The first 185 lines.
Prometheus
هوزوکی!
هماهنگ نیستیم!
گندش بزنن... باید چیکار کنم؟ واسه اینه که از من محافظت کرد.
متنفرم که اینجوری تموم شه!
عمراً بذارم!
درسته.
...اینکه به تصمیمی که گرفتم تا آخرش باور نداشته باشم... یعنی چی؟
چیزی نیست.
نت ها حتما... جایی نواخته میشن که ما میخوایم.
این دیگه چیه؟!... کاملا یجور دیگه نسبت به قبلشون مینوازن.
دیگه تنها نیستم.
نبینم سطحتو با ما یکی کنی، فهمیدی؟
با صد درصد توانت بزن.
همینه، به روش خودم رهبری میکنم.
حتما انجامش میدم.
وقتی پیداش کردم، نتونستم قاتیش نشم...
...با صدایی که شدیدا قلبمو تکون داد.
الان... چه اتفاقی افتاد؟
"#14 قدمی رو به جلو"
نیمه ی پایانیِ اجراشون واقعا خوب بود، نبود؟
تماشاچیا حسابی هیجان زده شده بودن.
چـ چیزی نیست! هنوزم میتونیم اونارو کنار بزنیم! مگه نه میو؟!
میو...؟
میو داره از خنده ریسه میره!
تا حالا اینجوری ندیدمش! چندش!
تو همچین جایی اینجوری وول نخور! بعدی نوبت ماست میفهمی!
رئیس...
میتونم بهترین عملکردم تا امروز رو ارائه کنم.
نیمه اول و نیمه ی دوم...
انگاراصلا دو تا مدرسه ی جدا داشتن اجرا میکردن.
یهو توانایی واقعیشون رو توی نیمه ی دوم به نمایش گذاشتن؟
صداشون کاملا با چیزی که انتظار داشتم متفاوت بود. عمیق بود...
خوشحال بنظر میای، اوسوکه.
چی؟ آره؟
سن... اجراشون یجورایی فوق العاده بود، نبود؟
آره...
هی! خیلی جو نگیرتت، هاروی خنگ!
نسبت به ما، هیچی نیستن!
چی؟ ولی--
خفه!
عجب اجرایی... بنظرم اجراشون واقعا باورنکردنی بود!
کارشون خیلی خوب بود. نیمه ی دوم برگشتن.
.اجراشون حسابی سر حال آوردم و خوشحالم کرد
تونستیم شاهد رشد یکی باشیم.
بخت باهامون یار بوده که همچین اجرایی رو دیدیم.
اجراشون عالی بود.
کار چیکا خوب بود... هر چند اولش نگرانم کرد.
از اینا میخوای؟
ممنون، مامان.
بله؟
خوبی، کازوسا؟
خوب نیستم.
نمیتونم چنین اجرایی رو قبول کنم.
متاسفم!
چی؟
هی، چه خبرتونه؟ چتونه شما سه تا؟
اه، خب، راستش کودو...
از اونجایی که بد جوری اسهال داشتم،
تمرکزم رو از دست دادم و بقیه رو پایین آوردم. معذرت!
مـ من میدونستم، ولی به شماها نگفتم.
منم همینطور.
انقد ضایع دروغ نگو.
سنسی!
چی؟ دروغ؟ چی دارین میگین؟
هُو!
واو... انگار از قبل بدتر شده.
چیکا! دستت...!
اه، نه! چی شده؟
نکنه مال اون موقعس...؟
تو دستشویی به خودش صدمه زد.
چی؟
نیس حالش خوب نبود،
کشیدمش تو دستشویی و بهش گفتم نباید اجرا کنه.
بعدش مشت زد به دیوار، و دستش اینجوری شد.
انقد چلاق بود که حتی منم .میفهمیدم میخواست بمیره و اینجوری نباشه
عوضی...!
همم؟ اشتباه میکنم؟
اشتباه... نمیکنی.
!اخخخ... چلاق
چیکای خودمونه!
خیلی بانمکی، چیکا!
ولگرد بازی بسه! برو دستتو معالجه کن.
خودم میدونم!
شماهام زود سازها رو جمع کنین.
شرمنده تشنه مه! میرم یه چیزی بخرم گلویی تازه کنیم.
.چی؟ اه... حتما
واو... هوزوکی چه زود سازشو بست.
کـ کوراتا...
مصدومیت چیکا واقعا...؟
آره، واقعنی. امیدوارم زودتر خوب بشه.
وقتی خوب شد، بیاید همگی با هم ساز بزنیم.
آره.
ایستگاه کمکهای اولیه""
یه ماهی لازمه تا خوب بشه. حتی ممکنه طولانی تر هم بشه.
