The first 200 lines.
البته،زانو میزنیم
اخه اصلا اینم پرسیدن داشت؟
اینا متعلق به تو هستند
چرا حس میکنم این خداحافظیه؟
کاخ حالا مالِ منه
...خونه مزرعه هم مال منه.مال شما
پس ماشین فروشی مال ما
تو یه مکانیک میخوای تا راکتور رو راه بندازه.
بعدم،نمیخوای یار صمیمی شطرنج بازت
تو چادر زندگی کنهمیخوای؟
باشه.برو.بعدی کیه؟
زانو بزنید تا بتونید یک روز دیگه هم بجنگید
خوبههنوزم میتونم بکشمت
محکومین،فرزندان گابریل
به سنکتوم جدید خوش اومدید
اوصاع سریع تغییر کردن
ولی آینده پر از عهد و پیمانه
و برای خوش یمن کردن این روز جدید
ازتون میخوام تا زانو بزنید
و وفاداریتوتو نشون بدین
یه کار ساده که شمارو به قراردادی وصل میکنه
با یک قانون.تنها یک قانون
اگر هر زمان کاری بکنید که
برخلاف میل من باشه
به درک واصل میشید
و اگه رد کنیم؟
بازم به درک واصل میشین
حالا که اینجوریه
قاتلان و دزدان
از الیجوس جست و جو گر شماره چهار
در خدمت شماست
نلسون .
اسم من ساچینه
مردم من و من سوگند خوردیم
مرگی که ازادانه باشه
از بوسیدن کفش یه خدای دروغین بهتره
من زانو نمیزنم
نه امشب ، نه هیچوقت
این مرد به جای همتون حرف میزنه؟
حتما بعضیا میخوان زنده بمونن
یه زانو زدن ساده، و زنده میمونید
یک سنکتون تحت کنترل من برای منفعت همه
تو پشتِ رهبر می ایستی
و مردمت پشتِ تو
اینا ویژگی های یک رهبر واقعیه
فقط یک رهبر در سنکتوم هست
در برابرش زانو بزنید یا بمیرید
زندگی،همون مرگه
مترجم💢 پریسا شیوا تیم ترجمه آلفامووی🐞
خیلی نزدیک بودیم
بیل،میدونم ناراحتی
ناراحت؟چرا باید ناراحت باشم؟
چون برگشتیم سر خونه اول
و شانسی کد وارد میکنیم؟
تو به من گفتی کلارک کلید رو داره
راستش اینارو خاطرات اکتیویا گفت
تو فقط لحظه خروج شعله رو ندیدی
باعث شدی باور کنم هرگز این اتفاق نیوفتاده
شپردِ من،میشه حرف بزنیم؟
البته
همه بیرون
سفید بهت میادا
با بقیه زندانیش کنین
بریم.تکون بخور
تو این فکری سردوستات چی میاد
بله شپرد من
به من ملحق شو لطفا
به به.آبگوشت
تو کوهستان واسه این آدم حاضربودم بکشم
درباره اولین شاگرد،اندرز شنیدم
فکرمیکنم شمادوتا صمیمی بودین
متاسفم
صمیمی؟
دو بار دیدمش.من معمولا
شاگرد اول رو فقط یکبار میبینم
اونم هر۲۰سال که بیدارم میکنن تا بهم بگن هیچ پیشرفتی نکردن
اندرز دوبار بیدارم کرد
دفعه دوم کلید رو پیداکرده بود
پس اگه مقایسه ای بگیم
صمیمی بودیم
ولی منظورت این نیست،نه؟
داشتی امتحانم میکردی تا ببینی من هم
طبق قوانینی زندگی میکنم که شاگردانم باید زندگی بکنن
بله.منو ببخشید
من نمیخوام درد بیشتری بهت بدم بلامی
ولی دوستانت باید بهای کارشون رو بدن
جرایم اونا از اندرز بیشتره
ده دوازده ها شاگرد بخاطر اونا مردن
اگه راهی برای تعمیر شعله بود چی؟
-بلامی. -با تکنولوژی که شما دارید
ممکنه بشه
و کمکم میکنی بهش برسم
تا وقتی به دوستات اسیب نزنم؟
خجالت نکش
این مسیر برات جدیده
من چهارقرنه تو این مسیرم
و هنوزم سخته
منو یاد پسرم ریز میندازی
