The first 200 lines.
بازنويسي :kiyavash62
ميخوام يه فرصت بهت بدم . ترتيب کاري رو برات دادم
ميخواي امتحانش کني ؟
چه رابطه اي با چويي سون سانگ داري ؟
هونگ ته سانگ رو ميشناسي ؟
اون پسري که تو پرورشگاه با سون يانگ بود
هونگ ته سانگ يتيمه ؟
چرا گان ووک ميره ژاپن ؟
بابا گفت اگه از کارش راضي باشه ميزاره شما دو تا ازدواج کنين
واقعا ؟
اسمت چيه ؟
شيم گان ووک
فکر ميکني دست انداختي يه نفر جالبه ؟
خودت اول شروع کردي
تا حالا کسي رو کشتي ؟
اون حرومزاده سر من کلاه ميزاره ؟
براي سفر کاري ميرم ژاپن تا يه ماسک شيشه اي بيارم
همچين چيزي هست ؟
چطوري با يه عکس پيداش کنم ؟
چي ؟
!هي
.. چيکار ميکني
چي ؟
! هي
چي ؟
ميخواي يه قايق بيبيني ؟
من رو ميبري که يه قايق ببينم ؟
باشه ،باهات ميام
يعني چي ؟
چقدر بزرگه
ته سانگ سَن ،اينو از کجا آوردي ؟ لفظ احترام در ژاپني
خريديش ؟
زودباش بيا
خيلي بزرگه
عاليه
واقعا عاليه
همه چيز اينجا مال توئه ؟
چرا چيزي نميگي ؟
عاليه
ته سانگ تو چه کاره اي ؟
.. هي ،يه چيزي بگو
همونجوري نشين و بخور . حوصلم سر ميره
! هي ! زودباش ! زودباش
ظرفها رو شستي ؟
قبل از اينکه بيام خونه بيرون غذا خوردم
هي .. مگه برات غذا درست نکردم ؟
بهت گفتم تو مايکروفر گرمش کني
اگه اينجوري هر روز بيرون غذا بخوري نمتوني هيچي پس انداز بکني
وقتي بهم پول دادي گفتي که خرجش کنم
حالا ميخواي پس انداز کنم ؟
واقعا چي ميخواي ؟
بهت ميگم که پولها رو حروم نکن
حالا ميخواي آبجو بخوري ؟
.. بچه لوس
نه
دو تا آبجو تو يخچاله
وقتي بيام بايد سر جاشون باشن
باشه
.. اجاره
خانم صاحبخونه اومد گفت چرا اجاره رو ندادين
امروز چندمه ؟
واي نه ... وقت اجاره گذشته
حتي اينو هم فراموش کردي ؟ داشتي چيکار ميکردي ؟
وقتي فهميدي که قراره بري خارج
همه چيزو غير از خريد کردن تو فروشگاههاي اونجا فراموش کردي؟
آره ،من ديوونه خريدن چيزهاي مارک دارم ،خوب شد؟
به مامان زنگ بزنم که يکم پول بفرسته به حسابم ؟
زنگ نزن . آخه از کجا پول بياره ؟
به خانم صاحبخونه بگو ،وقتي برگردم بهش ميدم
ون اين
چيه ؟
منظره شب اينجا عاليه
اينجا چه منظره قشنگي داره
باز داري شروع ميکني
اينقدر هتلهاي ژاپن خوبن ؟
براي همين بهت ميگم حسابي درس بخون
اينجوري ميتوني بري خارج و مثل من تو همچين هتلي بموني
شنيدم تمام اتاقهاي هتلها تو حمومشون وان دارن
خيلي خوبه که بتوني راحت تو آب پاهات رو دراز کني
قبل از اينکه برگردي حسابي خوش بگذرون !خداحافظ
اصلا بيرون ديده ميشه ؟
... ديده ميشه
اينو چيکار کنم ؟
صبح بخير
ديگه بيدار شدي ؟
ميتوني بري
چي ؟
زودباش برو
... هونگ ته سانگ
دوست پسر چويي سون يانگ ،هونگ ته سانگه پسر گروه هه شين
اوني که با چويي سون يانگ قبل از مرگش دعوا ميکرد
ممکنه هونگ ته سانگي باشه که هه شين رهاش کرده
... چه سر نوشتي
بريم يه نگاهي به پرورشگاه بندازيم
...ولي رئيس ... اگه من بودم
اگه من رو به خاطر هونگ ته سانگ رها ميکردن
و سون يانگي که خيلي دوستش داشتم رو هونگ ته سانگ با سنگدلي ول ميکرد
