Release info

🌻 Why Her E13 WEB-DL sunflowermag 🌻
A Commentary by zshkoo
کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Published on: 2022-07-16
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...من

اشتباه کردم

رسوایی 15 سال پیش فساد بانک پس انداز

تحقیقات توسط چوی ته گوک انجام شد

...کسی که دلال وام غیر قانونی رو

...به مدیر عامل بانک پس انداز معرفی کرده بود

من بودم

اون دلال در عوضش بهم پول داد

...وقتی که تحقیقات شروع شد

برای دیدن چوی ته گوک رفتم و جلوش زانو زدم

التماس کردم بهم کمک کنه

شبیه یه بازنده رقت برانگیز رو زانو بهش التماس کردم

...نگو به این دلیل بود که

وقتی می دونستنین باید به عنوان مظنون مورد بازجویی قرار بگیرن، هیچ کاری نکردین

تمام این سال ها

شبیه مرده ها سکوت اختیار کردین؟

پول لازم داشتم

...میخواستم یه خونه بخرم تا اون سو و مادرش

بتونن باهم زندگی کنن

الان، دارین اینارو به من میگن و یه مشت بهانه بیخود ردیف میکنین

اون وقت چی؟ باید باهم بگیریمشون

همین حالاشم یه نفر به خاطر اونا مقصر شناخته شده

فکر میکنین وقتی که مدرکی وجود نداره میشه گرفتشون؟

بهم کمک کن

دوباره زانو زدین؟

رقت برانگیزین

ظاهرا، هروقت لازم باشه اینکارو میکنین

دفعه بعد که زانو میزنین قراره جلوی کی باشه؟

گرفتن اون آشغال ها تنها چیزیه که برام مهمه

...صدها بار زانو میزنم

فقط اگه بتونم اون نامردها رو بگیرم

...هان دونگ او، لی شی هیوک

و چوی جو وان

باید بگیریمشون

!باهم، میتونیم بگیریمشون

!اوه سو جه

به خاطر همین اون خونه رو خریدم

اون روز، باید ردپاهایی از خودشون به جا گذاشته باشن

به هرقیمتی شده پیداشون میکنم

رد پا

...اون کارگر پاره وقت- خوبی؟-

خواهر کوچکتر کیم دونگ گو بود- میتونم گوشیتو قرض بگیرم؟-

جون نا جونگ بود

گوشیم؟ باشه

همین جا صبر کن

هی! این دختره کجاس؟

هان دونگ او، لی شی هیوک، چوی جو وان

اونا اون سو رو دزدیدن

ولی اون آخرش تصادف کرد

و جون نا جونگ شاهد همه چی بود

برای همین نتونستن بذارن بره

اون دختره کیه؟ همه چیزو دید

!هی، بگیرش

...با شناختی که از پدرهاشون دارم

مخصوصا چوی ته گوک، که اون موقع رئیس دادستانی بود

...هیچ کاری واسش نداشت بابت جرمی که

پسرش و دوستاش مرتکب شدن برای کیم دونگ گو پاپوش درست کنه

تو برو و اونجا منتظرم باش

همین که کارهای اینجا رو تموم کنم پشت سرت میام

باورم نمیشه گول چنین آشغالی رو خوردم

نونا، باید درباره چان باهات حرف بزنم

جواب بده

چوی یون سانگ، تو داری چیکار میکنی؟

...کیم دونگ گو

تو نونا رو فریب دادی

و نونا رهات کرد

... نونا

رهات کرد

هنوز نمیفهمی چی میگم؟

نونا در حین اون محاکمه رهات کرد

چون این یه شکست کامل براش بود

اون تونست به تیم حقوقی تی کی ملحق بشه و زیردست پدرم کار کنه

چی؟

چی داری میگی؟

این یعنی چی؟! درست بگو ببینم

مادر و برادرهای نونا اون زمان دستگیر شده بودن

و یه معامله به نونا پیشنهاد شد

از طریق استادش، مدیر بک

بهش گفتن که تلاشش رو سر دادگاه کیم دونگ گو هدر نده

بعدش خانوادش آزاد میشن

... این مزخرفات رو تحویلم نده

مگه این که بتونی بابتش مسئول باشی

... برای همین تو و نونا

نمی تونین باهم باشین

تو نونا رو فریب دادی

و اونم رهات کرد

برام مهم نیس

برام مهم نیس

اگه مجبور شده منو‌ رها کنه تا خانواده اش رو نجات بده

تصمیم درستی گرفته، باید اون کارو می کرده

چون منم بودم همون کارو میکردم

اینقدر به خودت دروغ نگو

... فکر میکنی از این منطق برای توجیه تصمیمش استفاده کنی

همه چیز درست میشه؟

فکر میکنی دارم دروغ میگم؟

کل دنیا منو مجرم می دونستن

و حتی پدر خودم منو باور نکرد

میدونی چقدر حس بدبختی بهت دست میده؟

