The first 200 lines.
"فست لیدی"
!برو گمشو
!لاشخور پیر احمق
.اوه
آقای "ترون"؟
!وایس
."گرت"
!منشی افتخاریمون مُرد
.وای چقدر خون رفته
!خون؟
کجا؟
!اوه
.بگین دکتر بفرستن
.یه آمبولانس خبر کنید
،آخی، آقای "ترون" بیچاره بدجور آسیب دیدی؟
."نسبتاً بد خانم "تیمپکن .اما خودم یه کاریش میکنم
.آخی
.یه چند لحظه دیگه میام "جکی" عزیزم
دوست داری که خوب به نظر برسم، مگه نه؟
.عجب مرد سکسی جذابی
آقای "فاکس"، امشبم مث همیشه دیر وقت میای؟
.خانم "اس" نمیخواد اینقدر تعجب کنی
.دارم به یه عیاشی توی "گلدن گرین" میرم
.پس منتظر نمون
.الانم نمیخواستم که منتظرت بمونم
.یادت نره که در رو قفل کنی
و ممنون میشم اگه مث دیشب
.سر و صدا راه نندازی
.باشه، امشب نمیارمش تو خونه
.همون بیرون قال قضیه رو میکنم
آقای "فاکس"، هنوز اجارهی هفتهی قبل .رو ازت دریافت نکردم
آره، اوضاع معاملهی ماشینها تو این مدت
.یکم تخمی شده
."اما نگران نباش خانم "اس
.یالا بیا یه ماچ کوچولو بده
."یالا "فردی
!خواهرمه
چرا نمیری تو مسابقات شرکت کنی؟
من از روندن تو جادههایی که مال .شما ماشین سواراست، امتناع میکنم
.چرا یه ماشین مناسب نمیخری
.واسه خودت دوست دختر جور کن
!این برای فروشه
،شاید یه کم زود با مردا جوش بخوره
.اما کلاً چیز مدرنیه
.چیز خوبیه
.تخفیف دهندهی خوبیه
.عجب پیشنهادی
:نکتههای دیگه فروشش اینه ،صندوق عقب جادار
،پوشش چرمی شل، کلاچ اتوماتیک
فضای مناسب و باز .برای کار با زانواها
!مرتیکهی کثیف
.آخی، بیچاره
.پات رو داغون کردی
.آخ، آره
اون دیگه کی بود؟
.اون هم مث من اینجا مستاجره
.برای شورای شهر کار میکنه
دوست داری یه رانندگی باکلاس رو باش امتحان کنی؟
.نه ممنون
.خودش میتونه اینجوری کنه
.اوه
"میدونی، "جکی
تو یکی از دوست داشتنیترین دخترایی هستی که .تا حالا تو عمرم ملاقتش کردم
... نمیدونم چرا
.اما من همیشه عاشق مو قرمزا بودم
منظورت اینه اون ماشینه، حتی حاضر نشد وایسه؟
.نوایساد
حتی زمانی که به جاده چلقیده شدم هم
.اهمیتی نداد
.آخی، بیچاره
.در هر حال، این که خون نمیاد
چی؟
.ایناهاش
.باید یه کم "یدید" روش بذارم
،امیدوارم نذاری اون مَرده .از این ماجرا قسر در بره
.معلومه که نمیذارم
.شماره پلاکشو ردیابی میکنم
.الکی که توی شورای شهر کار نمیکنم
و بعدش ازش میخوای که واست یه دوچرخهی جدید بخره؟
آره، که یه صندوق پلاستیکی تفریحی نو هم .پشتش باشه
!"بولمر"
الان چی میخواد؟
.نذار دوباره این اتفاق بیفته
."فرنکلیف"
."فرنکلیف"
این خونهی لعنتی کجاست؟
توی دوچرخه رون لعنتی بلد نیستی با دستت علامت نشون بدی؟
.گمشو برو رانندگی یاد بگیر
.وای نه
."بولمر"
."درستش کن "بولمر
این مال تو بود؟
.آره
.ببین چه چالهای توی چمنزارم درست کردی
.تو ببین با دوچرخم چی کار کردی
و اگه اشتباه نکنم، این دومین باریه که
.چرخامو له و لورده میکنی
.تا حالا تو عمرم یه بارم ندیدمت
!نه بابا
اسم این خونه "فرنکلیف"ـه؟
.آره
فامیلت "چینگفورد"ـه؟
."فرمانده "چینگفورد
.درسته
...و درسته که
"تو مالک ماشین "دویست دی.وای.صفر ... هستی؟
این سوالا برای چیه؟
من همون دوچرخه سواری هستم که
عصر یکشنبهی گذشته میخواستی به .قتل برسونیش
.نمیدونم در مورد چی داری زر میزنی
اما از اونجایی که موقع رانندگی فقط
