The first 194 lines.
منطقه کیمیگاهاما به خاطر مه معروفه
مردم حتی قبلاً به این "ساحل مه آلود" می گفتن
امروز به بالای تپه میرسه
می تونم همه چیز و اینجا به تو بسپارم، مائو؟
من دخترها رو میبرم مسافرخونه
فهمبدم
بیا، بیا، اشکالی نداره
اون معمولاً سریعتر از این آروم می شه
آره.
Anime Lord جهت دانلود دیگر انیمه ها به صورت رایگان دنبال کنید anime_lord_ir مارا در تلگرام به آدرس
سید، این مه دیونه کنندس
اگ الان بیرون میرفتیم به معنای واقعی کلمه تو مه سرگردون میشدیم
گوشیت داره زنگ میخوره
اوه، پیام اومده
اون می گه اونا به سلامت رسیدن مسافرخونه
جدی؟
مشکلی هست؟
اون می گه امانه رفته جایی تو این مه!
احتمالا همین الان رفته خونه
شاید، ولی نگفت رفت خونه گفت رفت جایی
مشکلی براش پیش نمیاد، شب تو این مه؟
فکرش و بکن، اون هیچوقت به ما نگفت شغل اصلیش چیه-
ریدم صداش مثل اژدها بود
اعلیحضرت!
منو غافلگیر نکن
من معذرت میخوام ولی خب...
شما هم چیزی اونجا می بینین؟
یه شخص؟
به نظر بزرگ میاد...
موافقم
این همه جنجال برای چیه؟
ممکنه امانه در مورد اون صحبت کنه؟
اینجا تو چوشی، افسانه ای در مورد مورن یاسا داریم
نه، اون ها تو قایق ظاهر می شن
داره میاد...
این ...؟
سرورم، بیا بریم.تو هم اوروشیهارا
جدی؟
حق با من بود. سیکلوپه
من نمی تونستم چیزی رو ببینم... چجوری یه انسان می تونه این همه قدرت داشته باشه؟
انگار یه نفر کاریش داشته
آخ...
هی! چت شد-
آشیا، اونجا
دیمونوئید هیولایی؟!
تو ساکن ساتان، پایتخت شیطان هستی؟
انسان های این دنیا... تو هم با ما دشمنی داری؟
"انسان"؟! من ژنرال شیطان آلسیلم، ای احمق گستاخ
من حداقل یه طعم از شمشیرمو بهت می دم!
چی شد؟
شمشیر و غلاف کن! ما دشمنت نیستیم
آشیا تو هم آروم باش
اصلاً چرا فکر کردی اون ژاپنی و میفهمه؟
اوه، درسته...
تو به زبان شیطان صحبت می کنی؟ تو کی هستی؟
آشیا بپا
چی؟!
نگااه!
دوباره میاد
این دیگه چه کوفتیه؟ کلیسای بزرگ هوشین حمله می کنه یا چی؟
رفته ...
شیاطین اینجا تو کیمیگاهاما، چیبا چیکار می کنن؟
منظورم اینهککه اربابای شیطان و فرشتگان و غیره وجود دارن
وقت گذرونی تو ساسازوکا، توکیو، پس اونقدرها هم عجیب نیست
الان وقت شوخی نیست
موضوع مربوطه اینه که اینجا و الان چه اتفاقی داره می افته
من می خوام باور کنم که این یه تصادفه ولی انگار که نمی تونم
شاید بلاخره قلمرو شیطان ما رو پیدا کرده باشه و اسکورت هایی و برای آوردن ما فرستاده باشه؟
دقیقاً چرا اسکورت ما اینقدر کتک خورن؟
دیگه چیه؟!
هیچوقت انتظار نداشتم تو این سرزمین همچنین استاد ماهری پیدا کنم
کامیو؟ خودتی؟!
تو چطور اسم منو میدونی؟
صبر کن، از کجا ژاپنی بلدی؟
تویی-
حالت خوبه؟!
چه اتفاقی افتاد؟ چطور مجروح شدی؟
مه برگشت
آشیا از اونطرف حمایت کن باید کامیو رو ببریم داخل
فورا!
وقت طلاست
رفتنه بیایین
درسته
نه؟ رفته
سرورم
اون چی بود؟
طاقت بیار، کامیو.
نمی دونم تو کی هستی ولی عبور از راه من مرگ تو رو تضمین کرده
من سردرگم شدم - شیطان و آلسیل کلا متفاوت به نظر می رسن
ولی شرط می بندم که منو می شناسی
لوسیفر! خودتی؟
می بینم که هنوز از اینکه منو به عنوان یه ارباب خطاب کنی خوشت نمیاد
پس تو ژنرال شیطان بزرگ شرق هستی؟
آره کامیو خوبه من آلسیلم، ولی فرم من کاملاً تغییر کرده
پس تو یی... تو یی...
