The first 200 lines.
زیگی (اسم عروسک)، واسه خوش شانسی
یه تبر جنگی، وضعیت خوبی میده. درسته؟
یه خنجر هم داریم، البته نوکش شکسته
یه دونه پنجه بوکس، باهاش طبیعی تر بنظر میرسیم
یه شلاق چارپا، نظری نداری؟
و یه چیز احمقانه ی خمیده
اوه، این دیگه چیه؟
"خون "ترول
همه ی این اسلحه ها و نه فقط یکیش
قراره در مقابل "گارودا" برامون یه کاری بکنه
بو، نگران نباش
!کنزی، باهات جدی ام
خودت که دیدی اون چقدر قدرت داره
حتی اگه "لارن" بتونه زهر لاکلان" رو سالم نگه داره"
شاید بازم نتونم اونو به "گارودا" منتقل کنم
...بو، من میخوام کمکت کنم، ولی
فقط نمی دونم چجوری
اوه
!این چیزی نبود که دقیقا درنظر داشتم
بو، این من نبودم
...حرومزاده
!وکس
ببخشید، مزاحمتون هستم؟
آهان، این یه نوع دیگه اس
"کدوم قسمت اینو نمی فهمی که " اینجا یه مهمون هستی
اون قسمتش که یه خواب شب راحت رو برام فراهم کنه
یعنی افتضاح نیست همش به این میز قصابی که اسمشو گذاشتید کاناپه بچسبم
حالام باید به شما دوتا گوش بدم که درباره ی "گارودا"ی ملعون می نالید
"اوه، باید چیکار کنیم؟"
"اون خیلی بد ذاته و نمیشه جلوشو گرفت"
هیچکس اینو نگفت
خب همینم هست
حالا دیگه نمیخواد مجبورم کنید که گوشام رو ببرم
خب، بذار من این مشکل رو برات حل کنم
اوه، مراقب باش عزیزم
بهتره یه کاری کنی که بعد افسوسش رو بخوری
اوه، زیگی
شاید تو زندون "موریگان" خواب راحتتری داشتی
خیلی خب. خودت صاحب اختیاری
اگه دلت میخواد ناله کنی، بکن
منم اینجا سعی میکنم به اتفاقاتی که پشت کاناپه ی یه ساکیباس میگذره توجه نکنم
تریک، سلام. چه خبر؟
ببخشید که دیر تماس گرفتم
انتظار داشتم بیای تو مشروب فروشی ببینمت
میخوام راجب یه چیزایی باهات حرف بزنم
و یه چیز دیگه، بو
اون شمشیری که واسه تولدت داده بودم هم بیار
اینا دیگه چی هستن؟
این مجموعه چند ساعت پیش کامل شده
ثابت می کنه که "گارودا" دوباره ظاهر شده
بذار حدس بزنم، یه سری ردپای افراد مرده که بوی جوجه کباب گرفتن؟
سعی کردم موقعیت دقیقش رو شناسایی کنم و دارم پیداش می کنم
واسه همین بود گفتم بیای اینجا
من نگران نقشه اتم
هردو مون نگرانیم
این نیروی اضافی که میخوای بکاربگیری میتونه خطرناک باشه
ممکنه خودتو تو تاریکی درونت گم کنی
و هیچوقت نتونی ازش بیرون بیای
باید ریسک هر چی که بشه باش گارودا" رو شکست داد بپذیریم"
می دونم
میشه بدیش؟
این مال "ایزابو" ئه
من وارث نام مادربزرگم هستم؟
و خیلی بیشتر ازون
ازت میخوام اینو پیشت داشته باشی
( عصاره ی زندگیش (ایزابو
این مایع می تونه هر بیماری رو شفا بده و هر سمی رو خنثی کنه
همین طور میتونه تاریکی درونت رو دفع کنه
این مایع قدرتهای درمانی عجیبی داره
این جایی بوده که قابلیت خوب شدنت رو ازش گرفتی
من سالها اونو مخفی کرده بودم و منتظر زمان مناسب برای استفاده ازش بودم
بنظر زمان استفاده اش خیلی زود داره فرا می رسه
وقتی ازین جنگ زنده بیرون اومدیم
میخوام همه چی رو دربارش (ایزابو) بشنوم
درباره ی همه
اینو امن نگه دار
و اگه حس کردی تاریکی داره کنترلت میکنه، اونو بنوش
این تورو بر می گردونه به همون "بو" یی که دوستش داریم
نمی دونم اگه تو رو نداشتم چه کار می کردم منم همینطور-
کسی بالاست؟
مشروب فروشی شبها تعطیله
!تریک
!تریک
زندگي سخت ميشه وقتي ندوني کي هستي
وسختتر ميشه وقتيکه ندوني چي هستي
معشوق من حکم مرگ خودشو بهمراه داره
من سال ها "گمشده" بودم و مخفيانه جستجو می کردم
تا بفهمم به دنيايي، مخفي از انسان ها تعلق دارم
ديگه مخفي نميشم
و به روش خودم زندگي مي کنم
ترجمه و زيرنويس توسط: اميرحسين "تصحيح شده و با زمانبندي بهتر"
بنظرم کار "رَبیسو" ها بوده
این "آندرفی" ها در سایه ها مخفی میشن
به نظر، "گارودا" رفقایی رو زمین هم داره
حالا هرچی که هستن، اونا "تریک" رو گرفتن
من کشتارگاه رو چک کردم، اثری از "گارودا" نیست
