The first 200 lines.
.....شاهين تقديم ميکند.....
سوپرمن : تمام نشدني
برگرديد
برگرديد
بخوابيد روي زمين
ممنونم،دوست نداشتم اين منظره رو از دست بدم
مثل اينکه پليس ها زياد ازت خوششون نميومد ، خانم لين
شغل خطرناکيه
مثل من و خودت
خيلي خب ايندفعه ديگه ميخوايد چيکار کنيد؟
تو زندان آب خنک بخوريد يا دنبال عمر با عزت باشيد
بهتره مراقب حرف زدنت باشي آبجي
با اين کارات زياد کمکي نميکني
بي احترامي نباشه،ولي اين فقط ميتونه تخته سنگ هاي گنده رو منفجر کنه
تا بخواد يه تهديدي واسه شهر محسوب بشه
آهان، پس نشنيدي؟ مدل شماره 7.2
سوپرمن سرش شلوغه،ما هم از فرصت استفاده ميکنيم
پس حتما ميدوني که اون خيلي سريع پرواز ميکنه،نه؟؟
شانسم رو امتحان ميکنم
چي شد؟؟
در ضمن اون يکي هم هست
اون يکي؟
دخترعموش راجع بهش نشنيدي؟
نه، نشنيدم
پس حتما بايد مقاله هام رو بخوني
تو دختر هاي زيادي رو نميشناسي، نه؟؟؟
سرکش، عصباني قدرت هاش رو هم نميتونه به خوبي کنترل کنه
تو بد دردسري افتادي
آخ
صبرکن ببينم
اون فقط براي ملاقات اومده
متروپليس سرزمين منه
حالتون خوبه خانم لين؟؟؟
الان خوبم ،سوپرمن
لباس قشنگيه
ممنون،اگه ميدونستم قراره امروز دزديده بشم پاشنه بلند نميپوشيدم
کمربند ايمني
کافيه
بزار بهت بفهمونم که اينجا چه خبره
کسي ديگه اي هم هوس کرده؟؟
کارا، سعي داشتي اونجا چي رو ثابت کني؟؟
داشتم جلوي آدم بد ها رو ميگرفتم
اين رواله کارمونه، نه؟؟
متوقفشون بکن، نه اينکه ازشون املت درست کني
به من درس نميخواد بدي (کال) من هنوز ازت بزرگترم
نه، درسته که کريپتون رو اونجوري ترک کردي ولي ديگه نيستي
کرمچاله ها من رو سريعتر به اينجا آوردند
اين منصفانه نيست
اينو ديگه به انشتين بگو
کي؟؟
اون يارو باهوشه که رو زمين زندگي ميکرد
درساتو بخون
چرا تو نميخوني؟؟
ببخشيد؟؟؟
تو کل زندگيت رو روي اين سياره بودي
با اين قدرت ها رشد کردي
تو حتي کريپتون رو هم يادت مياد؟
خانوادت؟؟ خانواده ي من؟
تا حدودي
خب، براي من همين چند ماه پيش بود
من هيچ قدرتي نداشتم هيچکسي نداشت
و وقتي اتفاقات بد افتاد ما بي دفاع بوديم
کارا، تا موقعي که بهم نگي هيچوقت درک نميکنم
از اون آدم هاي معمولي که اون پايين هستند بپرس
وقتي آدمهايي مثل اونها ميترسوندنشون
من الان قدرت دارم
و ميخوام هم که ازشون استفاده کنم
اينجا مرکز مراقبت و نظارت فضايي آمريکا ست
يک شي ناشناس در حال حرکت به سمت جنوب غربي کشوره.
