The first 200 lines.
يعني کونت رو رنگ آبي زدي و
هيچکس نفهميد شلوارت سوراخه؟
آره، جواب داد، جواب داد
حُقه خوبيه
همين که جواب داده يعني خوبه
اين چيه؟
!آره
!آره
!به اين ميگن يه شروع عالي واسه امروز
!و يه خبر هم داريم
!خبر داريم
!اوه
آهنگ عالي و خبراي خوب!؟
،آره، و توي آهنگ اشارهاي به خبره شد تا منطقي باشه
خبر چيه؟
!پيت رواني
!پيت رواني" برگشته به شهر"
وايسا، چي؟
واو
!روانيمون برگشته، کونيها
وايسا يه لحظه، وايسا
همون يارو که توي دبيرستان با هم بودين و خونوادهش رو کُشته و خورده؟
آره، آره
ولي خيلي تو فکرِ اون قضيه نرين
الان رديفه، از تيمارستان اومده بيرون
پس... ميخوايم "قطار باري" ـمون رو دوباره تشکيل بديم
!...قطار باري
.: پیت روانی باز میگردد :.
« تـي وـي وُرلـد با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
ترجمه از: امين و سعيد AminGeneral & Ozymandias
اصلاً خوب نيست
هيچ راهي نداره اون ديوانه رو به بارمون راه بديم
اون حالش خوب شده
اونا مغزش رو درمان کردن و الان ديگه خوب شده
آره، درمانش کردن، درمانش کردن
نه
نميشه يه نفر رو که آدم کشته و اونا رو خورده
درمان کرد
بيمارستان گفته مشکلي نداره، پس نداره
اون حبس خودشو کشيده
نه، نه، نه، نه
من با اين جماعت رواني توي تيمارستان زندگي کردم
واسه اين حروميهاي ديوانه هيچ درماني نيست
،خيلي ناراحتکننده ـست ولي وقتي مغزت
گوزپيچ بکنه، هميشه گوزپيچ باقي ميمونه
عمراً بذاريم اون روانيِ عقبمونده
نزديک بارمون بشه
تموم شد رفت
ببخشيد
...هي، دارم با دوستام حرف ميزنم، پس - ،چارلي جدي ميگيم -
!اون قاتل زنجيرهاي رو نزديک ما نيار، رفيق
،هي چارلي
منم... پيتر
خب؛ من هيچ پيتري نميشناسم، و
،نميدونم تو چطوري اسم منو ميدوني ولي اگه آبجو ميخواي
برو بگير، اسکول
...وايسا، وايسا، وايسا پيتر... پيت، خودتي؟
پيت رواني"؟"
!اوه
!رفيق، چه بدريخت شدي
من نشناختمت پسر
!پيت رواني
موهات چي شدن؟
قبلاً کلي مو داشتي
همينطوري با دستات اونا رو کندي؟
!خيلي روانيه اين حرکت - نه، ارثي ـه -
!اوه، ارثي، چه خفن
چي بهت دادن بخوري، داداش؟
!خيلي گنده شدي، به پهلوهاش نگاه کن
آره، يه مدتي ـه با وزنم مشکل دارم
دوا درمان هم فايده نداشته
اوه، آره - مشکلات رواني بودن -
هي، يه چيزي برات آماده کرديم رفيق
اوه آره، يه چيزي آورديم
!اوه
بيا، بيا تو قطار، بيا تو قطار
يه ذره صداشو کم کنين، فقط يه ذره
باشه، من کم ميکنم
ها؟
"باشه، شرمنده، آهنگ مخصوص "قطار باري برات آماده کرده بوديم
خب، چيکار ميخواي بکني؟ نميخواي يه ذره
خل بازي در بياري؟ نميخواي جايي رو داغون کني؟
آره، يادته ميرفتي روي کالسکه بچهها و تو صورتشون
داد ميزدي؟ اونام گريه ميکردن
اوه رفيق، خيلي خفن بود - در مورد اون کارا احساس خوبي ندارم -
راستش از خيلي از کارهايي که قبلاً ميکرديم پشيمونم
جدي؟
پس... هي، ميشه من
يه ليوان آبي چيزي بخورم؟
آره
آره
چارلي، ميشه يه لحظه باهات حرف بزنم؟ - آره، آره -
