The first 200 lines.
...آنچه گذشت
ببینیم چه جایگاهی توی این دنیای تازه داریم، ها؟
!اون ولگرد نیست. تورک ـه
اون بیوتک ـه؟ - بعد اینکه آزمایشِ -
قارچ فاضلابی رو بده مطمئن میشیم
،من پدر دارو هستم
و تو یجورایی مادرشی
!به هوش اومد - !خوش برگشتی، تورک -
کار من چیه؟ - چرخ میسازی -
یه چرخسازم - انگار که -
.خیلی وقت پیش بوده تو همیشه دنبال
یه راه خروج بودی. چی عوض شده؟
دیدگاهم
این همه چیز رو تغییر میده
در کمتر از ده دقیقه شبیهسازی رو خراب کرد
اگه این قدرت رو مهار کنیم و ازش برای
،سرنگونی تمام سیستم استفاده کنیم بعدش حمله میکنیم
این پروسه صددرصد اون رو میکُشه
میکُشه؟ باید تایگر رو پیدا کنیم و
برگردیم و این خط زمانی رو درست کنیم
نمیشه از نگ رفت - ولف، آت و آشغالات رو جمع کن -
از اینجا میریم
اوه، تو نمُردی
ایول. تو هم میتونی بیای
جلوتر یه نور میبینم
خداروشکر
بعد از اون فقط حدود یه مایل مونده
میدونی چندتا چرخ باید بفروشم تا خرجِ
این گردش علمی کوچولو رو بدم؟
این یه گردش علمی نیست، باشه؟
ما توی یه ماموریت به غار هستیم
.ما نمیریم به غار .میریم اسدز رو برداریم
که توی غاره - غیرممکنـه -
شاید...شایدم پوینتد سیرکل
اسدز خودش رو داره - نه، اینم غیرممکنـه -
هیچ اسدز یا کامرونیومِ دیگهای توی این خط زمانی نیست
چطوری اینکارو کردیم؟
فکر کنم این به خاطر منه
توی دههی 80 من و آرنولد
با هم ورزش میکردیم
آرنولد شوارتزنگر
اون برام یه دفتر کوچیک توی
پارامونت پیکچرز" جور کرد"
گفت من تنها کسیام که میتونه برای
.خوندن فیلمنامهاش بهش اعتماد کنه اینطوری بود که
"فیلمنامهی "ترمیناتور 2: روز داوری به دستم رسید
و من داوری کردم
،اون یه بمب بود که انفجارش دیدگاه ما نسبت به
آثار علمی تخیلی رو تغییر میداد
همچنین پیشبینیهای ترسناکِ
مربوط به حقایق و خطراتِ سفر در زمان بود
و من سوزوندمش
من آرنولد رو قانع کردم که نباید توی یه مجموعه بازی کنه
هنرمندهای واقعی هیچوقت کار خودشون رو تکرار نمیکنن
،در نهایت رفیقمون جیم کامرون اومد
تا شخصا از من درخواست کنه
رقت انگیز بود
فکر کنم بعد از فیلم "ورطه" واقعا یه پیروزی میخواست
ترمیناتور 2" میتونست بلیطِ برگشتش" پیش کله گندهها باشه
که علاقهاش به ساخت فیلمهای بلاکباستر و اکتشاف اعماق
آبهای کشف نشده رو تقویت میکرد
اونجا بود که کاری کردم که :دوست دارم اسمش رو بذارم
"پیش انتقام"
البته اون هنوز خونهی رباتیش
،یعنی سیگورنای رو نه ساخته بود و نه فکرش رو
کرده بود، ولی من میدونستم
،میدونستم قراره باعث بشه چه عذابی بکشه
،و دلسوزیای که وقتی داشت
ناپدید میشد نشونش دادم
حتما حسابی گیج شده بود
،بعدش به ساحل کارولینا نقل مکان کرد
تا حالش بهتر بشه و
قایق بادبانی دستساز درست کنه
ولف، به نظر من این اصلا
واکنش خوبی نبود - خب، اونموقع -
خیلی از کون کوکائین میکشیدم
باشه
پس من صددرصد اسدز تو رو دیدم
نه. امکان نداره
من جایی قایمش کردم که هیچوقت پیداش نمیکنن
حرومزاده
خیلی خب. بیا بریم به غارِت و
اسدز خودمون رو بدزدیم
نه
باید کار بزرگتری انجام بدیم، باشه؟
ما این خط زمانی رو به وجود آوردیم و حالا تمام آدمای اینجا در خطرن
ما به این دنیا مدیونیم و باید سعی کنیم نجاتشون بدیم
از چی نجاتشون بدیم؟
.هیچکس نمیجنگه .ما روی زمینیم
اینجا عالیه - اولا، نیست -
...دوما، بهت گفتم یه جنگ در راهـه
خودم شنیدم - ،آره، از یه دریچه -
وقتی یه ملافهی شاشی پوشیده بودی
خیلی خب، مسئله اینه که
ما الان جنگجویان زمانی هستیم
جنگجویان زمانی؟ - آره، جنگجویان زمانی -
.کاملا منطقیـه ،ما توی زمان سفر کردیم
و برای عدالت جنگیدیم
باشه
خیلی خب، جنگجوی زمان
بگو غاری که ازش فرار کردی، کدوم طرفه
ترجمه از آریـن و امیـرعـلی .:: Cardinal & illusion ::.
