The Handmaid's Tale

The Handmaid's Tale

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Handmaids Tale S01E02 WEBRip x264 MOROSE
A Commentary by masih_mzsh

Tags

webrip
web
x264
BRip
x265
HEVC
Published on: 2019-04-07
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫بدوین، بدوین، بدوین! بدوین، بدوین!

‫آنچه در «قصۀ ندیمه» گذشت...

‫- گرفتیمش! ‫- نه!

‫مامان!

‫این جدیده‌ست.

‫من فرمانده واترفوردم.

‫خداوند مرا حقیقتاً سزاوار سازد.

‫اون شوهرمه.

‫فکر و خیالی به سرت نزنه.

‫باروری، موهبتیه مستقیماً از سوی خدا.

‫شما دخترها به رهبران مؤمنین...

‫و همسران نازاشون خدمت می‌کنین.

‫شما برای اونها بچه می‌زایین.

‫خوش اومدین به دیوونه‌خونۀ بکن‌بکن.

‫فروتنان سعادتمندن، عزیزم.

‫باهاش چی کار کردن؟

‫«پس اگر چشم راستت، تو را گمراه کند، قلعش کن.»

‫اون رانندۀ فرمانده‌ست.

‫شاید منو می‌پاد.

‫یه چشم توی خونه‌ت هست.

‫مواظب باش.

‫اسم من جونه.

‫قصد دارم نجات پیدا کنم.

‫قصۀ ندیمه - قسمت ۲، روز تولد

‫آبی.

‫گذاشتم تسخیرم کنه.

‫ماه آبی. ‫(اصطلاح. دومین قرص کامل قمر زمین در یک ماه سال)

‫راپسودی در بلو. ‫(نام قطعه موسیقی معروفی از جورج گرشوین)

‫گیرافتاده تو غم. ‫(نام ترانه‌ای از باب دیلن)

‫بلو اویستر کالت. ‫(گروه راک آمریکایی)

‫دوشنبۀ غمناک. ‫(سومین دوشنبۀ ژانویه، اولین ماه سال)

‫ماشینمون این رنگی بود.

‫از کریگزلیست خریدیمش. ‫(وبسایت طبقه‌بندی تبلیغات برای خرید، استخدام، اجاره و...)

‫بوی شیرۀ افرا می‌داد.

‫لوک گفت به خاطر نشتی توی رادیاتور بود،

‫احتمالاً برای بچه‌ها ضرر داشت.

‫بعد از این که درستش کردیم، ‫دلم برای اون بو تنگ شد.

‫هانا هم همینطور.

‫گفتش که بوی شنبه‌ها می‌داد.

‫کاشکی زودتر گهشو بخوره.

‫سلام.

‫برکت به میوۀ دل.

‫خداوند به بار نشاند.

‫بهتره بریم. بارون می‌باره‌ها.

‫می‌خوای از راه طولانی‌تر بریم؟

‫زیر بارون گیر میفتین.

‫از بارون خوشم میاد.

‫باشه. به هر حال.

‫ما میریم خونه.

‫- زیر نظر او. ‫- زیر نظر او.

‫(یکی از اعدام‌شدگان، به گونه‌ای با دین یهودیت مرتبط است)

‫به نظرت اینجا امنه که صحبت کنیم؟

‫اگه حواسمون جمع باشه.

‫اهل اینجایی؟

‫بروکلین. تو چی؟

‫میزولا، ایالت مونتانا، ‫اگه باورت بشه.

‫به خاطر تدریس اینجا اومدم.

‫توی شهر کار می‌کنی؟ یعنی می‌کردی؟

‫دستیار ویراستار کتاب بودم.

‫بعد از این که دخترم، هانا به دنیا اومد...

‫کارِ پاره‌وقت بود اما... ‫بعضی‌وقت‌ها فقط کاغذبازی بود.

‫ولی ما روی رمان و کتاب‌های دانشگاهی کار کردیم.