تریک" گفته بود: داره جای "گارودا" رو پیدا کنه"
تو مخفیگاهش تعدای نقشه و کاغذ بود
گرفتمD ببین من تو جغرافی نمره ی
کنزی این خیلی مهمه. ما باید سریعا "تریک" رو پیدا کنیم
باشه بیا، من کمکت می کنم
حالا چی درمورد "تریک" اینقدر مهم شده
آهان. میذاره نوشیدنی مجانی بخورید
ولی ارزشش رو نداره که جون خودتون و مهمتر از اون جون منو بخطر بندازید
تریک" سازنده ی صلح و آرامشه"
یعنی میگی اون جن کوتوله "سلطان خون" ه
من اصلا به این دست نزدم
حالا می فهمی چرا پیدا کردنش انقدر مهمه
و چرا فقط ما میتونیم این کارو بکنیم
انگار واقعا تو دردسر افتادیم
میرم با "لارن" حرف بزنم، خب؟
باید سرعت عملش رو بیشتر کنم
...این دیگه چه زبونیه؟ این مثل ترکیب
!خط هیروگلیفه با نسخه ی دکترها
خب، حالا باید یه لیست از علائم تهیه کنم
و دنبال الگوی بینشون بگردم
!خب اینجا شکل یه خونه ی یه وری داریم
!و یه عینک که دوتکه شده
!و یه پسرلاغر که تو ساحل وزنه برداری می کنه
فکر می کنی این راه درستش باشه؟
بابا من خدای رمزگشایی تو "گرینساید" بودم
حتی خودم یه زبون اختراع کردم واسه رسوندن برگه تقلب
!بابا تو این کاره ای
"زهر "لاکلان
خب، کل چیزیکه تونستم سالم نگه دارم
دُزش چنده؟
یکه
نمونه های قبلی خیلی کم تر بود
همیشه همه ی تخم مرغ هات رو تو یه سبد بذار
ببخشید
تو تنها نفری که تو این هزارسال
رو این زهر کار میکنه
بو
یه قولی بهم بده
کاری کن که "گارودا" زجر بکشه
اون پدربزرگ منو گرفته و خدا میدونه
که میخواد "سلطان خون" رو ...به چه کاری وادار کنه
می دونی "تریک" چقدر قدرتمنده؟
تقریبا به اندازه ی تو
تو قلبا به خودت ایمان داری
نگرانی من مربوط به خودم نیست
من تو رو دوست دارم
و همتون رو
خیلی زیاد
پس چیزی که ما میخوایم باش
یه رهبر
هی، اوضاع پایین چطور پیش میره؟
جالب نیست
واسه درد گردنم، می تونی یه حرکت سوت انجام بدی؟ جون من بگو آره
چطوره روش قدیمی رو امتحان کنیم؟
اوه ممنون
مساله ای نیست
خب برو جلوتر قشنگ بمالونش
جدی میگم. مگه فقط من اینو می بینم؟
خوبه همتون اینجائید
میخوام درمورد نقشه ام صحبت کنم
ممنون
آخرین بار که دنبال "گارودا" رفته بودیم
یه کاری کرد بین ما دعوا سر بگیره
اون یارو شبیه "جری اسپرینگر" تو "فی" هاست
ولی من واسش یه جواب دارم
خون من
ها...ای یعنی چَه؟
خون من یه ویژگی منحصر بفرد داره
شما درمورد "رایان" اینو دیدید، اون برده ی من شده بود
آهان، یعنی میخوای ما رو برده ی خودت کنی؟
من میخوام به سمت یه هدف مشترک متحد بشیم
که اون برطرف کردن شکها و دعواهای خودمونه
این تنها امید ماست
یه لحظه صبر کن
میخوای خونت رو به بدن ما تزریق کنی؟
قصد اهانت ندارم . ولی حتی نمیدونم تو از کجا اومدی
هر جا که بدتر از تو نیست
اِه...آره؟
باید وقتی پیش سگ ها میخوابم یه خط جلوشون بکشم
تمومش کنید
این دقیقا همون چیزیه که میخوام بگم
"اگه می خوایم به "گارودا" نزدیک بشیم و زهر "ناگا رو بهش منتقل کنیم، باید اختلافاتمون رو کنار بذاریم
آهان...محموله ی من رسید
تو آزادی بری
داری وقتت رو تلف می کنی
نمی تونی مجبورم کنی گذشته رو عوض کنم
اشتباه فهمیدی، سلطان خون
قصد ندارم تو رو مجبور به کاری کنم
میخوای التماس کنی؟
تا پایان روز این توئی که التماس خواهی کرد
"قلعه ی من در "ایدِن دِری
جایی که آخرین ایستادگیت رو در "جنگ بزرگ فی ها" کردی
این دیگه چجور حقه ایه؟
یه حقه نیست
(.این دو تا حقه ست (درواقع یعنی دو تا تریک
این بازیها چه معنی داره؟
خودت گفتی فقط برای مصلحت "فی" ها از خونت استفاده می کنی تا به جنگ پایان بدی
میخوام ثابت کنم که اشتباه کردی
با ساخت یه جور توهم دیگه؟
نه، با حقیقت
اگه انقدر مطمئنی که شرافتمندانه عمل کردی
چه ضرری داره یه باردیگه کارات رو مرور کنیم؟
سرورم
آلاستور
No comments yet. Be the first to leave one.