Platonic

Platonic

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Platonic 2023 S02E09 Boundaries 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 9 Platonic 2023 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-26
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

واتسون

برای بیف‌استراگانفم کچاپ می‌تونم داشته باشم؟

چی؟ برای بیف‌استراگانفم کچاپ می‌تونم داشته باشم؟

آره، مشکلی نیست. از یخچال برمی‌دارم

آها، باشه

ببخشید، نذارید بیاد تو.

عزیزم، میشه نذاری پارس کنه؟ لطفاً؟

واتسون، سرجات!

وای لعنتی!

سرجات! واتسون!

خب، روز همگی تو مدرسه چطور بود؟

بهتر از اینجا!

هی واتسون، اشکالی نداره.

آروم باش. آروم باش. آروم باش.

چه پر سر و صداس.

لعنت بهش! مامان!

خدای من!

خدایا!

بفرما عزیزم.

عجیبه که ما پشت در هستیم

و سگه نیست. فقط برای اینکه داریم تربیتش می‌کنیم.

معلومه که قرار نیست تا ابد اینجوری باشه.

آه، خوبه. جالبه. آره.

وای خدای من! وای خدای من چارلی. باشه. باشه. باشه.

چی؟ وای خدای من! باشه. هی، نه واتس!

نه، نه، نه! واتسون... هی، هی. برندار!

سگ بد. وای خدای من. باشه.

لطفاً، کافیه. باشه. واتسون. بخواب.

باید در رو ببندی!

ببخشید؟ واقعاً؟ آره. واتسون به در احترام می‌ذاره.

اگه می‌بستیش اینجا نمی‌اومد.

نظرت چیه اون به این حقیقت احترام بذاره که من این بیف‌استراگانف‌ها رو درست کردم؟

نه! این مال... واتسون! صبر کن! وای خدای من! هی!

یالا! هی! مال منو پس بده...

شوخی می‌کنی با من؟

باشه.

خیلی خب. بیرون! باشه.

لعنتی! باید اینو جواب بدم. کاره.

بیرون، بیرون، بیرون!

برو بیرون!

باید بلند کنی و ببندی.

نه، نه، نه. اینجوری! باشه.

هی، کَریِ کابو!

هی، دختر! ببین، می‌خوام مستقیم برم سر اصل مطلب، باشه؟

می‌خوای برنامه‌ریز رویدادهای داخلی ما باشی؟

وای خدای من! وای!

حالا، قبل از اینکه چیزی بگی فقط می‌خوام بگم که این کار خیلی فشرده‌ست.

می‌دونی، بیشتر از تمام‌وقت میشه.

دارم درباره بیشتر آخر هفته‌ها و کلی سفر خارج از شهر حرف می‌زنم.

هیجان‌انگیزه!

پارتی، خماری، برانچ، و تکرار!

اما، خب، بعضی از خانوما واقعاً ممکنه اینو خیلی سخت بدونن.

خیلی لطف دارید.

جسیپا می‌تونه سوار واتسون بشه؟

نه! مارمولک رو نیار سر میز! میو، نه!

برای آخرین بار، سگ‌ها و مارمولک‌ها با هم سازگار نیستن!

اونا... چرا جسیپا سر میز شامه؟

دوست داره. میشه یکم بهش فکر کنم؟

معلومه که می‌تونی، عزیزم. فقط خیلی طولش نده، باشه؟

باشه. خداحافظ. وات...

واتسون، آرِه!

آره!

این مثل دکتر دولیتله.

اصلاً نظر سیلویا درباره میسون گرند چه اهمیتی داشت؟

یعنی، تو یه سرمایه‌گذار مشتاق داشتی که یه بازیگر معروف بود!

یعنی تقریباً یه دستگاه خودپرداز به تمام معنا داشتی!

احتمالاً تا ابد بهت پول می‌داد.

و همونطور که می‌دونیم، صنعت رستوران پر از آدمای وحشتناکه.

آره، ولی این یارو خیلی حال بهم‌زن بود.

