Wu Assassins

Wu Assassins

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Wu Assassins S01E04 720p NF WEB-DL H264 AAC-JusTiN
Wu Assassins S01E04 NF WEB-DL DD5 1 x264-NTG
Wu Assassins S01E04 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-NTG
Wu Assassins S01E04 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-NTG
Wu Assassins S01E04 WEBRip x264-ION10
Wu Assassins S01E04 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Wu Assassins S01E04 720p NF WEB-DL x264-MkvCage
Wu Assassins S01E04 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Wu Assassins S01E04 iNTERNAL HDR 1080p WEB h265-PALEALE
Wu Assassins S01E04 iNTERNAL MULTi 1080p WEB x264-CiELOS
A Commentary by Saman97
►► ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | مترجم: سامان کاکی ◄◄

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
1080
HD
720p
720
x265
HEVC
webrip
BRip
mkv
MkvCage
2CH
Published on: 2019-08-09
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 197 lines.

‫ .:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ‫..::.. 30NAMA.best..::..

‫ سانفرانسیسکو ‫ 15 سال قبل

‫بچه‌ها نگاه کنین

‫چیزی نیست. ‫چیزی نیست، خب؟ حله

‫- بد نیست ‫- خیلی‌خب

‫هی لوسین!

‫دیدیشون؟

‫- لوسین... ‫- هیس! یه لحظه

‫- بریم ‫- باشه

‫نه، نه، فقط...

‫- حالا می‌بینیم ‫- آره

‫- بجنبین ‫- هیس!

‫- خیلی‌خب ‫- هیس!

‫رفیقات رو می‌بینی؟

‫- بریم ‫- برو، برو

‫بریم، بریم

‫- اگه برگشت... در برید! ‫- هیس!

‫ به هر حال ساختمون اونه!

‫بریم، بریم. ‫یالا بجنبین. بریم

‫بریم

‫چی می‌بینی؟

‫- خیلی‌خب، کاملاً امنه. بیاین ‫- باشه

‫- چی گفت؟ ‫- گفت کاملاً امنه

‫- هیس! ‫- ببخشید

‫آره، بریم

‫یالا

‫- در رو نگه دار ‫- باشه

‫ «:: مــتـرجـم: سامان کاکی ::» ‫ |^| Saman97 |^|

‫ آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال ‫در تلگرام و اینستاگرام ما ‫.:. @OfficialCinama .:.

‫ماه‌هاست که داره ازم می‌گیره!

‫منطقه "ویورلی" قلمرو منه. ‫همیشه قلمرو من بوده

‫کسب و کار و من داره رونق می‌گیره برادر بزرگ

‫نه توی قلمرو من

‫همتون رو می‌کشم بی‌ناموس‌ها!

‫آقایون، خواهش می‌کنم

‫گوه نخور بابا

‫چی می‌خوای؟

‫این یه جلسه‌ی خصوصیه

‫تامی، ‫گفتی اینجا آتش‌بازی بوده

‫غنیمته کو پس؟

‫- دیروز که اینجا بود ‫- از دست تو تامی

‫- خدایا! ‫- گذاشتی در بسته بشه اسکول!

‫حالا چیکار کنیم؟ ‫چجوری از اینجا بریم بیرون؟

‫دهنتونو! نگفتین که بسته میشه! ‫- بهت گفتم نگه‌ش داری

‫لعنتی!

‫- یا خدا! ‫- نه، نه، نه!

‫کای، یه کاری بکن!

‫چه غلطی کردی؟

‫- هیچی! نمی‌دونم! ‫- بچه‌ها... کمک! کمک!

‫ما این توییم!

‫کسی نیست؟ کمک!

‫کمک کنین!

‫- کمک! ‫- کمک!

‫- آهای! ‫- کمک!

‫پایین بمونین!

‫کمک!

‫کمک! یکی به دادمون برسه!

‫یکی بیاد!

‫کمک!

‫قاتل وو؟

‫مرجع خیلی قشنگی داره

‫- اصلاً می‌دونی معنیش چیه؟ ‫- تو می‌دونی؟

‫تو اون کسی هستی که می‌خواد ‫قدرتمو ازم بگیره

‫قدرت‌های تو دنیا رو نابود می‌کنه

‫قدرت‌های من...

‫این دنیای تباه‌شده رو درست می‌کنه

‫تویی که تباه شدی

‫از قدرت آتش دست بکش

‫نمی‌خوام بکشمت

‫پس تو یه...

‫آدمکش افتضاحی

‫دست‌هات رو نشون بده!

‫دست‌هات رو نشونم بده!

‫بسه دیگه!

‫بذار اون بره!

‫پسرم

‫فکر می‌کنی این همه چیو بهتر می‌کنه؟

‫به من که کمک کرد

‫فقط جبران لطفته

‫نمی‌خوام

‫- مجبور نبودم از اون راه برم ‫- عه جدی؟ کدوم راه بود؟

‫به ترایاد کمک می‌کنی جیمی رو بگیره ‫یا من که سعی می‌کنم جلوشون رو بگیرم؟

‫تو سعی کردی جلوی "زن" رو بگیری

‫پس تقصیر من شد؟

‫خیلی‌خب، خدا لعنتش کنه جنی. ‫قرار بود خوب پیش بره

‫یارو جیمی نبود

‫می‌دونم که اون نبود. فقط ‫می‌خواستم یکم روراست باشم، می‌دونی؟

‫فکر کردی این یه بازیه تامی؟ ‫جون جیمی پشیزی ارزش نداره؟

‫الان دیگه خونه‌ست. ‫حالش عالیه. اتفاقی هم نیفتاده

‫عه خوبه پس همه‌مون ‫رو بیخیال شدن

‫- فقط چندتا اشتباه هویتی بوده ‫- منم همین رو گفتم

‫هیچکی آسیب ندیده

‫خب، شایدم یه کوچولو

‫نباید انقدر ساده‌ باشی تامی

‫انقدر نگران نباش

‫مامان و بابا سه ساعت دیگه می‌رسن

‫تو فرودگاه میرم دنبالشون

‫- بعد میریم شام می‌خوریم ‫- تف توش. امروز بود. ساعت چند؟

‫- پنج ‫- من می‌تونم برم دنبالشون

‫- خودم می‌تونم ‫- مشخصات پرواز؟

‫- نه تامی خودم می‌تونم برم دنبالشون ‫- تو که نمی‌خوای مامان بابات اینجوری ببیننت