.خیلی ابر هست .کار سختیـه
آره، همین فکر رو میکردم
.من انجامش میدم .بیاید بریم
رقت انگیزه، فاترمن - میدونم چطور به نظر میاد -
هی، اگه تمام تحقیقات ،کرونیش رو خاکستر کردیم
،نمیفهمم استو چطوری تونسته
یه دارو بسازه
چیزی که نمیفهمم اینه که تو چطوری
یه روز دور خودت چرخیدی و متوجه نشدی
ببخشید تایگر، داشتم میمُردم
و یه سوراخ هست که ازش
شاش خودت رو خوردی...نه
سعی کردی شاش خودت رو بخوری
این...اصلا اینطوری نشد
واو، جای انگشتا رو ببین
خیلی میخواستی تا آخرین قطره رو بخوری
تو تردید کردی
مشکلت این بود
هی، یه عالمه آدم هستن که
وقتی برگشتی به نگ باید ببینیشون
...موسکرات
خب، الان اسمش شده فلتهد
مثل همیشه دیوونهست
موش صحرای برهنه، با اسم جدید هکساو
این اسما دیگه چیه؟
باشه؟ اونا احمقانهان
"هکساو"
...موش صحرایی برهنه
به این میگن اسم - خب، مسئله اینه که -
اونا...زندهان - درسته -
به عنوان آدمای کاملا متفاوتی که
اصلا نمیدونن ما کی هستیم و تجربیات ما رو ندارن
خب، فکر کنم این یعنی میتونیم تجربیات تازهای به دست بیاریم
درسته، با کسایی که با تکنولوژی مخالفن و
توی خونههای آشغالی زندگی میکنن - بچهها، بچهها، بچهها -
این بوته خیلی آشنا به نظر میاد
نه
نه، نه، اشتباه میکنم
ادامه بدید
هی، اصلا کی دربارهی نگ بهت گفت؟
میدونی، من اطراف رو گشتم
کوه و صحرا و مانز و شهر متروکه رو دیدم
مانز؟
خون بیوتیکها رو هم ریختی؟
خب، نه
بیوتکها مثل بیوتیکها نیستن
خیلی خیلی فرق میکنن
اولا اسمشون فرق میکنه و
اونا آدمها رو شکار نمیکنن
میرن به مریخ - اوه -
انگار یکی خیلی با برگزها
صمیمی شده
،نمیدونم اون کلمه یعنی چی
ولی به نظر نژاد پرستانه میاد - مخففِ "مردم برگزیده"ست -
چون اونا دولت، پول و آب و هوا رو
کنترل میکنن - فقط داری بدترش میکنی -
اینجا رو میشناسم
فکر کنم غار پشت اون بلندیـه
،ببین، هرچی که اونجا شنیدی یه دروغِ کثیفـه
کار بیوتکها اینه
این توی خونِ کثیفشونـه
وقتی بیای به نگ میبینی که
چقدر بهتره - آره، نه، من اونجا بودم و -
،یجورایی تونستیم از فاضلاب بیایم بیرون
ولی انگار عن و گوهِ بیشتری اطرافمونـه
همهی اینا رو توی سه دقیقه
قبل اینکه من رو ول کنی دیدی؟
مثل چارلی شین که من رو از یه لامبورگینیِ در حال حرکت
بعد از اسکار 1989 جلوی بیمارستانِ "سیدارز" پرت کرد بیرون؟
هنوز نمیدونم چطوری رانندگی میکرد
خدایا، اون یارو خیلی قاطی بود
!بچهها
!بچهها، میبینمش !همینجاست
آره، آره، یه لحظه وایسا
آره، من رفتم و برگشتم
تو اصلا سعی کردی پیدام کنی؟
.مهم نیست .این بار میریم
ماموریت ما این بود که جلوی دارو رو بگیریم
.ما شکست خوردیم .باید دوباره سعی کنیم
نه، نه، نه، ما دنبال ستارهها بودیم و
بیشتر از ابرها نتونستیم بالا بریم
ما همه چیز و همه کس رو
فدای یه آیندهی درجه دو نکردیم
نه، من دیگه زمان رو دست کاری نمیکنم
زمان حال ما اینجاست - من رای میدم که بریم -
من رای میدم که بمونیم - باشه -
فاترمن تساوی رو از بین میبره - ولی اون -
یه رای کامل نداره - نصف رای -
ثلث رای - خیلی خب، موضوع اینه که -
میدونه کمتر از یه رای کاملـه - موافقم -
!فاترمن
اینجا کشیدنش
به نظر نمیاد خیلی درگیر شده باشه
همش تقصیر توئه
وقتی داشتی طرف مانز رو میگرفتی، حواست پرت شد
میتونم حس کنم که طرف اونایی
منظورت چیه؟
.برام مهم نیست ،ما داریم وارد جنگ میشیم
No comments yet. Be the first to leave one.