The first 200 lines.
خب من دارم این کیف رو میخرم و زنه بهم میگه
داخلش جیب اضافه داره
.تا بتونم خوراکیهای بچم رو نگه دارم
و من بهش گفتم، "به بدن من میاد که "بچه به دنیا آورده باشم، جنده؟
...اون مدیرش رو صدا میزنه و
و تو باهاش لب میگیری و اون بیخیالت میشه
.و تو کیف رو میدزدی
پاتریک"، من اول جلسه به همه گفتم"
اگه وسط حرف کسی بپری در حالی که ...مسئله شخصی مهمی برای گفتن نداری
.عواقبی برات داره ...
.زبونت رو بیار بیرون - .از این سس تندها نریز -
.قانون قانونه. زبون
.حالا، این پادزهرشه
ولی بهت نمیدم تا وقتی که تو یه چیز
.شخصی از خودت رو بگی
.پدرم هیچوقت دوستم نداشت
.چیزی که ما نمیدونیم
من بعد از پخش تکرار سریال
.حقایق زندگی" داستان سکسی مینویسم"
.کافی نیست
.دیشب "توتی" "بلر" رو مجبور کرد زین تنش کنه
.این ارزش شیر رو داره
.یه کپی برای من بفرست
،هی، "چارلی". اوه، شرمنده .فکر کردم تا حالا کارت تموم شده
من فقط اومدم تا به "نولان" بگم
من تموم 16 تا قوری نقره مادربزرگت رو
.توی سه ساعت توی سایت ایبی فروختم
.این عالیه. من واقعاً به پولش احتیاج دارم
،من همش به ساقی ماریجوانا میگم
".نمیدونم پولام کجاست"
.فقط همین. من میرم - .دیر شده. قانون جدید -
،وقتی وسط کار گروهم میپری
.باید این سس تند رو بریزم روی زبونت
.شوخیت گرفته
.زبون
،حالا، برای گرفتن شیر
.یه چیز شخصی از زندگیت رو بگو
شوهر سابق من با پرستار بچه بهم خیانت کرد
.و اون خیلی نامرده
.خیلی خوبه، اسمی نبر، لطفاً
کجا بودیم؟
.تو داشتی کم کم جلسه رو تموم میکردی
.نه، اینطور نیست. ما هنوز 20 دقیقه وقت داریم
.ارزش امتحان داشت
."هی، "چارلی
.شرمنده که پریدم وسط جلسه
.دوست دخترت هم باید انجامش بده
.متاسفم، عزیزم
هر کسی که وسط جلسه بپره
.باید سس تند بریزیم روی زبونش
.اوه، باشه
.به هر حال، من یه خبر عالی دارم
.من برای خونه نیمه کارم جواز گرفتم
.خب، تبریک میگم
هی، بچهها، "ساشا" داره جایی رو باز میکنه
که فاحشهها بتونن زندگی کنن .و توی خیابونها نباشن
لعنتی، چطور اینکار رو کردی؟ .از چشمات هم اصلاً اشک نیومد
اوه. من یه مشتری عجیب از ژاپن داشتم
.که وقتی فلفل تند میخوردم کلی پول بهم میداد
.پس، آره، این؟ اصلا چیزی نیست
.دوست دختر تو برای تمام زنها الگوی خوبیه
یعنی، کی فکر میکرد میشه با خوردن غذا
جلوی تاجر ژاپنی پول در آورد؟
.مشخصه نکته رو نگرفتی
من پول فروش قوری رو بهت میدم
اگه تو توی چشمام نگاه کنی
.درحالی که داری یه بسته چیپس میخوری
.باشه
،خیلی خب، بچهها، هفته بعد ،اگه حرف اضافی توی جلسه بزنید
.باید یه خط پودر واسابی رو از دماغ بکشید بالا
.عمراً بتونید این رو تحمل کنید
.خب خبر خوبی بود درباره این خونه نیمه کاره
.خب، حقیقتش، من یه کم نگرانم
من به دخترها گفتم که با جاکشهاشون دیگه کاری نداشته باشن
.و من امشب میبرمشون به خونه جدید
خب، پس برای چی نگرانی؟
یعنی، جاکشها معمولاً آدمهای فهمیدهای هستن، درسته؟
خب، پیمانکار الان تماس گرفت
.و خونه تا دو روز دیگه آماده نمیشه
.پس من جایی واسه موندن ندارم
.باشه، حالا من دارم نگران میشم
بیخیال، "چارلی". فقط .واسه چند روزه
خواهش میکنم؟
.نمیدونم
کجا میخوان بخوابن؟
.من حوله به اندازه کافی ندارم
و اونها حتی نمیتونن برای صبحانه برشتوک بخورن
.چون من الان همه شیر رو مصرف کردم
خواهش میکنم؟
.خیلی خب، باشه
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari
.خانمها، خانمها، ببینید
،میدونم که شما تازه اومدین اینجا
.ولی لطفاً وازلین من رو مصرف نکنید
.مخصوصاً بعد از اینکه پفک خوردین
شرط میبندم کار "کیمی" بود. میدونی .که پوستش مثل تمساحه
.که به صورت عجیبی دستاش پفکی نیست
.من ساندویچ درست کردم
تو نون کنار ساندویچ رو بردیدی؟
.لازم نیست اینقدر بهشون برسی
.آنجلینا" داره پفکی که توی وازلین رفته رو میخوره"
من فقط میخوام اونها بدونن .که هواشون رو دارم
.حقیقتش، اونها تازه یکی از دوستاشون رو از دست دادن
.تیکه تیکه میکنمت، جنده - .کون لقت، فاحشه -
.فکر کنم بدونم چرا کسی دنبالشون نمیگرده
.تو حتی بلد نیستی چطور بازی کنی