‫- تامی! ‫- درستش می‌کنیم آبجی

‫من میرم میارمشون، ‫تو هم همه چیو آماده می‌کنی. با همدیگه

‫و هر چی در مورد تغییراتی که اینجا ‫به وجود آوردی پرسیدن،

‫راست و ریستش می‌کنیم

‫مگر اینکه نخوای من اینجا باشم

‫- نه. لازمه که تو اینجا باشی ‫- آره ولی...

‫تو نمی‌خوای من پامو توی این ‫مخمصه بذارم که میذارم

‫چون این کاریه که می‌کنم

‫- تامی ‫- در واقع آره...

‫بهتره من اینجا نباشم

‫فقط اوضاع رو سخت‌ می‌کنم، درسته؟

‫درسته

‫اوضاع با خودت

‫اگه پرسیدن من کجام، ‫فقط بگو بیرون از شهرم

‫درگیر یه موضوع کاریم

‫خودت یه کاریش می‌کنی

‫موفق باشی

‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

‫چی هستی؟

‫نمی‌تونم...

‫گفتی توی خوابت دیدی که من می‌میرم

‫همون عمو "شش" منو سوزونده

‫می‌خوام بیشتر بدونم

‫خواهش می‌کنم

‫ این آقا پنج ساله که توی حوزه‌ی ‫ این رسانه

‫ فعالیت می‌کنه و به نظر من ‫ کاری که می‌کنه محشره

‫ می‌خواستن از شرش خلاص بشن

‫ - متوجهم ‫ - می‌دونی؟ کار اشتباهیه

‫ خیلی از این ماجراها اینجا ‫ رخ نمیده

‫ ببین کی بهت گفتم. ‫ باید این هنر رو زنده و روبه‌راه نگه داریم

‫ با کشیدن این نقش‌ها روی ‫ دیوارهای شهر،

‫ اعتبار بسیار زیادی به این شهر می‌بخشه

‫ و گرافیتی نیست، این...

‫ خب، شاید ببینید جنبه‌ی ‫ قیاسی پیدا کنه براتون...

‫بذار الک مک کالو رو برات بکشم،

‫و همینطور قاتل وو رو

‫من این قاتل وو رو می‌شناسم

‫به موقعش خودم می‌کشمش،

‫اگر چاره‌ای برام نمونه

‫باید نگران کارهاش باشی

‫بقیه خیلی وقته که می‌خوان کلکم کنده ‫بشه و همچنان من زنده‌ام

‫این فرق می‌کنه

‫نبش خیابون بعدی بزن بغل

‫- از اونجا پیاده میرم ‫- این یکی فرق می‌کنه

‫مک کالو رو برام پیدا کن

‫خودم به قضیه قاتل وو ‫رسیدگی می‌کنم

‫و "زن"...

‫دیگه نگران نباش

‫باشه برادر بزرگ

‫باید تا جایی که می‌تونی از ‫محله‌ی چینی‌ها دور بشی

‫شش نمی‌دونه منم توی این قضیه‌م. ‫فکر می‌کنه راهب منم

‫ولی تو رو دیده

‫واسه پیدا کردن من میاد دنبال تو

‫بقیه‌ی این آدما چی؟ دوست‌هات

‫جنی، تامی، لوسین

‫اونا هم توی این خواب هستن؟

‫پيشگويیه

‫پس جونشون در خطره

‫اطلاع دارن؟ بهشون گفتی؟

‫نه

‫باید همه چی رو بهشون بگی

‫تا ازشون محافظت کنی

‫می‌خوای دستگیرم کنی؟

‫با چشم‌های خودم دیدمش

‫نمی‌تونم توضیحی در موردش بدم

‫ولی باورش می‌کنم

‫می‌خوام بهت کمک کنم

‫که عمو شش رو بکشی؟

‫این دیگه مشکل منه. ‫به تو ربطی نداره

‫به منم ربط داره

‫منم توی پیشگوییت هستم

‫ببین...

‫وقتی میری دنیا رو نجات بدی

‫من حواسم به لوسین و ‫رفیقات هست

‫خوبه؟

‫من یه تصمیمی گرفتم

‫که هم محافظت کنم هم خدمت

‫تو دیگه تنها نیستی. ‫دیگه نیستی

‫لوسین. چه خبر؟

‫ می‌خوام برگردی گاراژ

‫- کی؟ ‫- همین الان. مشتری‌ها می‌خوان موضوعاتی رو روشن کنن

‫ چه موضوعاتی؟

‫فقط برگرد اینجا

‫من باید برم

‫پونزده سال پیش،

‫توی ساختمون "وا سانگ" یه آتش‌سوزی ‫رخ داد

‫هفت‌تا از رؤسای کشته شدن

‫چیزی در مورد اینکه عمو شش ‫اون آتش رو راه انداخته باشه شنیدی؟

‫واسه چی؟

‫منطقیه که شاید اون آتش رو ‫راه انداخته باشه، اینطور فکر نمی‌کنی؟

More Farsi Persian subtitles for Wu Assassins

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left