... پروفسور اوه تنها کسی بود که

وقتی توی بدبختی بودم حرف منو باور کرد

تو احتمالا اون حس رو نمیدونی

... شنیدن اینکه یکی منو باور کرده

کمکم کرد نفس بکشم و زنده بمونم

تو نمی تونی حتی تصورش کنی

چون میذاری مردم هرجور دلشون میخواد باهات رفتار کنن برات پاپوش دوختن

مردم ازت استفاده میکنن چون میذاری هرکاری میخوان باهات بکنن

خب که چی؟

یه نفر منو باور کرد

همین برام کافیه

...برام مهم نیست سر محاکمه

منو رها کرده باشه

دیوونه ای

برات مهم نیس؟

برات مهم نیس، که چه بلایی سرت بیاره؟

الان چی؟ هنوز برات مهم نیس؟

چی کار کردی؟ الان با پروفسور اوه چیکار کردی؟

حتی الانم، نگران نونا هستی

بهت گفتم رهات کرده بود

...واقعا حسِ

گندی بهم دست داد

...راستشو بخواین

از اینکه پروفسور اوه محامکه رو به خاطر تسلیم شدن ...باخته بود یا نه

کنجکاو شده بودم

چی؟ کِی؟

موقع محاکمه؟

نه. اون موقع خیلی چیزا تو فکرم بود

وقتی که در حال آماده سازی برای دانشکده حقوق بودم

یهویی کنجکاو شدم و رفتم مدارک و اسناد دادگاه رو چک کردم

پس چک کردی چیز عجیبی پیدا کردی؟

...شاهدی که پروفسور آورده بود

بی اعتبار شناخته شد

سعی کردم به خاطر بیارم تو محاکمه چی شد

...و فکر میکنم

...از یه جایی به بعد فهمیده بود

...که تو این محاکمه میبازه

هرکاری هم بخواد بکنه

میدونست که محاکمه رو میبازه

به خاطر همینم از پشت بهت خنجر زد

تو رو رها کرد

اگه میخوای اینجا بشینی و چان رو ناراحت کنی پاشو برو طبقه بالا

هیونگ، الان خون تو رگهام داره میجوشه

آخه، تو با این موضوع مشکلی نداری؟ تو هم باید عصبی باشی

...هی! ایش

...زندگیم خیلی

ترحم برانگیزه، جون هی

تقصیر تو نیست

تو هیچ کار اشتباهی نکردی پس چنین فکری نکن

نه. تقصیر منه

...تصمیم من

کیم دونگ رو توی شکنجه کامل قرار داد

... تصمیمم

باعث شد تو منجلاب بیفتم

ولی خبر نداشتم

فکر میکردم منو به جای خوبی میرسونه

خیلی خجالت زده شدم

کاملا از تصمیمم پشیمونم

واقعا خجالت میکشم

آی خدایا

...چان

...گفتی که یکم پیش پروفسور اوه تمام حرفات

با یون سانگ رو شنیده

حتی اگرم تو بهش بگی مهم نیس

نمیتونه باهات رو در رو بشه

معلومه که نه. چطور میتونه؟

اگه من جاش بودم فرار میکردم

و دلم نمیخواد دوباره راهم بهت بخوره

همه آدم ها اشتباه میکنن

...ولی همین که نسبت به اون آدم شناخت پیدا کنی

کیم دونگ گو؟ عجب آشفته بازاری

ولی من باورت دارم

از اونجایی که میدونم آدم خوبیه

...باخبر شدن از اشتباهش

باعث تغییر حسم نسبت بهش نمیشه

از قبل میدونم چجور آدمیه

معلومه که به راحتی تصمیمم عوض نمیشه

ما هم همینیم

حتی اگه در حق هم مرتکب اشتباه بشیم، اشکال نداره

واقعا اشکال نداره

یه اشتباه کوچولو که چیز مهمی نیست

درسته مهم نیس

لازم نبود تا بیرون بدرقه ام کنی

خدایا. الان داری لبخند میزنی؟

همه پشیمونی دارن

چیزی نیست که ازش خجالت بکشی

میدونی یه عوضیایی هستن که واقعا باید خجالت بکشن

کاری کن حقارتی که حقشونه رو حس کنن

کاری کن تقاص کاری که کردن رو پس بدن به هرقیمتی که شده

اوه سو جه چنین کاری میکنه، نه؟

این کاریه که دوستِ من، اوه سو جه، انجام میده

اوه، خدایا

پروفسور اوه، حق با تو بود

اقدامات آقای ها با مال شما هم پوشانی داره

تونستم چندتا از فیلمهای دوربین امنیتی رو بدست بیارم، الان برات میفرستمشون

اون بیرون وایستاد و به همه ی سخنرانیتون گوش داد

وقتی دانشجوهاتون اومدن بیرون یه گوشه قایم شد

بعد از ترک دانشکده ی حقوق مستقیم رفت تی کی

از اونموقع هم چیز مشکوک دیگه ای دیده نشده

لطفا همچنان با دقت حواست بهش باشه

چه خبره، اونم تو این ساعت؟

بیا بگیم که باهم بی حساب شدیم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left