تونسته به برابری واقعی برسه
،و هویت واقعی اون خدا، لومینوس
.ارباب شیاطین لومینوس ولنتاینه
.تنها حریفی که تا حالا ازش شکست خوردم
،وقتی گم شدی
.می خوام که به من اتکا کنی
.روشی که اون کارها رو پیش میبرد زیادی ملایم بود
...بعدش هم
،نمیتونم زیادی بهش اتکا کنم
.وگرنه خودم رو میبازم
.تنها چیزی که توی این دنیا میتونم روش حساب کنم قدرت خودمه
...و پیداش کردم
.جایی که من رو قویتر میکنه
،من به کلیسای غربی پیوستم
،و در عرض یک سال شوالیهی مقدس شدم
.و طی دو سال کاپیتان شوالیههای مقدس شدم
ولی همزمان که مقامم بالاتر میرفت
.کمکم تونستم ذات واقعی کلیسا رو ببینم
...و بعدش متوجه شدم
،امپراتور مقدس لوبلیوس در واقع خونآشامی به اسم لوییسه
.که برحسب اتفاق برادر دوقلوی پادشاه شیاطین روی ولنتاینه
که یعنی یه خونآشام خودش رو خدا معرفی کرده
.تا بتونه بر انسانها حکمرانی کنه
این... آخر کاره؟
.ولی... تونستم یه شیطان رو از بین ببرم
.از استراحتگاهم میتونستم صداتون بشنوم
چی کار دارین میکنین؟
.اجازه نمیدم هیچ کدومتون بمیرین و من رو تنها بذارین
...و تو، انسان
.با چسبیدن به آرمانهای متکبرانهی خودت نمیر
عدالت چیه؟ نابود کردن شر؟
و اگه اینطوره
چی باعث شده موجود حقیری مثل تو فکر کنه
حق داره اعمال من رو قضاوت کنه؟
.هیچ عدالتی نیست که بتونه تمام ارادههای آزاد رو راضی کنه
.اینکه بتونی کارت رو پیش ببری تکبر خالضه
اشتباه میکنم؟
.یک هفته بهت فرصت میدم
،به عنوان کسی که تونسته خادمان وفادار من رو شکست بده
.مطمئنم که میتونی آزمون هفت لومیناریس رو از سر بگذرونی
فقط زمانی که این کار رو انجام بدی
.با تمام توان در مقابلت قرار میگیرم
...آزمون رو گذروندم و دوباره لومینوس ساما رو به چالش کشیدم
.ولی شکست خوردم و تسلیمش شدم
.لومینوس ساما و خونآشامهای دیگه برای زنده موندن انسانها رو نمیکشن
.فقط کمی خون برمیدارن و از انرژی حیات درونش تغذیه میکنن
.بالامرتبهترهاشون حتی بدون این کار هم میتونن تا ابد زنده بمونن
،هرچی انسان شادتر باشه، خونش خوشمزهتره
اما لومینوس ساما خونآشامها رو
.از گرفتن بیش از حد انرژی حیات منع کرده
نظم و عدالت چنان در این کشور جریان داره
.که توی کل کشورهای غربی به سانش دیده نمیشه
.دقیقاً به همین دلیل باید از لومینوس ساما محافظت کنم
.برای محافظت از این آرمانشهر
.برادرم دیشب کشته شد
.شوخیش هم زشته
روی به عنوان ارباب شیاطین به والپورگیس رفته بود، نه؟
.هیناتا، حقیقت داره
خبر داری که کسی دیشب مخفیانه وارد شده بود، نه؟
.مهاجم، روی که تازه از والپورگیس برگشته بود رو کشت و فرار کرد
.که اینطور
.روی اصلاً آدم ضعیفی نبود
انقدر قوی بود که بشه ارباب شیاطین خطابش کرد
.حتی اگه این لقب یه چیز ساختگی بود
.که یعنی اون دلقک حتی از ارباب شیاطین هم قویتر بود
.خب، مهم نیست
.تا وقتی لومینوس ساما در امان باشه مشکلی نیست
.ولی یه مشکلی هست
.ما روی رو برای تهدید براشون فرستادیم و اون کشته شد
.این ممکنه باعث بشه پیروانمون ایمانشون رو از دست بدن
...برحسب اتفاق
با وجود برگشتن اژدهای طوفان ولدورا
.شنیدهم که جنگل بزرگ جورا آرومه
.درسته
،داستان اژدهای طوفان رو نمیدونم
.ولی جنگل آرومه چون گذاشتم اون اسلایم، ریمورو، فرار کنه
.به نظر میاد خبر نابودی ارتش پادشاهی فالموث حقیقت داشته باشه
.حتماً حریف سرسختی بوده
لحظهای که اون رو توی زمین مقدس داشتم
.احتمالاً بهترین فرصتی بود که برای کشتنش پیدا میکردم
بعد از اینکه گفت اهل یه جا هستین بهش آسون گرفتی؟
.البته که نه
.اهداف لومینوس ساما و اون اسلایم هیچ ارتباطی با هم ندارن
...برای همین سعی کردم نادیده بگیرمش و اون شهر رو از بین ببرم
پس فرشتگان میخوان وارد عمل بشن؟
.بله
،اگه بذاریم اون شهر به همین سرعت توسعه پیدا کنه
.به احتمال خیلی زیاد وارد عمل میشن
.این مایه دردسره
.چون میخوایم توی جنگ تنمای بزرگ بعدی پیروزی کامل رو بدست بیاریم
.بله، برای همین هم عجول بودن جواب نمیده
،اگه اینطوری فکر میکنی
.شاید بهتر شد که شکست خوردی
منظورت چیه؟
احتمال داره کشورهای غربی با هم متحد بشن
.تا با تهدید جدیدی که توی جنگل بزرگ جورا پیداش شده مقابله کنن
،حالا که روی مرده
اون به عنوان دشمن مشترک تمام انسانها عمل میکنه. موافق نیستی؟
.شک دارم به این خوبی پیش بره
،آرامش جنگل بزرگ جورا چیز خوبیه
.و شاید برای همزیستی با انسانها دقیقاً یه همین نیاز داشته باشن
...اما
...تاجری که از شرق برام اطلاعات آورده بود
.بهش قول داده بودم دیشب دوباره ببینمش
No comments yet. Be the first to leave one.