‫یه بار روی نه جلد دربارۀ تاریخ قوش‌بازی کار کردیم. ‫(پروش پرندگان شکاری)

‫اوه، ای وای.

‫حقیقتش، الان این کار به نظرم سرگرم‌کننده اومد.

‫آره، یه جورایی به نظر خیلی جالب میاد.

‫توی دانشگاه کار می‌کردم.

‫مدرس رشته زیست‌شناسی یاخته‌ای.

‫عجب.

‫فکر می‌کردم تمام استادهای دانشگاه‌ها ‫به مستعمرات فرستاده شدن یا...‫

‫دو تا تخمدان سالم دارم.

‫پس، یه جورایی کافی بودن تا ‫از گذشتۀ معصیت‌آمیزم چشم پوشیده بشه.

‫خوش به حالم!

‫کلیسای سنت پال. ‫(سنت پال: پولس مقدس. در میدان هارواردِ شهر کمبریج، ایالت ماساچوست واقع شده)

‫کلیسای محلۀ بابام بود.

‫دخترم اونجا غسل تعمید شده بود.

‫کلیسای سنت پاتریک توی نیویورک رو هم خراب کردن.

‫منفجرش کردن و تک‌تک سنگ‌ها رو ‫توی رودخونه هادسون ریختن.

‫زدن کلاً نابودش کردن.

‫و تو اینو از کجا می‌دونی؟

‫از کجا می‌دونی که یه چشم توی خونه‌مه؟

‫خوبه...

‫که خیالمون راحت بشه تو نبودی.

‫ یه کسی بود.

‫می‌دونم.

‫راهی برای کمک کردن بهشون هست.

‫می‌تونی به ما ملحق بشی.

‫منظورت چیه به «ما»؟

‫یه شبکه وجود داره.

‫نمی‌دونم. من از اونجور آدم‌ها نیستم.

‫هیچکی نیست تا این که مجبورن بشن.

‫واترفورد آدم مهمیه. ‫خیلی مقامش بالاست.

‫باید سر در بیاری و بهمون اطلاع بدی.

‫- از چی سر در بیارم؟ ‫- از هر چی.

‫- یه کلمه هم نگی. ‫- البته که نمیگم.

‫«ما»یی وجود داره؟

‫به نظر ساختگی میاد، مثل رازهای کلاس پنجم. ‫(نام داستان کوتاهی از جنت آدل بلاس نیز هست)

‫مردمی با گذشته‌های مرموز و روابط مشکوک.

‫به نظر نمیاد که این بتونه شکل حقیقی دنیا باشه.

‫این خماری‌ایه از یه واقعیت منسوخ.

‫حالا، محافظینِ مؤمنین...

‫و سربازان آمریکایی، هنوز سوار تانک‌ها ‫توی بقایای شیکاگو می‌جنگن.

‫حالا، انکورج پایتختِ... ‫(شهری در جنوب ایالت آلاسکا)

‫اونچه از ایالات متحده باقی مونده‌ست...

‫و پرچمی که بر فراز اون شهر در اهتزازه...

‫فقط دو تا ستاره داره. ‫(پرچم اصلی پنجاه ستاره دارد که معرف پنجاه ایالتند)

‫حالا، سیاهی و اسرار، همه جا هستند.

‫حالا، باید «ما»یی وجود داشته باشه.

‫چون، حالا، «اونها»یی وجود داره.

‫زیر بارون گیر افتادی؟

‫بله.

‫یه مدتی نبودی.

بعضی وقت‌ها از راه کنار رود ‫تا خونه میایم.

‫باید حواست جمع باشه.

‫نزدیک رود؟

‫همراه اون. آف‌گلن.

‫اون همکار منه. با هم خرید می‌کنیم.

‫زیاد باهاش گرم نگیر. خطرناکه.

‫می‌خواد ببینتت.

‫کی؟

‫فرمانده.

‫امشب، توی دفترش.

