The first 200 lines.
قسمت سی و یکم-
نگران نباش
من پیشت می مونم
آی...دارم دیوونه میشم
آی..دارم دیوونه میشم واقعا
ملکه چطوره؟ حالش خوبه؟
چرا به این زودی از بیمارستان مرخصش کردن؟
باید تو بیمارستان نگهش میداشتن و درمانش میکردن
ملکه گفتند که نمیخوان تو بیمارستان بمونن
فرمانده چون دارن تو اتاقشون ازشون مراقبت میکنند
چی؟
نمیتونم بزارم، باید خودم برم ببینمش
حضور من ملکه رو بیشتر اذیت میکنه؟
حالشو بدتر نمیکنه؟
برگردیم
درسته، میتونم یواشکی برم و ببینمش
بریم
نه، بهم گفت که نرم
خوشش نمیاد ببینمش
برگردیم
نخیرم، من شوهر ملکه ام
اینکه بهش سر نزنم که بدتره
بریم
بریم
بریم
بریم
بریم، بریم
بریم
بریم
هی عوضی
عوضی...
-ولم کنین -عقب بکشید
خیلی عوضی هستی
پدر زن جان، خوش آمدید
با دختر من چیکار کردی؟
آخه تو هم آدمی؟
دیگه چقد میخوای سانی منو عذاب بدی؟
عوضی
دختر بدبخت من
با هزار عشق و علاقه بزرگش کردم
میدونی با چه سختی این دخترُ بزرگ کردم؟
چرا با سانی من اینکارو میکنی؟ چرا؟
پست فطرت
آیگو...دختر من
دیگه گریه نکنید
ملکه
ملکه
واقعا ممنونم
اگه تو نبودی
محال بود از اونجا جون سالم به در ببرم
چون ووبین کارشو خوب بلده
ملکه ی مادر، شما باید همین الان به اتاقتون برگردید
چرا؟
-بس کن -نمیتونی اینجا اینکارو بکنی
-ولم کن -تمومش کن
ملکه ی مادر کو؟
-شما نمیتونین اینجا دردسر درست کنین -شما نمیتونین...
-بس کنین -شما نمیتونین اینکارو بکنین
اینجا داری چه غلطی میکنی؟
ملکه، فک کنم اینجا قبلا آشغالدونی بوده
بوی تعفن اش تا خونمون میاد
اومدم آشغالارو از اینجا ببرم
رئیس چو، فورا با تیپا بندازش بیرون
چشم، ملکه
-بی فرهنگ -خواهر من کیسه بوکس توئه؟
فکرشم نکن حتی انگشتت بهش بخوره
با زندگی خواهر من بازی نکن
دهنتو ببند، دهنتو ببند و گمشو
اگه میخواستی ام، نمی موندم
فقط یه جادوگر پیری که جز پول هیچی نداره
جادوگر پیر؟
بگیرش، فورا بگیرش
زود
-ولم کنین آشغالا -جُم نخور
-هی، هی -ولم کن
گفتم ولم کنین، عوضیا
هی، هی...ولم کن هی، هی...هی
بابا! ولم کنین
با وجود خانواده ی دردسرسازی مثل شما
معلومه که اوه سانی ام همینطور بی فرهنگ بار میاد
نمیتونم از قضیه ی امروز بگذرم
خودتونو محکم بچسبید
بفرما، هر کاری دلت میخواد بکن ما چیزی برای از دست دادن نداریم
فک کنم هنوز نشنیدی ما خودمون یه پا دیوونه ایم
چی؟ دیوونه؟
دیوونه، روانی
تو دیوونگی زبونزد نداریم، نمیدونستی؟
نشونت میدم اگه بزنه به سرم، چیکار باهات میکنم
ملکه ی مادر، خودتو آماده کن
راستی، بیا
-این چیه؟ -استعفانامه
دیگه نمیخوام از شماها حقوق بگیرم
استعفانامه؟ هی!
