The first 200 lines.
"روابط شکننده"
تا مرز چقدر فاصله داريم؟- حدود 10-12 کيلومتر-
زودتر برون حتما نورا رسيده
آرجون، ميرم واسه هر دومون چايي درست کنم
آرجون! اينجا آتيش گرفته
يالا بريم، شماها رو ميبرم هند
آفتاب، سر و کله زدن با تو خيلي سخته
آفتاب، حرفم رو گوش کن بيا برگرديم
دزدي کردن سر مرز که شوخي بردار نيست
اگه گير بياُفتيم ميميريم
آفتاب به حرفم گوش کن بيا برگرديم
آفتاب، داري چيکار ميکني؟
هر کاري بهت گفتم انجام بده
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اسکايلر - ويرايش: سميرا
آفتاب
تو جعبهها مواد منفجره ست
به اينجا اومدن که براتون سخت نبود؟
نه، آدمت جاي درستي منتظر بود
بار رو خالي کنيد ...بايد يه ساعته برگرديم
وگرنه شيفتها عوض ميشن..
بار رو بررسي کنيد
بگيريدش
يالا، عجله کن
زودباش، برو دنبال شون
هيچکس شليک نکنه
کاميون پر از مواد منفجره ست
کريم، زودتر
آفتاب، دارن ميان
يزن جلو
آفتاب، دارن بهمون ميرسن
ضامن رو در بيار و نارنجک رو بنداز
نه، من نميتونم اينکار رو بکنم ضامن رو در بيار و نارنجک رو بنداز-
آفتاب، نارنجک تو کاميون خودمون افتاد
برش دار و بندازش بيرون
نمي تونم ببينمش
پس بگرد دنبالش- نمي تونم پيداش کنم-
بپر پايين
اين که مصطفي ست اهل روستاي ماست
پوست همه تون رو ميکنم
چطور جرات ميکنيد موقع محافظت از مرز بگيريد بخوابيد؟
مي خوابي؟ ميخوابي؟- ببخشيد قربان-
همين دو روز پيش توي پارلمان
راجع به هنگ ما حرف ميزدن...
يه کميسيون تحقيقات برامون ميفرستن
يه کميسيون تحقيقات برامون ميفرستن
چه جوابي بدم؟ چه جوابي بدم؟
که رو به قبله بودم؟ داشتم ميمردم؟
بگو ببينم
ولش کنيد، قربان
ببندشون
تيواري- بله، قربان-
زودباش حرکت کن
آقاي وايکونت، عصباني شدن از دست اونها چه فايدهاي داره؟
اونها فقط سربازاي معمولي ان
مجرم اصلي يه نفر ديگه ست
بايد يه کاري کنيم، باکتا
اين راجستانه
چيزاي زيادي تو اين بيابونها مخفيه
خوش ميگذره
ديشب کجا رفتي؟
هيچ جا
دروغ ميگي مصطفي بهم گفت دوباره به مرز رفتين
خوشگل شدي
مي دوني که فردا به خاطر عروسي ريحانا
به جامو ميريم...
و بعدشم بابا به دالپور منتقل ميشه
که مياي خونه مون ازم خواستگاري کني؟
من که قبلا خواستگاري کردم
از کي؟
از خدام
مسخره بازي در نيار
دوست داري بهشت رو ببيني؟
بهشت
بيا اينجا
به من اعتماد داري؟
يه خرده
پس چشمات رو ببند
چرا؟
چشمات اينقدر خوشگله که اگه بهشون نگاه کنم ...اونوقت
اونوقت؟
چيزي که بهت نشون ميدم يه خرده وقت ميبره
ولي قبلش ميخوام راجع بهش يه چيزي بهت بگم
ميخواي احساسش کني؟
پس چشمات رو ببند
اولين نسيم ميخواد تو رو لمس کنه
پس بذار لمس کنه
آسمون بازوهاش رو باز کرده ميخواد تو رو بغل کنه
بذار بغل کنه
ميخواد بارون بباره
بذار بباره
اولين قطره از آسمون داره به سمتت مياد
بذار بياد
ميخواد روي تو بباره
بذار بباره
...آفتاب
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
"ديوانه، دل ديوانه"
"ديوانه، دل ديوانه"
"ديوانه، دل ديوانه"
"ديوانه، دل ديوانه"
"دلت رو ميبرم"
"دلم رو به تو ميدم"
"دلت رو ميبرم"
"دلم رو به تو ميدم"
"در اين دادن و گرفتن"
"نميدوم قلبم رو کجا گم کردم"
"قلبم باهام غريبه شده"
"قلبم باهام غريبه شده"
"دلت رو ميبرم"
"دلم رو به تو ميدم"
"در اين دادن و گرفتن"
"نميدوم قلبم رو کجا گم کردم"
"قلبم باهام غريبه شده"
"قلبم باهام غريبه شده"
"دل من پيش توئه"
"دل تو پيش منه"
"دل من پيش توئه"
"دل تو پيش منه"
"از وقتي تو رو ديدم"
"...شک داشتم اين اتفاق بيوفته"
که دلم من رو ول کنه و بره" "بفرما، ولم کرد
"قلبم باهام غريبه شده"
"قلبم باهام غريبه شده"
"جاده فقط يک طرفه ست"
"که هيچ راه برگشتي نداره"
"جاده فقط يک طرفه ست"
"و هيچ راه برگشتي نداره"
"با ديدن روياي عشق"
"خودمون دشمن خودمون شديم"
"...حتي وقتي کل دنيا در آرامش خوابه"
"باز هم نميتونيم بخوابيم..."