‫چرا؟

‫ساعت ۹. دیر نکن.

‫برای ما ممنوعه که با فرمانده‌ها تنها باشیم.

‫ما معشوقه نیستیم. ‫رحم‌های دوپاییم.

‫شاید درباره آف‌گلن خبر داره.

‫به پایان کار خودم دعوت شدم؟

‫نه.

‫چون این یه دعوت نیست.

‫نمی‌تونم مراتب تأسفم رو بفرستم.

‫آف‌فرد!

‫ماشینِ تولده.

‫عجله کن. ‫تموم روزو منتظر نمی‌مونن.

‫می‌تونم.

‫ممنون.

‫به امید خبرهای خوش دعا می‌کنم.

‫همه چی خوب میشه.

‫آره. همه چی خوب از آب در میاد.

‫خارق‌العاده‌ست، مگه نه؟ ‫خارق‌العاده؟

کیه؟

‫آف‌وارن.

‫خدا را شکر.

‫جنین یه‌چشمِ دیوونۀ زنجیری.

‫اون دیگه چی می‌زاد؟

‫یه نانوزاد با یه کلۀ فندقی...

‫یا پوزه‌ای مثل سگ‌ها...

‫یا بدون قلب؟

‫احتمالات برای تولد یه بچۀ سالم، یک در پنجه.

‫اگه اصلاً بتونی بچه‌دار هم بشی.

‫تو خوبی؟

‫- لعنت بهش! ‫- چیزی نیست.

‫تقریباً رسیدیم.

‫خیلی خب، رسیدیم.

‫چیزی نیست.

‫سلام. آره. میشه کمکمون کنین؟

‫قهوۀ واقعی هستش، بوش رو حس می‌کنی؟

‫ما زحمت‌ها رو می‌کشیم و بعدش اونها تا خرخره می‌خورن.

‫چیزی نیست.

‫- نفس بکش، نفس بکش. ‫- همین‌جوری.

‫نفس بکش.

‫داری خیلی عالی پیش میری.

‫- واقعاً عالی. ‫- ممنون.

‫درد می‌کنه.

‫- چه روز ویژه‌ای. ‫- چه روز خجسته‌ای.

‫نفس بکش.

‫نفس بکش.

‫- ما درست همین کنارتیم. ‫- نفس بکش.

‫نفس بکش.

‫نفس بکش.

‫نفس بکش.

‫- تا اینجا خیلی خوب کار کرده. ‫- خیلی خوب.

‫بیاین چشم‌هامون رو ببندیم.

‫این قهوه، خیلی خوش‌طعمه.

‫آره، آره، چیزی نیست.

‫نفس بکش.

‫نفس بکش.

‫نگه کن، نگه کن، نگه کن.

‫و از اول، دخترها.

‫یه بویی هست که از اون اتاق میاد.

‫ یه چیز بدوی.

‫بوی لونۀ حیوون‌هاست.

‫- نگه کن، نگه کن، نگه کن. ‫- بوی غارهای مسکونی.

‫بوی پتوهای چهارخونه‌ای روی تخت.

‫جایی که گربه یه بار زایید، ‫قبل از این که عقیمش کنن.

‫نفس بکش، نفس بکش.

‫بوی پیدایشه. ‫(اشاره به عنوانِ نخستین بخش انجیل عتیق)

‫نگه کن، نگه کن، نگه کن.

‫بیرون بده، بیرون بده، بیرون بده.

‫نفس بکش، نفس بکش، نفس بکش.

‫و نگه کن، نگه کن، نگه کن.

‫بیرون بده،

‫بیرون بده،

‫بیرون بده.

‫- نفس بکش، نفس بکش، نفس بکش. ‫- هی.

‫و نگه کن...

‫داری عالی پیش میری.

‫نگه کن.

‫بیرون بده، بیرون بده، بیرون بده.

‫چقدر بوی خوبی میدی.

More Farsi Persian subtitles for The Handmaid's Tale

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left