،پشت دوچرخه سوارا رو میتونم ببینم
سخته که ازم انتظار داشته باشی بتونم .قیافشون رو تشخیص بدم
.من 22تا شاهد دارم
،اگر خودت نخوای حساب کنی
احضاریهای برات میسازم که بگه
از مادههای 1930 و 1934 قوانین .راهنمایی و رانندگی تخطی کردی
.این صورتحسابه - ...نمیخواد واسه من -
.در مورد قانون رانندگی صحبت کنی
.من کل ماجرا رو یادم میاد
.تو به عمد راه منو سد کرده بودی
این چیزی نیست که 22تا شاهد من .دیدن
نمیدونم چقدر دوستای دوچرخه سوارت تلاش میکنن
.که منو متهم کنند تا بهتون دیه بدم
.این اخاذیه
.باید با وکیلام صحبت کنم
.بیا دنبالم
.آفرین به تو
پدر پیرم واسه همهی آدمای این اطراف .رییس بازی در میاره
.اما من حس خوبی به اون وکیلها ندارم
.نگران نباش
.مجبورش میکنن که پول بده
.کارشون همینه
.من "کلر چینگفورد"م
.بریم یه چیزی بزنیم
خب، توی همچین روز گرمی
."نمیتونم نه بگم، خانم "چینگفورد
.من "ترون" هستم
."مرداک ترون"
اسکاتلندی هستی؟
.آره، اسکاتلندیام
دامنم میپوشی؟
.در واقع، بله میپوشم
و تا حالا پوشیدیم؟
،خب نه زیاد اینجا میون انگلیسیها
انتظار اینه که حتما باید یه موقعیت ویژه .پیش بیاد تا دامنمون رو بپوشیم
راستشو بگو، زیر دامنتونم لباس زیر تن میکنید؟
.من که حتماً
.بیا
."نذارش رو جایزهی من "سم مک کریدی
.احمق نادون
.نه، البته که با تو صحبت نمیکردم
.اینقدر احمق نباش
.از خودت پذیرایی کن
.ممنون
.ممنون
.خب داره میاد
،"پایین خیابون "ساکیهال
!یا هر چیزی دیگه که توی این موقعیتا میگی
یا خدا، این یه تیکهی مضخرف از تموم آب میوهها بود. مگه نه؟
.خب نمیشه بهش گفت تیکهی میوه
،مخلوط ودکا و لیکور پرتقاله
.که معمولاً یه لیوان کوچیکتر رو میطلبه
...اما از اونجایی که تو اسکاتلندی هستی
...خانم چینگفورد یه "ویلی واوت" خوب و عالی
.هیچ وقت به یه اسکاتلندی آسیب نمیرسونه
ویلی" چی؟"
."ویلی واوت"
بیا دستم را بگیر ای اطمینان بخش و" "...دستهایت را به من بسپار
".و ما یک "ویلی واوت" گوارا خواهیم نوشید"
".به سلامتی زمانهایی که سپری شدند"
ما هر دو به دامنهی کوه میدویم" ".تا گل مرواریدی بچینیم
و پرسه میزنیم تا پاهایمان نای راه رفتن" ".نداشته باشند، برای زمانهایی که سپری شدند
،"خانم چینگفورد" میشه لیوانتون رو پر کنم؟
چون حوصلهی دردسر ندارم و حسابتم بیشتر چهار پوند و
،هفده تا شیلنگ نمیشه .این پنج پوند رو بگیر
و لطفاً شعر گفتن از "برن" رو .واسه دخترم، بس کن
پس چرخ جلوییم که
که امروز عصر داغونش کردی چی؟
،از اونجایی که واسه این 22 تا شاهد نداری
نمیتونی ازم اخاذی کنی که .پول اینم حساب کنم
.الانم از ملک شخصیم برو بیرون
،مرداک" نمیتونه الان بره"
.هنوز "ویلی واوت"ـش رو تموم نکرده
فکر میکنی این بهتر باشه؟
.بزن
.معلومه که خوبه - .بزن بالا -
.نگران نباش
،"پایین خیابون "ساکیهال
و برای پیمانهی مشروبی که تو حساب" "خواهی کرد
"،و قطعاً هم مال من خواهد شد"
و از آنجا که ما پیمانهی مهربانی را" ".سر خواهیم کشید
".برای زمانهایی که سپری شدند"
."خداحافظ خانم "چینگفورد
آشنایی با شما، اتفاقی نادر و .باعث خوشحالیم بود
!وای
!مرتیکهی چلاغ
الان متوجه شدی که این یارو .چجوریه
مرداک"، حالت خوبه؟"
."کاملاً خوبم، ممنون خانم "چینگفورد
No comments yet. Be the first to leave one.