The first 200 lines.
خیلی، خیلی سال پیش…
با سختیِ سنگ چخماق، با نفس کشیدنِ پلاسمای آغشته...
یک قلب انسان به دنیا آمد.
و به راه افتاد.
پیش برو، ادامه بده.
افسارش از گوشت خالص ژرمنی بود.
پیش برو، ادامه بده.
از سولفاتها خفه شده بود.
پیش برو، ادامه بده.
پلاکتها اکسیژن کم داشتند.
ما، پلاکتها، اکسیژن میخواهیم و میخواهیم گردش زمان رو کُند کنیم!
ای بابا، این دفعه کدومشون یادش رفت تلویزیون رو خاموش کنه؟
کی پول همهی اینا رو میده؟
همیشه کی باید واسه روشن موندن این چیزا تا نصفه شب غر بشنوه؟
آقای مدیر، شما اینجا چیکار میکنید؟
دارم انضباط کاری کارمندها رو بررسی میکنم.
مگه همه اینجا توافق نکردن که بیشتر تلاش کنن؟
خب، چی میخوای بهم بگی؟
خب، چی بگم؟
دیشب درد داشتم و الان خواب موندم.
من پورن نگاه نمیکنم، بر خلاف بعضیا. - واقعاً!
منو چه جور آدمی فرض کردی؟
میگن تو یه دخترباز حسابی هستی.
من؟ کی میگه؟ - یکی که زندهست...
خانم ماشالکووا، خوب فکر کنید، کی بهتون گفت؟
بیاین دیگه، مهمه.
یه آدم مهم؟ - شایعه پخش شده، آب از آب تکون خورده.
یه آدم مهم...؟
یه آدم مهم...؟
میتونه یه آدم مهم باشه؟
یه آدم مهم یا...
یه آدم مهم؟
این میتونه کلی معنی بده.
خانم ماشالکووا،
میدونید، واسه همچین تهمتی…
شما ممکنه... زندانی بشید!
منظورتون الانه؟
باشه، قبول، الان نه.
ولی تو گذشته... آره.
عه! هنوز اینجایید خانم ماشالکووا؟
دارم میرم.
امروز زود بیدار شدی.
یه جورایی رنگ پریدهای. انگار بعد یه شب بیخوابی.
پاشو!
میگم، پاشو!
هی استاد! بجنب!
لعنتی، خودمو کثیف کردم.
حالا، بیا دیگه!
یه دعوتنامه برای جشن فارغالتحصیلی. - کجا بود؟
میریم؟ - نمیدونم، تو که درس نخوندی...
قول دادی منو تا سر کار برسونی.
الان وقت ندارم. باید اصلاح کنم...
خب بیا دیگه، دختر.
اگه با زبون خوش نمیشه، باید با زور بشه.
حالا…
بیا.
پاهاتو بردار.
خب، میریم مهمونی؟
مطمئن نیستم. همونطور که گفتم، تو درس نخوندی.
قول دادن بده.
ای بابا، این که دقیقاً مثل ازدواجه...
یه چیز دیگه که بهم قول دادی.
باشه، دختر.
من که دیگه مهمونی نمیرم.
قسم بخور...
به عشقمون.
به عشقمون قسم میخورم...
این فقط برای تو میزنه.
و برای بچهمون نه؟ - برای بچهمون؟
منظورت چیه؟
هیچی.
پس هیچی؟
منو نمیرسونی.
پس خداحافظ.
اه.
آدم همیشه باید نگران یه چیزی باشه.
عصرتون بخیر آقای ددک.
بالاخره کی یاد میگیری سر وقت بیای سر کار؟
ببخشید، منم تعجب میکنم.
اوه، تعجب میکنی؟
یه صحبتی با هم خواهیم داشت.
ورود ممنوع، برای کارگردان کار میکنیم.
سلام. - سلام.
برات کار آوردم.
اون گوسفندای تلف شده؟ - آره. و هلاواچک هم زود میخوادش.
قهوه میخوای؟ - آره.
چیکار میکنی؟
دارم به روش ماکروبیوتیک برش میزنم.
اوه...
و آب معدنی، اگه خنک باشه. - من اینجا فقط آب گازدار دارم.
حداقل یه چیزی. آب که در هر صورت افتضاحه.
ولی حواست باشه، حباب هم ناسالمه.
خب که چی؟ از نظر علمی که ثابت شده همهمون میمیریم.
یه نگاهی بهت میندازم...
تو رو یه نگاهی میندازم.
این منو یاد چی میندازه؟ شاید این؟
بفرمایید نوشیدنیتون. یه نفر رو فرستادم دنبال آب معدنی.
خب، همه چیز یه جورایی دست و پا چلفتی آماده شده،
ولی بازم انگار "VPN"ه. - اوه آره.
اون جدیده روش کار کرده. هنوز وارد نیست.
راستی...
امروز باید زودتر برم.
نمیتونی، دخترا رو باید کنترل کرد.
