Mixology

Mixology

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Mixology-S01E04-480p IMDB-DL Com
A Commentary by Dexter.Scofield
translated by Dexter Scofield imdb-dl translation team

Tags

480p
480
Published on: 2014-04-01
Downloads: 19
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

، اين داستان 10 غريبه‌ست

... يه شب ، و تمام کارهاي احمقانه ، شرم‌آور ، مضحکي که انجام داديم

. تا عشق رو پيدا کنيم

هي . ميتونم سفارش نوشيدنيم رو به تو بدم ؟

البته . چي مي‌خواين براتون بيارم ؟

اوه ، تا حالا اسم آناکوندا شنيدي ؟ - . ويسکي و سامبوکا -

. من از جايي که اومدم هر تابستون از اينا ميخوردم

واقعاً ؟ اهل کجايي ؟

. اوه ، يه روستايِ کوچيک تو اوهايو که محتملاً تا حالا اسمشو نشنيدي

. خُب ، من اهلِ گرين‌تري ، از اوهايو هستم

. امکان نداره - . چرا داره -

! من اهل غرب گرين‌تري هستم - . دروغ ميگي -

. نه . باشه ، امتحانِ سريع -

تا حالا به رستوران هات‌داگ فروشي گري رفتي

براي دينگو‌داگ با کلم ترشِ اضافه ؟

. من کِيسي هستم - . منم کال هستم -

... اوه ... اوم

. من برات او نوشيدنيها رو ميارم - . بسيار خوب -

. اوه ، اون خيلي خوبه

. نميتونم باور کنم کسي رو بوسيدم که نامزدم نبود

. منظورم اينه که ، اون يه بوسه خوب بود ؟ آره

اون يه بوسه خوب بود ؟

. آره ، بهترين بوسه بود

. مثلِ اين بود که يه راننده‌ي ايتاليايي رالي رو موقع طلوع آفتاب ببوسي

. ولي اون ... اون هيج معني نميده

. مردم هميشه تو مهموني‌هاي مجردي کارهاي احمقانه انجام ميدن

صبر کن . از کِي اين يه مهموني مجردي به حساب مياد ؟

. و اين اون معني رو نميده که من از ران خوشم اومده

. اون ... ران فقط يه مَرده که من تو بار باهاش آشنا شدم

. يه مردِ زيبا ، مرموز ، دلربا با يه دهنِ زيبا

. اوه ، خداي من ، بايد قبل از اينکه زندگيم رو خراب بکنم برم خونه

. نه ، ببر . بمون .اين خوبه

. انگار ، ميخواي ادامه بدي وببيني که به کجا ميرسه

من ... ولي جيم چي ؟

جيم چي ؟

. واقعاً ، جيم هميشه اونجا خواهد بود

. اونو ميدنيم .اون مثل قارچه

. نميدونم

. ليو

. واضحه که ازدواج با جيم اولويت دومه برات

.پس تو ميتوني اينو يا الان روبه‌رو ميشي يا بعد از ازدواجتون

. ولي در کل ، تو بايد باهاش روبه‌رو بشي

. اوه ، ميدونم

. ولي من حتي چيزي در باره‌ي ران نميدونم

. تا حالا ايچنين احساسي نداشته بودم

. مثله اينه که تمام بدنم رو مور مور ميکنه

. مثله زماني که زياد آبجو خالص ميخورم

ليو ، اون چيزه خوبيه ، باشه ؟

. تو بايد احساس کرخي بکني

. باشه

. ميمونم و راجع به احساسم به ران توضيح ميدم

. خوبه . برات خوبه

. ميخوام براش شورتم رو بفرستم

چي ؟

. تشکر ، دوستم

يه سوال سريع ... من الان يه زن رو بوسيدم

که بدونه هيچ حرفي ازم فرار کرد

. و به احتمال زياد بدترين لحظه تو تموم زندگيم بود

، او يه چيزه آمريکاييه

، بوسيدنه يه نفر و بعد فرار کردن