هان؟ یــــــــه مــــــــاه؟
چرا؟! فقط پیچ خورده، مگه نه؟
سَرسَری نگیرش! چون بهش فشار آوردی یکم بدترش کرده.
یه مدت از این دستت استفاده نکن. .وقتی وَرَمش خوابید، شروع کن نرمشش بده
کـ کوتو چطور میشه؟
معلومه که! نمیزنی!
"شوکه"
سه روزه ردیفش میکنم!
موفق باشی! باشه، حالا دیگه میتونی بری!
بذار ببینم... چیزی که همیشه می نوشید...
"شیر توت فرنگی"
دنبال چیزی هستین؟
چی؟ راستش... میخواستم یه مشت خوراکیِ !توت فرنگی بخرم. از همهشون
"حالت اطمینان"
اه... کود--
آهای تو، صبر کن!
اک!
چی، بازم تو؟
چی میخوای؟
اجراتو شنیدم. چه گَندی بود؟!
نیمه ی اول هردمبیل و افتضاح بودی، نمیتونستم تحمل کنم.
فقط انگاری یکم تو نیمه ی دوم برگشتی،
اما وقتی تا آخر میزنی، یه ذره هم یه ذرهس!
نمیتونم همچین اجرایی رو بپذیرم!
همونطور که فکر میکردم، تو لیاقت کوتو زدن با ساتووا رو نداری.
بازم اینو میگی؟ اجرای امروز تماما تقصیر من بود.
و منم چندین بار گفتم،
.ولی هوزوکی با ما ساز میزنه، چون خودش میخواد
تصمیمش با تو نیست.
!تموم شد؟ تا بعد
تقصیر شما پسراس!
هان؟
اجرای امروز ساتووا...
اونجوری... اونجوری که باید، نبود!
هان؟
صداها مال اون نبود!
قبلا واضح تر و صاف و تمیزتر بود!
.قبلا صداش قوی، اصیل و محکم بود
قبلا صداشو خیلی تحسین میکردم، اما حالا توسط جنابعالی آلوده شده.
چون با آدمای بی مهارتی مثل شما پسرا میزنه،
صدای ساتووا مردده! دیگه به خوبی قبل نیست!
اگه تو این کلوب کوچیک بمونی، فقط بدتر میشی.
چرا...؟ این یعنی باید مثل قبل با کوتو روبرو بشم؟
همش تو تنهایی خودم فریاد بزنم...؟
کوتوی تو... مثل اصلحه برای من میمونه.
آروم و مهربون شدن.
چی؟
اینطور نیست که مردد شده باشه، یا نوازنده ی بدی شده باشه.
فقط و فقط صداش آروم و مهربون شده.
صدای الآنش رو خیلی بیشتر از
اولین باری که دیدمش دوست دارم.
درباره ی دوست داشتن تو حرف نمیزنم.
تو هیچی در مورد صداها نمیفهمی.
آروم و مهربون شدن!
خودم... میدونم. لازم نکرده تو بهم بگی، خودم میدونم.
صدای ساتووا از بچگی، یجورایی با تنهایی پُر شده بود.
خیلی خیلی زیبا بودن.
اونقدر زیبا که اونو غیر قابل دسترس کرده بود.
صداش بهم چیره شده بود.
اما اشتباه میکردم...
هرگز صداشو انقدر آروم، تابان، شاد و خوشحال ندیده بودم.
صدایی مثل اون...
...هرگز به دنیا نیومده که با من بنوازه.
عوضی، هر چی از دهنش در اومد بارَم کرد!
واو؟! از کِی تا حالا اینجا بودی؟
از اولش اینجا بودم.
درباره ی صدای من چی میدونی؟
چی؟ گوش میدادی؟ معذرت. فقط هرچی تو فکرم بود رو گفتم.
ممـ...
ممنون.
ممنون.
چیکاغ!
اینجای!
این واسه توئه!
هان؟ چیـ....؟
هوی چیکا، دستت خوبه؟
همم؟ هوزوکی هم همین الان اینجا نبود؟
اه، جلو جلو رفتی خوراکی خریدی؟! قبول نیست! یکمش هم بده من!
عمـــــراً.
خسیس! از کِی تا حالا !انقد خوشگل و خوش آواز شدی؟
خفـــــه.
نتیجه ی همه ی اجراها توسط همه ی مدرسه های شرکت کننده.
خدای من... هرگز فکرشم نمیکردم انقدر اجرای سطح بالا ببینم.
خوشحالم که تونستم بهشون گوش بدم.
بعد از شنیدن صداهاشون، همش دارم با خودم کلنجار میرم که رتبه دادن اصلا درسته.
کاری از دستمون برنمیاد.
از اونجایی که مسابقهس مجبوریم رتبه بندی کنیم حالا هرجور که بشه.
کودو...
هان.
خیره...""
No comments yet. Be the first to leave one.