The first 200 lines.
... آنچه از "حلقه مخفي" گذشت
. تو يه جادوگري ، از يه نژاد كاملاً اصيل
. كامل كننده ي حلقه ششمين نفره
. تو حلقه رو كامل ميكني
. قضيه روح شيطانه ــه
يه خُرده سريع رفتي ! تو كار كيسه آخري
. بهت گفتم چيز خطرناكيه
يه فرد خيلي مهمُ . ازم گرفت
. دوست دختر قديميت . خبر دارم
. يه توتم* قويه
يه هفته بذار رو ... تختت
و تو به سمت هيچي به جز . قدرت خالصت ميري
يه راهي پيدا كردم . تا حالتُ بهتر كنم
... وقتي مدالُ تو دستم داشتم
... يه ارتباط واضح باورنكردنيُ
. به پدرم حس كردم
... اگه پدرت زنده ست
شونزده سال وقت داشت . تا دنبالت بگرده
لحظه اي كه "كَسي" مدالُ ... فعال كرد
به هر جادوگر مُرده اي كه قدرتش . گرفته شده بود هشدار داد
. قدرتا به مدال گره خورده
... بابام
فك كنم گذاشتم ذهنيتم ازش . تو واقعيت سايه ايجاد كنه
به نظرم بايد هر جائي . كه هست بمونه
ميري از اينجا؟
. راستش ، آره
وايسا ، چي؟
جدا؟ . آره
مادر بزرگم ، داره از کلينيک . بر ميگرده خونه
. راستش ، امشب برميگرده
. خبر خيلي خوبيه
. قسمت خبر از مادر بزرگت . نه قسمتي که تو ميري بيرون
ميدونم ، تقريباً برگشته . به همون حالت سابقش
اما واقعا دلم براي . خروپف کردنت تنگ ميشه
فکرش رو بکن من بدونه تو ، که هي ازم بپرسي بيدارم يا نه
اونوقت از کجا بدونم الان نصف شبه؟
خب ، هروقت خوابم نبرد . از خونه بهت زنگ ميزنم
. قول ميدم
. بيا تو
. صبح بخير
اين کاتالوگ هاي دانشگاه . الان با پست رسيد
فکر کردم جفتتون بايد . يه نگاهي بهشون بندازين
. کسي" داره از اينجا ميره"
. مادربزرگش برگشته
بابا ، حالت خوبه؟
آره ، خوبم . فقط غافلگير شدم
دايانا" ، گفت تو کافي شاپ" . ميخواي کار کني
فکر كنم با وجود اون و ... اينکه داري از اينجا ميري
انگار دختر جديدم کاملا . بزرگ شده
. ميدونم . خيلي هيجان انگيزه
خب از کي ميتونم قهوه مجاني داشته باشم؟
خب احتمالا تا موقع ناهار از اونجا . اخراج شدم
. نه ، تو بهترين خدمتکار ميشي
. يا حداقل جذاب ترينشون . فقط همينطوري کار کن
خب "موفق باشي ، "کسي
منتظر شنيدن خبر درباره . جين" هستم"
. ممنون
. و ممنون که مواظبم بوديد
. باعث افتخارمون بود
چرا همه مردهايي که توي زندگي من هستند تو رو بيشتر از من دوست دارند؟
. شوخي کردم
سلام؟
کي اونجاست؟
. قبلش زنگ زدم پليس
. اگه جاي تو بودم بازش نميکردم
. خيلي بد شانسي مياره
اينجا چه غلطي ميکني؟
از تو خونه فکر کردم . يکي رو اينجا ديدم
. در خونه هم باز بود
واقعا؟
، همه چيز رو به راهه . نگاه کردم
فکر کنم يکي در رو باز کرده . تا بياد يخُرده اينجاها رو تميز کنه
. اينجا رو جا انداختن
اون ديگه از کجا اومده؟
. احتمالا من با خودم از بيرون آوردم
چه خبره؟
. خاکستر با نمک
از اون چيزهايي که شکارچياي جادوگر ... استفاده ميکنن
. تا جلوي قدرت يه جادوگر رو بگيرن
. ايزاک" بهم هشدار داده بود"
. گفت اونها ميان سراغت
. انتظاز نداشتم به اين زودي بيان
. اينجان
. ايزاک" مدالُ ميخواست"
... قدرت هزاران جادوگر
تنها راه براي جلوگيري از . حمله يه شکارچي به جادوي سياه
وقتي بهش گفتم مدال نابود . شده ، خيلي عصباني شد
. اين جور در نمياد . اون که جادوگر نيست
. اون نميتونست ازش استفاده کنه
. منم متوجه نميشم . اما مشخصه اونا تو شهرن
. و من تو رو تنها نميذارم
نه، من به پرستاره بچه . احتياجي ندارم
و مطمئنآً نه يک . کسي که مشکلات کنترل خشم داره
. من با اين جام امن تره
. کمي قدرت شخصي بهش اضافه ميکنم
چيکار ميکني؟
