Downton Abbey

Downton Abbey

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Downton Abbey S02E08 By Chandler Bing
A Commentary by Thorin
01.TVworld.ir

Tags

other
Published on: 2012-07-27
Downloads: 36
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.ميتونيم هديا رو تو اتاق نشيمن بزاريم

.مقابل پنجره .خيلي خوب، بانوي من

.فکر کنم که مجبوريم هديا رو نشون بديم

.جلوه ي بدي داره

.مزاحمتي که براتون ايجاد کرديم، خيلي ناراحت ام کرده .مسخره نشو

چطوري؟ فقط اي کاش ميشد از دست اين .عصاي لعنتي خلاص شم، ببخشيد

.نباش. اگه کسي حق داشته باشه فحش بده اون تويي

.اينقدر قلدر بازي درنيار

.به چيزهايي که اين چند ماهه کشيديم فکر کن و لبخند بزن .منم کاملا موافق ام

.ميخوام بدون کمک تو عروسي ام برم و بيام .امدن اره

.براي رفتن من رو داري که بهش تکيه کني

هنوز سه روز کامل داري تا تمرين کني پس .هيچوقت نگو هرگز

خداي من، الان وقتشه؟

.بايد برگردم .منم همراه تون ميام

.فقط داره خودشيري ميکنه مامان هر عروسي که جلوي مادر شوهرش

.خود شيريني نکنه احمقه

ميتونم مزاحمتون بشم؟

خانم "برايانت" نامه اي نوشته که من .انتظارش رو نداشتم

.نوشته که شوهرش ميخواد بچه رو ببينه .هردوتاشون ميخوان

چيزي نبود که اميدوار بودي بشه؟ .بله و نه

يادته دفعه ي قبل چطور بود؟ نميخوام

.دوباره "اتل" رو اميدوار کنم .اتل" مهم نيست"

.فرصت هاي اين بچه اس که بايد بهش فکر کني ،کاملا باهات موافق ام

.گرچه از مسير هاي مختلف به اين نتيجه رسيديم

چرا يه دفعه اي ميخواي امشب اعلام اش کني؟

.يه کار تو روزنامه پيدا کرده

.امروز شنيده، فرصت خيلي خوبيه

بذار بره به دوبلين تا تو بتوني تو ارامش .دوباره بهش فکر کني

مري" نميخواد قبل از اينکه مطمئن شي"

.تو تنگنا قرار بگيري .اما مطمئنم

چند دفعه بايد بهتون بگم؟ .انا" تو بهشون بگو"

.بانو "مري" حق دارن

.اينکه کل زندگي ات رو رها کني خيلي مسئله مهميه .ممنون

.به اون گوش کن اگه به من گوش نميکني .اما من کل زندگي ام رو رها نميکنم

.اگه اونا منو ول نکنند .تصميم با اوناست

.من کاملا خوشحال ميشم که با همه دوست باشم

و با يه راننده ازدواج کني؟ .بله

،در هر صورت، الان روزنامه نگارـه .که مامان بزرگ بيشتر ميپسنده

.ما ميخوايم امشب به بابا بگيم

ما؟ منظورت، "برنسون" و خودته؟

.بعد از شام مياد خونه

بابا چيکار ميکنه؟ .فکر کنم که به پليس زنگ بزنه

.داونتون" مسافرخونه نيست" ."نه، اقاي "کارسون

وقتي که خدمتکار بودي جوري خودت

.رو نشون دادي که هنوز يادمون نرفته

.موضوع اينکه، الان يه ذره دستم تنگه

وقتي که تو بازار سياه تجارت ميکني

.نميتونم بگم که باهات همدردي ميکنم

."فقط يه ذره بيشتر وقت ميخوام، اقاي "کارسون

از وقتي که اخرين بيمار رفته چقدر ميگذره، گروهبان؟

.داري از سخاوت ما سو استفاده ميکني .سعي ميکنم که مفيد واقع بشم

.فقط يه جارو پيدا کن که بري

بله؟

.من اينجا ام .خب ميتونم ببينم

.فکر خوبي نيست .نبايد مامان بزرگ ام رو نگران کنيم

.ازم خواستي بيام و منم امدم

يه نفر به من توضيح ميده که چي شده يا

يا بايد خودمون دست به کار بشيم؟

.مادر بزرگ ات به اندازه ي بقيه حق داره که بدونه

چرا اين حرف باعث نشد اروم بگيرم؟

اقاي "کارسون" چقدر ديگه ميخواد کشش بده؟ هيچ وقت ارزشش رو نداره

.که غذا رو تو اتاق خدمتکار ها درست کني

.امشب خيلي ساکتي

.يه نامه از اقاي "ميسون"، پدر "ويليام" داشتم

بله. چي ميخواد؟

،منو ببينه. خيلي هم خوبه، تو عروس ـه شي چرا نبايد ببينتت؟

.توضيح اش ساده نيست .خب، من فکر ميکنم هست اما نميخوام دوباره شروع کنم

منظورت چيه ميدونستي؟ .اميدوارم بودم که اتفاقي نيافته

نميخواستم وقتي هنوز فرصت راضي کردن سيبل" هست"

