The first 200 lines.
آنچه گذشت...
در این مغازه دیگه معاملهای انجام نمیشه
لطفا برید خونه
کلانتر "بریدی" باور نمیکنم که شما
دارید عدالت رو اجرا میکنید
شما فقط داری برای "هوس" کار میکنی
هر کاری بخوایم میکنیم پسرا!
ما خود قانونیم
تفنگها دست ماست
"هوس" هم موسسه ماست
اوضاع "لینکلن" داره خطرناک میشه
باید هر روز تمرین کنی
اوضاع قراره خیلی زود بهم بریزه
کلانتر "بریدی" با یه گروه
صبح میان اینجا
یه حکم بهتون میدن و تمام اسبهاتون رو توقیف میکنن
باید از مزرعه دفاع کنی
از ملکت محافظت کنی
نمیخوام هیچکدوم از این افراد به خاطر من بمیرن
توی جنگیم، باید باهاشون بجنگیم
داشتم فکر میکردم، میتونیم اسبها رو
قبل از اینکه کلانتر برسه جابهجا کنیم
نزدیکای سپیدهدم از مزرعه "تانستال" خارج شدن
ردشون رو زدیم
آخرش خود "تانستال" رو پیدا کردیم
گفتیم تسلیم بشه
بهمون شلیک کرد، ما هم جوابش رو دادیم
به روح مادرم قسم میخورم
هرکسی که توی کشتنت نقش داشته رو میکشم
یا خودم توی این راه میمیرم، خدا پشت و پناهم
خودم باید قانون رو اجرا کنم
گفتی عوض شدی
دفعه بعد عکست رو روی پوستر "تحت تعقیبها" میبینم
ازتون میخوام درک کنید که اگر به این عمل
وحشیانه، مثل خودشون جواب بدید
خون و خونریزی به پا میشه
پس بذار به پا شه
خداروشکر که سالمید
اوضاع داره بهم میریزه "بیلی"
تمام "رگلاتورها" محکوم به قتل
"بیکر" و "مورتون" شدن
از الان به بعد تحت تعقیبی و به محض اینکه ببیننت دستگیر میشی
باید یه مدت از شهرستان "لینکلن" خارج بشیم
نه، هنوز کارم تموم نشده
بازم هست، بهم دستور دادن
برم به دادگاه بخش و درباره
اختلاس وجوه دولتی و حسابداری نادرست
"مورفی" و دوستهاش حرف بزنم
- میخوای بری؟ - تنها راه برای
پاک کردن اسممه، اتهامهایی که بهم زدن
خیلی مسخرهست، هیچ هیئت منصفهای محکومم نمیکنه
بدون هیچ اتهامی میام بیرون
فقط مراقب خودت باش
دادگاه کیه؟
آخر ماه
احتمالش زیاده دادگاه هیچ اتهامی به "مکسوین" نزنه
- خودت میدونی، مگه نه؟ - میدونم
باید مطمئن بشیم رای دادگاه رو نمیبره
چطور همچین کاری کنیم؟
"مکسوین" باید از مخفیگاهش خارج بشه و توی دادگاه شرکت کنه، درسته؟
میگیم قبلش کلانتر "بریدی" بره یه حکم برای دستگیریش بگیره
دستگیرش کنه
و بندازتش زندان
وقتی که زندانیه
یکی از قاضیهای خودمون رو میاریم وسط
تا محکومش کنه و بعدشم اعدامش میکنیم
آره، آره
ولی اگر بعدش "بیلی" و "رگلاتورها"
- باهاش بیان توی شهر چی؟ - اون موقع
اونا هم دستگیر میشن و میرن زندان
به هر حال...
جرات همچین کاری رو ندارن
به هر صورت، باید یه کاری کنیم
که اون روز "رگلاتورها"
نتونن توی کارمون دخالت کنن
مثلا چی؟
یه فکری دارم
بعدی!
میشه یکم سریعتر باشی؟
"گالوس"
چطور با این زندگی کنم؟
باید سختتر کار کنی، دوست من
خب، میخوام یه مشورتی
باهات کنم "ساتورنینو"
وقت نشون دادن قدرت
و نیروی اقتصادی "هوس" هست
حالا که "تانستال" مرده
انحصار "لینکلن" دست ماست
باید ازش استفاده کنیم
باید مشتریهای جدید جذب کنیم
من میگم یه فستیوال کوچیک توی شهر راه بندازیم
ازت کمک میخوام
مثلا توی میدان مسابقه اسبسواری باشه
جنگ خروسها
رقص فاندانگو، آهنگ و...