ميبيني؟ از مواظبتم . ميتونم فراتر برم
، "اينم يه قهوه "موکا . با دو درصد شيره لوبيا و سبوس
يه چاي سبز . بخار داده شده
. و يه قهوه وانيل و شير
. ما هنوز سفارشم نداديم
. درسته
با دست ضعيفتر سيني ... رو بگير
. با دست قويتر سفارش ها رو بده
. باشه ... همه چي مربوط به تعادلِ
. بين تو و سيني . زانوهات رو خم کن
. يکمي
. نه خيلي زياد
. فنجون اول وسط قرار ميگيره
. بقيه دورش حلقه ميشن
و يا ميتوني اينجا واسه من کار کني؟
. دستمزد کمم رو با هم تقسيم ميکنم
... اون
. سلام
. بفرماييد
. چاي سبز
ببين ، راستش بايد برم . خونه قايق
، ما رو ببين . يه جفت که دارن کار ميکنن
... اوه ، آه
. يکي توي خونه ام بود
. فک کنم شکارچي جادوگر بود
چي؟ از کجا ميدوني؟
کي اونجا بودي؟
. امروز صبح
. از خونه ي "دايانا" اومدم بيرون
. خب ، بهش گفتم مادربزرگم برگشته
برگشته؟ - . نه -
فقط خيلي وقت بود . خودم رو سربارِ "دايانا" کرده بودم
. و ميخواستم روي تخت خودم بخوابم
خب ، مطمئننآً الان اين . اتفاق نميوفته
. آدام" ، آره ، ميوفته"
ببين، همين الان به . يه عده معتاد شديد به کافئين سرويس دادم
شکارچي هاي جادوگر . منُ نميترسونن
آره ، شايد نترسونن . اما به هر حال ميام اونجا
. آدام" ، منظورم اين نيست"
. آروم ، بخاطر مواظبت نميخوام بيام
يه شکارچي جادوگر بهترين ... بهونه واسه منه
تا يکمي وقت باهات تو . يه خونه خالي بگذرونم
از تيپت خوشم اومد . "كنانت"
فکر کنم به هر کسي اينجا سرويس ميدن ، درسته؟
. آره ، اما خوب سرويس نميدن
ملکه زنبور يه قهوه با شير . بهم داد ، با زانوهاي خم شده
. زندگي خوبيه
خدمتکار؟ . دوباره سرويس بده
"بيخيال ، "في . تمومش کن
چي ُ تموم کنم؟
."کاراي "جيک" مانند با "کسي
. ميتونه "جيک" رو داشته باشه . واسم مهم نيست
ببين ، اگه ... تو از "جيک" سرتري
چرا بيخيالش نميشي؟
. لي" بهت علاقه داره"
لي"؟"
با پايين تر از خودم قرار بذارم؟
. نه ، اصلاً با هم جور نيستيم
... حرف آدم بي ارزش شد
. سلام
. "کالوم"
. يه مهموني تو خونه م راه انداختم
شما خانم ها دوست دارين مهمونيمُ باحال تر کنين؟
. نه ، ممنون
اين روزا چسبيديم . به قهوه خوردن فقط
. ممکنه خوش بگذره
. درباره ش فکر ميکنيم
. عاليه . آدرسم رو برات ميفرستم
چيه؟ اين اون چيزي . که تو فکر ميکني نيست
راستش اين پسره . بچه خوبيه
آره؟ شرط ميبندم توي مرکز بازپروري . معتادين بيشتر گيرت ميومد
. آره ، موندن با "دايانا" عاليه
اما هروقت آماده باشي . که برگردي خونه خوشحال ميشم
. دلم برات تنگ شده ، مادربزرگ
. باشه ، خيلي خب . منم دوست دارم
جيک"؟"
."سلام ، "کسي
. اسم من "جان بلک ول" ــه
. من پدرتم
چطور بدونم تو واقعا پدرم هستي؟
. ميدوني . احساسش ميکني
... اين يعني تو
واقعا زنده اي؟
. من يه توضيح بهت بدهکارم
. اوه ، به خودت زحمت نده
خيلي به اين ايده که تو اين ... دور و رو بر نيستي
. عادت کرده بودم
. بازم همونطوري ميتونم ادامه بدم
نميتونستم بذارم . کسي بدونه که من زنده موندم
اما وقتي تو اون مدالُ ... فعال کردي
. فهميدم تو دردسر افتادي
اين اواخر خيلي . تو دردسر بودم
اين زمان بنديت . يجورايي مزخرفه
. بايد بري
چيه؟
. نميخوام اينجا باشي
. من به کمک نيازي ندارم
. چرا ، نياز داري
. بذار توضيح بدم
يک ساعت ديگه من . رو تو ساحل بيا ببين
، وقتي بدونم جات امنه . ديگه لازم نيست دوباره منُ ببيني
. الان بهم بگو . اون "آدام" ـه
هرچيزي که بهم بگي ، بهرحال . من ميرم به اون ميگم
. نميتوني
No comments yet. Be the first to leave one.