خب، رجی هم هست. این یارو از رجی هم حال بهم‌زن‌تر بود!

رجی فکر می‌کرد این یارو حال بهم‌زنه!

پس فکر کن چقدر این باعث میشه این یارو لعنتی حال بهم‌زن باشه!

آره، این خیلی حال بهم‌زنه. ولی هرکی که تو یه بار سرمایه‌گذاری می‌کنه حال بهم‌زنه.

یعنی، ما خودمونم حال بهم‌زنیم. این یه کسب‌وکار نقدیه.

یا می‌خوای پولشویی کنی یا به جوونای مست نخ بدی.

علاوه بر حال بهم‌زن بودن، به شدت بی‌مزه بودن که باهاشون وقت بگذرونی.

و به هیچ وجه، هیچ شکلی، بامزه نبودن.

و دیوانه‌کننده اینه که سیلویا این مزخرفاتو از یه مایل اونورتر می‌دید.

یه حس ششم راجع بهش داشت.

چه خبره الان اینجا؟

هیچی.

فقط... فقط دارم به دوستم نگاه می‌کنم.

فقط به دوستت نگاه نمی‌کنی. دارید با چشم‌هاتون همدیگه رو می‌خورید.

می‌تونم ببینم. دارم به دوستم نگاه می‌کنم. دوستش دارم.

اون سیفلیس چشمی رو که شنیدم می‌گیری.

چه خبره الان واقعاً؟

تو و سیلویا زیادی درگیر زندگی همدیگه‌اید. مسخره‌ست!

شماها به هم وابسته اید. مثل من و خاله‌ام.

فقط دارم میگم که سیلویا زیادی سرش تو کار توئه، مرد!

باشه؟ تو فقط یه فرصت مالی بزرگ رو به خاطر اون خراب کردی.

و در ازاش چی نصیبت میشه؟

تو واحد فرعی اون زندگی می‌کنی، شغلت داغون شده،

و تازه، رابطه جنسی هم نداری.

در واقع، داشتم، بعد اون وادارم کرد که متوقفش کنم.

معلومه که کرد! چون چیزی که شما دوتا نیاز دارید مرز و محدوده است، مرد!

آمین. خب، آره.

چه جور مرزهایی مد نظرته؟

نمی‌دونم. مثلاً، بهش رسمیت بده، رفیق!

اول از همه، اجاره‌بها بده تا چیزی بهش مدیون نباشی.

آره. این خوبه. اینو دوست دارم. اجاره‌بهاشو بده.

آره. حد و مرز.

آره بابا!

وای خدای من. نزدیک بود بهتون نگم.

چی؟ زیرزمین آب گرفته.

همین الان؟ آره.

چرا تازه الان داری بهمون میگی؟

هی!

سلام.

بفرمایید. این چیه؟

اجاره‌س.

لازم نیست بهم اجاره بدی. من دوستتم، صاحب‌خونه‌ت نیستم.

می‌دونم. ممنونتم.

و اگه تو صاحب‌خونه‌م بودی، احتمالاً بیشتر از یه یخچال کوچیک اونجا داشتم.

می‌دونی چی میگم؟ ولی خب من...

اگه قراره تو واحد اضافه شما زندگی کنم، ترجیح میدم اجاره بدم.

اینجوری حس بهتری دارم. یه جورایی رسمی‌ش می‌کنه، می‌دونی؟

یه سری حد و مرز کوچیک، می‌دونی؟

باشه، من... منظورت از حد و مرز چیه؟

منظورم اینه که دارم سعی می‌کنم زندگیمو دوباره سر و سامون بدم، می‌دونی؟

و ما اینقدر، می‌دونی، به هم گره خوردیم.

و راستش من اینقدر برای همه چی به تو تکیه دارم.

همه مشکلاتمو باهات در میون می‌ذارم. برای همه مشورتام میام پیش تو.

و تو گاراژ تو زندگی می‌کنم.

شاید یه ذره فاصله گرفتن سالم‌تر باشه، می‌دونی؟

یه سری حد و مرز.