منم اون مرد رو از عصبانيت ميکشتم
ميدوني ... همون پسر گروه هه شين هونگ ته سانگ رو ميگم
شما ها اينجا چيکار ميکنين ؟
پرسيدم شماها اينجا چيکار ميکنين ؟
... تِن چان ... تِن چان
تِن چان
تو هموني هستي که دوست دختر منو گول زده ؟
اون که از من خوشحالتر به نظر مياد
آره ؟
اينجوري نيست
گفت که ميخواد قايق رو نشونم بده و منو آورد اينجا
فقط تو توي قلب مني . تو که ميدوني چقدر دوستت دارم
ميشنوي ؟چطور جرات ميکني دوست دختر منو بازي بدي ؟
تو اصلا بلد نيستي فيلم بازي کني
به هر حال خبري نيست پس برين
چي گفتي ؟
... اي بابا
کارت غير قانوني بود . ازت شکايت ميکنم
! تو خودت رو انداختي روي من
نه
!.. عوضي
بگيرش
کارت دعوت کو ؟
الو
يوکو
ريو سنسي ؟
"سنسي در ژاپن يعني استاد "
نتونستم پيداش کنم
چي ؟
تاريخ سمينار مشخص شده ؟
خيالم راحت شد
باشه امشب تو مهموني ميبينمت
ته سانگ ساما
لفظ احترام ،مورد استفاده براي اشخاص با مقام بالاتر
چيه ؟
کارت دعوت براي مهموني امشب که توي قايق
مهموني تو قايق؟
کي اينو فرستاده ؟
.. الان يه آقاي محترمي اومدن
مهماني براي سالگرد نمايشگاههاي کازما آتوشي
عصر بخير
عصر بخير
عصر بخير ...
خيلي ممنونم
بله . خانم شين گفتن بهتون سلام برسونم
شما ميدونين ريو سنسي کجا هستن ...؟
ريو سنسي ؟
گفت حوصله نداره براي همين نمياد
نميدونم چرا به فکر دوستهاش نيست
متاسفم
عيبي نداره
از اين فرصت استفاده ميکنم و بيشتر با مردم ژاپن آشنا ميشم
براي ديدن ريو سنسي اومده
ببخشيد
سلام
سلام
مهموني جالبي نيست
.. آره
کيف قشنگي داري
نتونستم بزارمش جايي
خب من يه نفرو خبر ميکنم که برات نگهش داره
نه لازم نيست
حالا چيکار کنم ؟ حالا چيکار کنم ؟
کره اي هستي ؟
تو هم کره اي هستي ؟
از ملاقات خوشوقت شدم
اينجا خيلي شلوغه
ميخواي بريم يه جاي آرومتر؟
ميخواي مهموني که تموم شد با قايق من بريم يه دور بزنيم ؟
قايق ؟
وقتي بريم اونجا ،فقط ما دو تا هستيم
درست نيست آدم با کسي که حتي اسمش رو نميدونه تنهايي همچين جايي بره
پس يعني اگه اسمم رو بهت بگم باهام مياي؟
مگه چون ازم خوشت اومد ،نيومدي باهام بيرون ؟
نه
فقط خوشحال شدم که يه کره اي ديدم
بدون اينکه لباس شب بپوشي
و يه کيف پاره دستت گرفتي و اومدي اينجا حتما به خاطر اينه که
ميخواستي با اومدن به اين مهموني به يه چيزي برسي ،درست ميگم ؟
تو چي گفتي ؟
شايد ،به خاطر يه مرد ؟
اُه
اُه
!چيکار کنيم ؟يه نفر افتاد تو آب
کسي اين بيرون نيست ؟
!آهاي !کسي اونجا نيست ؟
همونجا واينستا . برو نجاتش بده
! زودباش
ميخواي من چيکار کنم ؟
چيکار کنم ؟
! زودباش !يه نفر داره ميميره ! زودباش
! اگه کاري نکنيم ميميره ! زودباش
! به خاطر تو مُرد !به خاطر تو
! داره ميميره !زودباش
کي گفته که ميميره ؟
چه خبره ؟
! يه نفر افتاد تو آب
کسي نيست نجاتش بده ؟
آه ....
.. نجات پيدا کرد
... عاليه
شانس آورد
پليسها بعد از اينکه تو خيابون پيداش کردن آوردنش اينجا
No comments yet. Be the first to leave one.