يا اون واقعاً خيلي ، خيلي ، عجيب بود ؟

. نميدونم . تا حالا برام اتفاق نيافتاده ، پسر

، باشه . خوبه . چون اگه عادي بود

. بايد به يه کشور ديگه ميرفتم

. به سلامتي

. و سه تا بچه ميخوام

. منم همينطور ! يه دختر و دوتا پسر

! آره

، و تو شهر آغاز خواهم کرد

... ولي بعد پسرا نياز خواهند داشت

. يه اتاق براي دويدن ، پس شمال نيويورک - . آره -

. و ميخوام تو خونه‌اي زندگي کنم که شبيه طويله باشه

اوه ، عجيب بود ؟ - . خيلي عجيب بود -

! چون هميشه ميخواستم تو خونه‌اي زندگي کنم که شبيه طويله باشه

. نه

چيزي که خيلي عجيبه اينه که يه پيشخدمت کنار ميزمونه

. و هيچ نوشيدني نخورديم

. سلام ، کِيس

. مشتريتون هِي ازم نوشيدني ميخوان

کدوم يکي ؟ - . همشون -

. تو يه پيشخدمتي . برو و سفارشاشون رو بگير

. باشه . من ميرم پيششون

. بايد بِرم

. آره ، ميدونم

. ولي خيلي زود برميگردم

. باشه - . باشه -

... اوه ، خداي من . فکر کنم اون

!اونو نگو

! اگه بگي با مشت ميزنم به گردنت

. فکر کنم اون هموني باشه که ميخواستم

اوه ، خداي من ، کال ، حالِت خوبه ؟

حالِت خوبه ؟

! نه ، نه ، نه ، نه

. به طرزِ شوکه آوري ، اينجا حق با بروس بود

. کال قبلاً هم با کسي که فکر ميکرد همسره آينده‌شه آشنا شده بود

. در حقيقت ، به خيلي‌ها به ديد همسره آيندش نگاه کرده بود

. کال در شهرِ کوچکي به دنيا اومد

دکتر نسبيت به دنيا آوردش

. يکم قبل از اينکه نامه برسونه

کال تک فرزند بود

که والدينش خيلي دوستش داشتند

و هر چي که ميکرد رو ستايش ميکردند

. حتي تموم کردنِ صبحانه‌اش رو

. به همين دليل کال يه فردِ خوشبين شد . اون خيلي زود عاشق ميشد

. اين زن ماست با طعم قهوه رو دوست داره

. کال هم همينطور ، بنابراين ، به طور طبيعي ، با هم ازدواج کردند

بعد فهميد که همسره جديدش خيلي بدبينه

. و هيچ وقت نميخنده

، از هم جدا شدند

، و کال خيلي زود دوباره عاشق شد

. اين بار به دندان‌پزشکش

. اونا هم ازدواج کردند

. متأسفانه ، مثله خيلي از دندان‌پزشکها ، اون يه ساديسمي بود

. از هم جدا شدند ، و کال خيلي سريع دوباره ازدواج کرد

، اين يکي معلوم شد که تو دوره‌ي بهبود از اعتياد به سکسه

. ولي شايد خيلي بهبود نيافته بود

. بروس خيلي دوسش داشت . ولي کال دوباره طلاق گرفت

در نهايت ، شروع کرد به امتحان کردن عقلي که

. که هميشه از قلبش پيروي ميکرد

. من 26سال دارم ، و تا حالا سه بار ازدواج کردم

کي اين کارو کرده ؟

! خيلي از مردم ! کِلسي گرَمِر

. ممم . نه . جدي ميگم ، پسر

سعي ميکنم خوشبين بمونم ، ولي نميدونم

. چند بار ديگه ميتونم اينو تحمل کنم

. خيلي دردناکه

. هِي ، نااميد نشو ، کال - يا نااميد شو ، کال ، باشه ؟ -

. چون واضحه که کاري که تو ميکني ، جواب نميده

. تو فقط به ازدواج با مردم ادامه ميدي

من سورپرايز شدم که تو با کسي ازدواج نکردي

. از وقتي که اينجا نشستيم

. موضوع اينه که ، من همه‌ي اون زنها رو دوست داشتم

