The first 157 lines.
ارائه ای از پرشین گیک پدیا زیر و بم دنیای کامیک و سینما
Youtube: Persian Geek Pedia
تو میخوای چیکار کنی،"میکاسا"؟
میخوای به "ارن" کمک کنی؟
میخوام بهش کمک کنم
ولی مطمئنم به خاطر اینه که من یه "آکرمن"ام
دقیقا همون چیزی که "ارن" گفت
این تصمیم اراده من نیست
هاه؟
من فکر میکنم این فقط یه دروغه که "ارن" همینجوری پروند
این حقیقت داره که هرازگاهی سردرد میگیرم
چرا فکر میکنی داشت دروغ میگفت؟
چرا میپرسی؟
اینجوری که الدیایی ها ..دیگه نتونن بچه دار بشن
شما واقعا فکر کردید که ارن همچین چیزی رو میخواد؟
من حدس زدم که این طرز تفکرش نباشه
..ولی غیر ممکن هم نیست
!ولی غیر ممکنه
داریم راجب "ارن" صحبت میکنیما
پس چرا با "زیک" و "یلنا" مخالفت نمیکنه؟
چون مجبور نیست اینکارو بکنه
به عهده "ارن"ئه که با قدرت تایتان بنیانگذار چیکار کنه
از وقتی که "یلنا" درخواستشو مطرح کرد ارن" چاره ای نداشت جز اینکه باهاش راه بیاد"
اگه درخواستشو رد میکرد،کی میدونه "یلنا" از چه راهی برای متقاعد کردن "ارن" استفاده میکرد
ولی اگه درخواستشو قبول کنه و یه کاری کنه که …باور کنن سمت اوناست
اون میتونه با غرش از جزیره محافظت کنه
و دیگه برای پنجاه سال آینده هیچکس نمیتونه دست روی جزیره ی پارادایس بزاره
مشکلی نداره که ما الان بریم؟
متاسفم ولی لطفا یکم دیگه صبر کن
من از وقتی که تو دوران آموزشی بودیم میگفتم که این یارو ادم خطرناکیه
که "ارن" یک عدد آشغال عوضیه که مارو مستقیم به چخ میدت
و من به اون مرتیکه عوضی حسادت میکردم
چون خیلی باحال بود
این بی نهایت اعصابم خط خطی میکنه
ولی نمیخوام به همین زودیا بمیره
اره
اگه اینجا بمیره شانسمو برای مشت زدن به اون حرومی از دست میدم
بزن بریم
بجنب،نزدیک من بمون
اگه "ارن" داره نیت واقعیش رو مخفی میکنه
چرا مارو از خودش دور کرد؟
گفت که از من متنفره
چرا باید همچین چیزی بگه؟
…خب
…هی
اگه ما همه دشمنامونو…بکشیم
بالاخره…آزاد میشیم؟
…ممکنه که
اگه دقت کنی،
هم من و هم "ارن" از زمانی که بچه بودیم راجب سردردهای مقطعی تو اطلاع داشتیم
اون حتما از این قضیه برای پر و بال دادن دروغش استفاده کرده
شرط میبندم زمان کافی برای فکر کردن به یه دروغ بهتر،نداشته
میتونیم بعد از اینکه همه چی تموم شد ازش بپرسیم
یادت نره
این حمله فقط به خاطر فداکاری "ویلی تایبور" ممکن شد
فقط به خاطر اینکه زندگیشو به خطر انداخت تا به ما خبر بده
!ما یه قهرمان واقعی مثل "هلوس" میخوایم
قهرمانی که دنیا رو نجات بده
…"ارن"
دیگه کافیه
تو باختی
همه به اندازه کافی زجر کشیدن
!تو به اندازه کافی زجرکشیدی
چرا جون میکنی؟
برای چی داری میجنگی؟
دقیقا برای چی؟
"!گالیارد"
لعنت بهش
ضربه تمیزی زد
"ارن"
من فقط میخوام این قضیه تموم شه
چی باعث شده فکر کنی ما شبیهیم؟
کافیه
!فقط..بگیر بخواب
!اونم اومد
!آقازاده تشریف فرما شدن
،من یکم دیر کردم
ولی همونطور که قول داده بودم خودمو رسوندم اینجا
خوب تونستی دووم بیاری
"ارن"
دیگه بقیشو بسپار به برادر بزرگترت
Rumbling, Rumbling
Beware
Coming for you
All I ever wanted to do was do right things
I've never wanted to be the king, I swear
All I ever wanted to do was save your life
I've never wanted to grab a knife, I swear
Tearless, fearless, burning, burning
You tell me what have I missed
Still wandering in the deep mist
If I lose it all, slip and fall
I will never look away
If I lose it all, lose it all, lose it all
If I lose it all outside the wall
Live to die another day
I don't want anything
I'm just here to...