حرف نداری، حرف نداری، آفرین
مگه نه؟
من با مهارتهام میتونم تو یه آب خوردن برا خودم کار دست و پا کنم
شماها زده به سرتون؟
اینجا چه قشنگ و جاداره
بهتر از خونه ی خودمونه، عالیه
راس میگی، بیا یه مدت همین جا بمونیم
زمستونم همین جا میگذرونیم
دیوونه ها
بریم اونور
بشین، بشین
چی؟ آزادشون کنم؟
هرگز اینکارو نمی کنم
الان که دیگه به ملکه حمله شده
اگه مردم از بازداشتشون در قصر خبردار بشن
روزنامه ها ازش جنجال میسازن
تو اجازه دادی اون پدر زن بی شعورت بزندت
حالا دیگه مشاعرتم از دست دادی؟
همه تو قصر دیدن که اونا با من و تو چیکار کردن
چطور میتونی بهم بگی ولشون کنم؟
باید یه درس حسابی بهشون بدم
بهشون نشون میدم تاوان بی احترامی به ما چیه
مادر، اگه کاری که گفتینُ بکنم دلتون خنک میشه؟
-از چی حرف میزنی؟ -من دیگه با ملکه...
هیچ کاری ندارم
دیگه فکر محافظت ازش یا دوست داشتنش به سرم نمیزنه
حتی دیگه نگاشم نمیکنم
پس، بزارین خانواده اش برن
داری راست میگی؟
بهت اعتماد کنم؟
بله، مادر
قول میدم
تصمیم درستی گرفتی
اینو یادت نره عالیجناب
ما جفتمون تو یه قایقیم
دیگه فکرشم نکن بخاطر اوه سانی
مقابل من بایستی
فهمیدی؟
آروم باشین
شما هنوز حالتون کاملا خوب نشده خودم بهشون رسیدگی میکنم
بابامو هِل رو رو زندانی کردن
-باید برم ملکه ی مادرُ ببینم -بازم...
سانی، سانی
-سانی -سانی
چی شده بود؟
چی شده بود؟
شنیدم زندانی شدین، خوبین؟
زود باش بشین، بشین...بشین تو، تو شرایطی نیستی که نگران ما باشی
حالت خوبه؟
اونی تو ما رو آزاد نکردی؟
محافظا ولمون کردن بریم
چی؟ کار من نبود
هی، سانی وسایلتو جمع کن بریم خونه
دیگه نمیتونم تو همچین خراب شده ای ولت کنم برم
زود باش بریم خونه
بابا، واقعا حالم خوبه
آقای چون ووبین بهم کمک کرد، من اصلا آسیب ندیدم
زود باشین بریم هِل رو خواهرتو بردار بریم
نمیدونی اونی چقد کله شقه؟ به هیچ وجه نمیاد
از الان دیگه من طرف تو ام، اونی
نباید بزاری قِسر در برن
باید به این حیوونا یه درس درست و حسابی بدم
اوه هِل رو
تو دیگه چته؟
اگه میخوای بجنگی که نباید مریض شی
تو اون چاردیواری یخ، اگه سرما بخوری چی؟
آدم باید خوب بخوابه که بتونه کار کنه
این تشک حرارتی من نیس؟
این تفنگ گازی و یه سری وسایل دفاع شخصیه
پیش خودت نگه دار
ملکه یا لی هیوک اگه بخوان باهات کاری بکنن، ازشون استفاده کن
بکششون اونی
منو بابا پشتتیم اونی
پس نگران هیچی نباش
از هیچی نترس
هِل رو...هِل رو
بیاین ببینم دخترای من، درسته...هِل رو
آیگو، درسته...نگران هیچی نباشین
بابا جونشم میده تا شما حتی یه خارم به پاتون نره
پس نترسین
ما وقتی که مامانتونم مُرد رم پشت سر گذاشتیم
ما از پسش برمیایم
حالتون خوبه، عالیجناب؟
ملکه
ملکه حالش خوبه؟
بکش کنار
عالیجناب
حال ملکه چطوره؟
خوبن
پدر و خواهرشون اومدن، الان آروم شدن
عالیجناب، شما اون دو نفر رو آزاد کردید؟
به اطلاع ملکه میرسونم
خوشحالم آروم شده، همین کافیه
چی شده؟ من که صدات نزدم
جهت عرض ادب اومدم
فک کردم کنجکاوید بدونید من مُردم یا زنده؟
شخصا اومدم تا از نزدیک خودمو ببینید
از سر شبی خیلی بهتر شدی، ملکه
میدونستم ملکه ی مادر آدم ترسناکی هستن
اما نمیدونستم اینهمه بزدل ان
-چی گفتی؟ -چطور تونستین
یه بمب بزارین تو وسایل پسرتون؟
اگه میخواستین منو بُکُشین
باید با افتخار به اسم خودتون می کُشتین
چطور یه مادر میتونه بچشو مقصر جلوه بده؟
فک نمیکنین به عنوان یک مادر کار بسیار نسنجیده ای انجام دادین؟
مراقب حرف زدنت باش
No comments yet. Be the first to leave one.