. ممم اممم . دوست داشتني که ، تو قلبم احساس ميکنم

. و بعد معلوم شد که همشون انسانهاي متفاوتي هستند

چي کار کنم ؟ الان بايد قلبم رو ناديده بگيرم ؟

! نه ! هرگز - ! آره ، هميشه -

. چون معلومه که قلبِ ديوونه‌اي داري

. گوش دادن به قلبِ احمق و ديوونت رو متوقف کن ، کال

. شروع به گوش دادن به قلب و اونجات کن

. و از گفتنِ مغز ، حتماً منظورم اونجاته

. گوش کن ، پسر . به اونجات گوش کن

يا ميتوني قبول کني که چندتا اشتباه انجام دادي

. و از قلبت براي آخرين بار پيروي کن

. يا به حرفِ بروس گوش کن

. امم-ممم . پيشنهاد گوش دادن به احساس اونجات

چرا ما پيکنيک ميريم ؟

. فکر ميکردم خوب باشه

. آره ، خوبه

ببين ، تنها چيزي که ميدونم اينه که دفعه بعدي که گفتم يکي رو پيدا کردم

... به شماها نياز دارم که

! يه مشت به گردنت بزنيم ! ممنون

. اون چيزي بود که تصميم داشتم انجام بدم

من ميخوام اين ماهيچه‌هاي پرتغالي رو اينجا بپيچونم

. و درست زيرِ چونت بزنم

! ما تو يه مکان عمومي هستيم

ميخوام فقط جلوتو بگيرم

. که يه اشتباه رو براي بارِ چهارم انجام ندي ، احمق

اوه ، بيخيال ، اون با پيشخدمت ازدواج نميکنه . فقط باهاش حرف ميزنه

. تام ، تو اين بچه رو به اندازه‌اي که من ميشناسم نميشناسي

. اگه ولش کني اون ميخواد بره به يه مغازه و يه حلقه بخره

. و چون دوسش داره ، حلقه رو به اون ميده

نديدي که الان چه اتفاقي افتاد ؟

. من يه شباهت عجيبي با اين دختره دارم

. آره ، اون منو ياد زماني ميندازه که مايا رو ديدم

. جادويي بود

. تام ، بس کن

مشکله ازدواجهاي من

. اين بود که اون زني رو که داشتم باهاش ازدواج ميکردم رو نميشناختم

. ولي اين يکي متفاوته

. حس ميکنم که کِيسي رو تو تمام زندگيم ميشناختم

. و اون مثله بقيه نيست

. اون بامزه و مثبت و شوخه

. و همونيه که ميخواي

! نه ! اين همون نيست

! يه پيشخدمت تو باره

. پسر ، بيخيال . از اين ديد نگاه کن

پيشخدمتها رقاصه‌هاي لخت با غذا هستند . اون همه چيزيه که اونا هستند

. اونا همش سعي ميکنن پولاتو بگيرن

. پسر ، تو عاشق رقاصه‌هاي لختي

! آره . اون ... به هر حال

. نه ، بهش گوش نکن

. پيشخدمتها افراد خوبي‌اند که برات وسايل ميارن

. از قلبت پيروي کن

نه ، پسر . نه ، باشه ؟

. من بهت نشون خواهم داد که اين غلطِ

، من از اينجا بهش زنگ ميزنم ، و تو پنج ثانيه

يه رابطه خوب باهاش برقرار ميکنم

. و باهاش فرار ميکنم

. درسته . من با مشت ميزنمت

. من باهاش قبل از تو ازدواج ميکنم

. بسيار خوب . بهش زنگ بزن

! ووهوو

. باشه

انگار يکي داره گريه ميکنه ؟

. نه - . آره-

. چيزي نميشنوم. من ميشنوم

. زودباش . بسش کن . زود باش

. ما نميتونيم دختري رو که داره گريه ميکنه رو تنها بذاريم

. ميدوني که چطور ميشه

هر وقت با يه دختري که گريه ميکنه صحبت رو شروع کني

Mixology subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Mixology

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left