The first 200 lines.
قسمت 1 یه پیمان ناخواسته با روح؟
پیشگو
.هی، پیشگو سان، بلند شو حال نداری؟
میشه یه نگاهی به فالم بندازی؟ میخوام بدونم میتونم با شریک آیندم ملاقات کنم؟
.ابروهات سیاهه و مسیر زندگیت هم بیش از حد ناهمواره
.با باز کردن دهنت تمام بخت و اقبالت سر ریز میشه میرزه بیرون
،من با این همه خوشگلی و ثروت که دارم .یه زن بی نقصی به حساب میام
مگه "زن کاملی" هم داریم که نگران طالعش بشه؟
.بیشتر به نظر میرسه بخت و اقبالت داره ته میکشه
!دست از اراجیف گفتن بردار
!بعدش دیگه نبینم با اون صورت نحست جلوم سبز بشی
واقعا که، اون فکر میکنه مگه کیه؟
.منو باش که سعی کردم روش تاثیر بذارم
.با هر چیز کوچیکی که آدم قاطی نمیکنه
.آه، یو کون، میشه یه نگاهی به فالم بندازی
.دلم میخواد در مورد شریک آیندم بدونم
.ترجیحا من یکی رو معاف کن
.بعدش، تو به راست یا دروغ بودن حرفام اعتقاد نداری که
.بیخیال بابا
.شک نکن که بهت اعتماد دارم
.حالا عجله کن و به کف دستم نگاه کن
.وای، یه پسر مامانی توی یک ماشین شیک
.لطفا بهم بگو که من و این پسر به هم میایم
.با این سنت باید بری مخ پیر و پاتال ها رو بزنی
... اصلا معلومه چه بلایی سر شخصیت همیشگی
دلت میخواد فکت رو بیارم پایین؟
.اگه دست از خراب کردن من برنداری، دیگه نمیبخشمت
.اگه دلت میخواد فالت رو بهت بگم، باید پولش رو بدی .پس زود باش پولش رو رد کن بیاد
دلت میخواد فکت رو بیارم پایین؟
با این مهارت بدرد نخورت ازم پولم میخوای؟
.اون حتما باید همین نزدیکی ها باشه
.من یو کیکا ام
من از وقتی که پدر و مادرم توی بچگی .از دست دادم با فقر بزرگ شدم
.به نظر میرسه اجدادم توی جن گیری ید طولایی داشتن
بهترین جن گیر جهان
و این لوح توسط امپراطور تقدیم اجدادم شده
.که با دست به دست گشتن حالا به من رسیده
.این لوح مایه مباحات خاندان من به حساب میاد
.اما توی نسل من، ما تا حد پیشگو های ساده نزول پیدا کردیم
.مایوس کننده تر از این نمیشه
.سام علیک، یو سنسی، منتظرت بودم که برگردی
!امروز تو مرخصیم !حال فال گرفتن رو ندارم
.منظورم این نبود
لپ تاپم خراب شده و ازت میخوام .یه نگاهی بهش بنداز
تعمیرات کامپیوتر کیکا
،هیچکی فقط با فالگیری نمیتونه امرار معاش کنه
.به همین خاطر، به کار تعمیر کامپیوتر رو آوردم
،اما بعضی وقت ها وسعم نمیکشه که قطعات یدکی بخرم
به همین خاطر مخفیانه به محل دفع زباله ها میرم .و از اونجا قرض میگیرم
.اینم که نیست. بدردم نمیخوره
این چیه؟
این وقت شب، یکی دیگه هم اینجاست؟
لعنتی! چه خبره؟
یه یومیشی اینجا چه غلطی میکنه؟
.تو فقط بد شانسی آوردی
.با آرامش بگیر بخواب
کی اونجاست؟
وای، متاسفم! من اینقدر هیجان زده شدم !که نتونستم جلوی جیغ کشیدنم رو بگیرم
اینجا داشتین فیلم برداری میکردید؟ .وای، جلوه های ویژه بیش از حد واقعی بنظر میرسه
.تو حتما یه قدرت خاصی داری که میتونی اون دختر رو ببینی
تو کی هستی؟
.من یو کیکا ام تو هم باید سونگ جونگی باشی، مگه نه؟
.کار بازیگرهای کره ای باید خیلی سخت باشه
.من میتونم به چند زبان حرف بزنم
!هر دو تاتون، خفه شید
این دیگه چجور جادویی بود؟