.خانواده رو از هم بپاشونم ،و تمام اين مدت که برام رانندگي ميکردي

و جلو خم و راست ميشدي در حال فريب دادن دخترم بودي؟

من جلوي کسي خم و راست نشدم و .سيبل" رو هم گول نزدم"

.يه ذره به دخترت اجازه بده خودش تصميم بگيره

چطور جرات ميکني اينجوري با من حرف بزني؟

!همين الان اينجا رو ترک ميکني .بابا! احمقانه است

!جنونِ جوانانه ي مضحکي ـه سيبل" چه برنامه اي داري؟"

....مامان، اين خيلي .نه، حتما يه برنامه اي داره

.وگرنه امشب نميگفت اينجا بياد

.ممنون مامان بزرگ .بله، ما برنامه داريم

.تام" تو روزنامه کار پيدا کرده"

.تا زمان عروسي منتظر ميمونم .نميخوام باعث حواس پرتيش بشم

.اما بعدش، ميرم دوبلين

تا باهاش زندگي کني؟ ازدواج نکرده؟

.تا وقتي که عروسي کنيم همراه مادرش ميمونم

.و بعد ازدواج ميکنيم

.و يه کار پرستاري پيدا ميکنم

مادرت درباره ي اين برنامه چه فکري ميکنه؟

اگه بايد بدونيد، فکر ميکنه که .خيلي احمق ايم

.پس حداقل در يه چيزي هم عقيده ايم

اجازه نميدم، هيچ وقت اجازه نميدم دخترم .زندگي اش رو از بين ببره

،ميتونيد هر چقدر خواستيد از اين حرف ها بزنيد بابا

.چيزي رو تغيير نميده چرا تغيير ميده. چه طوري؟

هيچ پولي نميخوام! ميتوني به سختي .تا وقتي که بميرم تو اتاق ام حبس ام کني

.شب بخير

.اما يه چيزي رو قول ميدم

.فردا صبح، هيچ چيزي تغيير نخواهد کرد

."تام"

.اينجا نمياد

.نميخوام که اينجا رو ببينه

.نميخوام دلش برام بسوزه سوال اينجاست که

اماده اي که بهشون اجازه بدي تو زندگي چارلي" نقشي داشته باشند؟"

.اره فکر کنم .خوبه

ازشون ميخوام که دوشنبه ساعت چهار در دوانتون" باشند"

.و اين بار مودبانه خواهد بود

.نبايد انتظار داشته باشي که براي هميشه مجاني اينجا بموني .انتظار هم نداشتم که با لگد بندازنم بيرون

.بايد کار پيدا کني

کار اسوني نيست. اين روزا هر "تام"، "ديک" و "هري" ـه .داره دنبال کار ميگرده

و هيچ کدومشون هم دستي شبيه ازمايش هاي .ژول ورن" ندارند"