آره. حتماً. من که...

نمی‌دونستم اینقدر مشکلات ریشه‌ای بینمون هست.

نه نیست. ...بینمون.

فقط... این یه قدم سالم برای هر دومونه.

می‌دونی، تو فضای خودتو داری، من فضای خودمو.

که اونم فضای توئه.

ولی الان دارم بهت اجاره میدم پس یه جورایی، یه کوچولو فضای منه.

یه حد و مرز کوچیک.

عالیه.

خوشمزه به نظر میاد. ممنون.

۲۰۰ دلار؟

ایده پشت "جی سیکس بار و گریل" ساده بود.

یه پاتوق محله با حال و هوای یه میخانه‌ی قدیمی باز کنیم.

این هیچ منطقی نداره.

بفرمایید یه نوشیدنی خنک، جنا.

ممنون، تری.

آبجوی خوبیه.

این دیگه چه کوفتیه؟

هی!

سلام.

روز خوبی داشته باشی.

ممنون.

راستش، ویل، سخته بگیم.

می‌دونم.

ممکنه تماس صمیمی زیر کمربند باشه، ولی نمی‌دونیم.

نه، آره. ممکنه داره خیلی بی‌گناه کمرشو لمس می‌کنه.

یا ممکنه یه مشت کامل کونشو گرفته باشه.

از این زاویه دیدن غیرممکنه.

باشه. باید بیشتر تحقیق کنیم.

موافقم. کاملاً موافقم.

باشه.

جدول رو بیار بالا. باشه. دارم جدول رو میارم بالا.

تری. وای خدا.

تری انگار شیفته سگای گلدن‌دودل شده.

یه آدم عجیب غریب. صبر کن، هی، هی، هی!

نگاش کن داره یوگا می‌کنه. لعنتی، ببین چقدر انعطاف‌پذیره.

اون اون چاقو رو ساخته؟

خودش تیغه چاقو می‌سازه؟

این لعنتی خیلی باحاله.

شوخی می‌کنی؟ خیلی مردونه‌س.

خیلی مردونه. آره.

این یارو اینقدر سگ داره که انگار خودش خودشو می‌تونه سیر کنه.

و چاقو هم می‌سازه.

اون واقعاً ویژگی‌های شخصیتی خیلی متنوعی داره.

راستی این نوشیدنی عالیه. این چیه؟

وای خدای من.

این یه کازمو، دختر.

«اون یه کازمو، دختر»؟

خب، لعنتی عالیه. باشه. کری هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنه.

کری کیه؟

وای، من تا حالا این سریال رو ندیدم. لعنتی عالیه.

آره. خب هم سکس داره هم شهر.

همه‌چیز داره. همه‌چیز.

اون و آقای بیگ آخرش به هم می‌رسن؟

خب، باید شیش فصل ببینی.

دو تا فیلم و یه اسپین‌آف مزخرف که دقیقاً همون سریاله منهای یه زن گستاخ.

کدوم یکی؟ کاترال.

واقعاً؟ سامانتا، آره.

لعنتی. آره.

فقط بهم میگی؟ اونا ازدواج می‌کنن.

خوبه. در نهایت، اون می‌میره.

وای، لعنتی. چقدر دلگیره. اون می‌میره. آره.

هشدار لو رفتن داستان. آره.

هی، یه چند تا مارگاریتای تند برامون درست کنم؟

لعنتی، آره. اگه زحمتت نمیشه.

یه مارگاریتای تند خیلی دوست دارم. نه. من عاشق درست کردن کوکتلم.

عالیه. خب. حسابی حال می‌کنی.

آره، اگه کمکی نمی‌خوای من همین‌جا هستم.

نه، نه، نه. خودم انجامش میدم. عالیه.

تو راحت باش.

مارگاریتای تند تو راهه.

خوبه.

بدون یخ یا هیچی.

همینجوری بدون هیچی می‌خوری، آره؟

دمای اتاق. مورد علاقه‌مه.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left