امنیت کار هم با "جسی" و افرادش
جالب میشه، مگه نه؟
چه تاریخی؟
داشتم به
آخرین روز ماه فکر میکردم
روز دادگاه "مککوین"، مگه نه؟
درسته
جشن رو بر پا کن، دوست من
خوبه
برام آرزوی موفقیت کنید
میرم دنبالش
باید حواسم باشه زنده میرسه اونجا
نمیدونم
"بروئر" هست!
"بروئر"
سعی کردم زود خودم رو برسونم
یکی از معاون کلانترهایی که باهاش دوست شدم
گفت "مکسوین" قراره با حکم
"همدستی در قتل" دستگیر بشه
که دیگه نتونه بره دادگاه؟
نه، به دوستم گفته به محض اینکه بره زندان
حکمش اجرا میشه و دارش میزنن
کی باید توی دادگاه حاضر بشه؟
ساعت 11
لعنتی
قرار نیست همچین اتفاقی بیوفته
من میرم "لینکلن"، کی باهام میاد؟
میخوای چیکار کنی؟
میخوام جلوی "بریدی" رو بگیرم
چطور میخوای همچین کاری کنی؟
نیازی نیست بیاید ولی من دارم میرم
من میام
- بریم - منم میام
آره، منم همینطور
نه
تو نمیای "تام"، قرار نیست درگیر ماجرا بشی
چرا؟ من همین الانشم درگیرم
"تام" تو نمیدونی این جریان ممکنه در بلند مدت
چه عواقبی برات داشتهباشه
من اومدم پیشت چون بهت باور داشتم "بیلی"
منم باهاتون میام "لینکلن" چه بخواید چه نخواید
باشه
اگر منم بودم همین رو میگفتم
- بریم - بریم سراغشون
"جسی"!
بیا داخل!
"جسی"
مرسی که اومدی
کلانتر "بریدی" هم به زودی میاد
اونم نیروهاش رو میاره ولی بازم حواست باشه
به محض اینکه "مکسوین" رو جلوی دادگاه دستگیر کردیم
تمام مشکلاتمون حل میشه
"رگلاتورها" قانون شکنن، میتونن بیان
ولی تهش میوفتن زندان
شاید یکم برای گرفتن "بیلی" زود باشه
همش درباره "کید" بهم میگن
انگار جادوگری چیزیه
یا خاصه و با بقیه فرق داره
من هیچوقت باور نکردم و باور نمیکنم
اون یه بچهست و مثل تمام بچههای دیگه
همش لاف میزنه
و شهرت تقلبیش رو بیشتر میکنه
شما مثل من "بیلی" رو نمیشناسید، آقای "رایلی"
اون واقعا فرق داره
امیدوارم تا دیر نشده بفهمید
خدای من!
"بریدی" رو زدن!
شهر بهم ریخته، برید سمت خونهتون
باید برم حکم رو بیارم، پوشش بده!
برو، برو!
بگیرش، یالا!
حواستون باشه بچهها، "جسی" داره میاد!
بریم، دارم میرم، یالا!
پیداش کردم!
بیا بیرون!
بیا، من رو بگیر
- لعنتی، "تام" - خوبی؟
من خوبم، چیزی نیست ولی بد جایی خورده
لعنت "تام"
"باکشات" هم باهاشونه!
از اینجا ببرش
قرار بود مطمئن بشی که کلانتر "بریدی"
به دادگاه میرسه!
ولی الان مرده، چی شده؟
- "کید"! - اون فقط یک نفره!
تو چندتا اوردی؟
بهتره درگیر نشی، این بین خارجیهاست
مکزیکیهای لعنتی، باید میدونستم
- میتونی راه بری؟ - من نگهش میدارم
- داره خونریزی میکنه - از اینجا ببرش!
داره چه اتفاقی میوفته؟
نمیدونم
چندتا مرد پشت اون دیوارن "جسی"؟
شاید پنج یا ششتا
- ارابه؟ - آره
- همهشون رو بکشید - باید بریم جلو "باکشات"
برای همین بهتون پول میدم، بکشیدشون!
خودشونن!
نزدیک بود "باکشات"!
پرش کن!
کجایی "بیلی"؟
کدوم گوری هستی؟
با این پا خیلی دوام نمیاری
دوام بیار "تام"، یالا
- "باکشات"! - حرکت کنید!
No comments yet. Be the first to leave one.