ما ارتباطمون رو با ماهواره رابط در فضا از دست داديم
مرکز ميتونيد يک نگاهي بندازيد؟
...نوجوون ها
موضوعه يادگيريه
اون بچه ي خوبيه خودش ميفهمه
خب، بهانه ي تو چيه؟
منظور؟
داوطلب شدي که گروگان اونا بشي
خب، من نميشدم يکي ديگه ميشد
تو بايد دست از اين کار هات برداري
نه، کاري که بايد بکنم اينه که سوژه رو براي خبر گير بيارم
بقيه ي گذارشگر ها قشنگ بدون اين که به من نيازي باشه کارشون رو انجام ميدن
بقيه يه گزارشگرها جايگاه من رو ندارند
به سوژه ها يا به من؟
هردو
سوپرمن بودن خيلي سخته،نه؟
قويترين مرد تو دنيا هستي و هنوز نميتوني يه زن رو کنترل کني
کنت
تو که کنت نيستي
داشتم يه يادداشت ميزارشتم
فکر ميکني اشکالي داشته باشه از دي وي دي پليرش استفاده کنم؟ مال من
شکوندمش
تو و اون که باهم نيستيد، هستيد؟
چرا اينو ميپرسي؟
آره، فکرش رو نميکردم
يه چيزي راجع بهش فکر من رو مشغول کرده
اونجوري که اون انقدر راجع به زندگي شخصيش به کسي چيزي نميگه
واقعا؟
ازش بپرسي که دوست دختر داره
هيچوقت سر راست جوابتو نميده
...اينکه اون اصلا اهل ورزش نيست
ولي هيکلش هميشه رو فرمه
آهان
همينجوري گفتم
خب، داستان تو چيه؟
من؟
خبر دارم که با هم نميپريد
آه، فکر کردم که تو داري راجه به اين که ...کلارک چطور
من؟
هي،گوش کن عزيزم
هروقت که خواستي بدوني که من چطور انقدر ...خبردار و خوشتيپ
...فقط بهم
آه، ببخشيد ميخواستم همين روزا بدم درستش کنن
لويس، پري باهامون کار داره
ضربان قلب، تنفس نامنظم،حرارت بالاي بدن
چي شده، ازدستم ناراحتي؟
يه جوري شدي
برام مهم نيست اون راجع به من چي فکر ميکنه
خودم ميدونم
تعجب ميکنم چرا خودت نميدوني که
که اين روش خيلي موثره
خب ، که چي؟
تو نميخواي کسي بدونه که من و تو با هميم
ولي درحين حال نميزاري هيچ مرد ديگه اي با من صحبت کنه
انگار دارم با محافظ شخصيم ميرم بيرون
اون؟؟
لامبارد، خوشت مياد با اون بپري؟
نه، منظورم اين نبود
منظورم اينه که بايد انقدر سخت نگيري
فکر کردم خوشت اومد که از شرش خلاصت کردم
دقيقا مثل موقع هايي ميمونه که ريسک هاي خطرناکي رو انجام ميدي
...موقعي بيا نجاتم بده که دارم از هواپيما
سقوط ميکنم
نه وقتي که دارم با کارمند چشم چرون اداره رو برو ميشم
انگار تمام فکر و ذکرت شده محافظت از لويس بيچاره
مگه چه اشکالي داره؟
من به محافظت احتياجي ندارم
حواستون باشه بچه ها
يه چيزي داره به سمت آريزونا سقوط ميکنه
گزارش ها حاکي از يک شي ناشناس هست
که در حال حاضر در حين اصابت به حوه ي شهري فونيکس مي باشد
بايد برم
برو
بعدا صحبت ميکنيم برو
آه
حسش کردم
دستگاه مخابره
آخ،آخ تلفن به خونه نداريم
باورم نميشه اينا رو ميخورديد
باور کن عزيزم در کانزاس، بيکون از عمده ترين غذا هاست
شايد برات صبح يه چندتا سرخ کردم
خوبه
بيا بريم، حشره ها اومدن
ميشه اين ها رو بردارم؟
هيچکسي اين اطراف نيست
حتما
ميدونم کال خوبي من رو ميخواد، ولي اينچيز ها خودم نيستم
...يه احساسي بهم ميگه که تو براي داشتن يه هويت مخفي
زياد اينجا نميموني...
اميدوارم به نظر آدم نمک نشناسي نباشم
اوه عزيزم،البته که نه
تو که کلارک رو ميشناسي
اون هميشه خير مردم رو ميخواد
گمون کنم اون فکر ميکنه تاريخ دوباره تکرار ميشه
ولي ما هم متفاوتيم
من و پاپا هرگز نميتونيم جاي والدينت رو بگيريم
به عنوان مثال، ما خيلي پير شديم
و تو هم همينطور
فقط بدون که تو هم براي ما خاص هستي
و هميشه اينجا پيش ما خونه اي داري که بتوني بهش تکيه کني
ممنون
درسته که بعضي مواقع اينجا خيلي سوت و کوره
ولي بعضي موقع ها آدم به همينش هم نياز داره
واسه ي اون که خوبه
گزارشگر و به يک روبات تبديل شد و به مرد فولادين حمله کرد
گمان ميره که اين شي از سفينه اي کنده شده
...خداي من، تو داري
کارا
چقدر ميتوني براي جزئيات روش زوم کني؟
خب، اينجارو داشته باش
دنبال چي ميگرده؟
هي، بيا نترس
فکر کنم ترسونديش رفت
برميگرده
هميشه برميگردن
کال
کال کجايي؟
اينجام
کارا اين فقط يه روباته
ميدونم، بيشتر هم هست؟
فکر نميکنم
هي، حالت خوبه؟
اون بچه ي نق نقويي که چندساعت پيش باهاش بحث ميکردم چي شد؟
کارا،هرچي که هست،غيرفعاله
هيچ خطري نداره
اشتباه ميکني
قبلا از اين ها ديده بودي؟
زياد
در کريپتون؟
تو کاندور، شهر پايتخت
روزي که ناپديد شد
No comments yet. Be the first to leave one.