.به این تکنیک شیطانی میگن
اگه روح یه آدم معمولی با این تماس بگیره .نابود میشه
.زودباش از اینجا دور شو
اسمت یو کیکا بود، دیگه؟
.اسمت یادم میمونه
تو اصلا کی هستی؟
.من تانموکو کی ام، یه یومیشی
.وظیفه ی من اینکه دنیا رو از شر ارواح شیطانی خبیث خلاص کنم
.به عبارت دیگه، من یه جن گیرم
فرار کرد، هاه؟
.که اینطور، پس تو هم یه جادوگری
من اهمیت نمیدم که در موردم چی فکر میکنی، ولی .اگه کارت تموم شده، زود از اینجا گم شو
.تو مزاحم کارم میشی
.اینقدر ادای آدم های باحال رو در نیار .نابود کردن یوکای مثل دفع کردن حشره میمونه
.اجداد من جزئی از جن گیرهای سلطنتی بودن
.با این وضع، من عضو یک خوانواده درست و حسابی هستم
...اگه خانوادم رو توی بچگی از دست نمیدادم، الان من
...معروفتر از تو
.حداقل میتونستی قبل رفتن خدا حافظی کنی
،شاید الان من یه فرد بالغی بنظر برسم .ولی حتی یه خونه، همسر ندارم
واقعا که، من دارم چه غلطی میکنم؟
،در حال حاضر، مهمترین چیز پول، وضعیت
.و تشکیل خانواده ست
،اگه من کلا یه شخصیت دیگه ای داشتم
.اینطوری برای بدبختی هام افسوس نمیخوردم
اگه فقط یه فرصت دیگه ای بهم داده میشد، حتما .وضعیت متفاوت تری از این داشتم
.یه زندگی جدیدی رو پیش میگرفتم
هاه؟ من همیشه دلم میخواست که یکمی جذاب تر بشم، ولی .الان درست مثل یه پسر خوشتیپ و مامانی بنظر میرسم
!من واقعا دوباره به دنیا اومدم
.یه لغزش زمانی اتفاق افتاده
.یو کیکا، خوب گوش بده: تو مردی
.در حال حاظر، تو توی فرم روحی خودت قرار گرفتی
هاه؟ تو همون جادوگر شبه - ستاره کره ای نیستی؟
.دست از جوک گفتن بردار
.من فقط داشتم از خیابون رد میشدم
.و همون لحظه بود که با کامیون تصادف میکنی
.و در جا میمیری
.بدن قبلیت هنوزم همینجاست
میخوای مطمئن بشی؟
!لعنت به اون راننده که منو زیر گرفت و کشت
اون عوضی اصلا معلومه حواسش کجا بود؟
!من قطعا انتقامم رو ازش میگیرم
!اوایل امروز، یکی دیگر از تصادف ها منجر به مرگ یکی شد
.در حال حاظر این 47 مین حادثه این شهر در سال جاری هست
،شرکت های حمل و نقل با افزودن بیش از حد بار ماشین ها .سود سرشاری رو به جیب زدن
و حتی با اینکه مقصر اصلی تصادف به حساب بیان، باز هم .میتونن پرداخت بیمه رو وصول کنن
.چه مزخرفاتی
همش بخاطر آدم های آب زیر کاهی مثل شماهاست .که من زندگیم رو از دست دادم
این نوع حوادث وحشتناک، ناشی از تقلب های شایع ای
.که اغلب به گرفته شدن جون یک انسان ختم میشه
!شما ها اصلا آدم نیستید
!زندگی منو برگردونید! نفرینتون میکنم
!من حتی خانوادتون رو نفرین میکنم
.وقتی آدم ها میمیرن از چندین مرحله عبور میکنن
.اولین مرحله اینکه اون ها نمیدونن مردن
.دومین مرحله اینکه مرگ خودشون رو نمیتونن بپذیرن
.من توی تلویزیونم
متوفی، یو کیکا، یک پسر 23 ساله میباشد
.این اولین بار که منو دارن توی تلوزیون نشون میدن
که در اویل امروز توسط کامیون زیر گرفته شده .و در دم دار فانی را واع گفته ست
.دیدن خودم توی تلویزیون چه کیفی میده
.سومین مرحله عبور از هیجان کاذبی که فرد دچار شده
،با توجه به گفته های راننده
یو - سان، بصورت ناگهانی وارد جاده شده