"قلبم باهام غريبه شده"
"قلبم باهام غريبه شده"
"ديوانه، دل ديوانه"
"ديوانه، دل ديوانه"
"ديوانه، دل ديوانه"
"ديوانه، دل ديوانه"
بگو اون شب کي باهات تو کاميون بود؟
اون که نميتونه از خودش تعريف کنه
آدم خيلي سخت کوشيه
سر دو ماه، يه کارخونه خريد
با لطف خدا داريم به خوشي زندگي ميکنيم
...فقط يه چيزي تو زندگي مون کمه
و اون هم يه عروسه...
شغل پدرش چيه؟
اون پيش ما نيست اون جاييه که شايد از ما بيشتر دوستش داره
کي سرنوشتش به سر رسيد؟
رکسانا رو نميبينم
الان صداش ميکنم- صبر کن-
قبل از اون بايد چند تا چيز رو روشن کنيم
منظورتون رو نفهميدم
خواهر، ما هم اهل راجستانيم
خانوادهي خيلي محترمي هستيم
به مردمي که دربارهي خانوادهي دامادم سوال مي پرسن چي بگم؟
از بازار که نميشه آبرو خريد
آبرو، تو خون آدمه
آقاي شيخ، پدر من ملاي اجمير بود
و پدربزرگم نواب بود
پدر آفتاب چي؟
خواهر! کاري نکنيد زخم زبون بزنم
پسرتون هيچ اسم فاميلياي نداره
اسم پدر مثل کشتياي هست که پسر رو
از طوفانهاي خطرناک در امان نگه ميداره
پسر تو چنين کشتياي نداره
مامان، بيا بريم
سلام
بيا بريم، ديرمون شد
استرس داري؟
نه، چطور؟
وکيلت همه چيز رو بهم گفت
واسهي اين قرارداد همه چيزت رو به خطر انداختي
اون قرارداد رو ميگيرم، راگيني
چون اينقدر ايه آمادگيم مطمئنم که اونها نميتونن بهم نه بگن
من و شرکام خيلي از تلاشهاتون خوشحاليم
آفرين، آقاي دانانجي- ممنون-
خب، تقريبا همينه آقايون
...انبار رستورانهاي شهرهاي بزرگ
و همهي روزنامههاي اصلي هند رو رزرو کردم
و پيش پرداخت رو هم پرداخت کردم
محصول شما، مثل يه طوفان، مثل يه سيلاب روانهي بازار ميشه
و مارکت هند رو تسخير ميکنه- آقاي پانديت-
قربان! شما نميدونيد چقدر واسه اينکار زحمت کشيدم
بايد فورا اين کمپين رو به جلو ببريم
آقاي پانديت، ما با شماييم
...ولي اين قرارداد وقتي امضا ميشه
که مديرمون پس فردا از خارج بياد...
تبريک ميگم، به هر حال قرارداد متعلق به شماست
خيلي خيلي ممنونم
جي عجله کن! الان برنامه شروع ميشه
قبلش برنامهم رو گوش کن
چه برنامه اي؟- برنامهي بقيهي زندگي مون-
راگيني حداقل گوش کن اينقدر براش زحمت کشيدم
خيلي خب، بگو- عاليه-
همين که قراردادم با شرکت خارجيها قطعي بشه
...ورقهها که امضا بشن
چهاردهم شروع به خريد عروسي ميکنيم
...شونزدهم کارتهاي عروسي چاپ ميشن و هجدهم- بسه-
اينقدر بلند پروازي نکن مي ترسم
هيچکس ار 5 دقيقه بعد خودم خبر نداره
ممکنه يه چيزي اشتباه پيش بره
No comments yet. Be the first to leave one.