کامیو، ببخش که این مدت طولانی نبودم
پادشاه شیطان! خودتونین
زنده هستی! این چه شانسیه
من هیچوقت فکر نمی کردم که به ژاپن بیای - خوب، به این دنیا
چی شد؟
من متواضعانه عذرخواهی می کنم، سرورم
من در نبود شما نتونستم از قلمرو محافظت کنم
منظورت چیه؟
قلمرو شیاطین ... دوباره تو هرج و مرجه
هی، کامیو، پیش من بمون! کامیو!
سرورم؟
این چیه؟
یه جورایی بامزه اس
بی فایده اس که به اینوبو بیاد و طلوع خورشید و از روی آب تماشا کنه
دیروز جواب سوالم نگرفتم...
من کامیو رو به عنوان نماینده خودم مسئول قلمرو شیاطین کردم
وقتی که ما به انته ایسلا حمله می کردیم
تو قلمرو شیاطین، اون باید بتونه تقریباً برابر با قدرت من باشه
اون تو ژاپن چیکار میکنه و اینقدر وضعش بده؟
تنها چیزی که ازش مطمئنم کامیو و اون بچه هایی که تو مه ناپدید شدن
به نظر نمی رسه که دنبال ما اومده باشن ژاپن
کامیو، زنده ای؟
پادشاه شیطان، نگاه کن
اوه، ببخش که بیدارت کردم فقط مطمئن شو که زنده بمونی
ببخش که نگرانت می کنم، چشم
شلوغش نکن. چیزی برای خوردن میخوای؟
تو بخشنده ترینی، نگاه کن. اما جادوی من کاملاً از بین نرفته
فهمیدم. خوب استراحت کن
ممنون، پیپ پیپ!
ما باید بریم
باشه
بعدا میبینمت، کامیو.
کجا میری سرورم ممکنه...؟
آره.من یه جنگ دارم که باید برنده شم
ممنون که اومدی
دو تا گوشت خوک نمک و یک مرغ نمکی برای شماره دئ، هر سه تا
بله، سرور من!
آزادی که شربت رو بریزی
برو سرورم
چک کردی؟
یاکیسویا با سس برای شماره سه!
یه نمک و دو آبجو برای تاتامی، به اضافه دو سس دیگه
می تونم پنج تا از اینها رو هم بگیرم؟
البته!
پنج مرغ برای تاتامی
می تونم ازت بخواه که صبر کنی تا ما یه دسته تازه رو بپزیم؟ من درسته برات میارم
مائو، می تونی برای شماره یک چهار آبجو اونارو بیاری؟
ما دیگه گوشت خوک و سرخ کردیم، پس باید مقداری گوشت دیگه بخورم
بلافاصله
اوروشیهارا!
نه! نمی تونم ! و شربت توت فرنگیمون تموم شده
این آخرین ست نمکیه که ما آماده کردیم
اع، من تموم برگ دفترچمو تموم کردم
امانه! دفترچه ها کجاست؟!
اوه، من مطمئن نیستم
هی سفارش ما زودی میاد؟
فورا آقا
مائو! دوتا آبجو و یه کولا برای شماره چهار!
شیش! دارم سفارشا رو قاطی میکنم
ما هنوز همه غذامون و نداریم
اینجا خیلی کندن
مسخره، داریم از هم می پاشیم
دو آبجو و یک کولا!
از صبرتون ممنونیم
یاکیسوبا نمک بسپار شیرو خوب
تموم سفارشات سس و تموم می کنی
چشم، از امروز می خوام چند دستگاه یخ تراشیده شده رو اجاره کنم
بله
چی...
سوزونو...
امی...!
ببخش.لطفا یه زره کمک کن
حتما
بذارش به عهده من
بزار واضح بگم: تو به من مدیونی
آبجو، نوشیدنی های پرتقالی و کولا
عزیزم، اومد
اینجا، نوشیدنی رایگان برای وعده ناهار هست
عجب شانسی
هی...
چی؟
الاس راموس کجاست؟
ما زود بیدار شدیم تا بریم تو آب، پس الان چرت میزنه
آه، اون باید الان تو شمشیر باشه
از همه مهمتر، ماشین های یخی که من سفارش دادم نباید زودی اینجا بیان؟
برو بگیرشون.ما حواسمون اینجا هست
اوکی
اوف
سرورم من داشتم فکر میکردم...
اتفاقی که دیروز افتاد نمی تونست کار یه فرشته باشه؟
یه فرشته، نه؟
اما نه، سیکلوپ به واضح به زبان شیطان گفت که یه انسان این کار رو کرده ...
پس، امکانات تو این دنیا محدود به...
اولبا
من خسته ام
بیا، آقای مائو.اینم از امانه
ممنون
واقعا چی ممنون
اگه نمیومدی، ممکن بود کارمون تموم بشه
No comments yet. Be the first to leave one.