Beware
قسمت 77: نیرنگ
"لعنت بهت،"زیک
!باید پس گردنش رو بزنیم
سمتش نشونه بگیر
بله،قربان
"بجنب،"پیک
فکر کنم عاقلانه نباشه که با تایتان هیولایی وارد یه نبرد از راه دور بشیم
نه،من این خائن رو باید شخصا تنبیه کنم
…ولی
! تایتان ارابه ای رو بزنید
بله،قربان
تایتان هیولایی داره حمله میکنه
پناه بگیرید!مارو هدف قرار داده
بنیانگذار داره به سمت تایتان هیولایی میره
پس هدفشون این بود که اخرش این دوتا باهم ارتباط برقرار کنن
باید جلوشونو بگیریم
ولی چطور میتونیم اینکارو کنیم؟
راهی نداریم جز اینکه تایتان هارو به خودشون واگذار کنیم
ما نبرد خودمونو داریم
من میرم که "فالکو" رو از دست دشمن نجات بدم
تو باید بری به سمت شمال پیش بالون و منتظر عقب نشینی بمونی
نه،من با تو میام
من پای "فالکو" رو به این ماجرا باز کردم
نه تنها این،بلکه اون جون منو بارها نجات داده
من صدر این گروهم ولی تنها کاری که کردم تکیه کردن به کمک اون بود
من نمیتونم بدون اون از اینجا فرار کنم
باز کنید
اون بیرون چخبره؟
ما نمیخوایم اینجا زندانی شده بمیریم
هی! مارو از اینجا آزاد کنید
باید حمله مارلی باشه
شاید اونا اومدن که تورو نجات بدن
امکان نداره که ارتش مارلی همچین کاری بکنه
فقط به خاطر اینکه یه الدیایی رو نجات بده
ولی تو یه خانواده ای داری که منتظر برگشتنتن،مگه نه!؟
!این تنها شانس تو برای به خونه رفتنه
من مطمئنم که دیگه هیچوقت زن یا دخترامو نمیبینم
تنها چیزی که نیازه جیغ زدن "زیک"ئه و بعدش من تبدیل به یه هیولا میشم
هنوز خیلی چیزا دارم که میخواستم به دخترام بگم
بود و نبودم دیگه فرقی نداره
هی،بس کن
این محدوده تحت کنترل ییگریستاست
…تو نمیتونی
بهم بگو،سرباز
ما اینجاییم تا "ارن کبیر" رو نجات بدیم
همچنان میخوای جونتو به خطر بندازی تا جلوی مارو بگیری؟
نه
همه سلول هارو فورا باز کنین
!"مربی "شادیس
"اوه،"کانی
!خیلی داغونم
بیخیال من شو
برو
"فرمانده "پیکسیس
حالتون خوبه؟
هنوز خرف نشدم
ولی یکم زیادی مشروب خوردم
!همتون،گوش کنید
No comments yet. Be the first to leave one.