.به من دست نزن - هی، هی، هی. چه خبر شده؟ -
نیکی" توپ سیاه رو برداشت"
.یه سوال پرسید و جاش رو عوض کرد
،وقتی به توپ دست میزنی .خطا به حساب میاد
این درسته، "چارلی"؟ - .خب، آره، قانون همینه -
آه. هر وقت که خوابت ببره .من میکشمت
.درک میکنم
.خیلی خب، تو به این قضیه برس من برم یه اسلحه پیدا کنم
.و یه بسته ردبول سر بکشم
.چارلی"، صبر کن"
.مادرم الان یه پیامک بهم داد
.یه اتفاق خیلی بد افتاده - چی شده؟ -
...خب، همسایش یه شامپانزه داره
.اوه، نه. درباره این شنیده بودم
اون به میمون غذا داده و اون صورتش رو زخمی کرده؟
نه، نه. تولد میمونه بود
و اون رفت که براش کارت بگیره
و توی فروشگاه افتاد پایین .و به سرش ضربه خورد
شما کی میخواین یاد بگیرین که اینها حیوان وحشی هستن
و کارت براشون اهمیت نداره؟
یعنی، حالش خوبه؟ - اون شاید باید عمل کنه -
.و من باید برم - ...خب، البته که باید بری -
تا چند روز دیگه که همه دخترها از این خونه رفتن، درسته؟
.میدونم که این کار سختیه برات
تو تنها کسی هستی که بهش .اعتماد دارم که مواظب اینها باشه
پس، این کار رو میکنی؟ - .آره، مشکلی نیست -
.فقط منم و یه خونه پر از فاحشهها
من تمام زندگیم داشتم برای این .لحظه آماده میشدم
هی، "چارلی". ماشینت روی چمن .حیاط جلو پارک شده
چطور رفته اونجا؟ - .جاییه که من پارکش کردم -
تو ماشین من رو گرفتی؟ - .اینجوری به من اتهام نزن -
.آره، همینطوره
اگه جاکش من قرار نیست ،من رو اینور و انور برسونه
.من خودم باید یاد بگیرم. کارم هم خوب بود
.من فقط به دو تا از جعبه پستی همسابه هات زدم
.چاروی"، نوبت منه که برم حموم"
.خیلی میترسم که اونجا تنها باشم
.تو با من میای
آره، ببین، اگه با "ساشا" نبودم قضیه فرق میکرد
.یا اینکه اگه کاملاً کر بودم
.ولی متاسفم، این اتفاق نمیافته
باشه، خب، اگه نظرت عوض شد
...و خواستی بیای پیشم
.من دنیات رو تکون میدم
.این جمله رو خوب گفتی. میدونستم میتونی
.خوب شد نرفتی. این جنده دیوونه هست
.سلام
این زنها اینجا چیکار میکنن؟
اونها یه مشت فاحشه هستن که .دیگه فاحشه گری نمیکنن
اوه، نه. چی شده؟
ظاهراً رویای آمریکایی که بدنت رو
توی خیابون به غریبهها بفروشی .دیگه طرفدار نداره
.ساشا"، اونها رو آورده اینجا" - ببین، امیدوارم بتونی بپیچونیشون -
چونکه یکی از دوستام که توی سالن راکسی کار میکنه
بهم گفت که گروه رولینگ استونز
.امشب اونجا یه اجرای مخفی دارن
.توی راکسی؟ اونجا خیلی کوچیکه
اونقدر نزدیکیم که ما حتما میتونیم
اون شیشه جادویی یا هر چیزی که .کیت ریچاردز" زنده نگه میداره رو بدزدیم"
رفیق، این فرصتیه که فقط .یه بار توی زندگی پیش میاد
هیچکس از این قضیه خبر نداره. اونها .قراره با اسم "یاقوت سه شنبه" اجرا کنن
،اوه، این عالی به نظر میرسه .ولی من نمیتونم
من به "ساشا" قول دادم که تا وقتی .که بر گرده حواسم به دخترها باشه
خیلی خب، پس تو قراره اجرای بهترین گروه راک دنیا رو از دست بدی
در حالی که نمیتونی این 5 تا فاحشه رو بکنی؟
.ببین، من باید اینجا مسئولیت پذیرباشم
به "جوردن" بگم که بیاد مواظبشون باشه
.تا من بتونم برم به کنسرت
.این دخترها اون رو زنده زنده میخورن
حق باتوئه، حق باتوئه، ولی اون تنها کسیه که میدونم
.که هیچ برنامهای برای شب یکشنبه نداره
."هی، "جوردن
امشب چیکار میکنی؟
اوه، واقعاً؟
.دارم میام
هی، "نولان". اینجا چیکار میکنی؟
.تا چند روز دیگه پولت دستم نمیرسه
.درباره اون نیست
.الان فهمیدم که چرا قوریها سریع فروش رفتن
."اوه، من میدونم چرا، "نولان
.چونکه من کلمه کمیاب رو برای توصیفشون نوشتم
.آره، میتونه همین باشه
یا اینکه میتونه به خاطر این باشه که توی عکسی که از قوری گذاشتی
.بازتاب پستونهای لختت معلومه
.اوه، خدای من
.اوه، خدای من. هوا گرم بود
.من داشتم خونه رو تمیز میکردم
.لباسم رو درآوردم
... و بعد تصمیم گرفتم که عکس رو بگیرم و
!احساس حماقت میکنم - .اوه، ناراحت نباش -
مردم از این اشتباهها توی ایبی .زیاد انجام میدن
من بازتاب پستونها رو روی .ماشینها، توسترها، آینهها دیدم
بعضی وقتها یه روز طول میکشه .تا دنبالشون بگردی
No comments yet. Be the first to leave one.