اون رفت به جست و جوی شعله
دیگه ندیدمش.فکر کنم
دخترم کشتش
هیچوقت مطمئن نخواهم شد
خب اگه بتونم شعله رو گیر بیارم
و دخترت واقعا اون تو باشه
میتونی بفهمی
باشه.اگه تو میتونی پیداش کنی
و ما میتونیم تعمیرش کنیم
و اگه شامل کد اخرین جنگ بشه
دوستات تبرئه میشن
خیلی خوبه که میبینمتون
اکو ،صورتت
بگو شوخیه
لباسا...خیانت به ما
بهمون بگو اینا همش بخشی از نقشه اته
اروم حرف بزن.دارن گوش میدن
-و وقت نداریم -خب پس بهمون بگو
چقدر اوضاعمون خرابه؟
خیلی خرابه.میخوان اعدامتون کنن
یه چیزی جلوشونو میگیره.شعله
شعله ای که به کادوگان گفتی نابودش کردیم؟
ما فکرمیکنیم میشه تعمیرش کرد
^ما؟^
نمیدونم کجاست
ریون تو اونجا بودی
وقتی از سر مدی اومد بیرون کی برداشتش؟
نمیدونم.میدونستم هم بهت نمیگفتم
بله
این یکیو بیرین زیر گیرنده خاطرات
بلامی ،نه
ولم کن.بهم دست نرن
عجب خانواده ای
تکون بخور.
تو دیگه کدوم خری هستی؟
من مردی ام که عاشقشی
مردی که عاشقشم ، با شکنجه کردن ریون موافق نیس
شکنجه نیست
اگه مقابله کنی هست
این ادمارو میشناسم بلامی
پنج سال تمرین کردم تا بشم مثل اینا
بعد یه سه ماه دیگه
و واقعا به یکی ازونا تبدیل شدم
همه اینا برای نجات تو بود
و بعد برای گرفتن انتقامت
متاسفم اینقدز سختی کشیدی
واقعا هستی؟
چون بنظر میاد وقتی من داشتم خودمو جر میدادم
که برسم به تو، تو درحال فراموش کردن من بودی
فراموش کردن دوستانت
اینکه خانواده ات واقعا کیا هستن
صورت خودمو زخمی کردم تا یادم یمونه
کی هستم و ازکجا اومدم
تا وقتی میزارم اونا با ذهنم بازی کنن خودم رو گم نکنم
خودتو گم کردی بلامی
این اصلا تو نیستی
دارم سعی میکنم نجاتتون بدم
و اگه شعله رو پیدا نکنی چی میشه؟
می ایستی و تماشا میکنی
تا مارو اعدام کنن؟
میدونی که نمیخوام
این سئوال من نبود
وقتی با همه وجودت به چیزی معتقدی
و مردمی که دوسشون داری فکر میکنن دیوونگیه
چیکار میکنی؟
نمیدونم
تماشا میکنم تاهممون بمیریم
چیزی که بهش معتقدی اینقدر مهمه؟
از رابطه من و تو مهم تره؟
آره *:)*
پایان جنگ
دیگه خبری از مرگ الکی
یا کشت و کشتار نیست
شپرد میتونه مارو به اونجا ببره اکو
همه مارو
برای بشریت
اینم از اخریشون ، فرمانده بقیه زانو زدند و تسلیم شدن
منظورت اونایین که پیدا کردی،نه؟
بگرد دنبال مدی از قبیله دره کم عمق و بقیه ترسوها
درست نمیگم ایندرا؟
امروز پنهان میشن و فردا انتقام میگیرن
ببخشید؟
اوه،شنیدی چی گفتم همه چیو میشنوی
دخترش چی؟
گایا.اون هم گم شده
فکرمیکنیم تو جنگله.با گروهی
به رهبری کلارک گریفن
مسلح و بسیار خطرناکن
ایندرا و بقیه گشتن دنبالشون
من هم باهاشون بودم
ازشون اثری نیست
ولی اینو دیدیم
چرا دفتر نقاشی مدی پیشِ توئه؟
یه قرار داشتیم
من زانو میزنم و جون بچه رو میبخشی
قبل این بود که بره با دشمنانم قایم بشه
-تو دشمن منی ایندرا؟ -نه.
بگو کجاست
نمیدونم
به تریکرو بگو این کثافتو تمیز کنن
تو،متهم
بیا .
No comments yet. Be the first to leave one.