.اقاي "برنسون". ميدونم که کاري که ديروز کرديد اسون نبود

.بايد خيلي وقت پيش با صداي بلند ميگفتيد با صداي بلند چي بگيم؟

چرا که نه؟

.بانو "سيبل" و من داريم عروسي ميکنيم

شرم نداري تو؟

.متاسفم که همچين احساسي داريد .شما مردي خوبي هستيد

.اما، نه، شرم ندارم

راستش، خيلي افتخار ميکنم که عاشق اون

زنِ جوون ام و تمام سعي ام رو ميکنم که .سزاوار عشق اش باشم

،خودم رو با بحث کردن درباره اين بي ابرو نميکنم .و نه هيچ کس ديگه اي

حالا، اگه لطف کنيد بريد اقاي "برنسون" تا .ما هم به زندگي مون برسيم

.يه ادرس هم بذاريد تا بدونيم وسايل تون رو کجا بفرستيم .مشکلي نيست

در "گرنتام ارمز" خواهم بود تا بانو "سيبل" اماده ي .عزيمت بشند

.روزي خوبي داشته باشيد

واقعا حقيقت داره؟ .خواهش ميکنم! لطفا سکوت کنيد

.و سکوتي که بهش احتياج دارم

اين ديگه چيه؟ .گرامافون. يکي از دختر عمه هام بهم داده

وقتي که کسي شکايت کرد

.بايد خودتون تقصير رو گردن بگيريد

همه رو تنهايي انجام دادي؟

.يه ذره فضا گذاشتم براي جواهرات

.ميدونم که "لاونيا" يه چيزي از بابا ميگيره

،و از طرف من. از اونجا که خيلي لاغره .يه گردنبد واقعي خوشحالش ميکنه

چه خبر از "سيبل"؟ .بابا الان پيششه

.ميترسم که اخرش به گريه ختم بشه

.شايد، اما اشک هاي "سيبل" نخواهد بود

،قبلا فکر ميکرد که نامزد "مري" يه "ليونس"ـه اما در مقايسه با اين

.رسما يه "هپسبرگ"ـه

.نگران نباش، نوبت تو هم ميشه

واقعا؟ يا اينکه فقط يه عمه ي شوهر نکرده ميشم؟

اين کاري نيست که عمه ها ميکنند؟ براي بستگانشون هديا رو اماده کنند؟

.اينقدر زود تسليم نشو عزيزم، خيلي عاميانه است

.بهتره برم و از پدرت حمايت کنم

تهديد هاتون پوچه، متوجه نيستيد؟

تو لندن بهم خوشامد نميگند؟ توي دادگاه بهم خوشامد نميگند؟

چطور بهتون بفهمونم که، اصلا اهميتي نميدم؟

.اميدوارم که حرف تون رو قطع کرده باشم

.اي کاش بوديد. اما به نظر ميرسه که به جايي نرسيديم کورا" چطوره؟"

.دراز کشيده

و مگه تقصير خودشه؟

حالا، "سيبل"، عزيزم، اين جور چيزها تو کتاب ها ،خيلي هم قشنگه اما تو واقعيت

.ميتونه خيلي ناراحت کننده بشه

...البته ميدونم که "برنسون" ويژگي هاي زيادي داره

.نه، نه، راننده ي خوبيه .من ولش نميکنم

.جلوي مادربزرگت گستاخي نکن .نه، گستاخ نيست، فقط اشتباه ميکنه

.اين پيشنهاد منه

براي اينکه فرار ام تاثير بدي نداشته باشه يک هفته ي ديگه ميمونم

.و فقط به خاطر اينکه نميخوام عروسي "متيو" خراب بشه

بعد تو دوبلين عروسي ميکنيم

.و هرکسي که خواست بياد ديدنمون قدمش رو چشم .اصلا جاي بحث کردن نداره

مري" و "ايدث" هم منع ميکنيد؟" .نه، نه

.چيزي نگو که بعدا بخواي عوضش کني

.اينو بدون. خبري از پول نيست

.از اينجا به بعد، زندگي ات خيلي سخت ميشه ...خب

.هر جور راحتيد

...فکر کردم که اين ممکنه کمکت کنه

اقاي "کارسون" چي شده؟ مطمئنم اگه يه دقيقه حرکت

.نکنم حالم سر جاش بياد

.حرکت نميکني. نه اين پايين

.همين الان بريد به تخت. براتون دکتر ميفرستم

نميتونم. امشب "کراولي" ها و .دوشيزه "سوور" اينجا مهمون اند

."و با توجه به مشکل بانو "سيبل .من خودم درستش ميکنم

.ببين، اقاي "موزلي" رو براي کمک بيار .نيازي نيست. جدي گفتم

.ديگه جنگ عذري براي پذيرايي نامرتب نيست ،خيلي خب

.ازش خواهش ميکنم، اما فقط به شرطي که بري بخوابي

بانوي من، با اين لباس گرمتون ميشه؟ .هنوز وقت داريد که عوض کنيد

.نه خوبم، ممنون

خب، بعدش چيکار کنيم؟ !خدا ميدونه

.اين ها نتيجه ي لوس کردنشه

.لباس جنون اميز، پرستاري

چه فکري ميکرديم؟ .عادلانه نيست

.پرستار خيلي خوبيه که خيلي سخت تلاش کرده

.اما در حين اش فراموش کرد که کي هست

واقعا "رابرت"؟ يا ما نديديم که واقعا چه جور دختري هست؟

،اگه ميخواي اون روي امريکايي ات رو نشون بدي .من ميرم پايين

اقاي کارسون" دوست داره که دو نوع شراب سفيد سرو کنه که

.بايد قبل از اينکه غذا بخورند براشون بريزيد

سبک ـه با اردو ها سرو ميشه و .سنگين تر با سوپ

همين کارهم براي ماهي ميکني بعد بايد .شراب قرمز رو که الان هم بهش احتياج داري بريزي

،اونا شراب پودينگ هاست و، بعد از اون هر چيزي که همراه

.قهوه شون تو اتاق نشيمن بخوان به اندازه ي کافي شراب اوردن بالا؟

.از هر کدوم زياد نميخورند

.بذار تنگ ها رو بهت نشون بدم ...اين چهارتا

.خب، مجبور نيستم که ديگه اون مرد هولناک رو ببينم

.نيازي نيست

...اتل" رو اينجا خواهند ديد اما" شما بايد پايين باشيد بانوي من؟

.کاملا حالم خوبه ممنون

.چرا "موزلي"؟ من ميتونستم کمک کنم

.اما هميشه خيلي رو اينکه خدمتکار نيستي تاکيد ميکني

.فقط دارم سعي ميکنم مفيد باشم

متاسفانه، مفيد بودن تو، چيزي نيست که .بهش عادت داشته باشيم

.شگفت انگيزه که ترس ميتونه چه بلاي سر روحيه انسان بياره

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left