دیدن خودم توی تلویزیون
.اون بدجور عجوله
.بهترین احساس تمام عمرم رو بهم تدایی میکنه
.و اون به موقع نمیتونه عکس العمل نشون بده
.اما این اولین و آخرین باریه که دارم خودم رو توی تلوزیون میبینم
آه، درسته! غرامت چی میشه؟
،از اونجایی که تصادف منجر به مرگ شده یعنی ممکنه چیزی گیرم بیاد؟
.تو که هیچ قوم و خیشی نداری
پس تمام غرامت هم
.احتمالا به صندوق امداد خودرو واریز میشه
!امکان نداره
این صندوق امداد و تصادف چه کوفتیه؟
کسی که مرده منم، بعد پول رو به کسی دیگه میدن؟
...اما اون پول ماله منه .اصلا باورم نمیشه
،این بیشترین پولی که تا حالا گیرم اومده .ولی نه میتونم ببینم و نه لمسش کنم
اما اهدا کردن این همه پول بدم نیست
.آخه تا حالا پول زیادی نداشتم که به دیگرون کمک کنم
،تا وقتی زنده بودم به کسی کمک نکردم .ولی حالا با مردنم ناجی دیگرون میشم
.چهارمین مرحله، ترسناکترین مرحله ست
.چون میزنه به سرشون
خب، حالت بهتر شد؟
.من هنوزم هیچ چی حالیم نشد
وقتی مردم میمیرن، ترس و وحشت تمام وجودشون رو فرا نمیگیره؟
چرا صورت من اینقدر خوشگله، مثل یه عکسی میمونه که روش رتوش کردن؟
،بعد از مرگ
روح طرف فرم شادترین لحظه
.یا با اهمیترین لحظه زندگی فرد رو به خودش میگیره
تو هم الان
.به با ارزش ترین فرمی که توی قلبت حک شده در اومدی
.آه، یادم اومد. این حالت بر میگرده موقع ای که هنوز به مدرسه میرفتم
.موقع ای که بهترین و شادترین لحظه ی عمرم رو داشتم
...کیکا
...کیکا
.بابا، مامان
حتی توی حالت روحیت هم دست از توهم زدن برنمیداری؟
.تنهام بذار
به هر حال تو چرا اطرافم هی رژه میری؟
.در حقیقت، من ازت میخوام که سایه روحیم بشی
سایه روحی" دیگه چیه؟"
،وقتی یه آدم عادی میمیره، کلا از این دنیا ناپدید میشه
.اما استثنا هم وجود داره
این افراد سایه خودشون رو پشت آینه ترک میکنن
.و روی سطح منعکس میشن
.بدن فیزکیشون از بین رفته، ولی اونها بازم یه تعلقاتی به دنیا دارن
.علاوه بر این، موقع تولد با قدرت معنوی بالایی بدنیا میان
.توی زندگی قبلیت، تو میتونستی اون سایه ها رو ببینی
به عبارت دیگه، من بین آستانه سایه و نور قرار گرفتم؟
،بله. اما وقتی یکی میمیره به مدت 7 روز میتونه .توی این دنیا بمونه
.اگه تو دلت نمیخواد که ناپدید بشی، باید سایه روحی من بشی
.بعدش با من پیمان ببند و ازم محافظت کن
.نمیخوام
اونوقت باید زیر دست تو کار کنم، درسته؟
.من همیشه از نگاه کردن به دیگرون خوشم میومد
فقط به خاطر اینکه مردم، بزارم یه غریبه منو تحت فشار بزاره؟
.شوخیت گرفته
.من الانشم مردم، پس چیزی نیست که ازش بترسم
...هاه؟ چی شد
!کمکم کن
.اگه از اینجا بیفتم بدون شک میمیرم
.تو میمیری؟ همین الانشم مردی
...هاه، شناورم
.از قدیم گفتن پس هر بدبختی خوشی هم نشسته
!خیلی باحاله
.تو هم بیا با همدیگه پرواز کنیم
.آره. درستش همینه
.حالا وقت آواز خوندن ـه
،در مدت کوتاهی که تانموکو کی با یو کیکا سپری کرده بود
.باورم کن، دارم پرواز میکنم! دارم توی آسمون آواز میخونم
.اون حس کرد که طرز نگاهش به دنیا داره تغییر میکنه
.من از باد و بارون نمیترسم
No comments yet. Be the first to leave one.