!اون بدجور ضدحال شده - خداي من -
ديگه اصلاً ازش خوشم نمياد
نه، نه، ديگه اصلاً رواني نيست
نه، شبيه "پيت مهربان" شده
بيشتر شبيه "پيت کسل کننده" شده
فکر کردم ممکنه اينجوري باشه
واقعاً؟ - يه نقشه دارم -
اونجا مغزشو شستشو دادن، مگه نه؟
هي، پيت؟
بله
ما ميريم
باشه
نقشه خوبي بود
آره
پيت، بابت اون حرفايي که در مورد مشکلاتِ روحي رواني ـت زديم
شرمنده
عصباني شدي؟
من منظوري نداشتم که به آدماي رواني "گفتم "عقبمونده
اشکال نداره
...ميدوني، ما يه چيزي
،چيز... اوه خدايا همين الان ـه
لعنتي، اي کاش ميتونستم بمونم
آره، منم
بدرود
فعلا
آب
ميبينيمت رفيق، موفق باشي
سلام
چارلي، مشکل اصلي افرادي که ميرن به ،تيمارستانهاي دولتي
تفکيک بين کليسا
و دولت ـه
توضيح بده
،اونا بيشتر وقتشون رو به جاي کشيش
با روانپزشک حرف ميزنن
کشيش تو رو از بندِ گناهانت
آزاد ميکنه
پيت رو که ديدي، احساسِ گناه ميکنه - آره -
بايد آمرزيده بشه، تا دوباره بتونه رواني بشه
!باشه
آره
فکر کنم گرفتم
ببين رفيق، من هميشه بخاطر افکار و تمايلات ـم
احساس گناه ميکنم، ولي نميرم پيشِ يه
روانپزشک، که مجبورم کنه با گناهام
روبرو بشم و باهاشون مقابله کنم
ميرم پيش يه کشيش، تا وجدانم رو پاک کنه و ادامه بدم
اونجاست
!اوه هي
!کريکت
باز چي ميخواين، ها؟
شد يه بار برخورد خوبي داشته باشي؟
آره، هيچوقت درست سلام نميکنه
اون ردا چيه؟
...ميخواي شبيه "شبح اپرا" بشي
يا چي؟
،دوستش ندارم، درش بيار ميخوايم باهات حرف بزنيم
در بيار، حرف داريم باهات
!يا خدا! يا خدا
چي شده؟
!بپوش
!بپوش
!بپوشش
چه بلايي سرِ صورتت اومده؟
ميخواين بدونين چي شده؟
آره
وقتي روز شکرگذاري منو توي خونهتون که داشت ميسوخت
زندوني کردين اينجوري شد
...نه، تو نبودي اونجا - نه -
فکر نکنم اونجا بودي، رفيق
بودم، مک. کُل صورتم سوخت
يادمه که بودم
چرا ما بايد تو رو به شام شکرگذاري دعوت کنيم آخه؟
مخصوصاً با اين قيافهت، همه رو توي
مهموني ميترسوني - !اين اتفاق توي خونهي شما افتاد -
نميفهمم چي ميگه - ميشه يه ذره -
تمرکز کنيم؟
کريکت، يه کاري ازت ميخوايم
آره، يه کاري ميخوايم
هي، برات آبجو آورديم
آبجو؟
باشه، کمکتون ميکنم
آبجوها رو بده
!واو! واو
5تا ديگه هست
بقيهش چي؟
همش که مالِ تو نيست شکمو
فکر کردي همهي آبجوهاي دنيا رو بهت ميديم؟
آه، چي ميخواين شما، چي ميخواين؟
ميخوايم که اعتراف دوستمون رو گوش بدي
و گناهاش رو بيامُرزي
خب؟
همين، مگه کارِ کشيشها همين نيست؟
چرا، همينه
همين؟
نميخواد براش ساک بزنم يا بذاره کونم؟
چرا بايد ازت...؟
نه، نه، چي؟ نه
رفيق، همين
فقط به اعترافش گوش بده
،باشه، ولي اگه بخواد بذاره کونم
،هر 6 تا آبجو رو ميگيرم آخه... منم شرافت دارم
باشه... پاشو بريم
باشه
يکي ديگه آبجو بده
،خب، بايد براش زحمت بکشي بايد زحمت بکشي
پس با مديران بيمارستان صحبت ميکنيم
بهشون ميگيم که اشتباه کردن
اشتباه؟
No comments yet. Be the first to leave one.