لعنتی.
آب معدنیها رو آوردم. کجا بذارمشون؟
اون تو... اسمش چیه؟
بذارش... نمیدونم... یه جایی اون تو...
اسمش چیه؟ خب، بذارش یه جایی...
میتونی بری، من اینجا رو یه جوری ردیف میکنم.
جیرینا.
میخوام بنوشم! - اینو بخور. - این نه.
دو تا بچرووکا دیگه، لطفاً.
میخوام برقصم.
یالا.
اجازه هست با شما برقصم؟ - آره.
عالیه، مگه نه؟
دانکه. - بیته.
زی اِشپخشن دویچ؟ - کلار. یا، زیخر.
ویر کِنِن فاست آلِ دویچ اِشپخشن.
یا. - یا، گوت.
اِشتورم اوند درانگ، نیشت وار؟
دیختونگ اوند وارهایت، ماین لیبه.
دیختونگ اوند وارهایت.
وایسا، کجا میری؟
پپه الان ما رو کجا دعوت میکنه؟ - من پول ندارم، خانمها.
واس ماخست دو دِن هیر، منش؟
ایش هاب دیش نوخ زو لانگه نیشت گِزِئِن. - نا یا، زِر لانگه.
داس ایست ماین فروند پوپی.
ببین، اونجا چند تا خارجی هستن. - از غرب.
از کجای دیگه، مسخره؟
شونِس منش، نیشت وار؟
اِنتشولدینگ.
حواست باشه، جیرینا دنبالته. - ای بابا، بهتره در بریم.
دو بیست آین زِر لوستیگر کِرل.
آلمانی حرف بزن، من اینجا سه تا دختر دارم. - عالیه.
خب، دخترا بیاید. من...
هرتزلیش ویلکومن! - آقای ددک رو بهتون معرفی میکنم.
هورست بوخولز. - این ماروشکا ست.
کاترینا. - گوتن آبند. هورست بوخولز، ماین نامِه.
آلمانیها کجان، دخترا؟
آبر داس ایست زو شونِس اوبرراشونگ!
آلسو کان ایش آلِ آینلادن تسو ماینن تیش؟
آلسو گِئِن ویر.
پوپی!
پوپی، وایسا.
هویتِه آبند ایست زو شونِس وِتِر، نیشت؟ دونِروِتِر.
یالا، کجایی؟
آیندرینگن، نیشت وار؟
آقای فرانک اینجان؟ یه سِپاره براش آمادهست.
سِپاره، فور میش؟
باید بریم. - سِپاره.
ولی عجله کن، ما هیچی نمیفهمیم.
بیخیال، خودمون رو میفهمونیم، نیشت وار؟
پروزیت! - پروزیت! - پروزیت!
یالا!
منتظر چی هستی؟ گمشو!
بیته.
داس واین اِشماکن. - پروزیت!
اِس اِشمِکت گوت. - ایش آوخ.
ایش بین زِر گِلوکلیش.
ایش آوخ.
دانکه شون. وی ایست اِس تشخیش؟
دِکویو.
دِ-کو-یو.
داس ایست آینِ لامپِه.
وی ایست اِس تشخیش؟
خب، لامپا.
لامپا.
اوند داس ایست آین لوستر. وی ایست اِس تشخیش؟
لوستر هم.
آوخ لوستر.
اوند داس ایست آین اِشتوکِردلِ.
وی ایست اِس تشخیش؟
اِشتوکِردلِ هم.
اِشتوکِردلِ آلسو...
لعنتی.
داس ایست کاین کروتسیفیکس.
لک میشه. - داس ایست کاین فلِک.
آبر داس زینْد بوبز!
بوبز؟ تو چکی حرف میزنی؟
چی انتظار داشتی؟ من یه چکِ خالص و رکگو هستم.
ای کلک!
کارت تموم شد؟
ای بابا، اصلاً نمیدونستم که «forwards» به آلمانی «vorwärts» میشه.
من ازش روش استفاده کردم، پسر.
ماین بلوت. پوپی، هارمد... - روه!
داس لِبِن ایست زو شون، نیشت وار؟
هویتِه آبند اوند مورگن ایست در تانتِه اورلاوبس لایپتسیگ.
اوند اوزره آلتِه کِرل آوس کارل-مارکس-اِشتات.
مون شری...
اِس میر توت زو لاید.
درد میکنه؟ - نه، خوبه.
واسر. ایش موس فور واسر گِئِن. ایش بین گلایخ تسوروک.
زیتسِن اوند وارتِن.
بنشین و صبر کن. ایش بین گلایخ تسوروک. ایش گِئِه فور واسر.
احتمالاً داره میره دستشویی.
ببین، نتیک اونجاست.
کی؟ - یه پروفسور دیوونه.
یه آدم عوضی فوقالعاده.
داره میاد این سمتا. - با تمام خانوادهاش.
No comments yet. Be the first to leave one.